جلال برزگر
پانزده ماه پس ‌از مذاکرات پیشین ایران و گروه کشورهای 1+5 در استانبول، دیدار دوباره نمایندگان دو طرف در این بندر باستانی و گذرگاه شرق و غرب در حال و هوایی متفاوت برگزار شد، به گونه‌ای که قاطبه رسانه‌های بین‌المللی و داخلی از در پیش گرفتن رویکرد تازه، کاربردی و معطوف به دستیابی به نتیجه از سوی طرف‌های مذاکره صحبت کردند. کمترین دستاورد مذاکرات استانبول 2 (که خود نتیجه‌ای بسیار مهم است) توافق دو طرف برای ادامه مذاکرات و برگزاری دور بعدی آن نزدیک یک ماه دیگر در بغداد است.
هرچند رسانه‌های غربی، تلاش کردند متفاوت شدن فضای مذاکره را به مواضع تازه و انعطافی ایران نسبت دهند، واقعیت آن است که این گروه کشورهای غربی 1+5 بودند که با تغییر نسبی در مواضع یا به قولی با انعطاف بیشتر وارد استانبول شدند که این خود نتیجه شرایط و پس‌زمینه‌های مذاکره بوده است. رسانه‌های غربی در روزهای گذشته تلاش کردند وانمود کنند که جدی شدن بحث تحریم‌ها و تأثیر آن ایران را به در پیش گرفتن رویکرد ملایم‌تر رهنمون کرده است.
 اما مروری بر آنچه از چند ماه پیش و همچنین در خلال و روند مذاکرات رخ داد، نشان از آن دارد که ایران در استانبول 2 نیز همان رویکرد تعامل و همکاری پیرامون نقاط مشترک و مختلف مورد علاقه با حفظ حقوق ملت ایران به ‌ویژه در زمینه اصل و حق غنی‌سازی اورانیوم مطابق با پیمان، منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (N.P.T) را در دستور کار و روی میز مذاکره قرار داده است.
حتی پیش از برگزاری مذاکرات ایران به دلیل برخی بدقولی‌ها از سوی مقامات ترک، گزینه‌های دیگری غیر از استانبول مانند بغداد را مطرح ساخت و همگان دیدند تلاش و رایزنی گسترده‌ای از سوی 1+5 و ترکیه برای جلب نظر ایران صورت گرفت و سرانجام نیز چنانچه برخی مقامات در ایران پیشنهاد کرده بودند، بغداد به ایستگاهی برای دیدارهای بعدی ایران و 1+5 تبدیل شد.
از سوی دیگر، بنا بر تصریح کاترین اشتون مذاکره‌کننده ارشد 1+5 مبنای مباحث هسته‌ای با ایران پس از این، مفاد معاهده N.P.T خواهد بود که اگر واقعا چنین شود، کیست که نداند وضع قانونی و حقوقی فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای مطابق با «ان.پی.تی» چیست و چگونه است؟ و طبعا مذاکره حقوقی و فنی در این چهارچوب موردی نیست که ایران از آن رویگردان باشد.
اما چرا 1+5 در استانبول 2 به جای تأکید و پافشاری بر قطعنامه‌های سیاسی و غیرقانونی شورای امنیت درباره ایران، بیشتر به معاهده «ان.پی.تی» تأکید کرده است؟ در عین حال چرا پیشنهاد ادامه مذاکرات در بغداد از سوی آنها پذیرفته شده است و در کلام مختصر، علت مدیریت غربی‌ها برای کاهش دامنه اختلاف و حاکم کردن فضای آرام بر مذاکره و مثبت و سازنده خواندن آن از سوی آنها چیست؛ آن هم در حالی که تا چند ماه پیش، نه آمریکا و نه انگلیس و فرانسه و آلمان در قالب اعضای 1+5 چنین نمی‌کردند؟!
پاسخ به این پرسش‌ها را باید در دو محور جست‌وجو کرد؛ نخست تغییر در موازنه قدرت در سطح منطقه و جهان که به ‌ویژه پس از گسترش موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه می‌بینیم، به گونه‌ای که به تصریح خود مقامات و کارشناسان غربی، این موازنه به ‌شدت به ضرر غرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال تغییر است و نشانه‌های آن از مصر تا بحرین و دیگر نقاط کاملا آشکار است.
از سوی دیگر مقاومت مدبرانه ایرانیان در قبال اعمال فشار و تحریم‌های سیاسی و اقتصادی و تقویت اجماع داخلی در ایران پیرامون موضوع و محتوای ایستادگی در برابر افزون‌طلبی‌های قدرت‌های جهانی، غربی‌ها را دست‌کم در این مرحله به بازنگری و تغییر در تاکتیک‌های رویارویی با ایران و آزمودن روش‌های تازه‌تر در مذاکره رسانده است.
هرچند اصل مذاکره با ایران نیز نتیجه نافرجام ماندن سیاست تحریم و فشار است، در مرحله کنونی تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران و به زیان غرب و مقاومت مدبرانه و ایستادگی یک ملت با عمق نفوذ فرهنگی، دینی و سیاسی و حتی اقتصادی گسترده در منطقه، غرب را مجبور ساخته در مذاکره با ایران بیش از گذشته جانب احتیاط و ادب را رعایت کند که این خود موجب مثبت‌تر شدن فضای مذاکره شده است، وگرنه در این مذاکرات و حواشی آن از سوی هیأت ایرانی، هیچ نکته و گفته‌ای مغایر با آنچه ایران پیش از این هم اعلام کرده، وجود نداشته است.
در استانبول 2 نیز مانند استانبول 1 ایران آماده گفت‌وگو و همکاری پیرامون نقاط مشترک و مورد علاقه از جمله موضوع هسته‌ای بوده است؛ با این تفاوت که در فاصله نشست استانبول 1 تا 2 همچون گذشته، طرف غربی با ایرانی پیشرفته و هسته‌ای‌تر که از موقعیت قابل توجه و برتر در منطقه و اجماع داخلی قوی برخوردار است، روبه‌رو شده است.
چندی پیش، وقتی یکی از مسئولان ایرانی پیشنهاد مذاکره با 1+5 در بغداد، دمشق یا بیروت را مطرح کرد، برخی افراد کم‌اعتقاد به ظرفیت و ارزش‌های داخلی و جهانی ایران، این پیشنهاد را سازنده ندانستند، در حالی که روند قضایا و آنچه در استانبول 2 گذشت به خوبی نشان داد که موقعیت و ظرفیت‌های امروز ایران در منطقه و جهان انکارناشدنی بوده و وزن و تأثیر آن در فضای مذاکرات و تعادل‌بخشی به این فضا بیش از پیش در حال آشکار شدن است.
بنابراین، باید گفت که این موقعیت باید قدر دانسته شده و برای دستیابی به موفقیت‌های متناسب با آن برنامه‌ریزی و اقدام شود؛ این مهم میسر نخواهد بود، مگر با درک و تحلیل درست قضایا به قصد فراهم آوردن شرایط مذاکراتی معقول و ثمربخش که در آن از حقوق ملت ایران مطابق با قواعد بین‌المللی هرچه بیشتر صیانت شود و در عین حال، زمینه‌ها برای همکاری و تعامل بیشتر با دیگر کشورها نیز فراهم آید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین