همسر شهید رستم می گفت:
حدوداً یک ماهی قبل از عملیات خیبر بود یک شب که داشت نماز شب را می خواند، من به خواب رفتم وقتی که بیدار شدم او نمازش را تمام کرده بود و خوابیده بود وقتی نگاه به صورتش کردم دیدم یک نور عجیبی از صورتش می تابد وقتی آن نور را دیدم گریه ام گرفت با گریه من او هم بیدار شد و گفت: چه شده،گفتم صورتت نورانی شده، خندید و گفت: می خواهم شهید شوم، از حرف او ناراحت شده بیشتر گریه ام گرفت.
وقتی دید که من ناراحت شدم، گفت: من کجا و شهادت کجا، شهادت که نصیب همه کس نمی شود این جریان گذشت تا آن شبی که دیگر قرار بود به منطقه بروند آن شب هم طبق معمول تا ساعت 2 و با3 شب بیدار بود و نماز شب و یا قرآن می خواند بعد از مناجات شبانه اش آمد و خوابید، حدود یک ساعت از خوابش گذشته بود که دوباره دیدم یک نور عجیبی از تمام قد و بالایش می درخشد، آنقدر زیبا شده بود که واقعاً من تنم به لرزه افتاد و از خود بی خود شدم و بلند گریه می کردم که او دوباره از خواب بیدار شد گفتم رستم می ترسم گفت: چرا عزیزم برای چه می ترسی گفتم آخر خیلی نورانی شده ایی و می درخشی او باز هم خندید و گفت: این که دیگر گریه ندارد می ترسم حرفم را بزنم دوباره بیشتر ناراحت شوی اما مطمئناً من شهید می شوم آن روز صبح به منطقه رفت و بعد از هشت روز در جبهه در شب جمعه ساعت هشت شب در اثر اصابت ترکش در قلب نازنینش به دیار معبودش شتافت.
این شهید بزرگوار «رستم رفیعیان» است که به مقامی «رفیع» رسید؛ مقام شهادت.
قبل از عملیات «خیبر» در «فتح المبین،بیت المقدس، رمضان، محرم و والفجر مقدماتی تا والفجر 6» تمرین زندگی کرده بود و له له می زد برای پریدن...
می گویند آخر الامر در شب عاشقی خیبریون مسئول تامین نیرو بوده و با ترکشی در سینه متولد شده است و بر خلاف همه متولدین، ساعاتی قبل از تولد و یحتمل شب قبل، سیر گریسته است! ولی لحظه تولد – آن تولد شیرین در عملیات خیبر - حتماً خندیده است...
شهید «رستم رفیعیان» در نبرد خیبر در آسمان متولد شد و جالب است که چند ماه قبل از تولد میهمانی عروسی اش را برپا کرد و در کارت دعوتش، میزبان را هم «مقتدایش» خواند؛ اما عروس را به «خدایش» سپرد و خود رهسپار حجله «دوست» شد!...
همین!... کافی است؟!!!...

حدوداً یک ماهی قبل از عملیات خیبر بود یک شب که داشت نماز شب را می خواند، من به خواب رفتم وقتی که بیدار شدم او نمازش را تمام کرده بود و خوابیده بود وقتی نگاه به صورتش کردم دیدم یک نور عجیبی از صورتش می تابد وقتی آن نور را دیدم گریه ام گرفت با گریه من او هم بیدار شد و گفت: چه شده،گفتم صورتت نورانی شده، خندید و گفت: می خواهم شهید شوم، از حرف او ناراحت شده بیشتر گریه ام گرفت.
وقتی دید که من ناراحت شدم، گفت: من کجا و شهادت کجا، شهادت که نصیب همه کس نمی شود این جریان گذشت تا آن شبی که دیگر قرار بود به منطقه بروند آن شب هم طبق معمول تا ساعت 2 و با3 شب بیدار بود و نماز شب و یا قرآن می خواند بعد از مناجات شبانه اش آمد و خوابید، حدود یک ساعت از خوابش گذشته بود که دوباره دیدم یک نور عجیبی از تمام قد و بالایش می درخشد، آنقدر زیبا شده بود که واقعاً من تنم به لرزه افتاد و از خود بی خود شدم و بلند گریه می کردم که او دوباره از خواب بیدار شد گفتم رستم می ترسم گفت: چرا عزیزم برای چه می ترسی گفتم آخر خیلی نورانی شده ایی و می درخشی او باز هم خندید و گفت: این که دیگر گریه ندارد می ترسم حرفم را بزنم دوباره بیشتر ناراحت شوی اما مطمئناً من شهید می شوم آن روز صبح به منطقه رفت و بعد از هشت روز در جبهه در شب جمعه ساعت هشت شب در اثر اصابت ترکش در قلب نازنینش به دیار معبودش شتافت.
این شهید بزرگوار «رستم رفیعیان» است که به مقامی «رفیع» رسید؛ مقام شهادت.

می گویند آخر الامر در شب عاشقی خیبریون مسئول تامین نیرو بوده و با ترکشی در سینه متولد شده است و بر خلاف همه متولدین، ساعاتی قبل از تولد و یحتمل شب قبل، سیر گریسته است! ولی لحظه تولد – آن تولد شیرین در عملیات خیبر - حتماً خندیده است...
شهید «رستم رفیعیان» در نبرد خیبر در آسمان متولد شد و جالب است که چند ماه قبل از تولد میهمانی عروسی اش را برپا کرد و در کارت دعوتش، میزبان را هم «مقتدایش» خواند؛ اما عروس را به «خدایش» سپرد و خود رهسپار حجله «دوست» شد!...
همین!... کافی است؟!!!...

فرستنده: مسعود پرموز
«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان «نگاه شما» منتشر خواهد کرد.
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان «نگاه شما» منتشر خواهد کرد.
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
