تفرق و تحرکات مخفیانه که نتیجهای جز جداییطلبی در جبهه اصولگرایی ندارد، در حالی پیش میرود که از میزان این نوع تحرکات در جبهه اصلاحطلبان کاسته شده و میرود تا در این جبهه توافق نهایی حاصل آید.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، شواهد موجود نشان از آن دارد که دکتر احمدینژاد و گروه حامیان دولت، چندان تمایلی به همگرایی و وفاق گروهی برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری ندارند حتی در بسیاری مواقع، میل به جدایی چون انتخابات گذشته در آنها پررنگتر است تا همدلی سیاسی و جمعی.
ناگفته پیداست که این رفتار به ویژه از وقتی سیاسیون اصولگرا آن را از جانب رئیسجمهور شرکت کننده در دور بعدی انتخابات ریاستجمهوری تلقی میکنند، تا حدود زیادی مبدل به نوعی اپیدمی انتخاباتی شده است که هیچ رئیسجمهوری در ایران پس از انقلاب، دور بعد را با نام مصلحتهای گروهی و جناحی از دست نداده و قید آن را نزده است، اما باید به این نکته توجه داشت که این رفتار در ادامه رفتاری است که در دور گذشته نیز از سوی دکتر احمدینژاد در پیش گرفته شد و به همان اندازه که آن رفتار غیر طبیعی و به دور از عدالت معمول در میان احزاب سیاسی بود، این رفتار، طبیعی و موافق عرف سیاسی جامعه ایران است.
بنا بر این گزارش، فارغ از رفتار و اهداف برخی دولتمردان کنونی برای حضور انفرادی و فعال در انتخابات آینده، باقیماندگان، چند تن از رجالی هستند که در افکار عمومی به عنوان سرقفلی رقابتهای انتخاباتی اصولگرایان در هر دوره از آنها یاد میشود. کسانی که در مسابقه جمعآوری آرای مردم از مدعیان عنوان قهرمانی به شمار میآیند. در این طیف نیز بر خلاف انتخابات دوره نهم، نه تنها وفاق و همگرایی بیشتر نشده است بلکه زمینههای تکروی، به ویژه در میان برخی از نامها بیش از پیش به چشم میخورد.این افراد به دو گروه عمده تقسیم می شوند.
گروه اول که به تازه واردان بر می گردد نکته مد نظر این گزارش را به خود اختصاص داده است. و آن شیوهای است که برخی تازهواردان ـ در عین حقی که از بابت ورود در رقابتها برای خود قایلند ـ در پیش گرفته و آب گل آلود را آلودهتر و غیر شفافتر میکنند. این گروه که در سخنان خود آشکارا، شرکت در انتخابات را به پس رانده و با ایما و اشاره به پیش میکشند، با تنههایی که هر از گاهی به جریان اصولگرایی میزنند، هر چند اصولگرا محسوب می شوند اما در عمل چندان مقید به پروتکلهای اخلاقی و سیاسی رفتار انتخاباتی اصولگرایان نیستند.
از افراد شاخص این گروه، باید ریاست قبلی مجلس شورای اسلامی وریاست صداوسیما را بر شمرد و بخش جالب ماجرا از آنجایی آغاز میشود که آقای ضرغامی،، با در دست داشتن تنها رسانه دیداری و شنیداری کشور از وزن چشمگیری برای موج آفرینی و بر هم زدن هارمونی رقابتهای اصولگرایی برخوردار است و به نظر میرسد که همین مطلب در شرف وقوع است، چرا که دیدارهای پیاپی رئیس سازمان صدا و سیما با قشرهای گوناگون هنرمندان، فیلمسازان و برنامهسازانی که تاثیر گذاری آن ها در افکار عمومی قابل توجه است ، در ماهها و روزهای اخیر به شدت رو به فزونی نهاده است .
از سوی دیگر، تمایل حدادعادل نیز که با فلسفه ابهامافزایی در صحنه حاضر میشود، شایان توجه است. او که در زمان ریاست مجلس خود به عنوان یکی از رؤسای سه قوه کشور، چندان در پیچ و خم برنامههای تلویزیونی به چشم نمیخورد، این روزها و در قامت رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، این، واقعهها و برنامههای تلویزیونی هستند که انتظار او را میکشند؛ مانند آنکه نطق قبل از دستور مجلس ایشان و سخنرانی وی در سالگرد ارتحال آیتالله طالقانی و سخنرانیهای ادبی و تاریخی او در بزرگداشتها و کنگرههای گوناگون پیدرپی از شبکههای گوناگون با گزارشهای تفصیلی و مبسوط پخش میشود .
گروه دوم از اصولگرایانی که تکروی می کنند با فرض آنکه جناح اصلاح طلبان نامزد قوی به صحنه نمی آورد به فعالیتهایی دراستانها دست زده اند و نیازی به هماهنگی با سایرین نمی بینند.
اما باید توجه داشت که این گونه رفتارهای فردگرایانه و نا هماهنگ، نه تنها موجب بالا آمدن و برد نسبی جناح رقیب یعنی اصلاح طلبان خواهد شد، بلکه دولت و شخص رئیسجمهور کنونی را به عنوان رقیب آینده رقابتهای انتخاباتی، که تا به این لحظه به نظر میرسد که هیچ کدام از چهرههای شاخص اصولگرایی مطرح حاضر به ائتلاف با آن نیستند را نیز تنها خواهدگذاشت .البته بدیهی است که درصورت آمدن آقای خاتمی به صحنه، رقابت تنهابین ایشان وآقای دکتراحمدی نژاد رقم خواهد خورد ولی این تکروی ها جز حسرت چیزی برجای نخواهد گذاشت.