شرق: مردی که متهم است دوست خود را حین درگیری به قتل رسانده مدعی شد از خودش دفاع کرده و اگر ضربه چاقو را نمیزد مقتول او را میکشت.
در ابتدای جلسه محاکمه این متهم، ذبیحزاده نماینده دادستان تهران در توضیح کیفرخواست خطاب به قضات شعبه 74 دادگاه کیفریاستان تهران گفت: حسن -متهم 47 ساله - 28 تیر سال 89 در شهرری دوست39 سالهاش به نام داوود را با ضربه چاقو به قتل رساند. متهم یک روز بعد از قتل بازداشت شد و در بازجوییها به کشتن دوستش اعتراف کرد.
او ابتدا با داوود درگیر شد و بعد از اینکه مهتابیهای محل را با آب سوزانده و برق را قطع کرد داوود را با ضربه چاقو به قتل رساند. این مرد با توجه به سوابق متعددی که دارد مرتکب قتل عمد شده و با قصد قتل داوود را زده است.
نماینده دادستان تهران گفت: با توجه به اینکه متهم امکان فرار داشت و میتوانست از محل متواری شود اما این کار را نکرده و با چاقو داوود را کشت. بنابراین، عمل وی از مصادیق دفاع مشروع نیست و گفتههای متهم در دادسرا در این خصوص اشتباه است. با توجه به اینکه اولیای دم درخواست قصاص کردهاند من هم بهعنوان نماینده دادستان تهران خواستار صدور حکم قانونی هستم.
در ادامه اولیای دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول گفت: من اصلا متهم را نمیشناسم و او به دروغ ادعای دوستی با پسرم دارد. پسر من آدم خوبی بود او هیچوقت با خودش چاقو یا چیز دیگری حمل نمیکرد.
روز حادثه هم ما متوجه نشدیم چه اتفاقی افتاد فقط از کلانتری شخصی با پسر دیگرم تماس گرفت و وقتی پسرم رفت گفتند داوود را کشتهاند. داوود یک دختر دارد که به پدرش نیاز داشت و حالا من میخواهم کسی که نوهام را از داشتن پدر محروم کرده است فرزندش از داشتن پدر محروم شود.
سپس متهم به دفاع از خودش پرداخت او گفت: اتهام قتل را قبول دارم. من داوود را کشتم اما باور کنید قصدی نداشتم. آن روز ما همگی در خانه دوستم حسن جمع شده بودیم، او یک خانه مجردی داشت که گاهی در آنجا دور هم جمع میشدیم. بچههای دیگر هم بودند، داوود مرتب با حسن جروبحث میکرد درگیری سر پولی بود که داوود به حسن داده بود و میگفت پولش را میخواهد اما حسن میگفت پول را به صاحبخانه داده و نمیتواند پس بدهد. صدای آنها بلند شده بود و با هم درگیر شدند. من دخالت کردم گفتم تمامش کنید اما داوود آرام نمیشد. آنها به همدیگر حمله کردند من چند بار دیگر تذکر دادم تا اینکه داوود عصبانی شد، زیر پارچ آب زد و پارچ به هوا پرت شد به مهتابی خورد و آن را سوزاند. خانه تاریک شده بود من سر داوود داد زدم و گفتم تمامش کن. او مشت محکمی به صورتم زد و من به کمد دیواری برخورد کردم. یکدفعه از کمرش یک تبر بیرون کشید، با پشت تبر یک ضربه محکم به دستم زد که آثار آن تا همین چند وقت پیش باقی بود؛ البته زخمی نشدم اما آسیب جدی دیدم و مجبورم شدم چندین ماه در زندان فیزیوتراپی کنم تا خوب شود.
متهم ادامه داد: داوود دوست من بود نمیدانم چرا آن روز من را میزد و تبر را به سمت من پرت کرد. او تبر را مرتب به چپ و راستم پرت میکرد، بین دیوار و داوود گیرکرده بودم و نمیتوانستم فرار کنم چاقو را بیرون کشیدم تا او را دور کنم اما داوود تبر را به سمت سرم پرت کرد و این بار من او را زدم تا بتوانم فرار کنم.
متهم ادامه داد: من چارهای نداشتم اگر داوود را نمیزدم خودم میمردم. راه فرار هم نداشتم داوود من را به کمد دیواری کوبیده بود و در راهرو هم مقدار زیادی وسیله بود راه فرار نبود خودش هم روبهروی من ایستاده بود. اگر نمیزدم میمردم.
حالا هم از اولیای دم درخواست بخشش دارم.
در ادامه وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد او گفت: موکل من راهی به جز زدن مقتول نداشت عمل او از مصادیق دفاع مشروع است او نمیخواست مقتول را بکشد و به همین دلیل ضربه را به سمت راست او وارد کرد نه سمت چپ که قلبش بود. او نمیتوانست فرار کند. حاضران در صحنه هم این موضوع را تایید کردهاند که مقتول تبر داشت و اول او به موکل من حمله کرد. بنا بر این گزارش بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات شعبه 74 برای تصمیمگیری در مورد این پرونده وارد شور شدند.
در ابتدای جلسه محاکمه این متهم، ذبیحزاده نماینده دادستان تهران در توضیح کیفرخواست خطاب به قضات شعبه 74 دادگاه کیفریاستان تهران گفت: حسن -متهم 47 ساله - 28 تیر سال 89 در شهرری دوست39 سالهاش به نام داوود را با ضربه چاقو به قتل رساند. متهم یک روز بعد از قتل بازداشت شد و در بازجوییها به کشتن دوستش اعتراف کرد.
او ابتدا با داوود درگیر شد و بعد از اینکه مهتابیهای محل را با آب سوزانده و برق را قطع کرد داوود را با ضربه چاقو به قتل رساند. این مرد با توجه به سوابق متعددی که دارد مرتکب قتل عمد شده و با قصد قتل داوود را زده است.
نماینده دادستان تهران گفت: با توجه به اینکه متهم امکان فرار داشت و میتوانست از محل متواری شود اما این کار را نکرده و با چاقو داوود را کشت. بنابراین، عمل وی از مصادیق دفاع مشروع نیست و گفتههای متهم در دادسرا در این خصوص اشتباه است. با توجه به اینکه اولیای دم درخواست قصاص کردهاند من هم بهعنوان نماینده دادستان تهران خواستار صدور حکم قانونی هستم.
در ادامه اولیای دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول گفت: من اصلا متهم را نمیشناسم و او به دروغ ادعای دوستی با پسرم دارد. پسر من آدم خوبی بود او هیچوقت با خودش چاقو یا چیز دیگری حمل نمیکرد.
روز حادثه هم ما متوجه نشدیم چه اتفاقی افتاد فقط از کلانتری شخصی با پسر دیگرم تماس گرفت و وقتی پسرم رفت گفتند داوود را کشتهاند. داوود یک دختر دارد که به پدرش نیاز داشت و حالا من میخواهم کسی که نوهام را از داشتن پدر محروم کرده است فرزندش از داشتن پدر محروم شود.
سپس متهم به دفاع از خودش پرداخت او گفت: اتهام قتل را قبول دارم. من داوود را کشتم اما باور کنید قصدی نداشتم. آن روز ما همگی در خانه دوستم حسن جمع شده بودیم، او یک خانه مجردی داشت که گاهی در آنجا دور هم جمع میشدیم. بچههای دیگر هم بودند، داوود مرتب با حسن جروبحث میکرد درگیری سر پولی بود که داوود به حسن داده بود و میگفت پولش را میخواهد اما حسن میگفت پول را به صاحبخانه داده و نمیتواند پس بدهد. صدای آنها بلند شده بود و با هم درگیر شدند. من دخالت کردم گفتم تمامش کنید اما داوود آرام نمیشد. آنها به همدیگر حمله کردند من چند بار دیگر تذکر دادم تا اینکه داوود عصبانی شد، زیر پارچ آب زد و پارچ به هوا پرت شد به مهتابی خورد و آن را سوزاند. خانه تاریک شده بود من سر داوود داد زدم و گفتم تمامش کن. او مشت محکمی به صورتم زد و من به کمد دیواری برخورد کردم. یکدفعه از کمرش یک تبر بیرون کشید، با پشت تبر یک ضربه محکم به دستم زد که آثار آن تا همین چند وقت پیش باقی بود؛ البته زخمی نشدم اما آسیب جدی دیدم و مجبورم شدم چندین ماه در زندان فیزیوتراپی کنم تا خوب شود.
متهم ادامه داد: داوود دوست من بود نمیدانم چرا آن روز من را میزد و تبر را به سمت من پرت کرد. او تبر را مرتب به چپ و راستم پرت میکرد، بین دیوار و داوود گیرکرده بودم و نمیتوانستم فرار کنم چاقو را بیرون کشیدم تا او را دور کنم اما داوود تبر را به سمت سرم پرت کرد و این بار من او را زدم تا بتوانم فرار کنم.
متهم ادامه داد: من چارهای نداشتم اگر داوود را نمیزدم خودم میمردم. راه فرار هم نداشتم داوود من را به کمد دیواری کوبیده بود و در راهرو هم مقدار زیادی وسیله بود راه فرار نبود خودش هم روبهروی من ایستاده بود. اگر نمیزدم میمردم.
حالا هم از اولیای دم درخواست بخشش دارم.
در ادامه وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد او گفت: موکل من راهی به جز زدن مقتول نداشت عمل او از مصادیق دفاع مشروع است او نمیخواست مقتول را بکشد و به همین دلیل ضربه را به سمت راست او وارد کرد نه سمت چپ که قلبش بود. او نمیتوانست فرار کند. حاضران در صحنه هم این موضوع را تایید کردهاند که مقتول تبر داشت و اول او به موکل من حمله کرد. بنا بر این گزارش بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات شعبه 74 برای تصمیمگیری در مورد این پرونده وارد شور شدند.