کشور برزیل امسال به دلیل میزبانی اجلاس زمین با عنوان «ریو +20» بزرگترین جشن روز جهانی محیط زیست را تدارک دید تا رکورد برگزاری بهترین جشن این روز را در 40 سال اخیر از آن خود کند. شمارش معکوس برای روز جهانی محیط زیست (5 ژوئن) در برزیل از یک هفته پیش از این روز آغاز شده بود. از مجلس سنای ملی این کشور گرفته تا تکتک مردم در خیابانهای شهر ریودوژانیرو چند روزی به استقبال روز جهانی محیط زیست رفتند. به همین دلیل برنامههای ویژهای از ابتدای ماه ژوئن در برزیل برگزار شده است. افتتاح جشنواره ملی سبز در نخستین روز از این ماه در محل موزه تاریخ طبیعی در ریودوژانیرو یکی از این برنامهها بود. این جشنواره یک جشنواره آموزشی زیستمحیطی است که برای ترویج زندگی پایدار و شیوه زندگی خوب سازگار با طبیعت طراحی شده و رسانهها و نیز سینما از مهمترین ارکان این جشنواره محسوب میشوند. در روز دوم ژوئن نیز ازبرنامه «گذرنامه سبز» پردهبرداری شد. هدف از این برنامه کاهش انتشار کربن در طول برگزاری اجلاس ریو+20 است. گذرنامه سبز شهروندان را متعهد میکند تا در قبال هرگونه رفتار خود با زمین مسوولیتپذیر باشند. در واقع این برنامه همگان را به کاهش مصرف منابع و انرژی، احترام به فرهنگهای بومی و مسوولیتپذیری در قبال تولید آلایندههای زیستمحیطی تشویق میکند به همین منظور یونپ با همکاری دولت برزیل یک نرمافزار جدید تلفن همراه هوشمند را طراحی و تولید کرده که اطلاعات مربوط به 400سایت دوستدار محیط زیست و خدمات گردشگری مفید را در اطراف ریودوژانیرو به میهمانان اجلاس ارایه میکند. یونپ همچنین یک دستورالعمل پایداری برای هتلهای شهر در طول برگزاری این اجلاس تدوین کرده است. روز گذشته نیز 50 هزار درخت با همکاری یونپ و دوستداران محیط زیست در ریو کاشته شد تا اینچنین به استقبال روز جهانی محیط زیست بروند. اما در این روز در ریودوژانیرو برندگان جایزه قهرمانان زمین از سراسر جهان معرفی شدند و به طور همزمان کاخ ریاستجمهوری برزیل به استقبال روز جهانی محیط زیست رفت. روسف دیلما رییسجمهور برزیل بسته جدیدی از برنامهها و اقدامات این کشور را برای حفظ محیط زیست بازگشایی و معرفی کرد تا فصل نوینی از برنامههای حفظ محیط زیست در این کشور آغاز شود. مجلس سنای این کشور نیز امروز برنامه ویژهای برای روز جهانی محیط زیست داشت.
اما همزمان با این برنامهها در بسیاری از کشورها از جمله ایران برنامههایی به مناسبت این روز نمادین قرار است برگزار شود. در بلژیک به مدت پنج روز در محل پارلمان اروپا در بروکسل برای معرفی تنوع زیستی، نمایشگاهی از زنبورهای عسل به نمایش گذاشته خواهد شد. در سوییس جشن 40سالگی برنامه محیط زیست سازمان ملل برگزار میشود. در کنیا بزرگترین برنامه این کشور برای مدیریت مواد زاید به منظور دستیابی به اقتصاد سبز کلید میخورد. در خاورمیانه و در عراق که سالها کانون جنگ و خونریزی و اخیرا نیز محلی برای درگیریهای قومی و تروریستی بوده به مناسبت این روز جشنهایی برگزار میشود و حتی بانکوک شهر سیلزده شرق آسیا نیز میزبان سمینار اقتصاد سبز با محوریت حفظ جنگلها است. بسیاری از کشورها نیز در تلاشند تا با دست پر در اجلاس ریو +20 حاضر شوند.
شعار روز جهانی محیطزیست
شعار امسال روز جهانی محیط زیست اقتصاد سبز است. به همین دلیل محور اصلی مورد بحث در سومین اجلاس زمین نیز روی موضوع اقتصاد سبز با تکیه بر توسعه پایدار و ریشهکنی فقر متمرکز شده است. سازمان ملل با انتخاب این شعار برای روز جهانی محیط زیست 2012، درصدد است تا همه کشورهای جهان را برای گذار به دوره اقتصاد کم کربن، منابع کارآمد و اقتصاد سبز فراگیر تشویق کند. از این رو از الجزایر تا اوکلند در چهار گوشه زمین نزدیک به هشت هزار فعالیت در این رابطه تاکنون در سایت یونپ به ثبت رسیده است که قرار است به مناسبت این روز برگزار شود. در همین حال برنامه محیط زیست سازمان ملل از همه فعالان محیط زیست در سراسر جهان دعوت کرده تا فعالیتهای سبز خود را در این روز در سایت یونپ ثبت کنند.
اما بزرگترین برنامه سازمان ملل به مناسبت این روز بازگشایی پنجمین گزارش «چشمانداز جهانی محیط زیست» است که روز ششم ژوئن منتشر شد. برای تهیه این گزارش 300 کارشناس به مدت سه سال تلاش کردند تا جامعترین ارزیابی محیط زیستی سازمان ملل را در هزاره سوم میلادی به اطلاع جهانیان برسانند. GEO5 وضعیت محیط زیست جهان را برای سالهای آتی و راههای دستیابی به پایداری بینالمللی را تجزیه و تحلیل خواهد کرد. پیش از این گزارش، دیگری با همین عنوان در سال 2007 منتشر شده بود که وضعیت محیطزیست جهان را به تصویر میکشید اما گزارش آتی نشان میدهد که منابع زمین در طول پنج سال گذشته تا چه اندازه تغییر کرده است. در چهارمین گزارش منتشره در سال 2007، بخش آب، تغییر اقلیم و تنوع زیستی از پررنگترین بخشهای این گزارش بود که هشدارهای جدی را به جهان میداد. اما بخش ویژهای هم برای چالشهای زیستمحیطی غرب آسیا به رشته تحریر درآمده بود که مروری بر آن خالی از فایده نیست. سازمان ملل رشد سریع جمعیت، درگیریهای نظامی و رشد لجامگسیخته توسعه را باعث بروز چالشهای زیستمحیطی در این منطقه عنوان کرده بود و در عین حال نسبت به بحران آب در غرب آسیا هشدار داده است.
بر اساس این گزارش بین سالهای 1985 تا 2005 میلادی سرانه دسترسی به آب شیرین از 1700 متر مکعب در سال به 907 متر مکعب کاهش یافته و پیشبینی شده که این رقم تا سال 2050 به 420 متر مکعب در سال تنزل خواهد یافت. بحران در شبهجزیره عربستان بیشتر است چرا که حدود 60 درصد منابع آب این کشور از سفرههای آب زیرزمینی تامین میشود که به طور چشمگیری کاهش یافته است. در همین حال در همین مدت در غرب آسیا حدود 80 درصد آب مصرفی به کشاورزی اختصاص یافته که رشد زیادی است.
از سوی دیگر حدود 64 درصد از چهارمیلیون کیلومتر مربع زمینهای غرب آسیا را اراضی خشک و مستعد به تخریب تشکیل میدهند که رشد جمعیت در 20 سال گذشته برای تامین غذا فشار زیادی را بر این اراضی وارد کرده و بر وسعت مناطق بیابانی افزوده است. این در حالی است که سهم این منطقه از آسیا از جنگل تنها به اندازه 34/1 درصد از کل وسعت این منطقه است. یعنی جنگلهای غرب آسیا کمتر از 1/0 درصد از کل جنگلهای جهان را دربر میگیرد با این حال همین معدود عرصههای جنگلی هم رو به نابودی هستند. مناطق ساحلی نیز به دلیل توسعه شهرها، فعالیتهای نفتی و گسترش شیلات و صنایع ساحلی به شدت در حال تخریب هستند که بعد از بحران آب و بیابانزایی، بزرگترین چالش جدی در غرب آسیاست.
از سوی دیگر حدود 23 درصد از نفت و 7/8 درصد از منابع گاز جهان در غرب آسیاست که استخراج این منابع برای صادرات و مصرف بیرویه آن در کشورهای منطقه باعث شده تا نرخ تولید گاز دیاکسیدکربن به ازای هر نفر از شش تن در سال 1990 به 2/7تن در سال 2003 افزایش یابد که این امر به تشدید روند گرمایش زمین کمک میکند. بر اساس گزارش چشمانداز محیط زیست جهان در سال 2007، از سال 1950 تاکنون دمای زمین حدود 7/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته که بیشترین میزان افزایش دما در بین پنج قاره به قاره آسیا با افزایش بیش از یک درجه سانتیگراد مربوط میشود. این موضوع زمانی نگرانکنندهتر میشود که به خاطر بیاوریم در غرب آسیا نه تنها اراضی، به شدت مستعد بیابانی شدن هستند بلکه با بحران منابع آب هم روبهرو هستند و این افزایش دما میتواند شرایط را برای ساکنان خاورمیانه به مراتب بدتر از سالهای قبل کند و چشمانداز تاریکی را رقم بزند.
به همین دلیل است که باید خشک شدن تدریجی جنگلهای بلوط ایران در غرب کشور، نابودی بزرگترین دریاچههای داخلی ایران همچون دریاچه ارومیه و پریشان و بختگان و... و افت شدید سفرههای آب زیرزمینی را در بیش از 600 دشت کشور به مثابه یک فاجعه زیستمحیطی برای کشور در نظر گرفت که اگر به این همه رشد فزاینده بیابانزایی و کاهش منابع آبی در کشورهای همسایه را هم اضافه کنیم، میتوان گفت قرن بیست و یکم قرن پرچالشی را برای خاورمیانه رقم خواهد زد که مقابله با آن نیازمند تشریک مساعی بین کشورهای منطقه و نیز ارتباط موثرتر دولتها با مردم است. اما عجیب است که حتی در سطح ملی نیز گاه هیچ تمهیداتی برای مقابله با این بحرانها اندیشیده نشده یا اگر هم شده تنها به روی کاغذ ختم شده است و بس!
تنها مروری کوتاه بر کارنامه محیط زیست ایران در یک دهه اخیر نشان میدهد که محیط زیست هنوز هم نتوانسته جای خود را در بین اولویتهای برنامهریزان و دولتمردان کشور پیدا کند اینقدر که از نظر شاخصهای زیستمحیطی هرساله افت قابل توجهی را نسبت به سالهای قبلتر در سطح بینالملل شاهد هستیم. خشک شدن تدریجی رودخانهها و تالابها و دریاچههای کشور، تداوم مدیریت منابع آب بر پایه سدسازیهای گسترده و انتقال آب بدون برنامه از یک حوضه به حوضه دیگر در چهارگوشه کشور، بیحرمتی به حریم امن پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده با صدور انواع کاربریها در این مناطق، تخریب گسترده اراضی جنگلی و مرتعی برای ساخت مسکن و توسعه اراضی کشاورزی تنها نمود کوچکی از این سناریوی تلخ است که نشان میدهد محیط زیست با وجود تمامی شعارهایی که داده میشود هنوز هم هیچ جایگاهی در برنامهریزیهای کشور ندارد.
نکته اساسیتر اینکه، در شرایطی که در بسیاری از کشورها رویکرد مدیریت مشارکتی برای حفظ طبیعت و دعوت از مردم و گروههای زیستمحیطی برای تسهیل در امر تصمیمسازی در حوزه محیط زیست در جریان است در ایران شاهد فروپاشی گسترده گروههای غیردولتی زیستمحیطی و قطع رابطه بین این گروهها و دولت در حوزه محیط زیست بودیم. شکاف بین این دو حلقه به حدی زیاد است که دو طرف به جای تعامل با یکدیگر مدام در حال متهم کردن یکدیگرند! فیلترینگ برخی از معروفترین وبلاگهای زیستمحیطی کشور در چند سال گذشته، تهدید به شکایت علیه فعالان محیط زیست و گاه معرفی این افراد به دادگاه، انفعال شدید در واحد مشارکتهای مردمی و ارتباطات سازمانهای متولی حفظ طبیعت، کنار گذاشتن منتقدان، کارشناسان و حتی برخی خبرنگاران تخصصی محیط زیست از حلقههای تصمیمگیری و کارشناسی و نیز نشستهای خبری تنها بخشی از رویکرد مخربی است که در این حوزه اتخاذ شده است و تاکنون در طول سه دهه گذشته سابقه نداشته است. از این رو روز جهانی محیط زیست برای فعالان غیردولتی محیط زیست تنها نماد زخمهای عمیق به پیکره طبیعت ایران است و عملا سوژهای برای جشن گرفتن وجود ندارد. آن هم در شرایطی که ارومیه و پریشان و هامون و بختگان از بیآبی میسوزند و ریزگردها بیش از نیمی از کشور را فرا گرفته و مجالی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته است.
منبع: شرق
اما همزمان با این برنامهها در بسیاری از کشورها از جمله ایران برنامههایی به مناسبت این روز نمادین قرار است برگزار شود. در بلژیک به مدت پنج روز در محل پارلمان اروپا در بروکسل برای معرفی تنوع زیستی، نمایشگاهی از زنبورهای عسل به نمایش گذاشته خواهد شد. در سوییس جشن 40سالگی برنامه محیط زیست سازمان ملل برگزار میشود. در کنیا بزرگترین برنامه این کشور برای مدیریت مواد زاید به منظور دستیابی به اقتصاد سبز کلید میخورد. در خاورمیانه و در عراق که سالها کانون جنگ و خونریزی و اخیرا نیز محلی برای درگیریهای قومی و تروریستی بوده به مناسبت این روز جشنهایی برگزار میشود و حتی بانکوک شهر سیلزده شرق آسیا نیز میزبان سمینار اقتصاد سبز با محوریت حفظ جنگلها است. بسیاری از کشورها نیز در تلاشند تا با دست پر در اجلاس ریو +20 حاضر شوند.
شعار روز جهانی محیطزیست
شعار امسال روز جهانی محیط زیست اقتصاد سبز است. به همین دلیل محور اصلی مورد بحث در سومین اجلاس زمین نیز روی موضوع اقتصاد سبز با تکیه بر توسعه پایدار و ریشهکنی فقر متمرکز شده است. سازمان ملل با انتخاب این شعار برای روز جهانی محیط زیست 2012، درصدد است تا همه کشورهای جهان را برای گذار به دوره اقتصاد کم کربن، منابع کارآمد و اقتصاد سبز فراگیر تشویق کند. از این رو از الجزایر تا اوکلند در چهار گوشه زمین نزدیک به هشت هزار فعالیت در این رابطه تاکنون در سایت یونپ به ثبت رسیده است که قرار است به مناسبت این روز برگزار شود. در همین حال برنامه محیط زیست سازمان ملل از همه فعالان محیط زیست در سراسر جهان دعوت کرده تا فعالیتهای سبز خود را در این روز در سایت یونپ ثبت کنند.
