خیلی گیج بودم یک دفعه به یاد باجناقم یاسر افتادم، تماس گرفتم و از او خواستم به خانه من بیاید. یک ساعتی طول کشید تا خودش را برساند. وقتی آمد و جسد را دید، شوکه شد. به من گفت برو خودت را به پلیس معرفی کن. قبول نکردم و از او خواستم کمکم کند جسد را به حمام منتقل کنم. او هم کمک کرد. بعد از خانه بیرون رفت.
شرق: مردی که در درگیری لحظه‌ای شوهرخواهرش را به قتل رسانده ‌و جسد او را به آتش کشیده است، پای میز محاکمه رفت و جزییات ماجرا را توضیح داد.
این مرد ورزشکار که مدعی ‌است شوهرخواهرش را با ضربه مشت به قتل رسانده، دیروز در دادگاه گفت از ترسش جسد مقتول را به آتش کشید.
نماینده دادستان دیروز وقتی در جایگاه ویژه شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران ایستاد، خطاب به هیات قضات گفت: 26 اردیبهشت سال 88 به ماموران خبر دادند مردی به نام فردین گم شده‌ است، تحقیقات در این خصوص آغاز شد و بررسی‌ها نشان داد این مرد آخرین‌بار با برادرزنش فاضل صحبت کرده‌ بود، بنابراین احتمال می‌رفت فاضل در جریان گم شدن فردین باشد.
وقتی فاضل بازجویی شد ادعا کرد از شوهرخواهرش خبر ندارد اما در نهایت لب به اعتراف گشود و گفت او را به قتل رسانده ‌است. فاضل در بازجویی‌ها نحوه به قتل رساندن شوهرخواهرش را توضیح داد و صحنه قتل را هم بازسازی کرد. بنابراین من به عنوان نماینده دادستان تهران و با توجه به تقاضای اولیای‌دم درخواست صدور حکم قانونی را دارم. ضمنا متهم علاوه بر اینکه فردین را به قتل رسانده، از طریق آتش زدن جسد مقتول، جنایت بر میت نیز مرتکب شده‌ و اموال او را هم سرقت کرده ‌است.
در ادامه اولیای‌دم مقتول درخواست صدور حکم قصاص کردند. پدر مقتول گفت: پسرم 300 میلیون تومان پول داشت که متهم بعد از به قتل رساندن او پول را برداشته ‌و تاکنون به ما نداده است. او پسرم را به خانه کشاند و بعد از قتل، جسدش را سوزاند.
جسد پسرم طوری سوخته بود که قابل شناسایی نبود و فقط استخوان‌های او به دست من رسید.
سپس فاضل به عنوان متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهام قتل و جنایت بر میت را قبول دارم اما من سرقتی انجام ندادم. من و فردین خیلی با هم دوست بودیم هرچند او شوهرخواهرم بود، رفاقت ما آنقدر عمیق بود که دیگر فامیل بودن را فراموش کرده‌ بودیم. فردین راننده تریلی بود و من شغل آزاد داشتم. مغازه‌ام نزدیک مغازه فردی بود که با فردین اختلاف داشت.
ماجرا از این قرار بود که فردین پولی به شخصی به نام محمد داده ‌بود و او هم پول را پس نمی‌داد چون من همسایه محمد بودم فردین مرتب با من تماس می‌گرفت تا محمد را زیرنظر داشته‌ باشم. تا اینکه شب حادثه من به خانه باجناقم در محله شاه‌ عبدالعظیم رفتم. قرار بود شب آنجا بمانیم حدود 9 شب بود که فردین تماس گرفت و از من خواست در خانه‌ام منتظرش باشم. گفتم من جایی میهمان هستم جواب داد کار واجبی دارد و باید حتما همدیگر را ببینیم. فکر کردم با محمد درگیر شده است خودم را به خانه رساندم و منتظر فردین شدم. وقتی آمد شام هم خریده‌ بود.
داشتیم شام می‌خوردیم که من از او پرسیدم ماجرا چیست او گفت می‌خواهد در مورد محمد صحبت کند. من از اینکه بابت چنین مساله‌ای من را از میهمانی بازداشته بود، عصبانی شدم او به شوخی ضربه‌ای به پیشانی من زد و گفت تو از زنت می‌ترسی به همین دلیل هم آن میهمانی برایت مهم است.
من هم عصبی شدم و یک ضربه به سمت چانه‌اش پرت کردم فردین جاخالی داد و ضربه به سرش برخورد کرد و روی زمین افتاد، نبضش را گرفتم و دیدم خیلی نامنظم می‌زند چون من ورزشکار هستم، بلد بودم عملیات احیا انجام دهم. چند لحظه بعد خون زیادی از گوش‌ها و بینی‌اش بیرون زد، نبضش را گرفتم، دیگر قلبش تپش نداشت، خیلی ترسیده بودم و نمی‌دانستم باید چه کنم. او را لای فرشی پیچیدم.
خیلی گیج بودم یک دفعه به یاد باجناقم یاسر افتادم، تماس گرفتم و از او خواستم به خانه من بیاید. یک ساعتی طول کشید تا خودش را برساند. وقتی آمد و جسد را دید، شوکه شد. به من گفت برو خودت را به پلیس معرفی کن. قبول نکردم و از او خواستم کمکم کند جسد را به حمام منتقل کنم. او هم کمک کرد. بعد از خانه بیرون رفت.
صبح که شد خواهرم با من تماس گرفت و گفت فردین دیشب به خانه نیامده‌ و از من کمک خواست، نمی‌دانستم باید چه کنم. گفتم به پلیس خبر بده تا دنبالش بگردیم. بعد خودم مقداری مصالح خریدم و به خانه رفتم جسد را روی سرامیک گذاشتم و بعد روی آن را با سیمان پوشاندم و یک سکو درست کردم تا کسی متوجه نشود.
فردای آن روز به دنبال همسر و فرزندم رفتم و آنها را به خانه آوردم، ضمن اینکه همراه خواهرم دنبال فردین هم می‌گشتم. چند روز بعد سکو را خراب کردم و جسد را داخل کیسه‌ای گذاشتم و لای یک فرش پیچیدم و پسر همسایه‌ را صدا کردم و او کمک کرد تا جسد را در ماشین بگذارم و بعد به سمت بیابان‌های اطراف ورامین رفتم.
برای اینکه اثر انگشتم نماند، آن را با بنزین سوزاندم. قصدم این بود که اثر انگشتم مشخص نشود. در نهایت هم پلیس از روی شماره تلفن‌ها من را شناسایی کرد.
متهم گفت: در زندان شنیده‌ام اگر همان لحظه خودم را به پلیس معرفی می‌کردم، شاید قتل غیرعمد شناخته می‌شد و من حالا با مجازات قصاص روبه‌رو نبودم. من از کرده خودم پشیمان هستم و درخواست دارم اولیای‌دم گذشت کنند.
بنا بر این گزارش بعد از پایان جلسه محاکمه، هیات قضات شعبه 74 برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند و متهم را به خاطر قتل عمدی شوهرخواهرش به قصاص نفس و به خاطر جنایت بر میت به پرداخت دیه محکوم کردند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین