به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، یکی از روزنامه های صبح امروز با این مقدمه به سراغ بحث تلخ دلالی ها رفت؛ مافیایی که به نظر می رسد کسی علاقمند به برچیدنش از سطح ورزش و به طور خاص فوتبال نیست. این روزنامه در ادامه میافزاید: از فوتبال پایه تا لیگ برتر، گاه پیشنهادهای غیرمتعارف مالی، پولهای کلانی را جابهجا میکند که در تصور نمیگنجد، بازیکن و مربی هم نمیشناسد. انگار شمشیر دولبه است؛ تیغ تیزی که هر چقدر زورش برسد میبرد.
بازیکنی که به لطف پدر پولدارش میخواهد با زور به پیراهن یک تیم برسد و مربیای که وقتی با یک بازیکن توانمند مواجه میشود، میخواهد مزد پوشیدن پیراهن تیمی را که متعلق به خودش هم نیست، بگیرد. در فوتبال ایران، درهای بسته یک تیم برای خیلیها با اسکناس باز شده است و در مقابل، عده زیادی را هم به جرم نداشتن پول پشت همان درهای بسته نگه داشتهاند.

گفته میشد که این معضل در فوتبال پایه بیداد میکند، اما کمی جستجو و کنکاش نشان میدهد این آفت حتی در بالاترین سطح فوتبال کشور یعنی لیگ برتر، نمونههای مستندی دارد. براستی فوتبال هم میتواند برای پولدارها باشد؟ تجربه نشان داده است این مبالغ هنگفت به هیچ عنوان ضامن بقای بازیکن در یک تیم نیست و پول، ماندگاری در دنیای فوتبال را موجب نمیشود.
فوتبال میدان عمل است و دقایقی که بسرعت دست یک فرد را رو میکنند تا پیراهنی که با اسکناس خریده است به ناچار از تن درآورد و به کسی بدهد که استعداد و توانایی و لیاقتش را دارد.
آوازه بینالمللی ایران
در ادامه به گفته های دروازهبان آلمانی اشاره میشود که چندی پیش از بخشی از این دلالی ها پرده برداشته بود و تابناک نیز به تحلیل گفتارهای او پرداخته بود و بدین شکل به بازگو کردن این مسائل پرداخته می شود: تاسف خوردن وقتی بیشتر میشود که آوازه این واسطهگریها و جابهجایی پولهای پشت پرده، به فراتر از مرزها هم رسیده است تا چهره فوتبال ایران بخصوص برای ما که ادعای اخلاقمداری داریم خدشهدار شود.
رونی کوکل، دروازهبان 32ساله آلمانی که فصل گذشته برای پیکان بازی میکرد چندی پیش در گفتگو با شبکه تلویزیونی ARD از حقیقتی تلخ در فوتبال ایران پرده برداشته است. او گفته است یک بار مربی دروازهبانها در پیکان از من پول خواسته تا ترتیبی دهد که در میدان حضور پیدا کنم، البته کوکل تاکید کرده که این پیشنهاد را نپذیرفته است.
برای بررسی این موضوع و کشف حقایق تلخ احتیاج نیست راه دور برویم. در همین دور و اطراف از فوتبال تهران گرفته تا شهرستانها، مواردی وجود دارد که باورش چندان سخت نیست.
فوتبال مال پولدارها نیست
این رسانه در ادامه سراغ پیشکسوتانی را می گیرد که تجربه برخورد با چنین مسائلی را دارند. روشن نخستین مربیای است که حاضر به لب گشودن می شود. او که در تیمهای پایه استقلال فعالیت داشته است، میگوید: وضعیت واقعا روزبهروز بدترمیشود، اما یک اصل را نباید فراموش کرد که فوتبال از اول هم ورزش پولدارها نبوده است. تمام بازیکنانی که به سراغ فوتبال میآیند پول ندارند.
