فرهیختگان: حکم مرگ پسری که بهخاطر رعایت نشدن نوبتش در صف نانوایی دست به جنایت زد مهر تایید خورد.
عصر دهم آذر ۱۳۸۸ «میثم» ۱۸ ساله به همراه برادر و پسرخالهاش در «نظرآباد» ساوجبلاغ در صف نان ایستاده بود که بهخاطر رعایت نشدن نوبتش چاقو کشید. در آن درگیری «امیر» ۱۸ ساله از پا درآمد و «میثم» و پسرخالهاش که با موتوسیکلت گریخته بودند خیلی زود دستگیر شدند.
به دنبال بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و شانزدهم خرداد ۱۳۸۹ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تحت رسیدگی قرار گرفت.
در آن نشست، ابتدا نماینده وقت دادستان، کیفرخواست را خواند و اظهار داشت: با توجه به اعترافهای «میثم» و تقاضای اولیای دم، برای این پسر اشد مجازات خواهانم.
سپس مجرم در جایگاه ویژه قرار گرفت و با ابراز پشیمانی گفت: از خانواده داغدار «امیر» عاجزانه میخواهم بهخاطر جوانیام مرا عفو کنند. من برای کشتن فرزند آنان نقشهای نکشیده بودم و اسیر خشم آنی شدم. آن روز اگر چاقو به دست نمیگرفتم و عصبانی نمیشدم حالا اینجا نبودم.
قاضی «عزیزمحمدی» و چهار مستشار شعبه ۷۱ دادگاه کیفری پس از شنیدن حرفهای «میثم» و وکیلمدافعش وارد شور شدند و پسر خشن را به مرگ محکوم کردند. پسرخاله وی نیز به پرداخت سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد.
دیروز رای در شعبه بیستم دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و ضرباهنگ مرگ «میثم» به صدا درآمد. وی بهزودی پای چوبه دار میرود اگر خانواده داغدار از خونخواهی نگذرد.
عصر دهم آذر ۱۳۸۸ «میثم» ۱۸ ساله به همراه برادر و پسرخالهاش در «نظرآباد» ساوجبلاغ در صف نان ایستاده بود که بهخاطر رعایت نشدن نوبتش چاقو کشید. در آن درگیری «امیر» ۱۸ ساله از پا درآمد و «میثم» و پسرخالهاش که با موتوسیکلت گریخته بودند خیلی زود دستگیر شدند.
به دنبال بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و شانزدهم خرداد ۱۳۸۹ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تحت رسیدگی قرار گرفت.
در آن نشست، ابتدا نماینده وقت دادستان، کیفرخواست را خواند و اظهار داشت: با توجه به اعترافهای «میثم» و تقاضای اولیای دم، برای این پسر اشد مجازات خواهانم.
سپس مجرم در جایگاه ویژه قرار گرفت و با ابراز پشیمانی گفت: از خانواده داغدار «امیر» عاجزانه میخواهم بهخاطر جوانیام مرا عفو کنند. من برای کشتن فرزند آنان نقشهای نکشیده بودم و اسیر خشم آنی شدم. آن روز اگر چاقو به دست نمیگرفتم و عصبانی نمیشدم حالا اینجا نبودم.
قاضی «عزیزمحمدی» و چهار مستشار شعبه ۷۱ دادگاه کیفری پس از شنیدن حرفهای «میثم» و وکیلمدافعش وارد شور شدند و پسر خشن را به مرگ محکوم کردند. پسرخاله وی نیز به پرداخت سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد.
دیروز رای در شعبه بیستم دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و ضرباهنگ مرگ «میثم» به صدا درآمد. وی بهزودی پای چوبه دار میرود اگر خانواده داغدار از خونخواهی نگذرد.