کاروانی از ایران شامل 72 ورزشکار معلول، به مسابقات پارالمپیک میرود. پارالمپیک یعنی شبه المپیک؛ حدود 10 درصد کاروان، جانباز جنگ هستند و مابقی معلول. با این حال، فضای معنوی در این کاروان به طور محسوس به چشم میخورد.
این کاروان موفق میشود تعداد چهارده مدال به دست آورد که از این تعداد، پنج طلا، شش نقره و سه برنز است. این کاروان از موفقترین کاروانهای ایران در طول دوران حضور ایران در پارالمپیک میشود و به سلامتی بازمیگردد.
تیم والیبال نشسته ایران نیز قهرمان پارالمپیک میشود. بر روی والیبال نشسته تأکید دارم؛ چرا که در پارالمپیک رشتهای شاخص است و مدالش دارای اهمیت ویژهای است و بنده به عنوان کمکی که کمیته ملی المپیک به پارالمپیک کرده، اعزام شدم و شاهد برگزاری مسابقات بودم و خدمات تخصصی خودم را در دهکده و فضای بازیها ارایه کردم.
اگر از بنده بپرسند چرا ایران در پارالمپیک موفق شد، تحلیل خود را این گونه ارایه میدهم:
نخستین علت، نگرش ورزشکاران نسبت به یکدیگر است. ورزشکاران پارالمپیک از این جهت که نقاط اشتراک بیشتری دارند و بیشتر یکدیگر را درک میکنند، با ورزشکاران سالم متفاوتند. بگذارید مثالی بزنم؛ در فضای المپیک، افراد در ورزشکار بودن مشترکند، اما در پارالمپیک هم در ورزشکار بودن و هم در معلول بودن مشترکند و به همین دلیل بیشتر همدیگر را درک میکنند و یکدیگر را دوست دارند و برای موفقیت همدیگر در المپیک دعا میکنند و به این امر اهمیت میدهند.
بارها شاهد بودم، ورزشکار رشته وزنهبرداری که فردا مسابقه داشت، امروز دغدغه موفقیت ورزشکار والیبال برایش وجود داشت و ورزشکار تنیس روی میز که امشب مسابقه داشت، در پی آن است که از نتایج دو و میدانی باخبر شود و این یک شرایط منحصر به فرد است.

صحنههایی را مشاهده کردم که ورزشکاران رشتههای گوناگون که علیالاصول نباید چندان همدیگر را بشناسند، به محض رسیدن به پیروزی، در آغوش یکدیگر میرفتند و گریه شادی سر میدادند.
عامل دوم موفقیت، فضای مثبت روانی حاکم بر اردو بود؛ این فضا کاملا فعال و شاد بود، بدون اینکه جو غیبت و تهمت در آن رواج داشته باشد. در واقع اشخاصی که این فضا را اداره میکردند، مدیریت کارآمدی بر این فضا داشتند و سلامت محیط را حفظ کرده بودند.
عامل سوم، گردانندگان اردو بودند که برنامهریزی دقیقی برای تمرین و مسابقه و فراغت و حتی خرید ورزشکاران در نظر گرفته بودند. آنان در لابهلای برنامهها، فضاهای معنوی و روحانی هم فراهم میکردند که آثار خاص خود را به همراه میآورد.
چهارمین عامل، مربیان برجسته حاضر در کنار تیمها بودند. ایران در فضای پارالمپیک مربیان و مشاوران برجستهای در اختیار داشت که هریک مورد درخواست کشورهای گوناگونی بودند. پارالمپیک فضای متفاوتی است که باورهای متفاوتی برای تماشاچیانش به ارمغان میآورد.
در هیچ جامعهای نمیتوان پسر یا دختر معلولی را پیدا کنید که تمایل نداشته باشد، معلولیتش را پنهان کند اما برعکس در پارالمپیک مشاهده نشد که اشخاص قطع عضو، معلولیتشان را پنهان کنند. آنان در کمال سربلندی و بدون پردهپوشی از معلولیت خود، در مجامع عمومی حاضر میشدند. در صحنهای دیدیم جوانی که از هر دو دست محروم است، غذایش را با دندان حمل میکند، روی میز میگذارد و با پاهایش شروع به خوردن میکند و این صحنه در سالن غذاخوری اصلا غیرعادی نبود و حتی این تصویر نیز که تعدادی نابینا توسط یک کمبینا هدایت شده و در فضاهای عمومی حرکت کنند، طبیعی به نظر میرسید.
فردی با وجود محروم بودن از دو پا، در دو صد متر و دویست متر، تمام کسانی را که یک پا نداشتند، پشت سر گذاشت و طلا گرفت که اینها برای اشخاص سالم اعجاب برانگیز بود.
پارالمپیک جشنواره افراد توانمندی است که ما به ظاهر گمان میکنیم ناتوان هستند و در واقع در پارالمپیک جشنواره نمایش توانمندیهای معنوی ورزشکاران و معنویت این بدنهاست.
درواقع رمز موفقیت پارالمپیک، همین نیروهای پنهان در بدنهای به ظاهر معلول است. آنجا ارادهها هستند که برنده میشوند و آن بدنها بهانه این مسابقات تلقی میشوند.
درواقع رمز موفقیت پارالمپیک، همین نیروهای پنهان در بدنهای به ظاهر معلول است. آنجا ارادهها هستند که برنده میشوند و آن بدنها بهانه این مسابقات تلقی میشوند.
با این حال به نظر میرسد، ایران برای آینده حضور موفق در پارالمپیک، می بایست برای ورزش همگانی معلولان کشورمان اهمیت بیشتری قائل شود تا بتوانیم قهرمانان را از میان جمعیت گستردهتری انتخاب کنیم. در صورتی که ما ورزش همگانی معلولان گستردهای داشته باشیم، میتوانیم زبدهترین اشخاص را به تیم ملی دعوت کنیم و در غیر این صورت به تدریج مدالهای ایران در این عرصه تحلیل خواهد رفت.
همچنین پیشنهاد می کنم که از بهترین تجهیزات و کادر مربیگری استفاده کنیم. زمانی که بحث اعتبارات، امکانات و تسهیلات میشود، عموما خودمان را با گذشته مقایسه میکنیم و بر فرض، عنوان میکنیم 20 درصد بودجه افزوده شده است. این مقایسه درستی نیست؛ زیرا ما با گذشته خودمان مسابقه نمیدهیم بلکه، با امروز دنیا رقابت می کنیم.
بنابراین اگر امکانات، تسهیلات و سیستم مربیگری ما در حد امروز دنیا نباشد تعداد مدالهایمان رفته رفته کاهش مییابد. با این حال مباحث نظری بنیادی دیگری هست که میشود درباره آنها سخن گفت و نیازمند نگاه دقیقتری است. مثلا اینکه آیا اصولا باید از قهرمانان پارالمپیک توقع مدال داشته باشیم یا صرف به دست آوردن سهمیه المپیک، بیانگر رشد ورزش معلولان است که در مباحث بعدی به آن اشاره خواهد شد.
• مدیر مرکز روانشناسی کمیته ملی المپیک