۱- دریای خزر: نزدیک به ۱۱ درصد سطح کشور را میپوشاند ۲ ـ خلیج فارس و دریای عمان: بیش از ۲۶ درصد سطح کشور ۳ ـ دریاچه ارومیه: نزدیک ۳ در صد مساحت کل کشور ۴ ـ مرکزی ایران: بیش از نیمی از سطح کشور ۵ ـ هامون: شامل ۶/۵ درصد سطح کشور ۶ ـسرخس (قره قوم): بیش از ۲/۵ درصد سطح کشور
| میزان بارش اول مهر تا 24 دی (میلیمتر) |
حوضه آبریز اصلی |
||||||||||
| میزان حداقل و حداکثر بارندگی ثبت شده در سال آبی جاری از اول مهر تا 24 دی (میلیمتر) | درصد اختلاف نسبت به | متوسط درازمدت |
سال آبی 89-90 |
سال آبی 90-91 |
|||||||
| نام استان | حداقل بارندگی ثبت شده | نام ایستگاه | نام استان | حداکثر بارندگی ثبت شده | نام ایستگاه | متوسط درازمدت | سال آبی 89-90 |
||||
| آذربایجان غربی | 65.1 | پل نوایی (خوی) | گیلان | 958.5 | رشت | 32 | 127 | 158 | 92 | 209 | دریای خزر |
| ایلام | 5.6 | مهران | چهارمحال و بختیاری | 419 | چهلگرد | -45 | 124 | 150 | 37 | 83 | خلیج فارس |
| آذربایجان غربی | 51 | سلماس | آذربایجان غربی | 165 | پل سقز | -4 | 175 | 115 | 40 | 110 | دریاچه ارومیه |
| سیستان و بلوچستان | 0 | سد بمپور | تهران | 473 | رودک جاجرود | -13 | 176 | 54 | 17 | 47 | مرکزی |
| سیستان و بلوچستان | 2.7 | زابل | سیستان و بلوچستان | 10.5 | هوشک سروان | -54 | 550 | 28 | 2 | 13 | مرزی شرق |
| خراسان رضوی | 26 | کارخانه تربت جام | خراسان رضوی | 146 | قوچان | 34 | 316 | 59 | 19 | 79 | سرخس |
| سیستان و بلوچستان | 0 | سد بمپور | گیلان | 958.5 | رشت | -18 | 150 | 91 | 30 | 75 | کل کشور |
شاید کافی است که آب پاشی هواپیماهای سم پاش بر فراز تهران را به یاد بیاوریم که متولیان اجرایش، از تأثیر حتی کم مقدار بارش بر آلودگی هوا آگاه بودند، ولی متوجه فیل و فنجان طرحشان نشده بودند!
طرحهای ریز و درشتی که بیشتر جامع نیستند و گاهی به جای اینکه مکمل هم باشند، مخل کارکرد یکدیگر میشوند؛ این موضوع را میشود به روشنی در لابلای سخنان معترضین به وضعیت دریاچه ارومیه شنید که بسیاری از ایشان، ساخت سدهای متعدد در حوضه آبریز بزرگترین دریاچه داخل کشور را عاملی برای خشک شدن بخشهای بسیاری از آن میدانند.
آنچه روشن است، استفاده بهینه از این نعمات آسمانی، نیاز به برنامه ریزیهایی دارد که بیشتر بلند مدت بوده و باید همه جوانبشان با دید ملی ارزیابی شده باشد تا هم بتوان به عده بیشتری خدمت رسانی کرد و هم بستری فراهم شود که به مصرف بهینه این نعمت حیات منجر خواهد شد؛ اما از سوی دیگر، سالهاست که در برخورد با آلودگی هوا و خشکسالیهای گوناگون، از طرحی نام برده میشود که کارکرد فرشته نجات را دارد؛ «طرح بارور سازی ابرها» که میتواند برنج کاری در شمال کشور را نجات دهد، هم گره گشای خشک شدن دریاچه ارومیه است و هم می تواند هوای پایتخت دودزده را صاف کند!
طرحی که چند بار هم به اجرا رسیده، ولی تا کنون موفقیت آمیز نبوده است؛ تا جایی که یک بار، در اوج خشکسالی های دامنهدار، ابرهای شمال کشور را باردار کردند تا محصول شالیکاران را نجات دهند، ولی به ظاهر ابرهای باردار شده تا به افغانستان نرسیدند، نباریدند ...

نکته اینجاست که در پاییز گذشته و زمستان جاری، با بارش خوبی روبهرو بودهایم و بر پایه پیشبینیهای سازمان هواشناسی، احتمالا این بارندگیها ادامه خواهد داشت؛ اما چون زیرساختهای استفاده از این نعمات را فراهم نکردهایم، هیچ کسی پیدا نمیشود که از موقعیت به نفع خودش و یا سازمان متبوعش بهرهبرداری کند؛ چه بسا که کارگروههای لازم تشکیل نشده باشد و یا متولیان امر به هر دلیل کوتاهی کرده باشند؛ بنابراین، لازم میدانیم که راهکاری برای استفاده از این موهبت ارایه دهیم و بستر را برای ارایه راهکارهای مخاطبان عزیز هم فراهم کنیم:
در کنار همه خوبیهای احتمالی افزایش بارندگیها، از جمله افزایش میزان محصولات کشاورزی، چه بسا بستر خوبی برای درخت کاری فراهم شده باشد، چرا که زمانی زیادی به روز درختکاری باقی نمانده و هنوز زمان کافی برای تهیه نهال در اختیار داریم (البته شاید برای تهیه نهال برخی درختان دیر شده باشد)؛ درختانی که میتوانند در پاکسازی هوای شهرهایمان نقش بسزایی ایفا کنند و چه بسا این زمین سیراب، بهترین شرایط را برای درختکاری فراهم آورده باشد. تنها کافی است که این امر را وظیفه یک نهاد و سازمان خاص ندانیم؛ باور کنید که فلان اداره ظاهرا نامرتبط با درختکاری نیز، هم توان این کار را دارد و هم بودجه لازم در دست و بالش یافت میشود. البته این فارغ از درختانی است که بسیاری از خانوادهها هم توان نشا زدنش را دارند.
نظر شما چیست؟
