تیم ملی ایران تحت هدایت کارلوس کیروش بدون تردید تفاوتهای اساسی با تیم ملی زمان افشین قطبی یا علی دایی و امیر قلعهنویی دارد. اینکه برای قضاوت در مورد عملکرد یک مربی باید دو سال به او زمان داد و بعد وارد مرحله تجزیه و تحلیل شد حداقل در مورد تیم ملی ایران که سالی یک بار مربی عوض میکند صدق نمیکند. در ورزش ایران که اساسا به لحاظ ساختاری و پایههای مدیریتی فقیر است و استعدادهای بالقوه و پرشماری دارد، استفاده از روش گلخانهای برای تدارک دیدن تیمهای آبرومند بهترین راهکار ممکن است. در این روش استعدادها از بدنه ورزشی که ضعف امکانات و برنامهریزی دارد جدا و در محیطی جداگانه تیمار میشوند. امکانات سخت افزاری و آموزشی این محیط به هیچ عنوان با محیط خارج همخوانی ندارد و استعدادهای حاضر در آن فضای مهیاتری را برای نزدیک شدن به سقف تواناییهای خود تجربه میکنند. شاید سرمربی جدید تیم ملی ایران هنوز نتوانسته باشد ایدههای تاکتیکی و
ایده آلهایش را در تیم ملی جا بیندازد اما آثار ذهنیت حرفهای و خواستههای متفاوت او از بازیکنان تیم ملی در نحوه بازی تیم دیده میشود.کیروش و خولیو ولاسکو تقریبا به صورت همزمان در تیمهای ملی فوتبال و والیبال ایران مشغول بهکارشدندومسلم است که امروز نمیتوانیم بگوییم نتایج درخشانتیم ملی والیبال ایران درمسابقات جهانی را به واسطه حضورکوتاهمدت ولاسکو در ایران نباید به پای او نوشت. کیروش هم درهمین مدت زمان کوتاه توانسته تغییرات تازهای را در گلخانه تیم ملیفوتبال ایران ایجاد کند.آنچه شاید در ظاهر سهل و کوچک به نظر برسداما در محصول نهایی تفاوت قابل اعتنایی را ایجاد کرده است.
همه زیر پرچم کیروش
یکدستی و رواج عادت« اطاعت از سرمربی» که در فوتبال ایران همیشه کمیاب بوده، یکی از مهمترین ویژگیهای تیم کارلوس کیروش است. حتی میروسلاو بلاژویچ هم که با کارنامه سومی جام جهانی به ایران آمد از باندبازیهای تیم ملی و مصاحبه آتشین بازیکنانی که از او تحت عنوان یک مربی سیاه باز و بیدانش که در تیم ملی کرواسی هم کارهای نبوده نام میبردند در امان نماند. بلاژویچ مجبور شد در حساسترین مقطع رقابتهای مقدماتی جام جهانی چند بازیکن را از اردوی تیم ملی کنار بگذارد. این اتفاق در مقاطعی که مربیان داخلی هدایت تیم ملی را بر عهده داشتند بسیار پررنگتر بود و بخصوص در دوران امیر قلعهنویی و افشین قطبی به اوج خود رسید. بازیکنانی مثل علی سامره و پیروز قربانی شدیدترین مصاحبهها را علیه قلعهنویی انجام دادند و در زمان افشین قطبی حتی کار به جایی رسید که بازیکنانی که از سوی او در ترکیب اصلی قرار میگرفتند – مثل جواد نکونام و جلال حسینی - هم اعتقادی به آقای سرمربی نداشتند و علیه او صحبت میکردند. جو حاکم بر تیم کارلوس کیروش در تاریخ فوتبال ایران بیهمتاست. چه آنهایی که در ترکیب اصلی هستند، چه آنهایی که روی نیمکت ذخیرهها مینشینند و چه مدعیانی که به اردو دعوت نمیشوند به تصمیم سرمربی تیم ملی احترام میگذارند و دیدگاهها و روش کار او را قبول دارند. در این فضا انتقادات گاه و بیگاهی هم که مطرح شده بیش از آنکه جو تیم ملی را تحت تاثیر قرار دهد، شخص منتقد را زیر سوال برده است. بازیکنانی مثل علی کریمی و فرهاد مجیدی که همواره در میان یاغیان و معترضان فوتبال ایران دستهبندی میشدند و به دفعات از اردوی تیم ملی قهر کردند؛ برای حضور در تیم کیروش اعلام آمادگی کردند و کار کردن زیر نظر این مربی را افتخاری بزرگ دانستند. وقتی کیروش بازوبند کاپیتانی تیم ملی را به جواد نکونام سپرد همه منتظر تولد حواشی جدید بودند اما علی کریمی این بار بدون حرف و حدیث تصمیم سرمربی را پذیرفت و گفت: «حرف، حرف کیروش است.»
پاداشها و جرایم آنلاین
هرچند به توجه ویژه کارلوس کیروش به بازیکنان استقلال و پرسپولیس و دعوت تعداد زیادی از بازیکنان این دو تیم به اردوی تیم ملی انتقادات زیادی وارد شده اما از این واقعیت هم نمیتوان گذشت که در تیم کیروش بازیکنانی به میدان میروند که بهترین عملکرد را ارائه میدهند و در رقابت برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی عملکرد بازیکنان در تمرینات و مسابقات اهمیت زیادی دارد. کیروش بر خلاف مربیان داخلی نسبت به بازیکنان ملی پوش ذهنیت قبلی ندارد و بدون توجه به سابقه و باشگاه آنها بازیکنی را به میدان میفرستد که شایستهتر است. محمدرضا خلعتبری در بازی برگشت ایران و بحرین مرتکب اشتباهی شد که در نهایت گل حریف را رقم زد. او به طور کلی در آن بازی عملکرد خوبی نداشت و به همین دلیل در بازی بعدی مقابل اندونزی در 15 دقیقه پایانی به زمین آمد. میلاد میداوودی در نیمه اول بازی رفت مقابل بحرین در تهران ضعیف بود و به دلیل درگیری بیدلیل با بازیکن حریف یک کارت زرد هم گرفت. کیروش او را بلافاصله بین دو نیمه تعویض کرد و در بازی بعدی در منامه هم این بازیکن را در دقایق پایانی به زمین فرستاد. وقتی کریم انصاری فرد در اولین مسابقاتی که کیروش به عنوان سرمربی روی نیمکت ایران نشست نتوانست در نقش یک گلزن شش دانگ ظاهر شود، کیروش محمد قاضی را در پست مهاجم نوک تست کرد و عملکرد خوب این بازیکن او را به یکی از بازیکنان ثابت تیم ملی ایران تبدیل کرد. نیمکت نشینی احسان حاج صفی و استفاده از مهرداد پولادی بسیار باانگیره را هم میتوان در همین قاب قرار داد. نتیجه این سیاست را میتوان در روحیه متفاوت ملی پوشان در تمرینات تیم ملی دید. در تیم ملی فعلی کیفیت بازیکن متضمن جایگاه اوست و حتی آنهایی که از مرز صد بازی ملی عبور کردهاند هم حاشیه امنیت ندارند.
سورپرایزهای سرمربی
در فهرست بازیکنان منتخب کارلوس کیروش اسامی حساسیت برانگیزی وجود دارد که البته در فضای کم سابقه«حمایت و اطاعت از سرمربی»فعلا انتقاد تندی نسبت به دعوت از آنها مطرح نشده اما تردیدی نیست که اولین ناکامی کیروش با اشاره منتقدان به حضور این بازیکنان در اردوی تیم ملی همراه خواهد شد. اعتقاد کیروش به بازیکنانی مثل مازیار زارع، جواد کاظمیان و غلامرضا رضایی سئوال برانگیز است. زارع نزدیک به دو سال است که در پرسپولیس فراتر از یک بازیکن معمولی ظاهر نمیشود اما کیروش به عنوان بازیکن ذخیره پست هافبک دفاعی به او اعتقاد دارد و در یکی از مسابقات حتی از زارع در پست دفاع میانی هم بازی گرفت. افت غلامرضا رضایی در پرسپولیس که با ناکامی او در باز کردن دروازهها به مدت 18 هفته همراه بود هم باعث نشد کیروش این بازیکن را به تیم ملی دعوت نکند و در ترکیب اصلی قرارش ندهد. جواد کاظمیان هم در شرایطی به تیم ملی دعوت شد که در پرسپولیس روی نیمکت ذخیرهها مینشست و هنوز به دایره بازیکنان ثابت این تیم راه پیدا نکرده بود. حسین ماهینی، مهرداد پولادی و محمد قاضی از دیگر بازیکنان مورد علاقه کیروش در تیم ملی ایران هستند که البته برخلاف نفرات قبلی کارنامه خوبی را هم از خود به جای گذاشتند و خیلی زود همه را مجاب کردند که میتوانند مهرههای موثری برای تیم ملی باشند.
تهران امروز