پسری که اسیر خشم آنی شده و هفت سال از عمرش را در زندان با کابوس مرگ سپری کرده بود با گذشت خانواده داغدار از خونخواهی به زندگی برگشت.
عصر سی‌ام دی ۱۳۸۳ به دادسرای قزوین خبر رسید مرد ۲۷ ساله‌ای به نام «علی-خ» که همسر و یک فرزند داشت به دنبال دعوا در خیابان «باغ دبیر» کشته شده است. همان موقع، کشیک وقت دادسرا و افسران اداره آگاهی قزوین به قربانگاه رفتند و با دیدن جنازه کاردآجین، رسیدگی به ماجرا را در دستور کارشان قرار دادند.  تحقیق میدانی نشان می‌داد «علی» به دنبال درگیری بر سر موضوعی پیش پا افتاده، قربانی خشم پسر ۱۹ ساله‌ای به نام «حسین» شده بود. با روشن شدن این موضوع، ردیابی مجرم فراری آغاز و وی فقط دو شبانه‌روز پس از جنایت، بازداشت شد. «حسین» با دیدن مدرک‌های دادگاه‌پسند، جنایت را گردن گرفت و به‌شدت ابراز پشیمانی کرد.  به دنبال بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان قزوین فرستاده شد و زمستان ۱۳۸۶ تحت رسیدگی قرار گرفت.
در آن نشست، خانواده داغدار اشد مجازات خواست و «حسین» به دفاع از خود پرداخت: «در جریان دعوا، ناخواسته دستم به خون آلوده شد. قسم می‌خورم قصد کشتن علی را نداشتم.»
هیات قضایی پس از بررسی مدرک‌های موجود، پسر عصیانگر را به قصاص نفس (مرگ) محکوم کرد. رای اما با اعتراض وکیل‌مدافع «حسین» به دیوان عالی کشور فرستاده شد و به خاطر برخی ایرادهای قضایی شکست. در نتیجه، پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه همعرض سپرده شد. «حسین» این‌بار در شعبه سوم دادگاه کیفری استان قزوین پای میز عدالت ایستاد و باز هم به مرگ محکوم شد. رای به تایید دیوان عالی کشور رسیده و ضرباهنگ مرگ مجرم پشیمان به صدا درآمده بود که مسوولان قضایی قزوین و ریش‌سفیدان محلی، طی چندین نشست خداپسندانه به گفت‌وگو با خانواده داغدار پرداختند. بدین‌ترتیب تلاش ‌اعضای شورای حل اختلاف، مدیر مددکاری ندامتگاه مرکزی قزوین و اعضای مکتب‌ الزهرا(س) این شهر به نتیجه رسید. خانواده مهربان «علی» فقط به خاطر رضای خدا و بدون هیچ قید و شرطی به جوانی محکوم، رحم کرد و از خونخواهی گذشت.
دیروز اعضای این خانواده گفتند: ما شیعه هستیم و طبق فرمایش مولا علی(ع) لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست. با اعدام «حسین» که هنگام جنایت فقط ۱۹ سال داشت پسر ما زنده نمی‌شود. وقتی مطمئن شدیم او بدون نقشه قبلی و بر اثر خشم آنی، دست به چاقو برده و طی هفت سالی که زندانی بود به اندازه کافی تنبیه شده است تصمیم گرفتیم قاتل جگرگوشه خود را ببخشیم. ما «حسین» را بخشیدیم و امیدواریم خدا هم او را ببخشد و او انسان مفیدی برای جامعه باشد.
وقتی اولیای دم، رضایتنامه را امضا می‌کردند شاهدان اشک شوق می‌ریختند و برای آنان دعا می‌کردند. «حسین» که بهترین روزهای عمرش را در زندان گذرانده و از یک قدمی چوبه دار به زندگی برگشته است با احتساب زمان بازداشت، به‌زودی آزاد خواهد شد.
منبع: فرهیختگان

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1390/10/05
پاسخ

یعنی زندان اونقدر خوبه که بهترین روزای آدم میشه !!!

علی -> 1390/10/05
پاسخ

دمشون گرم. خیلی سخته قاتل جگرگوشتو ول کنی.

محمد -> 1390/10/05
پاسخ

میخوام بدونم این قاتل چرا هفت ساله که داره با خیال راحت نفس میکشه .... چرا اینقدر کشش میدن تا یارو ببخشتش .... اون اگه ادم با خودش سلاح حمل نمیکرد ...

رضا -> 1390/10/05
پاسخ

خدا خیرشان دهد

امیر -> 1390/10/05
پاسخ

چه جوری از خون پدر نوشون گذشتن؟ اصلا چرا تو این 7 سال اعدام نشد؟

کاربر مهمان -> 1390/10/05
پاسخ

83 جنایت کرده و 2 روز بعد دستگیر شده و 86 رسیدگی شده و دوبار به قصاص محکوم و نهایتا با پافشاری بخشیده شده است . این یعنی اعمال روشهای تاخیری در مجازات و خسته و پشیمان کردن صاحب حق که توجیه قانونی ندارد

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار