آندرس اینیستا شاید به توان به جرات گفت که تنها بازیکنی در مستطیل سبز است که علاوه بر دوستداران بارسا، دشمنان این تیم هم عاشقانه او را میپرستند؛ بازیکنی که هیچ گاه به داوران اعتراض نمیکند و در پی تخریب حریف نیست همین مسئله باعث شده است که لقب "مقدس" شایسته او باشد.
به گزارش ایسنا، برای شناساندن و قلم زدن درباره پیکاسوی فوتبال جهان نیاز به مقدمه چینی و گزافهگویی نیست، مروارید لاماسیا، قاتل چلسی، جادوگر، ضد ستاره، خفه کننده کریسیتانو رونالدو، سن آندرس و هر لقب دیگری که میخواهی او را صدا بزن، اما پسر محبوب لاماسیا فراتر از تعاریف و قیود منحصر به فرد جامعیت است. وقتی فرهنگ جهان فوتبال را باز میکنیم و در آن دنبال واژههایی همچون تواضع، استقامت ، اراده، انگیزه، رشد، تکنیک، اخلاق و ... بگردیم همه آنها را در نام «اینیسیتا» خواهیم دید.
آندرس اینیسیتا لوخان در 11 می 1984 در روستای فوئنتیلبیا واقع در آلباسته دیده به جهان گشود. فوتبالیستی که در پست هافبک تهاجمی خوش میدرخشد و مستطیل سبز را محو تماشای هنرنمایی خود کرده است. سن آندرس هم اکنون با شماره هشت مورد علاقه خود در بارسلونا توپ میزند.
خانواده اینیستا از نظر مالی در شرایط متوسطی قرار داشت. پدرش کارگر ساختمانی و مادرش خانهدار بود. او فرزند اول خانواده بود و تنها یک خواهر داشت که دو سال بعد از او به دنیا آمد.
اینیستا بسیار زود عطش فوتبال در جان او دمیدن گرفت. باور کنیم یا نکنیم، پیکاسوی فوتبال جهان از 9 ماهگی پایش با توپ آشنا شد. در آن زمان به سختی میتوانست در خانه شماره هشت خود در فوئنتیلبیا راه رود. خود او در اینباره میگوید: عشق به فوتبال از طریق پدرم در من دمیدن گرفت. او در یکی از تیمهای لیگ دسته سه بازی میکرد. وقتی از بارسلونا برای گذراندن تعطیلات به خانه میآمدم دوستان و آشنایانم به شوخی میگفتند، پدرت بهتر از تو بازی میکند.
اینیستا و پدرش هر دو فوتبالیست بودند، اما موفقیت آنها به فاصله زمین تا آسمان بود. آنها علاوه بر فوتبال بازی کردن در کنار هم در کارهای مزرعه و مرغداریی که به آنها ارث رسیده بود، همکاری میکردند. معمولا در روزهای تعطیل پایان هفته همه اعضای خانواده برای کمک به پدر بزرگ پدری اینیستا که رستوران داشت میرفتند به جز اینیستا که همواره دلیل و بهانه میآورد تا به فوتبالش برسد.
سن آندرس بیشتر وقت خود را در حیاط مدرسه میگذراند؛ جایی که در آن میتوانست بدون دغدغه کاری به فوتبالش بپردازد، اما هیچ کس حتی خود اینیستا فکر نمیکرد که روزی به ستاره آبی ـ اناریها تبدیل شود و زمین کوچک مدرسه جایش را به ورزشگاه پر شکوه نوکمپ دهد. جادوگر از آن دوران اینگونه حرف میزند: در مدرسه جامهایی را با حضور چهار تا پنج تیم برگزار میکردیم. معمولا من خود را در تیمهایی که نفراتش بزرگتر از خودم بودم، قرار میدادم چرا که از این طریق انگیزهام بیشتر میشد.
**آغاز کار جادوگر در نو نهالان آلباسته
اینیستا در هشت سالگی زمین مدرسه را ترک و برای بازی در نونهالان آلباسته به این تیم ملحق شد. خانه او با باشگاه آلباسته 42 کیلومتر فاصله داشت. گذشته از این تمرین هر روز ساعت یک و نیم یعنی زمان تمام شدن مدرسه اینیستا شروع میشد. به همین خاطر پدرش نزد رییس مدرسه رفت تا در اینباره با هم صحبت کنند. رییس مدرسه با پیشنهاد پدر اینیستا موافقت کرد و قرار بر آن شد که هر روز نیم ساعت زودتر از دیگران مدرسه را ترک کند. به محض این که اینیستا از مدرسه خارج میشد، پدر و مادر و پدر بزرگش او را به شهر آلباسته میبردند. اینیستا در داخل ماشین به سرعت غذایش را میخورد تا به محض ورود به شهر به تمرین تیم ملحق شود.
بعد از دو سال تمرین و شرکت در مسابقات محلی، اینیستا و یارانش برای شرکت در جام نونهالان برونیته راهی این شهر که در 29 کیلومتری مادرید بود، شدند.
اینیستا در آن رقابتها خوش درخشید و همین مساله باعث شد تا سرمربی نوجوانان آلباسته او را با وجود سن کمش به این تیم دعوت کند. خود اینیستا میگوید: رقابتهای برونتی مهمترین رقابت دوران کودکی من بود، چرا که برای نخستین بار بود که از شهر آلباسته خارج میشدم.
تیم اینیستا در آن رقابتها در جایگاه چهارم ایستاد، اما با این وجود تمام نگاهها را معطوف خود کرد. در سال بعد آلباسته به لیگ درجه پایینتر سقوط کرد و نتوانست برای دومین سال پیاپی در رقابتهای برونتی شرکت کند، اما شانس با اینیستا و یارانش همراه شد، چرا که دو تیم از شرکت در آن بازیها انصراف دادند و همین مساله باعث شد که از تیم اینیستا برای شرکت دعوت به عمل آید.
اینیستا در آن دوره هم خوش درخشید و تیمش تا مرحله نیمه نهایی بالا آمد، اما در دیدار مقابل بارسلونا تیمی که در حال حاضر در آن میدرخشید، با نتیجه تحقیر آمیز هشت بر صفر تن به شکست داد تا در مرحله ردهبندی به مصاف اتلتیکو مادرید رود. اینیستا در این دیدار با ضربه آزاد دیدنی که زد، پیروزی را برای تیمش به ارمغان آورد. اینیستا بعد از زدن این گل استثنایی که باعث سوم شدن تیمش شد با گره کردن مشتش به طرف مربیاش رفت و در آغوش او به شدت گریه کرد.
اینیستا در آن رقابتها به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شد و از آن زمان بود که استعدادیابهای باشگاههای معتبر اسپانیا روی او تمرکز کردند.
رادومیر آنتیچ سرمربی آن وقت اتلتیکو مادرید درباره عملکرد اینیستا بعد از پایان رقابتها گفت: اینیستا در آینده به یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی فوتبال اسپانیا تبدیل خواهد شد. او مرتکب خطا نمیشود و حتی یک پاس اشتباه هم نمیدهد و اصلا به داور اعتراض نمیکند. او بازیکن استثنایی است.
شهر فوئنتیلبیا به خاطر موفقیت فرزند خود جشن کوچکی را با حضور گسترده مردم برگزار کرد. در آن زمان بود که آینده درخشانی برای سن آندرس متصور شد.
آلبرت بنایگاس سرمربی آن وقت نونهالان بارسلونا با مسئولان این تیم درباره جذب اینیستا و آوردن او به لاماسیا صحبت کرد، خود او در این باره میگوید : اینیستا در آن رقابتها خیره کننده ظاهر شد و بدون شک بهترین بازیکن بود. با کسب اجازه از مسئولان بارسلونا با پدر و مادر اینیستا و خود او ملاقاتی داشتم و قرار شد که به آکادمی فوتبال لاماسیا مراجعه کنند.
** پیوستن به بارسلونا
انتخاب اینیستا به عنوان بهترین بازیکن جام باعث شد تا مسئولان برگزار کننده رقابت ها به عنوان جایزه خانواده او را به سواحل بارسلونا بفرستند و همین انگیزهای شد برای پیوستن جادوگر به لاماسیا.
پیشنهاد مسئولان باشگاه بارسلونا به اینیستا دو دستگی را در خانواده او ایجاد کرد. مادرش با این انتقال مخالف بود، چرا که تاب دوری تک پسرش را نداشتند، اما در مقابل پدر که از آینده درخشان فرزندش مطمئن بود، با این انتقال از همان ابتدا موافقت کرد. نامه نگاریهای زیاد باشگاه بارسلونا باعث شد که اینیستا سرانجام یک هفته قبل از آغاز سال جدید تحصیلی 1996 همراه با پدر و مادر و خواهرش به بارسلونا سفر کند. آنها در ابتدا از تاسیسات و امکانات باشگاه دیدار کردند. مادر اینیستا به هیچ وجه حاضر نبود که فرزندش را تنها گذارد و به خانه برگردد. آنها یک هفته فرصت داشتند تا تصمیم نهایی را بگیرند. اعضای خانواده در طول آن هفته بارها و بارها تشکیل جلسه دادند و هر بار مادر گریه کنان جمع آنها را ترک میکرد. سرانجام اینیستا یک روز قبل از زمان مقرر به همراه پدر و مادر و پدر بزرگش به بارسلونا برگشت تا زندگی جدید خود را شروع کند. خود او در اینباره میگوید: به همراه پدر، مادر و پدر بزرگم به بارسلونا رسیدم. در شب اول مرا در لاماسیا ترک کردند. بدون شک یکی از سختترین شبهای زندگیام بود. در ابتدا با مشکلات زیادی مواجه شدم. بسیار سخت بود که خود را با محیط جدیدی سازگار سازم. ماههای اول عذابآور بود و حتی گاهی اوقات از شدت ناراحتی میکردم.
اینیستا رفتهرفته در بارسلونا جا افتاد. او پس از شرکت با این تیم در یک جام محلی به تیم زیر 12 سال دعوت شد. این بازیکن جوان در تیمهای مختلف پایه بارسلونا درخشید و همین مساله باعث شد تا به تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا دعوت شود و با این تیم در جام ملتهای اروپا جام قهرمانی را بالای سر برد.
** رسیدن به ترکیب بارسلونا
اینیستا در سال 2002 نخستین بازی خود را با پیراهن بارسلونا مقابل بروگ بلژیک در لیگ قهرمانان اروپا انجام داد. از آن زمان بعد همواره به عنوان بازیکن تیمش را همراهی میکرد، اما حضور ژاوی هرناندز فرصت کمتری برای حضور او در ترکیب اصلی فراهم میکرد.
اینیستا در سال 2004 ـ 2005 در فهرست تیمش که قهرمان لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا شد قرار گرفت اما کمتر فرصت بازی کردن پیدا کرد.او در فصل 2005 ـ 2006 پس از مصدومیت ژاوی فرصت بازی کردن در ترکیب اصلی بارسلونا را پیدا کرد. او در غیاب ژاوی نمایش خیره کنندهای داشت و بازیهای زیبای او باعث شد تا غیبت ژاوی احساس نشود.
در سال 2007 روزنامه مارکا از پیوستن اینیستا به رئال مادرید با قیمت 60 میلیون یورو خبر داد، اما خود اینیستا همان روز این خبر را تکذیب و اعلام کرد که هیچگاه بارسلونا را ترک نخواهد کرد.اینیستا در 25 ژانویه 2008 قراردادش را تا سال 2014 با آبی ـ اناریها تمدید کرد. او در همان سال در فهرست 10 نفره بهترین بازیکن فوتبال جهان قرار گرفت و در نهایت در مکان نهم ایستاد.
فصل 2008 ـ 2009 برای اینیستا بسیار خوب بود و تیمش در هر سه جام معتبر قهرمان شد. گلی او که در مرحله نیمه نهایی مقابل چلسی به ثمر رساند باعث شد تا لقب "قاتل چلسی" را به او بدهند. او در فصل 2009 ـ 2010 هم بازیهای بسیار زیبایی را به نمایش گذاشت و با زوجش ژاوی همه نگاهها را معطوف خود کرد. او در آن سال با کسب 134 رای به عنوان پنجمین بازیکن برتر جهان انتخاب شد.
اوج کار این هافبک خوش تکنیک در سال 2010 بود که با ارائه بازیهای زیبا، پس از لیونل مسی به عنوان بهترین بازیکن فوتبال جهان انتخاب شد. در همان سال اینیستا برای حضور در جام جهانی 2010 آفریقا جنوبی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد. اوج کار او در این بازیها در دیدار فینال مقابل هلند بود که گل پیروزی بخش تیمش را در دقیقه 117 وارد دروازه هلند کرد تا اسپانیا برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شود.
** افتخارات
*قهرمانی در سوپر جام اسپانیا 2005 ، 2006، 2009، 2010، 2011
*قهرمانی در لالیگا 2005، 2006، 2009 ، 2010
*جام حذفی اسپانیا 2009و 2010
* لیگ قهرمان اروپا 2006 ، 2009 ، 2011
* سوپر جام اروپا 2009 و 2011
* جام جهانی باشگاهها 2009 و 2011
* جام ملتهای اروپا 2008
* جام جهانی 2010