قواعد عمومی مهر در نکاح موقت نیز اجرا میشود و این سازمان حقوقی را قانون اداره میکند. با این تفاوت که ازدواج موقت، اعتبار معنوی و اخلاقی ازدواج دایم را ندارد چراکه هدف از این زناشویی کامجویی و انتفاع است نه ایجاد نسل و شوهر تامین مخارج خانواده را به عهده ندارد و همانطور که پیش از این در مبحث ازدواج موقت به تفصیل به آن اشاره شد زن از شوهر ارث نمیبرد. بنابراین در ازدواج موقت، مهر یکی از ارکان اصلی عقد است چنانکه ماده 1095 قانون مدنی مقرر میدارد «در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است»
برایناساس هرگاه مهر در عقد ذکر نشود یا مهر مالیت نداشته باشد یا مجهول بماند یا متعلق به دیگری باشد در این صورت بطلان توافق درباره مهر، نکاح را نیز باطل میکند بنابراین باید مهر و میزان آن در ازدواج موقت معین شود و بطلان هریک در دیگری اثر میگذارد و اختیار بههم زدن مهر در ازدواج موقت صحیح نیست و چنین شرطی به منزله فسخ ازدواج تلقی میشود حال چنانچه ازدواج باطل و زن جاهل به بطلان ازدواج باشد بنابراین مانند ازدواج دایم مستحق مهرالمثل است.
میزان مهرالمثل برحسب حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و... و داوری عرف معین میشود.
همچنین درخصوص رابطه مهر با تمکین باید گفت همان قواعد ازدواج دایم حکم فرماست چراکه به استناد ماده 1096 قانون مدنی «در نکاح منقطع موت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمیشود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.» بنابراینچنین استنباط میشود که مهر به میزان تمکین زن در تمام مدت تقسیم نمیشود بلکه اگر بعد از نزدیکی زن از ادامه تمکین از شوهر امتناع کند و به عبارتی ناشزه شود در این صورت حق او نسبت به مهر از بین نمیرود و شوهر نیز نمیتواند تسلیم تمام یا بخشی از مهر را موکول به تمکین کند و نیز در ازدواج موقت اگر شوهر تا پایان مدت ازدواج با همسر نزدیکی نکند زن مستحق تمام مهر خود است یا چنانچه بعد از نزدیکی مابقی مدت را به زن بذل کند باز هم زن مستحق تمام مهریه خود است ولی نکته قابل توجه این است که به موجب ماده 1097 قانون مدنی «در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.» منظور از تمام مدت، تمام مدت باقی مانده از ازدواج است و تنها در این مورد است که زن مستحق نصف مهریه است.
*وکیل پایه یک دادگستری
منبع: شرق
برایناساس هرگاه مهر در عقد ذکر نشود یا مهر مالیت نداشته باشد یا مجهول بماند یا متعلق به دیگری باشد در این صورت بطلان توافق درباره مهر، نکاح را نیز باطل میکند بنابراین باید مهر و میزان آن در ازدواج موقت معین شود و بطلان هریک در دیگری اثر میگذارد و اختیار بههم زدن مهر در ازدواج موقت صحیح نیست و چنین شرطی به منزله فسخ ازدواج تلقی میشود حال چنانچه ازدواج باطل و زن جاهل به بطلان ازدواج باشد بنابراین مانند ازدواج دایم مستحق مهرالمثل است.
میزان مهرالمثل برحسب حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و... و داوری عرف معین میشود.
همچنین درخصوص رابطه مهر با تمکین باید گفت همان قواعد ازدواج دایم حکم فرماست چراکه به استناد ماده 1096 قانون مدنی «در نکاح منقطع موت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمیشود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.» بنابراینچنین استنباط میشود که مهر به میزان تمکین زن در تمام مدت تقسیم نمیشود بلکه اگر بعد از نزدیکی زن از ادامه تمکین از شوهر امتناع کند و به عبارتی ناشزه شود در این صورت حق او نسبت به مهر از بین نمیرود و شوهر نیز نمیتواند تسلیم تمام یا بخشی از مهر را موکول به تمکین کند و نیز در ازدواج موقت اگر شوهر تا پایان مدت ازدواج با همسر نزدیکی نکند زن مستحق تمام مهر خود است یا چنانچه بعد از نزدیکی مابقی مدت را به زن بذل کند باز هم زن مستحق تمام مهریه خود است ولی نکته قابل توجه این است که به موجب ماده 1097 قانون مدنی «در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.» منظور از تمام مدت، تمام مدت باقی مانده از ازدواج است و تنها در این مورد است که زن مستحق نصف مهریه است.
*وکیل پایه یک دادگستری
منبع: شرق