اما بزرگترین برنامه سازمان ملل به مناسبت این روز بازگشایی پنجمین گزارش «چشمانداز جهانی محیط زیست» است که روز ششم ژوئن منتشر شد. برای تهیه این گزارش 300 کارشناس به مدت سه سال تلاش کردند تا جامعترین ارزیابی محیط زیستی سازمان ملل را در هزاره سوم میلادی به اطلاع جهانیان برسانند. GEO5 وضعیت محیط زیست جهان را برای سالهای آتی و راههای دستیابی به پایداری بینالمللی را تجزیه و تحلیل خواهد کرد. پیش از این گزارش، دیگری با همین عنوان در سال 2007 منتشر شده بود که وضعیت محیطزیست جهان را به تصویر میکشید اما گزارش آتی نشان میدهد که منابع زمین در طول پنج سال گذشته تا چه اندازه تغییر کرده است. در چهارمین گزارش منتشره در سال 2007، بخش آب، تغییر اقلیم و تنوع زیستی از پررنگترین بخشهای این گزارش بود که هشدارهای جدی را به جهان میداد. اما بخش ویژهای هم برای چالشهای زیستمحیطی غرب آسیا به رشته تحریر درآمده بود که مروری بر آن خالی از فایده نیست. سازمان ملل رشد سریع جمعیت، درگیریهای نظامی و رشد لجامگسیخته توسعه را باعث بروز چالشهای زیستمحیطی در این منطقه عنوان کرده بود و در عین حال نسبت به بحران آب در غرب آسیا هشدار داده است.
بر اساس این گزارش بین سالهای 1985 تا 2005 میلادی سرانه دسترسی به آب شیرین از 1700 متر مکعب در سال به 907 متر مکعب کاهش یافته و پیشبینی شده که این رقم تا سال 2050 به 420 متر مکعب در سال تنزل خواهد یافت. بحران در شبهجزیره عربستان بیشتر است چرا که حدود 60 درصد منابع آب این کشور از سفرههای آب زیرزمینی تامین میشود که به طور چشمگیری کاهش یافته است. در همین حال در همین مدت در غرب آسیا حدود 80 درصد آب مصرفی به کشاورزی اختصاص یافته که رشد زیادی است.
از سوی دیگر حدود 64 درصد از چهارمیلیون کیلومتر مربع زمینهای غرب آسیا را اراضی خشک و مستعد به تخریب تشکیل میدهند که رشد جمعیت در 20 سال گذشته برای تامین غذا فشار زیادی را بر این اراضی وارد کرده و بر وسعت مناطق بیابانی افزوده است. این در حالی است که سهم این منطقه از آسیا از جنگل تنها به اندازه 34/1 درصد از کل وسعت این منطقه است. یعنی جنگلهای غرب آسیا کمتر از 1/0 درصد از کل جنگلهای جهان را دربر میگیرد با این حال همین معدود عرصههای جنگلی هم رو به نابودی هستند. مناطق ساحلی نیز به دلیل توسعه شهرها، فعالیتهای نفتی و گسترش شیلات و صنایع ساحلی به شدت در حال تخریب هستند که بعد از بحران آب و بیابانزایی، بزرگترین چالش جدی در غرب آسیاست.
از سوی دیگر حدود 23 درصد از نفت و 7/8 درصد از منابع گاز جهان در غرب آسیاست که استخراج این منابع برای صادرات و مصرف بیرویه آن در کشورهای منطقه باعث شده تا نرخ تولید گاز دیاکسیدکربن به ازای هر نفر از شش تن در سال 1990 به 2/7تن در سال 2003 افزایش یابد که این امر به تشدید روند گرمایش زمین کمک میکند. بر اساس گزارش چشمانداز محیط زیست جهان در سال 2007، از سال 1950 تاکنون دمای زمین حدود 7/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته که بیشترین میزان افزایش دما در بین پنج قاره به قاره آسیا با افزایش بیش از یک درجه سانتیگراد مربوط میشود. این موضوع زمانی نگرانکنندهتر میشود که به خاطر بیاوریم در غرب آسیا نه تنها اراضی، به شدت مستعد بیابانی شدن هستند بلکه با بحران منابع آب هم روبهرو هستند و این افزایش دما میتواند شرایط را برای ساکنان خاورمیانه به مراتب بدتر از سالهای قبل کند و چشمانداز تاریکی را رقم بزند.
به همین دلیل است که باید خشک شدن تدریجی جنگلهای بلوط ایران در غرب کشور، نابودی بزرگترین دریاچههای داخلی ایران همچون دریاچه ارومیه و پریشان و بختگان و... و افت شدید سفرههای آب زیرزمینی را در بیش از 600 دشت کشور به مثابه یک فاجعه زیستمحیطی برای کشور در نظر گرفت که اگر به این همه رشد فزاینده بیابانزایی و کاهش منابع آبی در کشورهای همسایه را هم اضافه کنیم، میتوان گفت قرن بیست و یکم قرن پرچالشی را برای خاورمیانه رقم خواهد زد که مقابله با آن نیازمند تشریک مساعی بین کشورهای منطقه و نیز ارتباط موثرتر دولتها با مردم است. اما عجیب است که حتی در سطح ملی نیز گاه هیچ تمهیداتی برای مقابله با این بحرانها اندیشیده نشده یا اگر هم شده تنها به روی کاغذ ختم شده است و بس!
تنها مروری کوتاه بر کارنامه محیط زیست ایران در یک دهه اخیر نشان میدهد که محیط زیست هنوز هم نتوانسته جای خود را در بین اولویتهای برنامهریزان و دولتمردان کشور پیدا کند اینقدر که از نظر شاخصهای زیستمحیطی هرساله افت قابل توجهی را نسبت به سالهای قبلتر در سطح بینالملل شاهد هستیم. خشک شدن تدریجی رودخانهها و تالابها و دریاچههای کشور، تداوم مدیریت منابع آب بر پایه سدسازیهای گسترده و انتقال آب بدون برنامه از یک حوضه به حوضه دیگر در چهارگوشه کشور، بیحرمتی به حریم امن پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده با صدور انواع کاربریها در این مناطق، تخریب گسترده اراضی جنگلی و مرتعی برای ساخت مسکن و توسعه اراضی کشاورزی تنها نمود کوچکی از این سناریوی تلخ است که نشان میدهد محیط زیست با وجود تمامی شعارهایی که داده میشود هنوز هم هیچ جایگاهی در برنامهریزیهای کشور ندارد.
نکته اساسیتر اینکه، در شرایطی که در بسیاری از کشورها رویکرد مدیریت مشارکتی برای حفظ طبیعت و دعوت از مردم و گروههای زیستمحیطی برای تسهیل در امر تصمیمسازی در حوزه محیط زیست در جریان است در ایران شاهد فروپاشی گسترده گروههای غیردولتی زیستمحیطی و قطع رابطه بین این گروهها و دولت در حوزه محیط زیست بودیم. شکاف بین این دو حلقه به حدی زیاد است که دو طرف به جای تعامل با یکدیگر مدام در حال متهم کردن یکدیگرند! فیلترینگ برخی از معروفترین وبلاگهای زیستمحیطی کشور در چند سال گذشته، تهدید به شکایت علیه فعالان محیط زیست و گاه معرفی این افراد به دادگاه، انفعال شدید در واحد مشارکتهای مردمی و ارتباطات سازمانهای متولی حفظ طبیعت، کنار گذاشتن منتقدان، کارشناسان و حتی برخی خبرنگاران تخصصی محیط زیست از حلقههای تصمیمگیری و کارشناسی و نیز نشستهای خبری تنها بخشی از رویکرد مخربی است که در این حوزه اتخاذ شده است و تاکنون در طول سه دهه گذشته سابقه نداشته است. از این رو روز جهانی محیط زیست برای فعالان غیردولتی محیط زیست تنها نماد زخمهای عمیق به پیکره طبیعت ایران است و عملا سوژهای برای جشن گرفتن وجود ندارد. آن هم در شرایطی که ارومیه و پریشان و هامون و بختگان از بیآبی میسوزند و ریزگردها بیش از نیمی از کشور را فرا گرفته و مجالی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته است.
منبع: شرق
