به نوشته «اعتماد ملی»، طرحهایی که اجرای آن بر اساس برنامهریزیهای قبلی قرار بود تاکنون به مرحله توسعه رسیده باشد، هنوز در مراحل اولیه اجرا باقی است و در واقع میتوان گفت با وجود اصرار ایران برای توسعه فازهای این منطقه اکنون تنها نتیجهای که برای ایران در طول سالهای گذشته بهدست آمده این است که با وجود آنکه که 14 تریلیون مترمکعب گاز -که معادل 8 درصد از ذخایر گازی جهان است- را در اختیار دارد بازهم همزمان با آغاز فصل سرما برای تامین گاز مورد نیاز داخل کشور با مشکل مواجه است و ناچار به واردات گاز از کشورهای دیگر از جمله ترکمنستان است.
از دیگر سو نیز در این میدان مشترک شیخنشین قطر که از سالها پیش به فکر استخراج گاز از این میدان برخاسته بود اینک بر مبنای قیمت کنونی دلار بیش از 45 میلیارد دلار بیش از ایران از ذخایر مشترک برداشت کرده است. این در حالی است که در آغاز فعالیت ایران در پارس جنوبی کمتر کسی روزهای رکود را برای این منطقه که یکی از اصلیترین قطبهای اقتصادی کشور محسوب میشد را پیشبینی میکرد.
اما اکنون با افزایش تحریمها علیه ایران و خروج سرمایهگذاران بزرگ نفت و گاز جهان از منطقه پارس جنوبی چیزی جز رکود در این منطقه بهچشم نمیخورد به طوریکه امروز فازهای 6 تا 8 پارس جنوبی که زمانی قرار بود گاز حاصل از آنها برای تزریق به میادین فرسوده و قدیمی نفت مورد استفاده قرار گیرد، اینک به دلیل تاخیر در اجرای دوفاز 9 و 10 پارس جنوبی برای تصفیه و مصرف داخلی به پالایشگاه فاز 9 ارسال میشود تا بخشی از کمبود گاز زمستانی کشور جبران شود. تاخیر طولانی در اجرای فازهای 6 تا 8 پارس جنوبی تا حدی بود که در واقع از این فازها میتوان بهعنوان طولانیترین پروژههای گازی کشور در طول سالهای گذشته نام برد چرا که عملیات اجرایی این سه فاز از سال 79 آغاز شده و قرار بود در طول سالهای 85 تا 86 هر سه فاز بهطور کامل به مرحله بهرهبرداری برسد اما اینک با گذشت بیش از یک سال از موعد مقرر تنها فاز 6 به مرحله بهرهبرداری کامل رسیده و برای تبدیل گازهای استخراجشده از این فازها نیز پالایشگاهی احداث نشده است.براساس آخرین اطلاعات ارائهشده از سوی غلامرضا منوچهری مدیرعامل شرکت پتروپارس (پیمانکار طرح توسعه این فازها)، در حال حاضر حفر 30 حلقه چاه با ظرفیت هریک 100 میلیون فوتمکعب که تا 150 میلیون فوتمکعب قابل افزایش است، تکمیل شده که در نهایت امکان تولید 5/1 میلیارد فوتمکعب گاز از هر سکو فراهم و قابل بهرهبرداری است. این در حالی است که عملیات ساخت و نصب سکوی اول بهطور کامل انجام شده، سکوی دوم مراحل نهایی را طی میکند و سکوی سوم نیز در بوشهر توسط شرکت صدرا در حال ساخت است که پیشبینی میشود تا پایان امسال آماده نصب و راهاندازی شود.
بر اساس این گزارش، در بخش ساخت خط لوله انتقال گاز نیز در زمان امضای قرارداد، مقرر شده بود ساخت دو خط لوله به یک شرکت هلندی سپرده و ساخت یک خط لوله نیز به شرکت صدرا واگذار شود که شرکت هلندی در مدت کوتاهی موفق به ساخت دو خط لوله شد اما به وجود تمدیدهای مکرر از سوی شرکت صدرا، سرانجام بعد از 2 سال تاخیر، این شرکت به دلایل مختلف موفق به انجام کار نشد و مجددا ساخت خط لوله سوم نیز بهتازگی به شرکت هلندی سپرده شده که کشتی لولهگذار این شرکت در حال حرکت به سمت ایران است تا ظرف 25 روز عملیات لولهگذاری را انجام دهد.
بنابراین در حال حاضر تنها آمادگی کامل تولید گاز از یک سکو وجود دارد و تولید روزانه 104 میلیون متر مکعب گاز، 4700 تن گاز مایع بوتان و پروپان ( ) LPG و 158 هزار بشکه میعانات گازی منوط به راهاندازی هر سه فاز است. بر این اساس مدیرعامل شرکت پتروپارس تنها به اظهار امیدواری در اجراییشدن این سه فاز در مردادماه سال آینده اکتفا میکند. به گفته منوچهری هماکنون فاز 6 میدان گازی پارس جنوبی تکمیل شده و آماده بهرهبرداری است و فاز 7 هم تا هفته آینده تکمیل میشود و فاز 8 نیز تا پایان سال به بهرهبرداری خواهد رسید. هرچند منوچهری تاخیر شرکت صدرا در ساخت سکوهای این سه فاز در کل زمان اجرای طرح را بسیار اثرگذار میداند اما نمیتوان مشکلات ناشی از حفاری در این فازها را نیز در نظر نگرفت چرا که بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی عنوان میکنند بخشی از لولهگذاری زیر آب این فازها برای انتقال گاز از سکوهای دریایی به خشکی با مشکلاتی مواجه است و عمده تاخیرها به خط انتقال گاز برمیگردد.
حفاری برای آب به جای گاز
فازهای 9 و 10 پارس جنوبی نیز از جمله فازهایی هستند که وزیر نفت در طول ماههای گذشته سالجاری بارها از اجرایی شدن آنها تا قبل از زمستان امسال اطمینان داده بود اما سرانجام پیگیریها و بازدیدهای سرزده وی از این فازها نیز نتوانست عاملی برای اجرای بهموقع این دوفاز باشد چراکه اکنون قرار است از پالایشگاه این دوفاز برای پالایش گاز فاز 6 و 7 استفاده شود. همچنین گزارشها از اجرای فازهای 9 و 10 پارس جنوبی نشان میدهد که این پروژه بعد از نزدیک به شش سال که از شروع آن میگذرد، هنوز معلوم نیست چه وقت به پایان میرسد.
شرکتهای ایرانی اویک، تاسیسات دریایی و شرکت ال جی کره در این پروژه 2 میلیارد و 500 میلیون دلاری مشارکت دارند.
خروج هالیبرتون یکی از علل تاخیر این دو فاز عنوان شده است. شرکت هالیبرتون قرار بود 12 حلقه چاه حفر کند اما با کنار گذاشته شدن از این پروژه، کار حفر چاهها به شرکت ملی حفاری واگذار شد. گفته میشود شرکت ملی حفاری با وجود تجربیاتی که در سالهای اخیر داشته نتوانسته جای رقیب آمریکایی خود را پر کند. این در حالی بود که برخی منابع آگاه نیز در جریان حفاری این دو فاز اعلام کردند که اشتباه در چگونگی حفاری این فازها سبب شده تا حفاران در منطقه این دوفاز به جای گاز به آب برسند.
دو سال پیش شرکت آمریکایی هالیبرتون به همراه شرکت ایرانی اورینتال اویل کیش برنده مناقصه 300 میلیون دلاری حفر چاه در پارس جنوبی شدند اما چندی بعد از اعلام برنده مناقصه، دادگاهی در ایران، شرکت اورینتال کیش اویل را متهم کرد که در خلال انعقاد قرارداد با شرکت ملی نفت ایران، تخلفاتی انجام داده است. این شرکت به اتهام پرداخت 600 میلیون تومان رشوه در دادگاه محاکمه و از پروژه فازهای 9 و 10 پارس جنوبی کنار گذاشته شد.
فازهای بلاتکلیف
تاکنون تنها 5 فاز از مجموعه 25 فاز این میدان گازی به بهرهبرداری رسیده و امروز فاز 6 نیز به بهرهبرداری میرسد. هرچند هنوز این بهرهبرداری کامل نیست اما به جز فازهای 9 و 10 منطقه که نیمهکاره رها شده اجرای فازهای بعدی نیز تنها در حد مذاکره باقی مانده هر چند در این بین مذاکره کننده غیر ایرانی کمتر به چشم میخورد زیرا تحریمها سبب شده تا شرکتهای بزرگی همچون شل و توتال از حضور در مناقصات ایران برای توسعه فازهای پارس جنوبی کنارهگیری کنند و اکنون میتوان به صراحت اذعان داشت که تعلل و تاخیرهای ایران در قبال سرمایهگذاران سبب شد تا برای گاز موجود در این منطقه با وجود مشتریان بسیار طی سالهای گذشته تنها یک مشتری باقی بماند که آن هم خود ایران است که از گاز حاصل از این فازها تنها برای مصرف داخل کشور بهره جوید.
در حال حاضر قراردادها یا به شرکتهای ایرانی نظیر قرارگاه خاتمالانبیا وابسته به سپاه پاسداران ایران واگذار میشود و بخشی دیگر نیز در اختیار پیمانکاران درجه دوم قرار میگیرد که همه آنها برای اجرای پروژهها با مشکل تجهیزات و منابع مالی مواجه هستند.
در سالهای حضور دولت محمود احمدینژاد بر اثر سیاستهای نابجای مدیران نفتی و البته افزایش تحریمها علیه ایران قراردادی در بخش نفت و گاز با شرکتهای خارجی امضا نشده است. البته تفاهمنامههایی با چند کشور و شرکت خارجی برای اجرای پروژهها بزرگ نفت و گاز امضا شده اما این تفاهمنامهها، ضمانت اجرایی ندارند و احتمال دارد که هیچگاه به قرارداد نهایی منجر نشوند.
کاهش سرمایهگذاری در منطقه نیز سبب شد تا وزارت نفت بارها به فکر استفاده از ذخیره ارزی کشور بیفتد. بر این اساس سال گذشته وزارت نفت ایران پیشنهاد کرده که برای تامین منابع مالی این پروژهها، بخشی از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار وزارت نفت قرار بگیرد اما برخی کارشناسان میگویند حتی اختصاص تمام منابع حساب ذخیره ارزی که اضافه درآمد نفت در آن نگهداری میشود، به تنهایی برای این پروژه عظیم و دیگر پروژههای نفتی کافی نیست.
به گفته این کارشناسان، حتی اگر ایران بتواند منابع مالی مورد نیاز را تامین کند باز هم مشکلات طرحهای توسعه نفت و گاز برطرف نمیشود چون مشکل ایران فقط منابع مالی نیست و این کشور باید برای تامین تجهیزات فنی نیز فکری بکند که اکنون با تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل با مانع روبهرو شده است. کارشناسان میگویند بخشی از تاخیرها به تجهیزاتی برمیگردد که کاربردهای دوگانه دارند و تامین آنها با وجود تحریمهای شورای امنیت، دردسرهایی برای ایران ایجاد کرده است، چون شرکتهای خریدار تجهیزات ناچارند مشخص کنند که تجهیزات مورد نیاز را برای استفاده در چه کشوری خریداری میکنند.
