قطعا نیت خوبی پشت قانون اعمال سقف قرارداد برای فوتبالیستها وجود دارد ولی به هر حال قانون موفقی نبوده است.
به گزارش ، اگر چهار، پنج باشگاهی که توانایی پرداخت مبالغ بالا دارند را کنار بگذاریم، 12 ـ 10 باشگاه دیگر حتی اگر چنین قانونی هم وجود نداشت، توانایی پرداخت چنین مبالغی را نداشتند. راههای گریز زیادی برای این قانون وجود دارد. تیمهایی بودند که خارج از عرف پول نمیدادند و توانایی مالی زیادی نداشتند.
آنها در حال حاضر مجبورند نزدیک به قیمت سقف قرارداد حرکت کنند در حالی که اگر این قانون نبود، حدود 100 تا 150 میلیون به بازیکنان پرداخت میکردند. ارقامی وجود دارد که مشخص میکند 350 میلیونی که یک بازیکن میگیرد، چقدر برای باشگاه درمیآید. اگر بازیکن یک نفس بکشد، برای هر باشگاه چهار هزار و 950 تومان صرف میشود و یک دقیقه بازی کردن یک فوتبالیست حدود 300 هزار تومان میشود. در نهایت هزینه هر 11 بازیکنی که در زمین حاضر میشوند، نزدیک به 294 میلیون است. این آمار و ارقام هزینه بازی کردن بازیکنان در لیگ ماست.
اگر در این قانون دامنههای مختلف تعیین میشد و پس از آن بازیکنان را نرخ گذاری میکردیم عادلانهتر بود و بازیکنان تشویق میشدند که کیفیت بالاتری را بروز بدهند تا پول بیشتری بگیرند.
اما در حال حاضر همه خواهان حداقل 350 میلیون هستند. اقدامات برخی از رسانهها هم در افزایش قیمت بازیکنان تاثیر دارد. عکس فردی را چاپ میکنند و از او به عنوان موفقترین مدیر نقل و انتقالات نام میبرند و از او تقدیر میکنند.
کسی که بازیکنانی را که حتما قیمتشان 600 ـ 700 میلیون تومان بوده است را جذب کرده. اگر قرار بود واقعا سقف قرارداد رعایت شود باید از او به عنوان مخربترین مدیر نام میبردند. چون نمیشود این قانون را کنترل کرد، بعضی از تیمها بسیار قوی میشوند و تیمهای دیگر ضعیف میشوند و بلایی که بر سر فولاد خوزستان در سال 86 آمد، بر سرشان میآید. آن زمان گفتند که بودجه باشگاهها باید 60 درصد کاهش پیدا کند، ما این کار را کردیم و 16 بازیکن خود را از دست دادیم. همچنین طبق ابلاغی که شده بود، بازیکن و مربی خارجی هم جذب نکردیم. تنها باشگاهی بودیم که این کار را انجام داد و به لیگ یک هم سقوط کرد.
قانون سقف قراردادها توسط سازمان لیگ وضع میشود و توسط او نیز نظارت شود و باید با تخلفات هم برخورد کند. بسیاری از مدیران اعلام کردند که سال گذشته سقف را رعایت نکردند و بر اساس قانون باید با آنها برخورد میشد اما تاکنون هیچ برخوردی انجام نشده است. اگر از 10 سال پیش که لیگ ما حرفهای شده بود، سالی یک زمین چمن در هر شهر و باشگاهی اضافه میشد، در حال حاضر هر تیم لیگ برتری یک زمین چمن عالی داشت. اما ما هیچ هزینهای برای آموزش و افزایش کیفیت فوتبال انجام ندادیم و فقط پول بازیکنان را بیشتر کردیم. در واقع در یک دایره شیطانی افتادهایم که دائما در آن تاب میخوریم و به هیچ جا نمیرسیم و چیزی هم به ما اضافه نمیشود. به کسی هم فرصت نمیدهند که از این جرگه بیرون بیاید. چون اگر دنبال کارهای دیگر برود، نتیجه نمیگیرد.
به گزارش ، اگر چهار، پنج باشگاهی که توانایی پرداخت مبالغ بالا دارند را کنار بگذاریم، 12 ـ 10 باشگاه دیگر حتی اگر چنین قانونی هم وجود نداشت، توانایی پرداخت چنین مبالغی را نداشتند. راههای گریز زیادی برای این قانون وجود دارد. تیمهایی بودند که خارج از عرف پول نمیدادند و توانایی مالی زیادی نداشتند.
آنها در حال حاضر مجبورند نزدیک به قیمت سقف قرارداد حرکت کنند در حالی که اگر این قانون نبود، حدود 100 تا 150 میلیون به بازیکنان پرداخت میکردند. ارقامی وجود دارد که مشخص میکند 350 میلیونی که یک بازیکن میگیرد، چقدر برای باشگاه درمیآید. اگر بازیکن یک نفس بکشد، برای هر باشگاه چهار هزار و 950 تومان صرف میشود و یک دقیقه بازی کردن یک فوتبالیست حدود 300 هزار تومان میشود. در نهایت هزینه هر 11 بازیکنی که در زمین حاضر میشوند، نزدیک به 294 میلیون است. این آمار و ارقام هزینه بازی کردن بازیکنان در لیگ ماست.
اگر در این قانون دامنههای مختلف تعیین میشد و پس از آن بازیکنان را نرخ گذاری میکردیم عادلانهتر بود و بازیکنان تشویق میشدند که کیفیت بالاتری را بروز بدهند تا پول بیشتری بگیرند.
اما در حال حاضر همه خواهان حداقل 350 میلیون هستند. اقدامات برخی از رسانهها هم در افزایش قیمت بازیکنان تاثیر دارد. عکس فردی را چاپ میکنند و از او به عنوان موفقترین مدیر نقل و انتقالات نام میبرند و از او تقدیر میکنند.
کسی که بازیکنانی را که حتما قیمتشان 600 ـ 700 میلیون تومان بوده است را جذب کرده. اگر قرار بود واقعا سقف قرارداد رعایت شود باید از او به عنوان مخربترین مدیر نام میبردند. چون نمیشود این قانون را کنترل کرد، بعضی از تیمها بسیار قوی میشوند و تیمهای دیگر ضعیف میشوند و بلایی که بر سر فولاد خوزستان در سال 86 آمد، بر سرشان میآید. آن زمان گفتند که بودجه باشگاهها باید 60 درصد کاهش پیدا کند، ما این کار را کردیم و 16 بازیکن خود را از دست دادیم. همچنین طبق ابلاغی که شده بود، بازیکن و مربی خارجی هم جذب نکردیم. تنها باشگاهی بودیم که این کار را انجام داد و به لیگ یک هم سقوط کرد.
قانون سقف قراردادها توسط سازمان لیگ وضع میشود و توسط او نیز نظارت شود و باید با تخلفات هم برخورد کند. بسیاری از مدیران اعلام کردند که سال گذشته سقف را رعایت نکردند و بر اساس قانون باید با آنها برخورد میشد اما تاکنون هیچ برخوردی انجام نشده است. اگر از 10 سال پیش که لیگ ما حرفهای شده بود، سالی یک زمین چمن در هر شهر و باشگاهی اضافه میشد، در حال حاضر هر تیم لیگ برتری یک زمین چمن عالی داشت. اما ما هیچ هزینهای برای آموزش و افزایش کیفیت فوتبال انجام ندادیم و فقط پول بازیکنان را بیشتر کردیم. در واقع در یک دایره شیطانی افتادهایم که دائما در آن تاب میخوریم و به هیچ جا نمیرسیم و چیزی هم به ما اضافه نمیشود. به کسی هم فرصت نمیدهند که از این جرگه بیرون بیاید. چون اگر دنبال کارهای دیگر برود، نتیجه نمیگیرد.