امروز برخی برای حمله به کسانی که با موضع آنها مشکل دارند، از قطعنامه 598 استفاده می کنند و این گونه جنگ را می سایند و از آن یک آرمان می سازند و پذیرش قطعنامه را شکست این آرمان می دانند.
و امروز شکست آن آرمان، بهانه ای شد برای حمله به برخی شخصیت ها در پذیرش قطعنامه 598. آنها می گویند: امام موافق ادامه جنگ بود به فلان دلیل، که دلیل را از خود می تراشند و هیچ مدرکی از امام نمی دهند و می گویند فلانی مقصر بود و امام را وادار به پذیرش قطعنامه کرد؛ بسی بی انصافی درباره امام!
اما اگر ما بخواهیم نظر امام را بدانیم، باید به صحیفه نور مراجعه کنیم.
نظر امام درباره جنگ
امام برای جنگ به خودی خود، هیچ ارزشی قایل نبود و آن را این گونه بیان می کند: جنگ در اسلام، چیزی نیست که خودش یک مطلب و طرحی باشد. (ج 12ص 392 )
نظر امام درباره جنگ در جهان اسلام
امام به طور کل با جنگ در جهان اسلام مخالف بودند و آن را موجب تضعیف اسلام می دانست که علت آن، دخالت و نقش قدرت های استعماری است، چنانکه در جلد یک صفحه 376 می فرماید:
«سران دول اسلامی توجه داشته باشند که اختلافاتی که در عراق، ایران و در سایر ممالک اسلامی ایجاد میکنند، هستی آنها را به باد میدهد، زیرا به اسم مذهب و به اسم اسلام میخواهند اسلام را از بین ببرند. دست های ناپاکی که بین شیعه و سنی در این ممالک اختلاف میاندازد، نه شیعه هستند و نه سنی؛ اینها دست های ایادی استعمار هستند که میخواهند ممالک اسلامی را از دست مسلمانان بگیرند و ذخایر آن را چپاول کرده و برای ممالک به اصطلاح مترقی، بازار سیاه درست کنند».
امام همچنین با اشاره به نقش اروپا، آمریکا و شوروی در جهان اسلام در جلد 4 صفحه 239 می فرماید: «اینها میخواهند مخازن ما را ببرند، و همه چیز ما را از بین ببرند، و ما را به یک حال عقب مانده بیچاره نگه دارند. خوب، چه بکنند؟ مطالعه کردهاند، به این رسیدهاند که باید اینها را از هم جدا کرد و باید به واسطه مسائل این کشورها، مسلمین را اول از هم جدا کنند و به همین منظور باید عراق، ایران، افغانستان و آن پاکستان و این چه و آن چه، را از هم جدا کرد تا هر کدام با دیگری جنگ کنند. خوب، این یک راه فرج است تا این کشورها نتوانند به خودشان مشغول باشند و با هم مجتمع بشوند که مقابل ابرقدرت ها بایستند».
امام حتی جنگ عرق علیه ایران را ساخته استکبار می دانست و از ارتش عراق می خواست ابزار دست استکبار نباشد و کورکورانه از صدام پیروی نکند.
امام صحیفه نور ج 13 ص 255 در تاریخ دوازدهم مهر 1359 می فرماید: «با کمال تأسف و تأثر مشاهده میکنیم که کفار و نوکران خبیث آنان دو طایفه از مسلمانان را به جان هم ریخته و خودشان در کناری نشسته و میخواهند از این موضوع استفاده کنند.
ای افسران و درجه داران و سربازان عراق، آیا میدانید چه میکنید و خود را برای چه انگیزهای به هلاکت میکشید؟»
صحیفه نور پر است از این نوع نگاه امام به جنگ در جهان اسلام که برای اختصار از نقل آن خودداری می کنم.
چرا امام دفاع مقدس را می ستاید
امام جنگ عراق علیه ایران را نقشه غرب می دانست برای زمین گیر کردن انقلاب ایران و چون ایران مورد تهاجم قرار گرفته، اقدام به دفاع کرده است. امام جنگ را از این دید می ستاید که انسان ها از شرف خود دفاع می کنند.
ایشان با اشاره به تجاوز رژیم صدام به ایران در پنجم مهر 1359، جلد 13 صفحه 243 می فرماید: «جنگ، جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است، و میهن از جان عزیزتر ما، امروز منتظر است تا یکایک فرزندان خود را برای نبرد با باطل مهیا سازد. ما برای میهن عزیزمان تا شهادت یکایک سلحشوران ایرانی مبارزه میکنیم و پیروزی ما حتمی است».
امام چرا می گفت، جنگ یک نعمت بود
امام در دیدار با مرزنشین کشور در هشتم مهر 1359 (جلد 13 صفحه 246) می گویند: این شر یعنی جنگ از آن جهت خیر بود که:
1ـ در این جنگ تحمیلی، ثابت شد که ارتش نیرومند است و ارتش با سایر قوای مسلّحه با هم هستند، تفاهم دارند و به یکدیگر وفا دارند و این خود خیری بود که جلوی شایعات را گرفت.
2ـ جهت دیگر اینکه ثابت شد اشخاصی که ادعا میکنند و میکردند که ما طرفدار مظلومین هستیم، طرفدار خلق هستیم، فدایی خلق هستیم، مجاهده برای مردم میکنیم، همه این حرفها، صحبت های خلاف واقع بوده است.
3ـ دیگر اینکه دایماً میگفتند که انقلاب در اول یک چیزی داشت: مردم با هم بودند و حالا دیگر نیستند و این حرف های نامربوط که هی دایماً میگفتند، باز در این جنگ ثابت شد که سرتاسر کشور با هم هستند و مردم به همان روح انقلابی باقی مانده اند.
4ـ به علاوه، اصل جنگ که واقع میشود، ولو اینکه این جنگ تحمیلی است، لکن، انسان از آن خستگی و چیزهایی که انسان را سست میکند، بیرون میآید و فعالیت میکند و جوهره انسان، که باید همیشه متحرک و فعال باشد، بروز میکند... و یکی از امور که باز خیر بود برای ما، اینکه دولت عراق فهمید که با کی طرف است.
5ـ از دیگر خیرهای که امام برای جنگ می شمارد، مشخص شدن فرق جهان اسلام با جهان غیراسلامی است، (ما دستمان بسته است از این جهت که نمیخواهیم مردم عادی و مردم بیگناه تلف بشوند و آنها دستشان باز است از باب اینکه اعتقاد به آن چیزهایی که در اسلام مطرح است، آن چیزهایی که «انسان بما أنّه انسان» میفهمد، آن چیزهایی که شرف انسان اقتضا میکند، آنها این مسائل پیششان مطرح نیست. آنها همان پیش بردن و رفتن و زدن و اینطور چیزها، لکن اینطور نیست که مملکت ایران نتواند اینها را از بین ببرد، لکن میخواهد قدم به قدم پیش برود که مبادا بیگناه ها ـ خدای ناخواسته ـ زیر پا بروند»
امام در همین سخنرانی شان، مذاکره را مطلقا رد نمی کند و تأکید می کند: «بله، اگر اینها بروند کنار و از همه جا بیرون بروند و از همه جا و تسلیم بشوند، آن وقت ممکن است که به واسطه اینکه بین مسلمین خیلی [تفرقه] نشود، ما هم یک سکوتی بکنیم، والّا مادامی که اینها اسلحه دستشان است، ما هم اسلحهمان ایمان است، سلاحمان اسلام است. ما با آن سلاح ایمان و اسلام پیش میبریم و خواهیم پیش برد».
امام در سخنرانی دیگری در چهاردهم آبان 1359 با آگاهی از تبلیغ عده ای علیه جنگ با تأکید به اینکه صدام با به راه انداختن این جنگ، باعث ضرر و زیان به خود و اسلام شد که در اینجا منظور امام از اسلام ایران است، به برشماری برکات جنگ می پردازد؛ البته در فرازی، سخنان گذشته خود را تکرار می کند و می فرماید: شما ببینید در این جنگی که به ایران تحمیل کردند و اشخاص خائن به اسلام، مخالف سرسخت با اسلام، این جنگ را به پا کردند، ایران چه طور بار دیگر زنده شد و سرتا سر ایران با یک مقصد یکپارچه دوباره انقلاب کرد؛ کدام کار ممکن بود که این طور مردم را بسیج کند؟ این جنگ بود که بسیج کرد. پس [در] جنگ چیزهایی است که ما خیال میکنیم بد است، بعد خوب از کار درمیآید.
البته جوان هایی از دست دادیم. این اسلام از این جوان ها خیلی از دست داده و ما در این جنگ بیشتر از جنگ صفین تا حالا از دست ندادیم و خیلی هم کمتر است، لکن برای اسلام است. وقتی برای اسلام است، ما چه باکی داریم. جنگ، ما را بیدار کرد. آن رخوت و سستی اگر پیدا میشد، دوباره برگشت به یک قرصی و محکمی... ( ج13 ص 329 )
ـ یکی از برکاتی بود که از این جنگ تحمیلی برای آنها ننگ بار آورد و برای ملت ما سلحشوری و قدرتمندی و بیداری...
همان گونه که در بیان امام می بینیم، ایشان جنگ را موجب تثبیت نظام نمی داند، بلکه این تحلیل غرب بود که ایران با ادامه جنگ می خواهد نظامش را تثبیت کند، در حالی که ایران تلاش می کرد از شرف خود دفاع کند و افزون بر این می کوشید با تلاش در صحنه دیپلماسی به صلح تحمیلی تن در ندهد. ایران مجبور بود جنگ را برای رسیدن به خواسته های حق خود و نجات مردم عراق از شر صدام ادامه دهد.
و حال پس از گذشت سالیان متمادی، برخی آن حرف را با برداشتی دیگر بیان می کنند به نام اینکه جنگ یک نعمت بود، در حالی که امام جنگ را شر می داند، ولی می گوید این شر باعث خیرهایی هم شد و آنها را می شمارد، ولی هیچ جای سخنرانی شان، جنگ را عامل تثبیت نظام نمی داند.
امام در هفدهم مهر 1359در مصاحبه با خبرنگار خارجی (ج 13 ص 261 ) در پاسخ به این پرسش: شما راجع به جنگ چه فکر میکنید و نظرتان درباره این جنگ و آینده آن چیست، می فرماید: «آتیه جنگ با ماست»، برای اینکه ما تمام ملت همراهمان است.
امام جنگ را به دلیل اینکه در آن عده ای از انسان ها به وظیفه انسانی ملی و دینی عمل کرده اند، می پذیرد، نه از جنگ بلکه از انسان های والا مقام ستایش می کند و این را نعمت می داند و می فرماید: تشکر می کنم از همه قوای مسلحهای که در این جنگ بین اسلام و کفر، قیام به وظیفه کردند و خوب هم قیام کردند. شهید دادند و خرابی برای مملکتمان وارد شد. اینها هم شهید دادند و کوشش و مردانه قیام کردند (صحیفه نور ج 13 ص 299).
سرزنش جنگ از زبان امام
امام جنگ را سرزنش می کند و در نامه به ملت و ارتش عراق (صحیفه نور ج 13 ص 267) می نویسد: من بسیار متأسفم که برای شهوت و شهرت طلبی یک یا چند نفر از خدا بی خبر، جوانان برومند عراق را با اغفال و اکراه و جبر به میدان نبرد با برادران مسْلم خود فرستادهاند و تاکنون چند هزار نفر از جوانانی که باید در خدمت اسلام، با کفار به جنگ برخیزند، در خدمت دشمنان اسلام به هلاکت کشانده و فدای اغراض شیطانی خود کردهاند... .
امام در دیدار با خانواده شهدای نیروی هوایی در هشتم دی 1359 می گوید: ما برای حفظ استقلال و آزادی خود باید استقامت کنیم، در عین حال ایشان درباره جنگ چنین می گویند: جنگ ها کمبود دارد، جنگها شهادت دارد، جنگ ها خوف دارد برای بسیاری، جنگ ها گرسنگی دارد، جنگ ها گرانی دارد، جنگ ها خرابی دارد و همه چیزهایی که لوازم جنگ است. (ج 13 ص 463 )
امام پس از دو سال از جنگ در 26 بهمن 1361 در وصیت نامه خود ـ که آخرین نظرش باید بازتاب داده شود، جنگ را جنگ لعنتی می خواند و چنین بیان می دارد: امروز که جنگ لعنتی و تحمیلی صدام تکریتی به امر و کمک آمریکا و سایر قدرت ها، پس از نزدیک به دو سال با شکست سیاسی و نظامی ارتش متجاوز بعث و پشتیبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبه روست، باز قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاهی و مردمی با پشتیبانی بی دریغ ملت در جبههها و پشت جبههها این افتخار بزرگ را آفریدند و ایران را سرافراز نمودند... (صحیفه امام، ج21، ص: 432).
با نگاه به این فراز از بیان امام درمی یابیم، آنچه امام ستایش می کرده است نه جنگ بلکه انسان هایی بوده اند که در یک جنگ تحمیلی، با شجاعتی کم نظیر از وطن عزیزتر از جان، ناموس، دین و شرف خود دفاع می کردند.
برخی با کج سلیقگی تمام، گمان می کنند جنگ نعمت بوده، در صورتی که این فرصت به عده ای داده شد تا جوهر وجودی خود را در یک مقطع خاص ـ که همان مقطع جنگ بود ـ به منصه ظهور برسانند و این نعمت بود و درمان حال عده ای هم این بود که حیوانیت خود را نشان دادند که نقمت بود.
امید این کنکاش کوتاه، باعث شود عده ای که به قول محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمان پذیرش قطعنامه ) پس از پذیرش قطعنامه در مصاحبه تلویزیونی به آن اشاره کردند و در زمان جنگ نیز مخالف جنگ بودند، اما هم اکنون با پذیرش قطعنامه، یک شبه مرد جنگ شدند و علیه قطعنامه شعار سر دادند، به خود آیند و برای انتقاد از مخالفان سیاسی، جنگ و امام را زیر سوال نبردند.
و امروز شکست آن آرمان، بهانه ای شد برای حمله به برخی شخصیت ها در پذیرش قطعنامه 598. آنها می گویند: امام موافق ادامه جنگ بود به فلان دلیل، که دلیل را از خود می تراشند و هیچ مدرکی از امام نمی دهند و می گویند فلانی مقصر بود و امام را وادار به پذیرش قطعنامه کرد؛ بسی بی انصافی درباره امام!
اما اگر ما بخواهیم نظر امام را بدانیم، باید به صحیفه نور مراجعه کنیم.
نظر امام درباره جنگ
امام برای جنگ به خودی خود، هیچ ارزشی قایل نبود و آن را این گونه بیان می کند: جنگ در اسلام، چیزی نیست که خودش یک مطلب و طرحی باشد. (ج 12ص 392 )
نظر امام درباره جنگ در جهان اسلام
امام به طور کل با جنگ در جهان اسلام مخالف بودند و آن را موجب تضعیف اسلام می دانست که علت آن، دخالت و نقش قدرت های استعماری است، چنانکه در جلد یک صفحه 376 می فرماید:
«سران دول اسلامی توجه داشته باشند که اختلافاتی که در عراق، ایران و در سایر ممالک اسلامی ایجاد میکنند، هستی آنها را به باد میدهد، زیرا به اسم مذهب و به اسم اسلام میخواهند اسلام را از بین ببرند. دست های ناپاکی که بین شیعه و سنی در این ممالک اختلاف میاندازد، نه شیعه هستند و نه سنی؛ اینها دست های ایادی استعمار هستند که میخواهند ممالک اسلامی را از دست مسلمانان بگیرند و ذخایر آن را چپاول کرده و برای ممالک به اصطلاح مترقی، بازار سیاه درست کنند».
