روزنامه ملت ما نوشت:
شاید برخی گمان کنند که پروژه شاهین نجفی از زمانی کلید خورده است که زمزمههای تولید یک آهنگ مستهجن درباره امام هادی(ع)، در فضای مجازی پیچید و وبلاگی که برای نخستین بار به انتشار این آهنگ اقدام کرد توسط بیبی سی مورد تقدیر قرار گرفت.
در همین زمان از سوی دیگر در فضای رسانهای داخلی نیز اقداماتی از جمله انتشار حکم ارتداد از سوی یکی از مراجع تقلید که بعد از آن موجب فتوای 3 نفر از این بزرگواران شد و برخی سایتهای افراطی نیز با ذوق زدگی زمین و زمان را بهم دوختند تا پای علمای دیگر را له یا علیه این پروژه به میدان بکشند و بعضی کاسههای داغتر ازآش نیز جوایز چند صد هزار دلاری برای قاتل شاهین نجفی پیشنهاد کردند.
اما با کمی دقت و توجه خارج از ساده انگاری میتوان به تشریح و تحلیل درست این قضیه پرداخت، ماجرایی که یک شکست مفتضحانه دیگر برای طراحان آنکه بیشک سرویسهای امنیتی کشورهای امریکا، انگلیس و اسرائیل بودند به یادگار گذاشت یادگاری که شاید طرف برنده سربازان گمنام امام زمان(عج) در وزارت اطلاعات هیچ لزومی به تشریح جزئیات آن ندارند اما شاید وظیفه نگارنده به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر در این حوزه چیز دیگری است که همین گزارش ادای دین به تلاشهای بیمزد و منت این عزیزان است.
گرچه این تحلیل یک تحلیل ژورنالیستی است که مبتنی بر اسناد و مدارک آشکار در فضای مجازی انجام شده است اما سعی میکند تا زوایای پنهان این قضیه را آشکار نماید.
از کجا آغاز شد
پروژه اسلام هراسی که از دهه 80 میلادی در لابراتورهای جاسوسی غرب به عنوان کلید واژه راهاندازی جنگ نرم و عملیات روانی علیه ایران اسلامی در دستور کار قرار گرفته بود محصولات متعددی را با خود به همراه داشت از سوی دیگر در همان دهه دکترین 164 صفحهای برای ترویج نوعی آنفولانزای فرهنگی طراحی شده بود که به آنفولانزای نیویورکی مشهور شد که عمدهترین آنها که حساب ویژهای برای آن باز شده است بر مبنای فهرست ذیل است.
1- توهین سلمان رشدی به پیامبر عظیمالشأن اسلام
2- پروژه یازده سپتامبر
3- فیلم فتنه
4- کاریکاتور کاریکاتوریست هتاک هلندی
5- رافق تقی نویسنده هتاک آذربایجانی
6- قرآنسوزی توسط کشیش دیوانه امریکایی
7- هتک حرمت امام هادی توسط شاهین نجفی
این تحیل به بررسی سایر موارد نخواهد پرداخت بلکه هدف اصلی خود را به بررسی آخرین نمونه آنکه پروژه شاهین نجفی است میپردازد. در همین راستا چندی پیش نیز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه امریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد.
شاید همین صحبتها فرمان شروع عملیاتی است که باید یک خوانند رپ مبتذل خوان نقش قربانی آن را بازی کند با شروع پروژه و تقسیم وظایف شاهین نجفی که به علت مسائل عدیده اخلاقی مجبور به ترک ایران شده است و به یک گروه بیهویت چند ملیتی با نام تبش 2012 پیوسته است کاندیدای مناسبی برای ایفای نقش در سناریوی طراحی شده در آن سوی آبها هست.
بعد از مدتی یکی از به اصطلاح هنرمندان بهایی مقیم خارج از کشور که ارتباط ویژهای با سرویسهای اطلاعاتی موساد و اینتلجنت سرویس دارد با نام شاهرخ مشکین قلم به شاهین نجفی نزدیک میشود از سوی دیگر شاهرخ واسطه نزدیکی یکی دیگر از به اصطلاح هنرمندان بهایی با نام نیلوفر بیضایی و شاهین نجفی میشود.
در پروژه شاهین نجفی که میخواهیم از نگاه داخلی از آن به عملیات حباب نام ببریم وظیفه این دو عنصر مرتبط با فرقه ضاله بهائیت و سرویسهای جاسوسی غربی تحریک احساسات شاهین نجفی درباره موضعگیری و تهیه ترانه علیه امام هادی(ع) است در راستای همان اقدامات قبلی که چندی پیشتر از آن در فضای مجازی علیه امام هادی علیه سلام راهاندازی کردهاند و به نوعی مکمل تحریک احساسات شاهین نجفی شود.
در پروژه طراحی شده از چندین تکنیک برای ادامه عملیات استفاده شده بود:
الف: تکنیک شعله ور ساختن، که در عملیات روانی به معنی انگشت گذاشتن بر روی نقاط حساس و آسیب پذیر حریف و هجمه تبلیغاتی علیه آن نقاط به گونهای که موجب واکنش حریف شود است، موضعی که مفروضات آن در پروژه حباب اهانت به یکی از مقدسترین باورهای اعتقادی اسلامی که همان ائمه هدی است در دستور کار قرار گرفته بود.
ب: تکنیک همراه شدن، در این تکنیک طراحان عملیات روانی با پنهان کردن هدف اصلی خود برای ایجاد تفرقه در مخاطبان مورد نظر با هماهنگ کردن تبلیغات مقاصد خود را دنبال میکنند تا عدهای له یا علیه این پروژه وارد میدان شوند موضوعی که مفروضات آن موضعگیری رسانههای غربی در مقابل مواضعی باشد که رسانههای داخلی و دلسوزان حریم ولایت انجام خواهند داد.
ج: تکنیک تحریک، این تکنیک اقداماتی است که بر حالت و رفتار مخاطبان تاثیر میگذارد و با اجرای آن میتوان بین گروههای هدف و از طریق احساس همدردی، تنفر، خشم و... تفرقه افکنی کرد که در پروژه حباب با تحریک موضعگیریهای متفاوت از سوی عناصر فتنه خارج نشین و بنگاههای سخن پراکنی غربی وابسته و برخی دوستان کم توجه داخلی به آن پرداخته شد.
د: تکنیک واداشتن، منظور اصلی در این تکنیک وادار کردن حریف به عکس العمل است حتی اگر به ضرر خودش باشد در این تاکنیک باید حریف را به وضعی کشاند که مجبور به اعلام موضع یا اجرای رفتار خاص شود به گونهای که اتخاذ هر موضع بخشی از منافع مادی و معنوی او را به خطر اندازد که در این پروژه هدف غایی کشاندن مسئولان عالیرتبه نظام در این خصوص و موضوعگیری بود. اما آن چیزی که طراحان این عملیات از آن غافل بودند ضد عملیاتی بود که قبل از کلید خوردن آن توسط حریف غربی در این سوی آب طراحی شده بود که موجب شکست مفتضحانه آنان شد.
شاهین نجفی نشانی غلط
طرحان این پروژه شاید تصور میکردند که نظام با تمام توان در برابر این اقدام ورود خواهد کرد این در حالی است که نظام متوجه این موضوع بود که تمرکز بر روی خود مسئله، آدرس غلط است و دست دشمن که خواهان ریشه کنی درخت تنومند اسلام بود خوانده شده و بر اساس یک تقسیم بندی خاص قدرت ضربه زنی این طرح شوم به پایینترین حد ممکن رسید، تقسیم کاری که منجر به برخی فتواها و موضعگیریهای رسانهای در مواقع خاص و حتی برخی سینه چاکیها انجامید که همه در یکی طراحی دقیق انجام شد.
رکبهایی که به خودشان بازگشت
طرحان این عملیات که در مفروضات خود فکر کرده بودند که در مرحله اول تمام انرژی یکپارچه شیعیان جهان و در مرحله بعد جهان اسلام را به میدان خواهند کشید تا بتوانند امت اسلامی را از تحولات عظیمتر که در سر میپروراند مانند به انحراف کشیدن بیداری اسلامی و اتفاقات این روزهای سوریه بخشی از آن بود و میتوانند مسلمین را در برابر شعارهای پوچی مانند عدم وجود آزادی بیان در بین مسلمانان به انفعال وادارند با مشاهده برخورد هوشیارانه نظام انگشت حیرت به زبان گرفتند در واقع در این سو بر اساس همان طراحی و تقسیم کار انجام شده فقط به اندازه مورد لزوم تمام اقشار در این موضوع ورود کردند.
برای شاهین نجفی نگران باشیم
مبتذل خوانی که به نظر نگارنده ناخواسته و از روی شهوت اشتهار به این موضوع ورود کرده باید نگران این موضوع باشد که تاریخ مصرف شخصیت اهانتگرش تمام شده و تنها بخشی که برای طراحان این پروژه ارزش ماهوی دارد جنازه شاهین است که یکی از مفروضات طرح از ابتدا بوده است حال که از زنده این هتاک نتواستند آنچنان که میخواهند بهرهبرداری کنند
شاید بتوانند از جنازه آن پیراهنی برای خود بدوزند پس پر واضح است که عمل زشت شاهین نجفی و تن دادن به خواستههای عدهای مزدور سرویسهای امنیتی غربی چیزی جز این نتیجه را در بر نخواهد داشت بازی باخت باختی که با عنایت روح بزرگ امام هادی(ع) و تیز هوشی سربازان گمنام امام زمان(عج) رقم خورد و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین.
شاید برخی گمان کنند که پروژه شاهین نجفی از زمانی کلید خورده است که زمزمههای تولید یک آهنگ مستهجن درباره امام هادی(ع)، در فضای مجازی پیچید و وبلاگی که برای نخستین بار به انتشار این آهنگ اقدام کرد توسط بیبی سی مورد تقدیر قرار گرفت.
در همین زمان از سوی دیگر در فضای رسانهای داخلی نیز اقداماتی از جمله انتشار حکم ارتداد از سوی یکی از مراجع تقلید که بعد از آن موجب فتوای 3 نفر از این بزرگواران شد و برخی سایتهای افراطی نیز با ذوق زدگی زمین و زمان را بهم دوختند تا پای علمای دیگر را له یا علیه این پروژه به میدان بکشند و بعضی کاسههای داغتر ازآش نیز جوایز چند صد هزار دلاری برای قاتل شاهین نجفی پیشنهاد کردند.
اما با کمی دقت و توجه خارج از ساده انگاری میتوان به تشریح و تحلیل درست این قضیه پرداخت، ماجرایی که یک شکست مفتضحانه دیگر برای طراحان آنکه بیشک سرویسهای امنیتی کشورهای امریکا، انگلیس و اسرائیل بودند به یادگار گذاشت یادگاری که شاید طرف برنده سربازان گمنام امام زمان(عج) در وزارت اطلاعات هیچ لزومی به تشریح جزئیات آن ندارند اما شاید وظیفه نگارنده به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر در این حوزه چیز دیگری است که همین گزارش ادای دین به تلاشهای بیمزد و منت این عزیزان است.
گرچه این تحلیل یک تحلیل ژورنالیستی است که مبتنی بر اسناد و مدارک آشکار در فضای مجازی انجام شده است اما سعی میکند تا زوایای پنهان این قضیه را آشکار نماید.
از کجا آغاز شد
پروژه اسلام هراسی که از دهه 80 میلادی در لابراتورهای جاسوسی غرب به عنوان کلید واژه راهاندازی جنگ نرم و عملیات روانی علیه ایران اسلامی در دستور کار قرار گرفته بود محصولات متعددی را با خود به همراه داشت از سوی دیگر در همان دهه دکترین 164 صفحهای برای ترویج نوعی آنفولانزای فرهنگی طراحی شده بود که به آنفولانزای نیویورکی مشهور شد که عمدهترین آنها که حساب ویژهای برای آن باز شده است بر مبنای فهرست ذیل است.
1- توهین سلمان رشدی به پیامبر عظیمالشأن اسلام
2- پروژه یازده سپتامبر
3- فیلم فتنه
4- کاریکاتور کاریکاتوریست هتاک هلندی
5- رافق تقی نویسنده هتاک آذربایجانی
6- قرآنسوزی توسط کشیش دیوانه امریکایی
7- هتک حرمت امام هادی توسط شاهین نجفی
این تحیل به بررسی سایر موارد نخواهد پرداخت بلکه هدف اصلی خود را به بررسی آخرین نمونه آنکه پروژه شاهین نجفی است میپردازد. در همین راستا چندی پیش نیز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه امریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد.
شاید همین صحبتها فرمان شروع عملیاتی است که باید یک خوانند رپ مبتذل خوان نقش قربانی آن را بازی کند با شروع پروژه و تقسیم وظایف شاهین نجفی که به علت مسائل عدیده اخلاقی مجبور به ترک ایران شده است و به یک گروه بیهویت چند ملیتی با نام تبش 2012 پیوسته است کاندیدای مناسبی برای ایفای نقش در سناریوی طراحی شده در آن سوی آبها هست.
بعد از مدتی یکی از به اصطلاح هنرمندان بهایی مقیم خارج از کشور که ارتباط ویژهای با سرویسهای اطلاعاتی موساد و اینتلجنت سرویس دارد با نام شاهرخ مشکین قلم به شاهین نجفی نزدیک میشود از سوی دیگر شاهرخ واسطه نزدیکی یکی دیگر از به اصطلاح هنرمندان بهایی با نام نیلوفر بیضایی و شاهین نجفی میشود.
در پروژه شاهین نجفی که میخواهیم از نگاه داخلی از آن به عملیات حباب نام ببریم وظیفه این دو عنصر مرتبط با فرقه ضاله بهائیت و سرویسهای جاسوسی غربی تحریک احساسات شاهین نجفی درباره موضعگیری و تهیه ترانه علیه امام هادی(ع) است در راستای همان اقدامات قبلی که چندی پیشتر از آن در فضای مجازی علیه امام هادی علیه سلام راهاندازی کردهاند و به نوعی مکمل تحریک احساسات شاهین نجفی شود.
در پروژه طراحی شده از چندین تکنیک برای ادامه عملیات استفاده شده بود:
الف: تکنیک شعله ور ساختن، که در عملیات روانی به معنی انگشت گذاشتن بر روی نقاط حساس و آسیب پذیر حریف و هجمه تبلیغاتی علیه آن نقاط به گونهای که موجب واکنش حریف شود است، موضعی که مفروضات آن در پروژه حباب اهانت به یکی از مقدسترین باورهای اعتقادی اسلامی که همان ائمه هدی است در دستور کار قرار گرفته بود.
ب: تکنیک همراه شدن، در این تکنیک طراحان عملیات روانی با پنهان کردن هدف اصلی خود برای ایجاد تفرقه در مخاطبان مورد نظر با هماهنگ کردن تبلیغات مقاصد خود را دنبال میکنند تا عدهای له یا علیه این پروژه وارد میدان شوند موضوعی که مفروضات آن موضعگیری رسانههای غربی در مقابل مواضعی باشد که رسانههای داخلی و دلسوزان حریم ولایت انجام خواهند داد.
ج: تکنیک تحریک، این تکنیک اقداماتی است که بر حالت و رفتار مخاطبان تاثیر میگذارد و با اجرای آن میتوان بین گروههای هدف و از طریق احساس همدردی، تنفر، خشم و... تفرقه افکنی کرد که در پروژه حباب با تحریک موضعگیریهای متفاوت از سوی عناصر فتنه خارج نشین و بنگاههای سخن پراکنی غربی وابسته و برخی دوستان کم توجه داخلی به آن پرداخته شد.
د: تکنیک واداشتن، منظور اصلی در این تکنیک وادار کردن حریف به عکس العمل است حتی اگر به ضرر خودش باشد در این تاکنیک باید حریف را به وضعی کشاند که مجبور به اعلام موضع یا اجرای رفتار خاص شود به گونهای که اتخاذ هر موضع بخشی از منافع مادی و معنوی او را به خطر اندازد که در این پروژه هدف غایی کشاندن مسئولان عالیرتبه نظام در این خصوص و موضوعگیری بود. اما آن چیزی که طراحان این عملیات از آن غافل بودند ضد عملیاتی بود که قبل از کلید خوردن آن توسط حریف غربی در این سوی آب طراحی شده بود که موجب شکست مفتضحانه آنان شد.
شاهین نجفی نشانی غلط
طرحان این پروژه شاید تصور میکردند که نظام با تمام توان در برابر این اقدام ورود خواهد کرد این در حالی است که نظام متوجه این موضوع بود که تمرکز بر روی خود مسئله، آدرس غلط است و دست دشمن که خواهان ریشه کنی درخت تنومند اسلام بود خوانده شده و بر اساس یک تقسیم بندی خاص قدرت ضربه زنی این طرح شوم به پایینترین حد ممکن رسید، تقسیم کاری که منجر به برخی فتواها و موضعگیریهای رسانهای در مواقع خاص و حتی برخی سینه چاکیها انجامید که همه در یکی طراحی دقیق انجام شد.
رکبهایی که به خودشان بازگشت
طرحان این عملیات که در مفروضات خود فکر کرده بودند که در مرحله اول تمام انرژی یکپارچه شیعیان جهان و در مرحله بعد جهان اسلام را به میدان خواهند کشید تا بتوانند امت اسلامی را از تحولات عظیمتر که در سر میپروراند مانند به انحراف کشیدن بیداری اسلامی و اتفاقات این روزهای سوریه بخشی از آن بود و میتوانند مسلمین را در برابر شعارهای پوچی مانند عدم وجود آزادی بیان در بین مسلمانان به انفعال وادارند با مشاهده برخورد هوشیارانه نظام انگشت حیرت به زبان گرفتند در واقع در این سو بر اساس همان طراحی و تقسیم کار انجام شده فقط به اندازه مورد لزوم تمام اقشار در این موضوع ورود کردند.
برای شاهین نجفی نگران باشیم
مبتذل خوانی که به نظر نگارنده ناخواسته و از روی شهوت اشتهار به این موضوع ورود کرده باید نگران این موضوع باشد که تاریخ مصرف شخصیت اهانتگرش تمام شده و تنها بخشی که برای طراحان این پروژه ارزش ماهوی دارد جنازه شاهین است که یکی از مفروضات طرح از ابتدا بوده است حال که از زنده این هتاک نتواستند آنچنان که میخواهند بهرهبرداری کنند
شاید بتوانند از جنازه آن پیراهنی برای خود بدوزند پس پر واضح است که عمل زشت شاهین نجفی و تن دادن به خواستههای عدهای مزدور سرویسهای امنیتی غربی چیزی جز این نتیجه را در بر نخواهد داشت بازی باخت باختی که با عنایت روح بزرگ امام هادی(ع) و تیز هوشی سربازان گمنام امام زمان(عج) رقم خورد و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین.