قتل دختری 26ساله با انگیزه سرقت خودرو پژو 206 خبر تکاندهندهای بود که هفته گذشته منتشر شد.
به گزارش شرق متهم به قتل که جوانی 21ساله و سابقهدار به نام دارا است وقتی توانست به بهانهای پشت فرمان خودرو تینا-مقتول-بنشیند با اتومبیل از روی او رد شد و بعد از قتل فرار کرد. دارا پس از دستگیری به جرمش اقرار کرد و بعدازظهر دیروز به خیابان هشتم گاندی-محل جنایت-انتقال یافت و به بازسازی صحنه قتل پرداخت. پدر تینا عابدینی که بعد از مرگ دخترش اعضای بدن او را اهدا کرده در گفتوگو با شرق درباره این واقعه توضیح داده است:
شما بعد از مرگ دخترتان اعضای بدن او را اهدا کردید، چه شد که چنین تصمیمی گرفتید؟
خودش کارت اهدای عضو داشت و هر بار که از مرگ صحبت میشد از ما میخواست پس از مرگش این کار را انجام دهیم. ما هم با احترام به نظر او و با توجه به اینکه خودش فرد مثبتی بود ترجیح دادیم بعد از مرگ نیز اثرات مثبت او همچنان ادامه داشته باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم اعضای بدن او به جای اینکه زیر خاک از بین بروند، در بدن دیگران ادامه حیات بدهند. او همیشه به فکر مردم بود. تینا دو کتابخانه پر از کتاب دارد که تصمیم داریم آنها را به کتابخانه عمومی اهدا کنیم. امیدوارم اعضای بدن او به افرادی اهدا شده باشد که ادامه حیاتشان سبب خیر شود. دختر من دکترای مهندسی پزشکی داشت و اختراعی هم برای کودکانی که لکنت زبان داشتند ثبت کرده بود.
متهم به قتل دخترتان را دیدهاید؟
بله او آدم مفلوکی است. صراحتا میگویم پدر و مادرش را مقصر اینگونه رفتارهای فرزندشان میدانم. به نظر من چنین افرادی باید از جامعه محو شوند تا شاید درس عبرتی برای دیگران شود.
سوابق این فرد نشان میدهد او چند بار به زندان رفته است، به نظر شما اگر مجازات انجام شده تاثیرگذار بود، این اتفاق رخ میداد؟
به نظر من صددرصد ضعف قوانین در اینجا خودش را نشان میدهد. اگر قوانین کارکرد درستی داشت و درست اعمال میشد دیگر شاهد این اتفاق نبودیم. این متهم در دفعات اول و دوم بازداشت باید به اشد مجازات میرسید تا دیگر جرات قانونشکنی نداشته باشد. در حال حاضر با توجه به قوانین ما افراد با جرایمی مختلف بعد از یکی، دو ماه از زندان آزاد میشوند، یا حتی پس از صدور قرار با سند یا با شیوههای مختلف از حبس بیرون میآیند، این مجازاتها بعضی مواقع به آنها کمک میکند راحتتر مرتکب جرم شوند و بهتر از چنگال قانون فرار کنند. این جای بسی تاسف است که این مجازاتها عملا باعث اصلاح مجرمان نمیشود.
درباره شرایط خانوادگی متهم به قتل اطلاعی دارید؟
عملکرد هر فرد گویای نوع تربیتش است. من چیزی در مورد والدین او نمیدانم، گویا مادرش دکتر است و شنیدهام پدرش نمایشگاه ماشین دارد.
چه طور از قتل دخترتان مطلع شدید؟
پنجدقیقه قبل از اینکه این اتفاق برای دخترم بیفتد با او تلفنی صحبت کردم. قرار بود آن روز با او به دکتر مغز و اعصاب بروم چون سردردهایی دارم که نیاز به درمان دارد. آن روز پنجدقیقه قبل از حادثه او به من زنگ زد و گفت دارد به کلاس میرود و بعد از اینکه از کلاس آمد به من زنگ میزند تا قرار بگذاریم و پیش پزشک برویم. بعد از اینکه تلفن را قطع کرده، ماشین را پارک کرده و آن اتفاق برایش رخ داده بود. 10 دقیقه بعد هم خانمی به من زنگ زد و گفت دخترتان تصادف کرده است. من بلافاصله از دفترم در خیابان پاسداران به سمت محل تصادف رفتم. در اتوبان همت به دلیل شلوغی ماشینم را گوشهای پارک کردم و سوار ترک موتوری شدم که راننده آن جوان سربازی بود. او من را به آمبولانسی رساند که دخترم را در آن گذاشته بودند. سوال من این است که چرا دختر من را پس از رسیدن آمبولانس به بیمارستان دی که در چند متری محل حادثه بود، نبردند؟ اگر تینا را به بیمارستان دی برده بودند احتمال داشت از مرگ نجات پیدا کند. وقتی این سوال را از مامور اورژانس پرسیدم، گفت آنها باید مصدومان را به بیمارستان دولتی برسانند به همین دلیل او را به بیمارستان فیروزگر بردند. مگر نباید مصدومان را به نزدیکترین بیمارستان برد. سوال من این است که چرا این کار را نکردند و در حالی که بیمارستانهای زیادی به محل حادثه نزدیک بود دخترم را به بیمارستان فیروزگر بردند.
حادثه چطور اتفاق افتاد؟
اینکه میگویند دخترم خودش از متهم خواست ماشین را پارک کند درست نیست چون تینا راننده حرفهای بود و این اواخر تصمیم داشت در مسابقات رالی شرکت کند. اصل ماجرا این است که متهم به دختر من گفت شما موقع پارک کردن دنده عقب به ماشین من زدهاید. در آن لحظه دخترم در حالی که ماشین خودش را روشن گذاشته بود برای دیدن محل تصادف به پشت ماشین خودش رفت که متهم نیز با استفاده از فرصت پشت ماشین نشست و چون خیابان گاندی سرپایینی است در یک لحظه ماشین دنده عقب رفت و به دخترم خورد و او وسط خیابان پرت شد. بعد از آن هم با ماشین از روی دخترم رد شد.
چطور در جریان دستگیری متهم قرار گرفتید؟
ما دایم پیگیر موضوع بودیم. از روز اولی که این حادثه برای تینا رخ داد از طریق مخابرات موضوع را پیگیری کردیم چون تلفن دخترم هم سرقت شده بود، هر اطلاعاتی که به دست میآمد به ماموران آگاهی خبر میدادیم.
چه تصمیمی برای قاتل دارید؟
تصمیم ما صددرصد قصاص است.
متهم به قتل میگوید هنگام حادثه ماده مخدر شیشه مصرف کرده و تحت تاثیر مواد بوده است. شما این را شنیدهاید؟
دروغ میگوید. این را برای فرار از زیر مسایل مطرح کرده است، بر فرض یکی، دو ماه هم شیشه مصرف کرده باشد، ظاهر او نشان نمیدهد این ادعا صحت داشته باشد. او برای اینکه با یک دختر قرار داشت و میخواست ماشین دختر من را بدزدد این بلا را سر تینا آورد.
به گزارش شرق متهم به قتل که جوانی 21ساله و سابقهدار به نام دارا است وقتی توانست به بهانهای پشت فرمان خودرو تینا-مقتول-بنشیند با اتومبیل از روی او رد شد و بعد از قتل فرار کرد. دارا پس از دستگیری به جرمش اقرار کرد و بعدازظهر دیروز به خیابان هشتم گاندی-محل جنایت-انتقال یافت و به بازسازی صحنه قتل پرداخت. پدر تینا عابدینی که بعد از مرگ دخترش اعضای بدن او را اهدا کرده در گفتوگو با شرق درباره این واقعه توضیح داده است:
شما بعد از مرگ دخترتان اعضای بدن او را اهدا کردید، چه شد که چنین تصمیمی گرفتید؟
خودش کارت اهدای عضو داشت و هر بار که از مرگ صحبت میشد از ما میخواست پس از مرگش این کار را انجام دهیم. ما هم با احترام به نظر او و با توجه به اینکه خودش فرد مثبتی بود ترجیح دادیم بعد از مرگ نیز اثرات مثبت او همچنان ادامه داشته باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم اعضای بدن او به جای اینکه زیر خاک از بین بروند، در بدن دیگران ادامه حیات بدهند. او همیشه به فکر مردم بود. تینا دو کتابخانه پر از کتاب دارد که تصمیم داریم آنها را به کتابخانه عمومی اهدا کنیم. امیدوارم اعضای بدن او به افرادی اهدا شده باشد که ادامه حیاتشان سبب خیر شود. دختر من دکترای مهندسی پزشکی داشت و اختراعی هم برای کودکانی که لکنت زبان داشتند ثبت کرده بود.
متهم به قتل دخترتان را دیدهاید؟
بله او آدم مفلوکی است. صراحتا میگویم پدر و مادرش را مقصر اینگونه رفتارهای فرزندشان میدانم. به نظر من چنین افرادی باید از جامعه محو شوند تا شاید درس عبرتی برای دیگران شود.
سوابق این فرد نشان میدهد او چند بار به زندان رفته است، به نظر شما اگر مجازات انجام شده تاثیرگذار بود، این اتفاق رخ میداد؟
به نظر من صددرصد ضعف قوانین در اینجا خودش را نشان میدهد. اگر قوانین کارکرد درستی داشت و درست اعمال میشد دیگر شاهد این اتفاق نبودیم. این متهم در دفعات اول و دوم بازداشت باید به اشد مجازات میرسید تا دیگر جرات قانونشکنی نداشته باشد. در حال حاضر با توجه به قوانین ما افراد با جرایمی مختلف بعد از یکی، دو ماه از زندان آزاد میشوند، یا حتی پس از صدور قرار با سند یا با شیوههای مختلف از حبس بیرون میآیند، این مجازاتها بعضی مواقع به آنها کمک میکند راحتتر مرتکب جرم شوند و بهتر از چنگال قانون فرار کنند. این جای بسی تاسف است که این مجازاتها عملا باعث اصلاح مجرمان نمیشود.
درباره شرایط خانوادگی متهم به قتل اطلاعی دارید؟
عملکرد هر فرد گویای نوع تربیتش است. من چیزی در مورد والدین او نمیدانم، گویا مادرش دکتر است و شنیدهام پدرش نمایشگاه ماشین دارد.
چه طور از قتل دخترتان مطلع شدید؟
پنجدقیقه قبل از اینکه این اتفاق برای دخترم بیفتد با او تلفنی صحبت کردم. قرار بود آن روز با او به دکتر مغز و اعصاب بروم چون سردردهایی دارم که نیاز به درمان دارد. آن روز پنجدقیقه قبل از حادثه او به من زنگ زد و گفت دارد به کلاس میرود و بعد از اینکه از کلاس آمد به من زنگ میزند تا قرار بگذاریم و پیش پزشک برویم. بعد از اینکه تلفن را قطع کرده، ماشین را پارک کرده و آن اتفاق برایش رخ داده بود. 10 دقیقه بعد هم خانمی به من زنگ زد و گفت دخترتان تصادف کرده است. من بلافاصله از دفترم در خیابان پاسداران به سمت محل تصادف رفتم. در اتوبان همت به دلیل شلوغی ماشینم را گوشهای پارک کردم و سوار ترک موتوری شدم که راننده آن جوان سربازی بود. او من را به آمبولانسی رساند که دخترم را در آن گذاشته بودند. سوال من این است که چرا دختر من را پس از رسیدن آمبولانس به بیمارستان دی که در چند متری محل حادثه بود، نبردند؟ اگر تینا را به بیمارستان دی برده بودند احتمال داشت از مرگ نجات پیدا کند. وقتی این سوال را از مامور اورژانس پرسیدم، گفت آنها باید مصدومان را به بیمارستان دولتی برسانند به همین دلیل او را به بیمارستان فیروزگر بردند. مگر نباید مصدومان را به نزدیکترین بیمارستان برد. سوال من این است که چرا این کار را نکردند و در حالی که بیمارستانهای زیادی به محل حادثه نزدیک بود دخترم را به بیمارستان فیروزگر بردند.
حادثه چطور اتفاق افتاد؟
اینکه میگویند دخترم خودش از متهم خواست ماشین را پارک کند درست نیست چون تینا راننده حرفهای بود و این اواخر تصمیم داشت در مسابقات رالی شرکت کند. اصل ماجرا این است که متهم به دختر من گفت شما موقع پارک کردن دنده عقب به ماشین من زدهاید. در آن لحظه دخترم در حالی که ماشین خودش را روشن گذاشته بود برای دیدن محل تصادف به پشت ماشین خودش رفت که متهم نیز با استفاده از فرصت پشت ماشین نشست و چون خیابان گاندی سرپایینی است در یک لحظه ماشین دنده عقب رفت و به دخترم خورد و او وسط خیابان پرت شد. بعد از آن هم با ماشین از روی دخترم رد شد.
چطور در جریان دستگیری متهم قرار گرفتید؟
ما دایم پیگیر موضوع بودیم. از روز اولی که این حادثه برای تینا رخ داد از طریق مخابرات موضوع را پیگیری کردیم چون تلفن دخترم هم سرقت شده بود، هر اطلاعاتی که به دست میآمد به ماموران آگاهی خبر میدادیم.
چه تصمیمی برای قاتل دارید؟
تصمیم ما صددرصد قصاص است.
متهم به قتل میگوید هنگام حادثه ماده مخدر شیشه مصرف کرده و تحت تاثیر مواد بوده است. شما این را شنیدهاید؟
دروغ میگوید. این را برای فرار از زیر مسایل مطرح کرده است، بر فرض یکی، دو ماه هم شیشه مصرف کرده باشد، ظاهر او نشان نمیدهد این ادعا صحت داشته باشد. او برای اینکه با یک دختر قرار داشت و میخواست ماشین دختر من را بدزدد این بلا را سر تینا آورد.