برکناری های متوالی روسای فدراسیون ها زمینه سواستفاده را برای برخی افراد بی غم مهیا کرده است. آنها با فدراسیون ها تماس می گیرند، صدایشان را تغییر می دهند و به جای حمید سجادی روسای فدراسیون ها را برکنار می کنند. یکی از این روسا بعد از برکناری اش به اندازه در یخچال علیه وزارت ورزش با یک خبرگزاری مصاحبه کرد. وی وقتی متوجه شد ماجرا سرکاری بوده می خواست خودش را بیندازد زیر ماشین.
جلال کوزه گری، رییس فدراسیون هندبال هر روز مصاحبه می کند و می گوید:« برکناری من کذب محض است.» گویا خبرنگارها هم فهمیده اند پیرمرد روی این موضوع حساس است و هر روز در اوقات فراغت خود با او تماس می گیرند تا کمی خوش بگذرانند. سجادی شماره اش را به کوزه گری داده و به او گفته "من فقط با این شماره زنگ می زنم، بقیه میخوان اذیتت کنن.» اما کوزه گری باز هم گول می خورد.
- الو سلام جلال جون، سجادی ام، تو برکنار شدی.
- هه هه هه، من میدونم سجادی نیستی. خودم شمارشو دارم.
- به من می خندی؟! همون یه درصد شانسی هم که واسه بقا داشتی از بین رفت.
- نخیرم.... اگه راست میگی اسم کوچیکت چیه؟
- حمید، حالا مطمئن شدی؟
- (زیر لب می گوید همه مشخصات درسته) آقا معذرت می خوام. آخه خودتون گفتین فقط با اون شماره هه تماس می گیرین.
- من خواستم امتحانت کنم. متاسفانه رد شدی.
- آقا یه فرصت دیگه بهم بدین، جبران می کنم.
- باید 20 بار پشت سر هم بگی "در قندون... لب خندون"
- در قندون، لب خندون... در قندون، لب خندون... در قندون، خند لبدون
- اشتباه کردی. دیگه تموم شد.
- نه... نه... فقط یه فرصت دیگه....نه
داماد آینده مارادونا
این روزها رابطه محمدرضا خلعتبری و دیه گو مارادونا خیلی نزدیک شده و به نظر می رسد دیه گو خوابهایی برای خلعتبری دیده است. بازیکن ملی پوش ایرانی ادامه حضورش در الوصل را منوط به ادامه حضور مارادونا در این تیم کرده و مدام از این مرد آرژانتینی صحبت می کند. خلعتبری و خانواده مارادونا آنقدر به هم نزدیک شده اند که محمدرضا با زیر شلواری در خانه مارادونا اینا جلوی تلویزیون دراز می کشد و هندوانه می خورد. این نزدیکی حتی باعث شد آگرو، داماد مشهور مارادونا هم به خلعتبری حسودی کند اما مارادونا همان دفعه اولی که آگرو با خلعتبری بد حرف زد چنان با پشت دست کوبید در دهان دامادش که آگرو تا سه روز از ناحیه لثه خونریزی داشت. گویا دیه گو خوابهایی برای خلعتبری دیده و فعلا دارد برای او دان می پاشد.
- ممد جون رودربایستی نکن با ما. خودت برو سر یخچال هرچی می خوای بردار.
- رودربایستی ندارم آقا، چاکرتم.
- هزار ماشاالله این جیانای من از هر انگشتش هزار تا هنر می ریزه.
- بله، بله... آقا آب نبات قیچی ندارین؟
- چرا اتفاقا جیانا درست کرده بود. این تابلویی که به دیواره هم کار جیاناست.
- به به... آقا بزن کانال دو. داستان های باور نکردنی داره.
- ول کن تلویزیون رو. پسر تو کی میخوای سر و سامون بگیری.
- آقا من دیگه برم. داره شب میشه.
- ای بابا بودی حالا. جیانا...جیانا بیا ممد جان داره میره.
- نه، نه مزاحم جیانا خانم نشین. شاید خواب باشن.
- ببین ممد جون تو که غریبه نیستی. من همیشه دوست داشتم یه داماد فتوژنیک موفرفری داشته باشم. این آگرو من رو گول زد. وقتی اومد خواستگاری فر شیش ماهه زده بود.
- مال منم شیش ماهست آقا. دو ماه دیگه باز میشه.
- نخیر خودم عکس های شموشکت رو دیدم. اونجا هم فرفریه.
- آقا من قصد ازدواج ندارم.
- جیانا... جیانا کجایی پس. ممد جان داره میره.... میگم جیانا تا یه جایی باهات بیاد. هوا تاریک شده خوبیت نداره تنها بری.... دخترم از اون کیک توت فرنگی که صبح درست کردی هم چند تیکه بزار ممد جان ببره با خودش.
ستون تماشاگرنما – روزنامه تماشا
جلال کوزه گری، رییس فدراسیون هندبال هر روز مصاحبه می کند و می گوید:« برکناری من کذب محض است.» گویا خبرنگارها هم فهمیده اند پیرمرد روی این موضوع حساس است و هر روز در اوقات فراغت خود با او تماس می گیرند تا کمی خوش بگذرانند. سجادی شماره اش را به کوزه گری داده و به او گفته "من فقط با این شماره زنگ می زنم، بقیه میخوان اذیتت کنن.» اما کوزه گری باز هم گول می خورد.
- الو سلام جلال جون، سجادی ام، تو برکنار شدی.
- هه هه هه، من میدونم سجادی نیستی. خودم شمارشو دارم.
- به من می خندی؟! همون یه درصد شانسی هم که واسه بقا داشتی از بین رفت.
- نخیرم.... اگه راست میگی اسم کوچیکت چیه؟
- حمید، حالا مطمئن شدی؟
- (زیر لب می گوید همه مشخصات درسته) آقا معذرت می خوام. آخه خودتون گفتین فقط با اون شماره هه تماس می گیرین.
- من خواستم امتحانت کنم. متاسفانه رد شدی.
- آقا یه فرصت دیگه بهم بدین، جبران می کنم.
- باید 20 بار پشت سر هم بگی "در قندون... لب خندون"
- در قندون، لب خندون... در قندون، لب خندون... در قندون، خند لبدون
- اشتباه کردی. دیگه تموم شد.
- نه... نه... فقط یه فرصت دیگه....نه
داماد آینده مارادونا
این روزها رابطه محمدرضا خلعتبری و دیه گو مارادونا خیلی نزدیک شده و به نظر می رسد دیه گو خوابهایی برای خلعتبری دیده است. بازیکن ملی پوش ایرانی ادامه حضورش در الوصل را منوط به ادامه حضور مارادونا در این تیم کرده و مدام از این مرد آرژانتینی صحبت می کند. خلعتبری و خانواده مارادونا آنقدر به هم نزدیک شده اند که محمدرضا با زیر شلواری در خانه مارادونا اینا جلوی تلویزیون دراز می کشد و هندوانه می خورد. این نزدیکی حتی باعث شد آگرو، داماد مشهور مارادونا هم به خلعتبری حسودی کند اما مارادونا همان دفعه اولی که آگرو با خلعتبری بد حرف زد چنان با پشت دست کوبید در دهان دامادش که آگرو تا سه روز از ناحیه لثه خونریزی داشت. گویا دیه گو خوابهایی برای خلعتبری دیده و فعلا دارد برای او دان می پاشد.
- ممد جون رودربایستی نکن با ما. خودت برو سر یخچال هرچی می خوای بردار.
- رودربایستی ندارم آقا، چاکرتم.
- هزار ماشاالله این جیانای من از هر انگشتش هزار تا هنر می ریزه.
- بله، بله... آقا آب نبات قیچی ندارین؟
- چرا اتفاقا جیانا درست کرده بود. این تابلویی که به دیواره هم کار جیاناست.
- به به... آقا بزن کانال دو. داستان های باور نکردنی داره.
- ول کن تلویزیون رو. پسر تو کی میخوای سر و سامون بگیری.
- آقا من دیگه برم. داره شب میشه.
- ای بابا بودی حالا. جیانا...جیانا بیا ممد جان داره میره.
- نه، نه مزاحم جیانا خانم نشین. شاید خواب باشن.
- ببین ممد جون تو که غریبه نیستی. من همیشه دوست داشتم یه داماد فتوژنیک موفرفری داشته باشم. این آگرو من رو گول زد. وقتی اومد خواستگاری فر شیش ماهه زده بود.
- مال منم شیش ماهست آقا. دو ماه دیگه باز میشه.
- نخیر خودم عکس های شموشکت رو دیدم. اونجا هم فرفریه.
- آقا من قصد ازدواج ندارم.
- جیانا... جیانا کجایی پس. ممد جان داره میره.... میگم جیانا تا یه جایی باهات بیاد. هوا تاریک شده خوبیت نداره تنها بری.... دخترم از اون کیک توت فرنگی که صبح درست کردی هم چند تیکه بزار ممد جان ببره با خودش.
ستون تماشاگرنما – روزنامه تماشا