حجم روابط تجاری ایران و چین در سال ۹۰ به گفته مسئولان به حدود ۴۰ میلیارد دلار رسیده و برخی معتقدند این رقم در آیندهای نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار خواهد رسید. این در حالی است که بخش عمده این حجم از تجارت، از چین به ایران است و نفت بخش عمده صادرات ایران به چین را تشکیل میدهد.
جوان آنلاین در گزارشی آورده است: چینیها به خوبی پول خرید نفت را از محل صادرات انواع کالاهای با کیفیت و بی کیفیت خود به ایران تأمین میکنند. حدود یک دهه قبل بازاریابان چینی برای کشف بازار و مشتریان جدید خود به هر بازاری سرک میکشیدند تا اجناس کپی شده و بی کیفیت (حداقل برای ایرانیان) رابفروشند. یک دهه طول کشید تا چینیها بازار برای خود دست و پا کنند. آنقدر کپی کاری کردند تا خود صاحب تکنولوژی البته ضعیف تر در قیاس با رقبای اروپایی و امریکایی شدند.
حالا شرکتهای چینی به جز صنعت هواپیماسازی تجاری در تمامی زمینههای علمی و صنعتی صاحب جایگاه شده اند. آنها دیگر نیازی به بازاریابی مانند یک دهه قبل ندارند و این شرکتهای اروپایی، امریکایی و آسیایی هستند که باید به دنبال چینیها باشند.
اروپاییها و کشورهای در حال توسعه به خاطر نیروی کار ارزان، مقررات راحت سرمایهگذاری و منابع مالی عظیم تجار چینی خواهان مشارکت با چینیها هستند و کشورهایی چون ایران بیشتر برای خرید و فروش کالاهای ساخته شده در چین در داخل کشور به دنبال مشارکت با چشمبادامیها هستند. حالا دیگر از صنایع ساختمانی تا اسباببازیهای با برند ایرانی نیز می توان ردپای چینیها را پیدا کرد. حتی در برخی کالاها چون بستههای شانسی کودکان که مدعی کالایی کاملاً ایرانی است نیز اسباب بازیهای چینی با آرم شرکت سازنده رسوخ کرده است.
بازار ایران یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی برای شرکتهای فعال چینی به شمار میرود و چینیها به خوبی با استفاده از فرصت پیش آمده به لحاظ برخی تحریمهای ناعادلانه غربیها، بازار ایران را قبضه کردهاند.
اما شرایط کار و نحوه برخورد تجار چینی با شرکتهای ایرانی در طول یکسال گذشته نسبت به قبل کمی متفاوت تر شده و به قولی سرسنگین با ایرانیها برخورد میکنند. به گفته یکی از تجار ایرانی که سابقه پنج سال فعالیت تجاری با شرکتهای چینی را دارد، شرکتهای چینی به تازگی در برخورد با ایرانیها تغییر رفتار دادهاند.
وی میگوید: سالهای گذشته وقتی برای خرید کالایی به چین مراجعه میکردیم بدون تلف شدن زمان و در کمترین وقت امور مربوط به مذاکره تجاری، بازدید از کارخانه، سفارش و امضای قرارداد انجام میشد اما اکنون این پروسه کمی طولانی و سختتر شده است.
این تاجر ادامه میدهد: اکنون برای دیدار و ملاقات با مدیران چینی باید چندین ساعت پشت در بمانیم و احتمال اینکه اجناس مورد نظر را دریافت نکنیم یا با قیمت بیشتری خرید کنیم، بسیار زیاد است.
یکی دیگر از فعالان بازار چین نیز در همین باره میگوید: قبلاً بانکهای چینی به راحتی برای ایرانیها گشایش اعتبار میکردند اما با وجود حجم بالای تجارت و سودی که چین از ایران میبرد، حاضر نیستند گشایش اعتبار کنند و تجار ایرانی مجبور شدهاند از طریق واسطه در کشورهای دیگر چون ترکیه اقدام به ارسال حواله کنند یا خرید نقدی را دنبال کنند. وی اظهار میکند:ارسال حواله از دیگر کشورها و صرافیها مخاطرات خاص خود را دارد و ریسک بزرگی را برای تاجر ایرانی به همراه دارد.