امام همچنین با اشاره به نقش اروپا، آمریکا و شوروی در جهان اسلام در جلد 4 صفحه 239 می فرماید: «اینها میخواهند مخازن ما را ببرند، و همه چیز ما را از بین ببرند، و ما را به یک حال عقب مانده بیچاره نگه دارند. خوب، چه بکنند؟ مطالعه کردهاند، به این رسیدهاند که باید اینها را از هم جدا کرد و باید به واسطه مسائل این کشورها، مسلمین را اول از هم جدا کنند و به همین منظور باید عراق، ایران، افغانستان و آن پاکستان و این چه و آن چه، را از هم جدا کرد تا هر کدام با دیگری جنگ کنند. خوب، این یک راه فرج است تا این کشورها نتوانند به خودشان مشغول باشند و با هم مجتمع بشوند که مقابل ابرقدرت ها بایستند».
امام حتی جنگ عرق علیه ایران را ساخته استکبار می دانست و از ارتش عراق می خواست ابزار دست استکبار نباشد و کورکورانه از صدام پیروی نکند.
امام صحیفه نور ج 13 ص 255 در تاریخ دوازدهم مهر 1359 می فرماید: «با کمال تأسف و تأثر مشاهده میکنیم که کفار و نوکران خبیث آنان دو طایفه از مسلمانان را به جان هم ریخته و خودشان در کناری نشسته و میخواهند از این موضوع استفاده کنند.
ای افسران و درجه داران و سربازان عراق، آیا میدانید چه میکنید و خود را برای چه انگیزهای به هلاکت میکشید؟»
صحیفه نور پر است از این نوع نگاه امام به جنگ در جهان اسلام که برای اختصار از نقل آن خودداری می کنم.
چرا امام دفاع مقدس را می ستاید
امام جنگ عراق علیه ایران را نقشه غرب می دانست برای زمین گیر کردن انقلاب ایران و چون ایران مورد تهاجم قرار گرفته، اقدام به دفاع کرده است. امام جنگ را از این دید می ستاید که انسان ها از شرف خود دفاع می کنند.
ایشان با اشاره به تجاوز رژیم صدام به ایران در پنجم مهر 1359، جلد 13 صفحه 243 می فرماید: «جنگ، جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است، و میهن از جان عزیزتر ما، امروز منتظر است تا یکایک فرزندان خود را برای نبرد با باطل مهیا سازد. ما برای میهن عزیزمان تا شهادت یکایک سلحشوران ایرانی مبارزه میکنیم و پیروزی ما حتمی است».
امام چرا می گفت، جنگ یک نعمت بود
امام در دیدار با مرزنشین کشور در هشتم مهر 1359 (جلد 13 صفحه 246) می گویند: این شر یعنی جنگ از آن جهت خیر بود که:
1ـ در این جنگ تحمیلی، ثابت شد که ارتش نیرومند است و ارتش با سایر قوای مسلّحه با هم هستند، تفاهم دارند و به یکدیگر وفا دارند و این خود خیری بود که جلوی شایعات را گرفت.
2ـ جهت دیگر اینکه ثابت شد اشخاصی که ادعا میکنند و میکردند که ما طرفدار مظلومین هستیم، طرفدار خلق هستیم، فدایی خلق هستیم، مجاهده برای مردم میکنیم، همه این حرفها، صحبت های خلاف واقع بوده است.
3ـ دیگر اینکه دایماً میگفتند که انقلاب در اول یک چیزی داشت: مردم با هم بودند و حالا دیگر نیستند و این حرف های نامربوط که هی دایماً میگفتند، باز در این جنگ ثابت شد که سرتاسر کشور با هم هستند و مردم به همان روح انقلابی باقی مانده اند.
4ـ به علاوه، اصل جنگ که واقع میشود، ولو اینکه این جنگ تحمیلی است، لکن، انسان از آن خستگی و چیزهایی که انسان را سست میکند، بیرون میآید و فعالیت میکند و جوهره انسان، که باید همیشه متحرک و فعال باشد، بروز میکند... و یکی از امور که باز خیر بود برای ما، اینکه دولت عراق فهمید که با کی طرف است.