وی در ادامه در خصوص پیشنهادهای غیراصولی و طمعبرانگیزی که به مربیان میشود، میگوید: پدر بعضی از بازیکنانی که میخواستند به هر قیمتی پیراهن استقلال را بپوشند حاضر بودند از 2 میلیون تا 20 میلیون تومان بپردازند، اما بالاترین رقم فصل قبل به خود من پیشنهاد شد. پدر یکی از بازیکنان در رده سنی جوانان حاضر بود مبلغ 100 میلیون تومان بپردازد، آن هم در شرایطی که وضعیت تیم ما خراب بود. میگفت خرج تیم کنید یا خودتان بردارید، اما من قبول نکردم.
روشن از حقیقتی دیگر پرده برمیدارد که نشان میدهد بزرگترین باشگاههای کشور نیز چندان بیمیل نیستند که بخشی از هزینههای خود را به این شیوه تامین کنند. وی در این خصوص ادامه میدهد خود باشگاه پیشنهاد میکرد از 25 نفری که در فهرست قرار میدهید 18 نفر اصلی را انتخاب کنید و 7 نفر باقی را پول بگیرید و در فهرست بگذارید، تا به این ترتیب بخشی از مشکلات مالی حل شود. در واقع این چیزی بود که مورد تایید مدیرعامل و مسوولان باشگاه قرار داشت، اما من به عنوان مسوول تیمهای پایه نتوانستم وجدانم را زیر پا بگذارم و در این فضا کار کنم. در استقلال و حتی بسیاری تیمهای دیگر، خیلی از بازیکنان پایه در ازای پرداخت مبلغی به ترکیب اصلی رسیدهاند، حتی این موضوع در تیمهای لیگ برتری هم رواج دارد.
حسن روشن میافزاید: 4 - 3 مربی در لیگ برتر به صورت حرفهای بازیکن جابهجا میکنند یا در ازای گرفتن مبلغی، آن بازیکن را به ترکیب اصلی میرسانند. وقتی مدیر فنی تیم ملی جوانان بودم مربیان التماس میکردند یک کاری بکن قرارداد ما را تمدید کنند. میگفتم من فقط یک رای دارم؛ اگر خوب باشید میمانید، اما بعد متوجه شدم که موضوع فقط ماندن روی نیمکت تیم نبوده است، بلکه از این راه درآمدهای دیگری هم داشتهاند.
نیمکتنشینی به خاطر بیپولی
در ادامه به یکی از بازیکنان فوتبال اشاره می شود که به نظر می رسد، با وجود آنکه این شخص در مقام مظلوم بحث داوری قرار گرفته اما همچنان هویت مجهول یا نیمه مجهول برایش اهمیت خاصی داشته است و بدین لحاظ برخی از مسائل این بازیکن ذکر نشده تا ماهیتش برای عموم مشخص نشود. در این ارتباط امده است: محسن - م، بازیکن 23 سالهای که اکنون در یکی از تیمهای تهرانی توپ میزند، حدود 5 سال پیش برای بازی در تیمهای پرسپولیس تست میدهد، حتی از نظر فنی تایید میشود، اما چون پول مورد نظر مربی را پرداخت نمیکند به یک نیمکتنشین محض تبدیل میشود و عاقبت پرسپولیس را ترک میکند. در آن زمان یکی از مربیان قدیمی تیمهای پایه که خودش سابقه بازی در پرسپولیس را ندارد، هدایت سرخپوشان را به عهده داشته است.
برای مثال دوم نیز از یکی از مربیان پرسابقه تیمهای پایه که علاقه ندارد نامی از او برده شود، جملاتی کوتاه آمده و اینچنین در تلاش برای واضح جلوه دادن این اتفاق نقل قول شده است: از این موارد خیلی زیاد است. در واقع به امری عادی تبدیل شده است. چندین سال پیش که 16 میلیون تومان خیلی پول بود یک شرکت بزرگ فرش در ایران این مبلغ را به مربی یکی از تیمهای تهران داد تا پسرش را بازی دهند که آخرسر هم فوتبالیست نشد.
ارتباط مدیران با دلالان
این روزنامه در ادامه به خطوط قرمز بیشتر نزدیک میشود و سراغ مدیرانی را می گیرد که در این زمینه ذینفع هستند. البته برای این رهگیری نیز چاره ای جز تکیه بر مسئولینی که در صحنه نیستند، ندارد. به هر حال سایه برخی مدیران میتواند منجر به برکناری یک مربی یا یک مدیر شود و این روحیه محافظهکاری را پیرامون اظهار نظر در ارتباط با دلال ها می افزاید: محمد احمدپور، مدیر فنی و سرمربی سابق تیم پایه پاس تصریح میکند، موضوع فراتر از تیمهای پایه است. حکایت این است که وقتی پدر خانواده خراب است بچهها هم مثل او خراب میشوند. اکنون در فوتبال ما هم وقتی در لیگ برتر مربیان دلالی میکنند و واسطهها هر کاری میخواهند انجام میدهند، از تیمهای پایه نباید انتظار زیادی داشت. حتی مدیران هم گاهی با دلالان در ارتباط هستند، بازیکنان بااستعداد پشت خط میمانند و آنها که یکصدم توانایی یک بازیکن بااستعداد را ندارند در ترکیب قرار میگیرند تا این وسط عدهای سود خودشان را ببرند.
وی ادامه میدهد: وقتی در پاس بودم پدر یکی از همین بازیکنان چند بار به باشگاه آمد و گفت من خیلی از نظر مالی تامین هستم، اما اهل زیرمیزی دادن نیستم. اگر میخواستم با این پولها پسرم را بازیکن کنم چند سال پیش که پرسپولیس از من 2 میلیون خواست میدادم، اما این کار را نکردم. کسی که فوتبال بلد باشد پول ندارد، اما متاسفانه الان هم به دنبال مسائل مادی هستند. فوتبال به سوءاستفاده و کاسبی یک عده تبدیل شده و تعدادی از خانوادهها که فکر میکنند میتوانند استعداد را هم با پول بخرند، سرمایه خود را هدر میدهند.
وی با اشاره به علتهای این موضوع خاطرنشان میکند: وقتی منشا مشکل دارد اعضا هم دچار مشکل میشوند. شما اگر دقیق شوید مشابه این اتفاقات را حتی در فدراسیون فوتبال میبینید. معلوم است که هیچ کس درصدد اصلاح برنمیآید، چون ممکن است حتی منافع خودش به خطر بیفتد.
به حقکشی عادت کردهاند
وی ادامه میدهد: متاسفانه بعضیها عادت کردند که حقکشی کنند و زور بگویند. این پیشنهادها هم از سوی مربیان و هم از طرف بازیکنان مطرح میشود و فقط مختص تیمهای پایه نیست و حتی در لیگ برتر دیده میشود که من از کار کردن در چنین فضاهای مسمومی واقعا بیزارم.
پنجعلی ادامه میدهد: وضعیت برای بازیکنان شهرستانی بدتر است. آنها با هزار امید و آرزو از شهرستان به تهران میآمدند تا موقعیت پیدا کنند، بعد هم پیشنهاد میکنند که اگر میخواهی در فهرست باشی باید این مبلغ را بپردازی. بازیکنی که با سختی مشکلات بیشمار خوابگاهها در تهران را تحمل میکند که اگر پول داشت به تهران نمیآمد و سراغ فوتبال نمیرفت که هم دوری از خانواده را تحمل کند و هم پول بپردازد.
وی با اشاره به مشکلات عدیدهای که برای حل این معضل وجود دارد، خاطرنشان میکند: به این راحتیها نمیتوان با این معضلات مقابله کرد، چون دلالها واقعا در فوتبال ایران جای خود را باز کردهاند و متاسفانه از این بابت به سودهای زیادی رسیدهاند. اگر بخواهیم با این پدیده مبارزه کنیم باید از مدیران و مسوولان آغاز کنیم چون اگر آنها به این واسطهها بها ندهند هیچ کاری نمیتوانند انجام دهند.
اما در کنار تمام این گروهها، همواره یک دسته نادیده گرفته شده اند و آن دلالانی هستند که مستقیماً در این زمینه فعالیت می کنند و هیچ شغل دیگری در کنار واسطه گری ندارند. اشخاصی که تاکنون نامشان مطرح نشده است و رسانه های حتی جرات بیان عنوان مخففشان را نیز نداشته اند.
