چند روز پیش که تلویزیون، خبر خلاصه بیانات رئیسجمهور محترم را در جمع دانشگاهیان علم و صنعت پخش میکرد، در میان سخنان جناب احمدینژاد نکتهای شنیدم که بعدها که روی آن فکر کردم، احساس نگرانی من از نحوه مدیریت ایشان در دولت و تعاملشان با مجموعههای زیردست و فرمانبر مرتبط با دولتشان در وزارتخانه، بیشتر از سال گذشته شد که در مقاله «یونیفورم شهردار بر تن رئیسجمهور» به آن اشاره کرده بودم. نگرانی من از این بود که گویا جناب ایشان که یک فرد محترم با سابقه دانشگاهی است، خدای نکرده، کمتر متوجه نادرستی روشهای مدیریتی خویش بر مجموعه دولت است و مهمتر از آن اینکه به نقدهای ناصحانه دوستانی که به هر تقدیر در حوزه انقلاب و امام هستند، هیچ وقعی نمینهند.
جناب ایشان در پاسخ به دانشجویی که مشکلات و کمبودهای آزمایشگاهی دانشگاه را برای وی برشمرده بود، با چهرهای بشاش و خندان که نمایانگر برخورد مثبت وی با حل معضلات مالی ـ اداری دانشگاه بود، به وی گفت: «شما مشکلات و کمبودهای آزمایشگاه را بنویسید و به ما بدهید. به شما قول میدهیم اینها را یکجا برایتان بخریم و تحویل شما بدهیم» که این پاسخ با غریو سوت و کف دانشجویان روبهرو شد؛ خدا را شکر که مسئله کف و سوت پس از خاتمی برای همیشه حل شد و حرمت شرعی ادعایی آن از بین رفت.
پس از شنیدن این پاسخ مفید و مثبت که نمایانگر خوشدلی و برخورد مثبت آقای احمدینژاد با مشکلاتی است که رو در روی مردم میشنود و برای حل آنها به طور احساسی و آنی قول میدهد، به فکر فرو رفتم که خدایا، درست شنیدم که ایشان گفت: «ما این تجهیزات مورد نیاز را برای شما میخریم»؟ و با خود گفتم: جدا از طرح اشتباه مشکلات تدارکاتی یک بخش از یک دانشگاه از سوی یک دانشجو به عالیترین مقام اجرایی کشور که مجال پرداخت به آن نیست و شاید هم از یک دانشجو بیش از این توقع نباشد، چرا جناب رئیسجمهور به ناگاه مقام و موقعیت و مجموعه تحت مدیریت خود را در حد خرید یک بخش آزمایشگاهی یک دانشگاه پایین میآورد؟
اگر قرار است دولت مسئول خرید کمترین مایحتاج آزمایشگاههای دانشگاههای کشور شود، پس ما این همه مسئولان ریز و درشت را در سطح دانشگاهها و وزارتخانهها و ... برای چه میخواهیم؟
این روش ما چقدر با روشهای مدیریتی و علمی روز سازگار است؟ ما از روشهای پیشرفته و نتیجهبخش علمی چه بدی دیدهایم که اینگونه دودستی به روشهای سنتی چسبیدهایم و ولکن معامله هم نیستیم؟
کمترین ضرر و نتیجه منفی روشهای سنتی، همهکاره شدن یک نفر و هیچ کاره شدن همه است! لابد معاون و مسئول خرید مربوطه لوازم دانشگاه علم و صنعت، پس از این پاسخ رئیسجمهور، نفس راحتی کشیدهاند که خب، الحمدلله، این کارشان هم به دولت واگذار شد و آنها لابد به زودی منتظر قبض انبار خریدهای دولت باشند و دیگران در دانشگاههای دیگر نیز به زودی لیست مایحتاج خود را به دولت تحویل خواهند داد!
البته قطعا بیان یک جمله صادقانه به دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، منشأ این درددل نشد، بلکه کنار هم چیدن مجموعهای از اقدامات و بیانات نظیر اختصاص بخش زیادی از وقت رئیسجمهور به شنیدن مشکل یک نفر از هفتاد میلیون ایرانی که ایشان رئیسجمهور آنهاست، تا هدیه دادن واکمن به دهها نفر از مردم بیرجند که زودتر در صف دیدار با ایشان جای گرفتند، تا اعلام فیالبداهه اختصاص بودجههای میلیاردی در سخنرانیهای استانی، سبکی از مدیریت را ظاهر میکند که جای نقد دارد.
البته قطعا صرف پرداختن به کارهای بلندمدت و کلان، مسئولیت کارهای جزئی را از دوش مدیر برنمیدارد، اما قطعا ترجیح کار برای یک ایرانی، به جای تصمیم برای هزاران نفر، چندان موافق عدالت نیست.
نمیدانم آقای رئیسجمهور که احتمالا این مقالات را میخواند، چه پاسخی برای امثال من دارد و پس از خواندن نوشتارهایی از این دست، به خودش چه خواهد گفت! اما میدانم هر آن کس که رها و منصفانه به نقد این روشهای ایشان بنشیند، آهی از دل خواهد کشید و بر این همه اصرار بر ادامه روشهای نادرستی که منتقدان ناصح به دولت آشکار میکنند، تأسف خواهد خورد.