5ـ از دیگر خیرهای که امام برای جنگ می شمارد، مشخص شدن فرق جهان اسلام با جهان غیراسلامی است، (ما دستمان بسته است از این جهت که نمیخواهیم مردم عادی و مردم بیگناه تلف بشوند و آنها دستشان باز است از باب اینکه اعتقاد به آن چیزهایی که در اسلام مطرح است، آن چیزهایی که «انسان بما أنّه انسان» میفهمد، آن چیزهایی که شرف انسان اقتضا میکند، آنها این مسائل پیششان مطرح نیست. آنها همان پیش بردن و رفتن و زدن و اینطور چیزها، لکن اینطور نیست که مملکت ایران نتواند اینها را از بین ببرد، لکن میخواهد قدم به قدم پیش برود که مبادا بیگناه ها ـ خدای ناخواسته ـ زیر پا بروند»
امام در همین سخنرانی شان، مذاکره را مطلقا رد نمی کند و تأکید می کند: «بله، اگر اینها بروند کنار و از همه جا بیرون بروند و از همه جا و تسلیم بشوند، آن وقت ممکن است که به واسطه اینکه بین مسلمین خیلی [تفرقه] نشود، ما هم یک سکوتی بکنیم، والّا مادامی که اینها اسلحه دستشان است، ما هم اسلحهمان ایمان است، سلاحمان اسلام است. ما با آن سلاح ایمان و اسلام پیش میبریم و خواهیم پیش برد».
امام در سخنرانی دیگری در چهاردهم آبان 1359 با آگاهی از تبلیغ عده ای علیه جنگ با تأکید به اینکه صدام با به راه انداختن این جنگ، باعث ضرر و زیان به خود و اسلام شد که در اینجا منظور امام از اسلام ایران است، به برشماری برکات جنگ می پردازد؛ البته در فرازی، سخنان گذشته خود را تکرار می کند و می فرماید: شما ببینید در این جنگی که به ایران تحمیل کردند و اشخاص خائن به اسلام، مخالف سرسخت با اسلام، این جنگ را به پا کردند، ایران چه طور بار دیگر زنده شد و سرتا سر ایران با یک مقصد یکپارچه دوباره انقلاب کرد؛ کدام کار ممکن بود که این طور مردم را بسیج کند؟ این جنگ بود که بسیج کرد. پس [در] جنگ چیزهایی است که ما خیال میکنیم بد است، بعد خوب از کار درمیآید.
البته جوان هایی از دست دادیم. این اسلام از این جوان ها خیلی از دست داده و ما در این جنگ بیشتر از جنگ صفین تا حالا از دست ندادیم و خیلی هم کمتر است، لکن برای اسلام است. وقتی برای اسلام است، ما چه باکی داریم. جنگ، ما را بیدار کرد. آن رخوت و سستی اگر پیدا میشد، دوباره برگشت به یک قرصی و محکمی... ( ج13 ص 329 )
ـ یکی از برکاتی بود که از این جنگ تحمیلی برای آنها ننگ بار آورد و برای ملت ما سلحشوری و قدرتمندی و بیداری...
همان گونه که در بیان امام می بینیم، ایشان جنگ را موجب تثبیت نظام نمی داند، بلکه این تحلیل غرب بود که ایران با ادامه جنگ می خواهد نظامش را تثبیت کند، در حالی که ایران تلاش می کرد از شرف خود دفاع کند و افزون بر این می کوشید با تلاش در صحنه دیپلماسی به صلح تحمیلی تن در ندهد. ایران مجبور بود جنگ را برای رسیدن به خواسته های حق خود و نجات مردم عراق از شر صدام ادامه دهد.
و حال پس از گذشت سالیان متمادی، برخی آن حرف را با برداشتی دیگر بیان می کنند به نام اینکه جنگ یک نعمت بود، در حالی که امام جنگ را شر می داند، ولی می گوید این شر باعث خیرهایی هم شد و آنها را می شمارد، ولی هیچ جای سخنرانی شان، جنگ را عامل تثبیت نظام نمی داند.
امام در هفدهم مهر 1359در مصاحبه با خبرنگار خارجی (ج 13 ص 261 ) در پاسخ به این پرسش: شما راجع به جنگ چه فکر میکنید و نظرتان درباره این جنگ و آینده آن چیست، می فرماید: «آتیه جنگ با ماست»، برای اینکه ما تمام ملت همراهمان است.
امام جنگ را به دلیل اینکه در آن عده ای از انسان ها به وظیفه انسانی ملی و دینی عمل کرده اند، می پذیرد، نه از جنگ بلکه از انسان های والا مقام ستایش می کند و این را نعمت می داند و می فرماید: تشکر می کنم از همه قوای مسلحهای که در این جنگ بین اسلام و کفر، قیام به وظیفه کردند و خوب هم قیام کردند. شهید دادند و خرابی برای مملکتمان وارد شد. اینها هم شهید دادند و کوشش و مردانه قیام کردند (صحیفه نور ج 13 ص 299).
سرزنش جنگ از زبان امام
امام جنگ را سرزنش می کند و در نامه به ملت و ارتش عراق (صحیفه نور ج 13 ص 267) می نویسد: من بسیار متأسفم که برای شهوت و شهرت طلبی یک یا چند نفر از خدا بی خبر، جوانان برومند عراق را با اغفال و اکراه و جبر به میدان نبرد با برادران مسْلم خود فرستادهاند و تاکنون چند هزار نفر از جوانانی که باید در خدمت اسلام، با کفار به جنگ برخیزند، در خدمت دشمنان اسلام به هلاکت کشانده و فدای اغراض شیطانی خود کردهاند... .
امام در دیدار با خانواده شهدای نیروی هوایی در هشتم دی 1359 می گوید: ما برای حفظ استقلال و آزادی خود باید استقامت کنیم، در عین حال ایشان درباره جنگ چنین می گویند: جنگ ها کمبود دارد، جنگها شهادت دارد، جنگ ها خوف دارد برای بسیاری، جنگ ها گرسنگی دارد، جنگ ها گرانی دارد، جنگ ها خرابی دارد و همه چیزهایی که لوازم جنگ است. (ج 13 ص 463 )
امام پس از دو سال از جنگ در 26 بهمن 1361 در وصیت نامه خود ـ که آخرین نظرش باید بازتاب داده شود، جنگ را جنگ لعنتی می خواند و چنین بیان می دارد: امروز که جنگ لعنتی و تحمیلی صدام تکریتی به امر و کمک آمریکا و سایر قدرت ها، پس از نزدیک به دو سال با شکست سیاسی و نظامی ارتش متجاوز بعث و پشتیبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبه روست، باز قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاهی و مردمی با پشتیبانی بی دریغ ملت در جبههها و پشت جبههها این افتخار بزرگ را آفریدند و ایران را سرافراز نمودند... (صحیفه امام، ج21، ص: 432).
با نگاه به این فراز از بیان امام درمی یابیم، آنچه امام ستایش می کرده است نه جنگ بلکه انسان هایی بوده اند که در یک جنگ تحمیلی، با شجاعتی کم نظیر از وطن عزیزتر از جان، ناموس، دین و شرف خود دفاع می کردند.
برخی با کج سلیقگی تمام، گمان می کنند جنگ نعمت بوده، در صورتی که این فرصت به عده ای داده شد تا جوهر وجودی خود را در یک مقطع خاص ـ که همان مقطع جنگ بود ـ به منصه ظهور برسانند و این نعمت بود و درمان حال عده ای هم این بود که حیوانیت خود را نشان دادند که نقمت بود.
امید این کنکاش کوتاه، باعث شود عده ای که به قول محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمان پذیرش قطعنامه ) پس از پذیرش قطعنامه در مصاحبه تلویزیونی به آن اشاره کردند و در زمان جنگ نیز مخالف جنگ بودند، اما هم اکنون با پذیرش قطعنامه، یک شبه مرد جنگ شدند و علیه قطعنامه شعار سر دادند، به خود آیند و برای انتقاد از مخالفان سیاسی، جنگ و امام را زیر سوال نبردند.