نخست خبر و سپس تصویر کار ناپسند فوتبالیستها به سرعت در ایران و جهان منتشر شد و همه بدون اندک تأملی و به سرعت آن را محکوم کردند و در صدور احکام سخت از یکدیگر سبقت گرفتند، این در حالی بود که هیچ کس را یارای آن نبود که از فوتبالیستهای بخت برگشته حمایت کند. شهر همه دشمن شده بود و جز بستگان نزدیک، پناهی برای خطاکاران نبود.
در همین زمان، والیبالیستهای کم ادعا به پیروزیهایی شگرف در عرصه جهانی دست یافتند. جامعه احساس کرد، فوتبال باعث شده از ورزشهای دیگر غفلت کند. مردم به تفاوتهای بسیار میان فوتبال و دیگر رشتههای ورزشی توجه یافتند و با راههای گوناگون به آن اعتراض کردند. حالا شاید ما، با افسوس، اعتراض ورزشکاران را به بیتوجهی همگانی به آنان به یاد میآوردیم.
به مرور که تب تند محکوم کردنها فرو نشست، با شیبی ملایم، زبان خاطیان به عذرخواهی و زبان بستگان و دوستان آنان به توجیه باز شد و عکسهایی ترحم برانگیز از این فوتبالیستها در برابر چشمان خطابخش بینندگان قرار گرفت.
در همین زمان، حکمی سخت از سوی کمیته مربوط منتشر شد
افق، همچنان در برابر دو فوتبالیست تاریک مینمود و مینمود تا آن که به مرور از خبرهای مربوط به این دو نفر بوی دیگری به مشام میرسید. انگار حکم سنگین بوده و باید افکار عمومی برای تعدیل آن آماده شود. ظاهرا چنین شد.
آری، چنین داشت میشد و وقتی امروز حکمی تازه منتشر شد، نباید کسی تعجب کرده باشد. اهل خبر و نظر نباید تعجب کرده باشند، زیرا شیب انتشار خبرها چنین نشان میداد و افکار عمومی هم نباید متعجب باشد، زیرا برای شنیدن این حکم آماده شده بود. پس حالا کسی به این حکم نمیخندد.
به هر صورت، باید این حکم را به بسیاری تبریک گفت: باشگاه فرهنگی ورزشی x، فدراسیون مربوطه، رییس فدراسیون مربوطه، وزیر مربوطه، و ... .
و البته شاید مرور این اتفاق و تأمل در آنچه هر یک از ما به عنوان شهروند، رسانه، یا مسئول انجام دادیم هم ضروری و هم آموزنده باشند.
