پایان کار احمدینژاد چه خواهد شد؟
احمدینژاد، نخستین رئیسجمهور و شاید آخرین رئیسجمهوری باشد که این پرسش از نخستین روزهای صدارت وی مطرح شد و تاکنون نیز او را همراهی کرده است، از یکسو احمدی نژاد وهوادارانش پایان کار وی را نه تنها در ریاست جمهوری هشت ساله بلکه بیش از آن می دانند و ازسوی دیگر تندترین منتقدان احمدی نژاد حتی به پایان این دوره ریاست جمهوری هم رضایت نمی دهند و معتقد به تصویب طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور در مجلس هشتم هستند.
احمدینژاد، نخستین رئیسجمهور و شاید آخرین رئیسجمهوری باشد که این پرسش از نخستین روزهای صدارت وی مطرح شد و تاکنون نیز او را همراهی کرده است، هرچند ششمین رئیسجمهور ایران و هوادارانش پاسخ امیدوارکننده و درازمدت به این پرسش کلیدی دادند اما پاسخهای منتقدان وی به آن اندازه طولانی و برای وی نویدبخش نبود، در این فرصت به بررسی پاسخهای گوناگون درباره پایان کار محمود احمدینژاد خواهیم پرداخت.
1ـ نخستین پیشبینی از فرجام احمدینژاد توسط وی و هواداران سرسختش تصویر شده است، از این منظر، پایان کار احمدینژاد نه تنها در دوره کنونی ریاستجمهوری او محدود نخواهد شد، بلکه وی برای دومین بار در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شده و پس از هشت سال نیز از صحنه سیاسی ایران کنار نخواهد رفت، بلکه همچون اسلاف وی هاشمی و خاتمی جریان سیاسی و اجتماعی را ایجاد کرد که بیش از دیگران متکی به وی خواهد بود. توصیه احمدینژاد به مشاور جوان خود برای تلاش برای تصدی پست شهرداری تهران به عنوان مقدمهای برای ریاستجمهوری وی پس از پایان دوره هشت ساله احمدینژاد، هرچند در گام نخست با ناکامی روبهرو شد، اما نشاندهنده افق رویاهای رئیسجمهور کنونی کشور است.
احمدینژاد به خوبی میداند که برای تحقق این رویا که از لوازم آن پیروزی در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری است، ناگزیر به فراهم آوردن تشکیلات و شبکه نیروی انسانی و امکانات عظیمی است که هرچند وی از نهادن نام حزب بر آن خودداری میکند اما کارکردی مشابه با احزاب دارد، فرصت دوره نخست ریاستجمهوری برای فراهم آوردن این شبکه زمانی مغتنم است و تأسیس ستاد رایحه خوش خدمت و حامیان دولت در فاصله کمتر از یک سال از پیروزی احمدینژاد توسط نزدیکان وی نشان از اشتیاق این طیف به ماندگاری در قدرت دارد.
....در بخش دیگری از این مقاله آمده است:
4ـ و سرانجام گزینه چهارم، پایان ریاستجمهوری احمدینژاد پیش از اتمام دوره چهارساله اوست، در این گزینه که اصلاحطلبان مهمترین هوادار آن هستند، اخراج احمدینژاد را از قدرت و پایان دادن به عواقب خارجی و داخلی گفتار و رفتار وی میتواند محرک خوبی در بخشی از اقشار اجتماعی برای روی آوردن به اصلاحطلبان باشد و بنابراین، در صورتی که اصلاحطلبان طرح عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور را سرلوحه وعدهها و برنامههای خود پس از پیروزی در انتخابات مجلس هشتم قرار دهند میتوانند آرای بیشتری را در انتخابات جذب کنند و حتی در صورت پیروزی نسبی تحقق این وعده در انتخابات ریاستجمهوری دهم سرلوحه برنامههای آنان و محور اتحاد استراتژیک اصلاحطلبان قرار میگیرد.
تحقق وعده مذکور که حتی در صورت پیروزی اصلاحطلبان در مجلس و تصویب طرح عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور به دلیل آنکه نیازمند موافقت رهبری است، با دشواریهای فراوان روبهروست اما کارکرد این وعده مهمتر از جامه عمل پوشیدن آن ایجاد انگیزه و تحرک در پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان است.
در این میان به نظر میرسد به وقوع پیوستن هر یک از چهار گزینه فوق که فرجام احمدینژاد را از خوشبینانهترین حالت تا بدبینانهترین شکل تصویر کردهاند وابسته به عوامل و پارامترهای متعدد داخلی و خارجی است.
.....اما شاید در کنار عوامل داخلی و خارجی بتوان از موضع رهبری در رابطه با دولت و رئیسجمهور، متغیری سرنوشتساز نام برد، موضعی که در دو سال گذشته شاهد فراز و نشیبهایی بوده است و کیفیت آن در عمر باقیمانده دولت نهم تأثیر زیادی خواهد گذاشت.
ارتباط رهبر انقلاب با دولت نهم تاکنون شرایط متفاوتی را سپری کرده است، حمایت متداول رئیسجمهور و دولت که مشابه با موضع رهبری در برابر دولتهای پیشین بوده است در یک سال نخست تشکیل کابینه، موضع انتقادی از دولت همراه با سکوت نسبی در برابر حملات منتقدان به دولت در پاییز سال 1385 و پیش از انتخابات شوراهای شهر و خبرگان رهبری، حمایت بیسابقه و کامل از دولت و رئیسجمهور از اسفند سال 1385تا مهر 1386 و آغاز روند کاهش حمایتهای رهبری از دولت از مهر گذشته تاکنون چهار فصل متفاوت موضع رهبری در برابر دولت در طول دو سال گذشته است که بررسی آن، فرصتی مجزا را میطلبد.