این فعال بازار ادامه میدهد: در سالهای اخیر برخی از شرکتهای چینی، با وجود دریافت حواله و پول کالا، کالای مورد نظر را به ایران ارسال نمی کنندو در برخی موارد مشاهده شده کیفیت کالای ارسالی با کالای مورد توافق متفاوت است و این هزینهها نیز بر ما وخریدار داخلی تحمیل میشود. در سالهای اخیر حجم تجارت ایران با چین به شدت در حال اوج گرفتن است و چینیها در اکثر زمینههای صنعتی و بازرگانی کالای خود را به ایران میفروشند. این در حالی است که رفتار چینیها در حال تغییر بوده و چینیها دیگر به مانند گذشته برای ایرانیها فرش قرمز پهن نمیکنند. آیا زمان آن نرسیده است که سیاستهای داخلی در جهت حمایت از تولید داخل صورت گرفته ونهضت تولید داخل را پیگیری کنیم؟
جوان آنلاین در گزارشی آورده است: چینیها به خوبی پول خرید نفت را از محل صادرات انواع کالاهای با کیفیت و بی کیفیت خود به ایران تأمین میکنند. حدود یک دهه قبل بازاریابان چینی برای کشف بازار و مشتریان جدید خود به هر بازاری سرک میکشیدند تا اجناس کپی شده و بی کیفیت (حداقل برای ایرانیان) رابفروشند. یک دهه طول کشید تا چینیها بازار برای خود دست و پا کنند. آنقدر کپی کاری کردند تا خود صاحب تکنولوژی البته ضعیف تر در قیاس با رقبای اروپایی و امریکایی شدند.
حالا شرکتهای چینی به جز صنعت هواپیماسازی تجاری در تمامی زمینههای علمی و صنعتی صاحب جایگاه شده اند. آنها دیگر نیازی به بازاریابی مانند یک دهه قبل ندارند و این شرکتهای اروپایی، امریکایی و آسیایی هستند که باید به دنبال چینیها باشند.
اروپاییها و کشورهای در حال توسعه به خاطر نیروی کار ارزان، مقررات راحت سرمایهگذاری و منابع مالی عظیم تجار چینی خواهان مشارکت با چینیها هستند و کشورهایی چون ایران بیشتر برای خرید و فروش کالاهای ساخته شده در چین در داخل کشور به دنبال مشارکت با چشمبادامیها هستند. حالا دیگر از صنایع ساختمانی تا اسباببازیهای با برند ایرانی نیز می توان ردپای چینیها را پیدا کرد. حتی در برخی کالاها چون بستههای شانسی کودکان که مدعی کالایی کاملاً ایرانی است نیز اسباب بازیهای چینی با آرم شرکت سازنده رسوخ کرده است.
بازار ایران یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی برای شرکتهای فعال چینی به شمار میرود و چینیها به خوبی با استفاده از فرصت پیش آمده به لحاظ برخی تحریمهای ناعادلانه غربیها، بازار ایران را قبضه کردهاند.
اما شرایط کار و نحوه برخورد تجار چینی با شرکتهای ایرانی در طول یکسال گذشته نسبت به قبل کمی متفاوت تر شده و به قولی سرسنگین با ایرانیها برخورد میکنند. به گفته یکی از تجار ایرانی که سابقه پنج سال فعالیت تجاری با شرکتهای چینی را دارد، شرکتهای چینی به تازگی در برخورد با ایرانیها تغییر رفتار دادهاند.
وی میگوید: سالهای گذشته وقتی برای خرید کالایی به چین مراجعه میکردیم بدون تلف شدن زمان و در کمترین وقت امور مربوط به مذاکره تجاری، بازدید از کارخانه، سفارش و امضای قرارداد انجام میشد اما اکنون این پروسه کمی طولانی و سختتر شده است.
این تاجر ادامه میدهد: اکنون برای دیدار و ملاقات با مدیران چینی باید چندین ساعت پشت در بمانیم و احتمال اینکه اجناس مورد نظر را دریافت نکنیم یا با قیمت بیشتری خرید کنیم، بسیار زیاد است.
یکی دیگر از فعالان بازار چین نیز در همین باره میگوید: قبلاً بانکهای چینی به راحتی برای ایرانیها گشایش اعتبار میکردند اما با وجود حجم بالای تجارت و سودی که چین از ایران میبرد، حاضر نیستند گشایش اعتبار کنند و تجار ایرانی مجبور شدهاند از طریق واسطه در کشورهای دیگر چون ترکیه اقدام به ارسال حواله کنند یا خرید نقدی را دنبال کنند. وی اظهار میکند:ارسال حواله از دیگر کشورها و صرافیها مخاطرات خاص خود را دارد و ریسک بزرگی را برای تاجر ایرانی به همراه دارد.
این فعال بازار ادامه میدهد: در سالهای اخیر برخی از شرکتهای چینی، با وجود دریافت حواله و پول کالا، کالای مورد نظر را به ایران ارسال نمی کنندو در برخی موارد مشاهده شده کیفیت کالای ارسالی با کالای مورد توافق متفاوت است و این هزینهها نیز بر ما وخریدار داخلی تحمیل میشود. در سالهای اخیر حجم تجارت ایران با چین به شدت در حال اوج گرفتن است و چینیها در اکثر زمینههای صنعتی و بازرگانی کالای خود را به ایران میفروشند. این در حالی است که رفتار چینیها در حال تغییر بوده و چینیها دیگر به مانند گذشته برای ایرانیها فرش قرمز پهن نمیکنند. آیا زمان آن نرسیده است که سیاستهای داخلی در جهت حمایت از تولید داخل صورت گرفته ونهضت تولید داخل را پیگیری کنیم؟