1- تیم ملی کشورمان در دومین دیدار خودش در مرحله مقدماتی جامجهانی برزیل، ضمن ارایه یک نمایش بحثبرانگیز در ورزشگاه آزادی مقابل قطر متوقف شد و در فاصله دو امتیازی کرهجنوبی، روی پله دوم گروه ایستاد. حقیقت آن است که سرمربی نامدار ایران پس از عبور سلامت و نسبتا سزاوارانه تیمش از مرحله پیش مقدماتی جامجهانی، در دور جدید از این بازیها ناامیدکننده ظاهر شده و در دو بازی ابتدایی با ازبکستان و قطر، به هیچ وجه نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. تفکرات بیش از حد محتاطانه کارلوس کیروش و نیز استراتژیهای پر از اشکال او در این دو بازی، عملا باعث شده امیدواریها برای صعود مقتدرانه ملیپوشان به جامجهانی تا سطح قابل ملاحظهای کاهش پیدا کند. در واقع تیم ملی کیروش تا اینجا تنها شایسته کسب 2 امتیاز و حضور در منطقه خطر بوده است که به لطف خوشاقبالی و اشتباهات داوری در مسابقه نخست، حالا در شرایط بهتری قرار دارد.
اگرچه رزومه غنی و پشتوانه باشکوه مرد پرتغالی باعث میشود برخی انتقادات کلیشهای و افسارگسیخته فعلی از سوی طیف سنتی فوتبالمردان ایرانی بیاثر بماند و صرفا به یک رفتار انتقامجویانه و عمدتا سهمخواهانه تعبیر شود، اما به هرحال عملکرد کیروش هم در این دو بازی قابل دفاع نیست و دچار مشکلاتی بوده که نباید و نمیتوان نادیدهشان گرفت. استارت بازی با قطر در حضور 8 عنصر ثابت تدافعی و چهار مدافع لب خط که ناگزیر سیر بازی را معطوف به حضور دایمی توپ در کنارههای زمین میکرد، چیزی نیست که بشود به راحتی توجیه منطقی برایش پیدا کرد. به نظر میرسد تفکرات کارلوس کیروش در این رقابتها، تحت تاثیر مسابقات مقدماتی جامجهانی در قاره اروپا قرار دارد که صعود از آن ماموریت دشواری محسوب میشود و محافظهکاریهای بیشتری را میطلبد. این اظهارنظر کیروش که «ما در جمع 10 تیم برتر آسیا بازی میکنیم و باید محتاطتر و نتیجه محورتر باشیم»، به نوعی همین فرضیه را تایید میکند؛ حال آنکه تفاوتها بسیار عمیق است و بالا رفتن از گروهی که قطر و لبنان طفیلیهای آن هستند، آنقدرها طاقتفرسا بهنظر نمیآید.
2- بیگمان غیر از مشکلات فنی و تاکتیکی، کم و کاستیهای دیگری نیز در پروسه ناکامی تیم ملی کشورمان مقابل قطر و به نوعی حتی ازبکستان تاثیرگذار بوده است که نمیتوان بیتفاوت از کنارشان عبور کرد. حقیقت آن است که سرمربی تیم ملی کشورمان برای کسب اشراف بیشتر بر شاگردانش، به بازیهای تدارکاتی مهمتر و پرتعدادتری نیاز داشت. آزمون و خطاهایی که این روزها او را وا میدارند در همان نیمه اول به ترکیب تیمش دست بزند، میتوانستند در مسابقات دوستانه و غیررسمی رخ بدهند، اما شرایط فعلی کشور ما، در این زمینه نیز باری دیگر بر دوش مرد پرتغالی افزوده است. در این میان، یک نکته آزاردهنده دیگر هم وجود داشت که اردوی تیم ملی را در آستانه بازی با ازبکستان و به ویژه قطر تحت تاثیر قرار داد؛ آنجا که بازار پرهیاهو و ملتهب نقل و انتقالات، روی تمرکز بسیاری از ملیپوشان ایرانی اثر منفی گذاشت و دقت نظر و انرژی ذهنی آنها را معطوف به بررسی پیشنهادات اغوا کننده ریز و درشت مشتریها کرد. بسیاری از بازیکنانی که در بازی با قطر به میدان رفتند، در طول تمام روزهای قبل از این مسابقه به شدت درگیر بازار بودند و هر روز شایعه یا خبری جدید در مورد آنها به گوش میرسید. مذاکره در هتل، معامله در کافیشاپ، چک گرفتن در اردو، مطالبه پیش قسطهای چندصد میلیونی و توافق تلفنی و پیامکی، حرف و حدیثهایی بودند که هر روز پیرامون عده زیادی از ستارههای تیم ملی به گوش میرسیدند و در نهایت نیز با گریز شبانه حسینی و ماهینی از هتل و ثبت قرارداد رسمیشان تحت تدابیر شدید امنیتی(!) به اوج رسیدند. این وضعیت تیمی بود که برای یکی از هشت بازی مرگ و زندگیاش آماده میشد و البته اصلیترین رقیبش در همین گروه، همزمان بازی تدارکاتی با اسپانیا را از سر میگذراند!
3- در شرایطی که حتی بزرگترین تیمهای اروپا هم این روزها فعالیتهای نقل و انتقالاتیشان را متوقف کردهاند تا مسابقات یورو به پایان برسد، هرج و مرج وحشتناک حاکم بر فوتبال ایران راهی غیر از تداخل سیاستگذاریهای باشگاهی با مراحل آمادهسازی تیم ملی، پیشروی مدیران باقی نمیگذارد. ایران شاید تنها کشور دنیا باشد که باوجود بهره بردن از سیستم فوتبال «حرفهای»، ضرورتی در آن برای حفظ موازنه درآمدها و هزینهها وجود ندارد. در این مکانیزم آشفته، ریخت و پاش بدون سقف باشگاهها در درجه اول باعث افزایش توقعات بازیکنان و جریشدن آنها میشود. این وضعیت چنان بغرنج است که باشگاه پرسپولیس نمیتواند برای ثبت قرارداد رسمی دو بازیکنی که با آنها داخلی بسته است، تا صبح شنبه منتظر بماند و از بیم پیشنهادات تصاعدی و سرسامآور جدید، پنجشنبهشب آنها را از اردوی تیم ملی فراری میدهد تا در آن شرایط تأسفبار انگشتشان را جوهری کنند. تحت تاثیر همین فضا، نگاه ستارهای مثل خلعتبری به بازی در تیم ملی این است که چون مقابل ازبکستان گل سه امتیازی زده، میتواند نیم میلیارد تومان روی قیمت قراردادش با پرسپولیس بگذارد و لابد با این حس و حال مقابل قطر به میدان میرود که یک گل 500 میلیونی دیگر هم بزند! کریم انصاریفر جوان که در غیاب قاضی مصدوم و دژآگه ناآماده به مهمترین امید خط آتش ایران تبدیل شده، تا خرخره در باتلاق همین حاشیههای نقل و انتقالاتی فرو رفته و چنان احساساتی شده که ساعتی قبل از بازی با قطر مصاحبه میکند و از «شانس» برابر سرخابیهای تهران برای جذب خودش سخن میگوید. این نمایی از بدنه جوزده و متاثر از پیشنهادات نجومی تیم ملی ماست؛ سرگردانی ماهینی، ارسالهای افتضاح پولادی، نمایش خودخواهانه خلعتبری و عملکرد رقتبار آقای گل لیگ! به یاد بیاورید روزی را که مدیران عامل تیمهای لیگ برتری، برای غنیمت گرفتن از اردوی تدارکاتی تیم ملی راهی ترکیه شده بودند...!
4- شاید بتوان به ناکامی اخیر تیم ملی، غیر از جنبههای معمول فنی، تاکتیکی و روحی، اینبار از زاویه تازه «بازاری» هم نگاه کرد؛ جایی که سربازان تیم ملی در یکی از مهمترین میدانهای عمرشان، در قامت مدلهای جذاب و سردرگم تبلیغاتی فرو رفتند و به جای دلیری، «دلبری» را در پیش گرفتند.
اگرچه رزومه غنی و پشتوانه باشکوه مرد پرتغالی باعث میشود برخی انتقادات کلیشهای و افسارگسیخته فعلی از سوی طیف سنتی فوتبالمردان ایرانی بیاثر بماند و صرفا به یک رفتار انتقامجویانه و عمدتا سهمخواهانه تعبیر شود، اما به هرحال عملکرد کیروش هم در این دو بازی قابل دفاع نیست و دچار مشکلاتی بوده که نباید و نمیتوان نادیدهشان گرفت. استارت بازی با قطر در حضور 8 عنصر ثابت تدافعی و چهار مدافع لب خط که ناگزیر سیر بازی را معطوف به حضور دایمی توپ در کنارههای زمین میکرد، چیزی نیست که بشود به راحتی توجیه منطقی برایش پیدا کرد. به نظر میرسد تفکرات کارلوس کیروش در این رقابتها، تحت تاثیر مسابقات مقدماتی جامجهانی در قاره اروپا قرار دارد که صعود از آن ماموریت دشواری محسوب میشود و محافظهکاریهای بیشتری را میطلبد. این اظهارنظر کیروش که «ما در جمع 10 تیم برتر آسیا بازی میکنیم و باید محتاطتر و نتیجه محورتر باشیم»، به نوعی همین فرضیه را تایید میکند؛ حال آنکه تفاوتها بسیار عمیق است و بالا رفتن از گروهی که قطر و لبنان طفیلیهای آن هستند، آنقدرها طاقتفرسا بهنظر نمیآید.
2- بیگمان غیر از مشکلات فنی و تاکتیکی، کم و کاستیهای دیگری نیز در پروسه ناکامی تیم ملی کشورمان مقابل قطر و به نوعی حتی ازبکستان تاثیرگذار بوده است که نمیتوان بیتفاوت از کنارشان عبور کرد. حقیقت آن است که سرمربی تیم ملی کشورمان برای کسب اشراف بیشتر بر شاگردانش، به بازیهای تدارکاتی مهمتر و پرتعدادتری نیاز داشت. آزمون و خطاهایی که این روزها او را وا میدارند در همان نیمه اول به ترکیب تیمش دست بزند، میتوانستند در مسابقات دوستانه و غیررسمی رخ بدهند، اما شرایط فعلی کشور ما، در این زمینه نیز باری دیگر بر دوش مرد پرتغالی افزوده است. در این میان، یک نکته آزاردهنده دیگر هم وجود داشت که اردوی تیم ملی را در آستانه بازی با ازبکستان و به ویژه قطر تحت تاثیر قرار داد؛ آنجا که بازار پرهیاهو و ملتهب نقل و انتقالات، روی تمرکز بسیاری از ملیپوشان ایرانی اثر منفی گذاشت و دقت نظر و انرژی ذهنی آنها را معطوف به بررسی پیشنهادات اغوا کننده ریز و درشت مشتریها کرد. بسیاری از بازیکنانی که در بازی با قطر به میدان رفتند، در طول تمام روزهای قبل از این مسابقه به شدت درگیر بازار بودند و هر روز شایعه یا خبری جدید در مورد آنها به گوش میرسید. مذاکره در هتل، معامله در کافیشاپ، چک گرفتن در اردو، مطالبه پیش قسطهای چندصد میلیونی و توافق تلفنی و پیامکی، حرف و حدیثهایی بودند که هر روز پیرامون عده زیادی از ستارههای تیم ملی به گوش میرسیدند و در نهایت نیز با گریز شبانه حسینی و ماهینی از هتل و ثبت قرارداد رسمیشان تحت تدابیر شدید امنیتی(!) به اوج رسیدند. این وضعیت تیمی بود که برای یکی از هشت بازی مرگ و زندگیاش آماده میشد و البته اصلیترین رقیبش در همین گروه، همزمان بازی تدارکاتی با اسپانیا را از سر میگذراند!
3- در شرایطی که حتی بزرگترین تیمهای اروپا هم این روزها فعالیتهای نقل و انتقالاتیشان را متوقف کردهاند تا مسابقات یورو به پایان برسد، هرج و مرج وحشتناک حاکم بر فوتبال ایران راهی غیر از تداخل سیاستگذاریهای باشگاهی با مراحل آمادهسازی تیم ملی، پیشروی مدیران باقی نمیگذارد. ایران شاید تنها کشور دنیا باشد که باوجود بهره بردن از سیستم فوتبال «حرفهای»، ضرورتی در آن برای حفظ موازنه درآمدها و هزینهها وجود ندارد. در این مکانیزم آشفته، ریخت و پاش بدون سقف باشگاهها در درجه اول باعث افزایش توقعات بازیکنان و جریشدن آنها میشود. این وضعیت چنان بغرنج است که باشگاه پرسپولیس نمیتواند برای ثبت قرارداد رسمی دو بازیکنی که با آنها داخلی بسته است، تا صبح شنبه منتظر بماند و از بیم پیشنهادات تصاعدی و سرسامآور جدید، پنجشنبهشب آنها را از اردوی تیم ملی فراری میدهد تا در آن شرایط تأسفبار انگشتشان را جوهری کنند. تحت تاثیر همین فضا، نگاه ستارهای مثل خلعتبری به بازی در تیم ملی این است که چون مقابل ازبکستان گل سه امتیازی زده، میتواند نیم میلیارد تومان روی قیمت قراردادش با پرسپولیس بگذارد و لابد با این حس و حال مقابل قطر به میدان میرود که یک گل 500 میلیونی دیگر هم بزند! کریم انصاریفر جوان که در غیاب قاضی مصدوم و دژآگه ناآماده به مهمترین امید خط آتش ایران تبدیل شده، تا خرخره در باتلاق همین حاشیههای نقل و انتقالاتی فرو رفته و چنان احساساتی شده که ساعتی قبل از بازی با قطر مصاحبه میکند و از «شانس» برابر سرخابیهای تهران برای جذب خودش سخن میگوید. این نمایی از بدنه جوزده و متاثر از پیشنهادات نجومی تیم ملی ماست؛ سرگردانی ماهینی، ارسالهای افتضاح پولادی، نمایش خودخواهانه خلعتبری و عملکرد رقتبار آقای گل لیگ! به یاد بیاورید روزی را که مدیران عامل تیمهای لیگ برتری، برای غنیمت گرفتن از اردوی تدارکاتی تیم ملی راهی ترکیه شده بودند...!
4- شاید بتوان به ناکامی اخیر تیم ملی، غیر از جنبههای معمول فنی، تاکتیکی و روحی، اینبار از زاویه تازه «بازاری» هم نگاه کرد؛ جایی که سربازان تیم ملی در یکی از مهمترین میدانهای عمرشان، در قامت مدلهای جذاب و سردرگم تبلیغاتی فرو رفتند و به جای دلیری، «دلبری» را در پیش گرفتند.