شرق: پرونده زن و مردی که در پی رابطهای پنهانی، در یک جنایت از پیش طراحیشده شوهر زن جوان را به قتل رسانده بودند، روی میز قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. این زن و مرد برای جنایت نقشه زیرکانهای را طراحی کرده بودند و قصد داشتند با صحنهسازی قتل را یک سانحه رانندگی جلوه بدهند. ماموران کلانتری نازیآباد روز 10آذر سال گذشته از سانحهای رانندگی در خیابان تندگویان باخبر شدند و وقتی به آنجا رفتند، فهمیدند مردی حدودا 30ساله در این تصادف جان باخته و راننده نیز فراری شده است. فردی که پلیس را از این واقعه مطلع کرده، زنی به نام سمیه و همسر قربانی بود. او گفت صحنه تصادف را ندیده و وقتی به محل حادثه رسیده که شوهرش به نام صادق فوت شده بود.
کارشناسان راهنمایی و رانندگی وقتی صحنه تصادف را بررسی کردند با توجه به نبود خط ترمز و نشانههای دیگر به این نتیجه رسیدند که صادق توسط راننده فراری به عمد زیرگرفته شده و در واقع به قتل رسیده است. به همین سبب پروندهای جنایی تشکیل شد و کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل، ماموریت یافتند در این خصوص تحقیق کنند.
سمیه در این مرحله از تحقیقات کمک زیادی به پلیس نکرد. او گفت: «صادق حدود ساعت 10 شب برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و به من توضیح نداد کجا میرود، وقتی غیبتش طولانی شد من نگران شدم و جستوجوهایم را در محل و خیابانهای اطراف شروع کردم ولی هیچ اثری از صادق نبود تا اینکه موقع برگشتن به خانه جسد او را گوشه خیابان دیدم.»
اظهارات سمیه شکبرانگیز بود، به همین دلیل کارآگاهان تفحص درباره روابط این زن و شوهر را در دستور کارشان قرار دادند و فهمیدند آن دو به شدت با هم اختلاف داشتند و حتی بحث طلاق نیز پیش کشیده شده بود. با این کشف بزرگ، سمیه یکبار دیگر پشت میز بازجویی نشانده شد اما ادعا کرد روابط خوبی با شوهرش داشت و آنها با علاقه با یکدیگر زندگی میکردند. این دروغ زن جوان، او را به بنبست کشاند و سمیه بالاخره بعد از چند جلسه تحقیق، راز قتل همسرش را فاش و قاتل او به نام پرویز را معرفی کرد.
او در اعترافاتش گفت: «حدود ششماه پیش با پرویز آشنا شدم و خودم را مجرد معرفی کردم. من از قبل از این آشنایی با صادق اختلاف داشتم و از زندگیام راضی نبودم، به همین خاطر هم به رابطهام با پرویز ادامه دادم و به تدریج احساس کردم به وی علاقهمند شدهام. رابطه ما با هم ادامه داشت تا اینکه شوهرم نسبت به رفتوآمدها و تماسهای تلفنیام مشکوک شد و همین موضوع اختلافاتمان را بیشتر کرد، در این اوضاع پرویز به من پیشنهاد ازدواج داد. من هم ناچار شدم حقیقت را بگویم.»
سمیه در ادامه اعترافاتش گفت: «من به پرویز گفتم فقط در شرایطی میتوانیم با هم ازدواج کنیم که صادق را از بین ببریم، چون طلاق گرفتن برای من امکان نداشت. پرویز وقتی از اختلافات من و شوهرم باخبر شد، قبول کرد صادق را در یک حادثه رانندگی به قتل برساند.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این اعترافات پرویز را بازداشت کردند. او وقتی رازش را برملاشده دید، به قتل اقرار کرد و گفت: «طبق نقشه به موبایل صادق که شماره آن را از سمیه گرفته بودم، زنگ زدم و به او گفتم بستهای را کنار خیابان پیدا کردهام که اسم و شماره او رویش نوشته شده است، بعد با صادق برای تحویل دادن بسته در خیابان تندگویان قرار گذاشتم و وقتی او به محل ملاقات آمد با ماشین به او کوبیدم و به سرعت فرار کردم.»
پرونده این زن و مرد بعد از انجام بازجوییها و بازسازی صحنه قتل به مرحله صدور قرار مجرمیت رسید و سپس دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی تهران با صدور کیفرخواست، برای هر دو متهم درخواست مجازات کرد. سپس این پرونده به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و سمیه و پرویز به زودی پای میز محاکمه میروند.
کارشناسان راهنمایی و رانندگی وقتی صحنه تصادف را بررسی کردند با توجه به نبود خط ترمز و نشانههای دیگر به این نتیجه رسیدند که صادق توسط راننده فراری به عمد زیرگرفته شده و در واقع به قتل رسیده است. به همین سبب پروندهای جنایی تشکیل شد و کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل، ماموریت یافتند در این خصوص تحقیق کنند.
سمیه در این مرحله از تحقیقات کمک زیادی به پلیس نکرد. او گفت: «صادق حدود ساعت 10 شب برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و به من توضیح نداد کجا میرود، وقتی غیبتش طولانی شد من نگران شدم و جستوجوهایم را در محل و خیابانهای اطراف شروع کردم ولی هیچ اثری از صادق نبود تا اینکه موقع برگشتن به خانه جسد او را گوشه خیابان دیدم.»
اظهارات سمیه شکبرانگیز بود، به همین دلیل کارآگاهان تفحص درباره روابط این زن و شوهر را در دستور کارشان قرار دادند و فهمیدند آن دو به شدت با هم اختلاف داشتند و حتی بحث طلاق نیز پیش کشیده شده بود. با این کشف بزرگ، سمیه یکبار دیگر پشت میز بازجویی نشانده شد اما ادعا کرد روابط خوبی با شوهرش داشت و آنها با علاقه با یکدیگر زندگی میکردند. این دروغ زن جوان، او را به بنبست کشاند و سمیه بالاخره بعد از چند جلسه تحقیق، راز قتل همسرش را فاش و قاتل او به نام پرویز را معرفی کرد.
او در اعترافاتش گفت: «حدود ششماه پیش با پرویز آشنا شدم و خودم را مجرد معرفی کردم. من از قبل از این آشنایی با صادق اختلاف داشتم و از زندگیام راضی نبودم، به همین خاطر هم به رابطهام با پرویز ادامه دادم و به تدریج احساس کردم به وی علاقهمند شدهام. رابطه ما با هم ادامه داشت تا اینکه شوهرم نسبت به رفتوآمدها و تماسهای تلفنیام مشکوک شد و همین موضوع اختلافاتمان را بیشتر کرد، در این اوضاع پرویز به من پیشنهاد ازدواج داد. من هم ناچار شدم حقیقت را بگویم.»
سمیه در ادامه اعترافاتش گفت: «من به پرویز گفتم فقط در شرایطی میتوانیم با هم ازدواج کنیم که صادق را از بین ببریم، چون طلاق گرفتن برای من امکان نداشت. پرویز وقتی از اختلافات من و شوهرم باخبر شد، قبول کرد صادق را در یک حادثه رانندگی به قتل برساند.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این اعترافات پرویز را بازداشت کردند. او وقتی رازش را برملاشده دید، به قتل اقرار کرد و گفت: «طبق نقشه به موبایل صادق که شماره آن را از سمیه گرفته بودم، زنگ زدم و به او گفتم بستهای را کنار خیابان پیدا کردهام که اسم و شماره او رویش نوشته شده است، بعد با صادق برای تحویل دادن بسته در خیابان تندگویان قرار گذاشتم و وقتی او به محل ملاقات آمد با ماشین به او کوبیدم و به سرعت فرار کردم.»
پرونده این زن و مرد بعد از انجام بازجوییها و بازسازی صحنه قتل به مرحله صدور قرار مجرمیت رسید و سپس دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی تهران با صدور کیفرخواست، برای هر دو متهم درخواست مجازات کرد. سپس این پرونده به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و سمیه و پرویز به زودی پای میز محاکمه میروند.