امروزه از هر کسی بپرسید که کجا میشود کباب کوبیده خوب خورد، بعد از اینکه جایی را به شما معرفی کرد. بلافاصله میگوید البته هیچکدام کوبیدههای قدیم شاهعبدالعظیم (ع) و بازار نمیشوند. نان، پنیر، گوشت، مرغ و میوههای امروزی مزه قدیم را نمیدهند. فوتبال قدیم زیباتر بود. آب، هوا، درخت، شهر، مردم، اخلاق و... حتی بازیهای کامپیوتری ندای وظیفه، خدای جنگ، چرخهای جنگ، فیفا و... به پای بازیهای ساده آتاری و کمودور 64 نمیرسند.
مدتی قبل پژوهشی در انگلستان منتشر شد که روی طرفداران تیمهای فوتبال انجام شده بود. آنها سرمربی جدید تیم خود را باوجود کسب نتایج بهتر ناموفقتر از سرمربی قبلی میدانستند و خواستار بازگشت وی بودند. پژوهشگران با تعمیم این نظریه به کل جامعه، به این نتیجه رسیده بودند که مردم هرچیز جدیدی را با وجود برتری بر مشابه قبلی، ضعیفتر از آن میدانند مگر آنکه نمونه جدید، برتری فاحشی داشته باشد. علاقه به گذشته و حس نوستالژی در کشور ما هم طرفداران بسیاری دارد. سریال زیبای «وضعیت سفید» (حمید نعمتالله) یکی از تکاندهندهترین و سختترین دورانهای کشور ما را به تصویر میکشد. موشکباران و جنگ شهرها که بسیاری از هموطنان را از شهرهای خود آواره دشت و بیابان کرد ولی کارگردان با نشان دادن جزییات و خاطرات آن دوران، بسیاری را حسرتزده دهه 60 کرد. همین کار را «جیجی آبرامز» (خالق سریال لاست) در آخرین فیلمش «سوپر 8» (2011) انجام داد و در کنار روایت داستانی جذاب در سال 1979، علایق همنسلهای خودش را به سینما و خاطرات عشقهای نوجوانی را با نگاهی توام با تحسین و حسرت به تصویر کشید.
نظریههای بسیاری در مورد ساختار حافظه و خاطره وجود دارد. به نظر میرسد آنچه بیش از همه در ایجاد حس نوستالژی و نگاه حسرتوار به گذشته گاه حس نامطلوب بیشتر، موثر است خاطرات آن دوران و مشکلات فعلی فرد است و نه کیفیت بهتر گذشته. به شخصه فکر میکنم تنها چیزی که غیرقابل بازگشت یا حداقل بسیار سخت است، طبیعت زیبایی است که به دست خودمان نابود میکنیم. اما بسیاری از مسایل حتی ارزشهای اخلاقی که همیشه افسوس آن را میخوریم، قابل حفظ و بازگشت هستند البته اگر همه مردم این تصمیم را بگیرند. تنها استثنا، عمر است که هیچ کاری نمیتوان انجام داد و بیشتر حس نوستالژی هم به کودکی و نوجوانی و فضای شاد و سرخوش آن بازمیگردد. اما قطعا کودکی همه افراد چنین نبوده است و همه خواهان بازگشت آن نیستند. به قول فیلم «این گروه خشن» و دارودسته وحشی (سام پکین پا 1969)، هر چقدر آدم بدتری باشی و کارهای خلاف بیشتری انجام داده باشی حسرت دوران کودکی را بیشتر میخوری.
برای رهایی از خاطرات گذشته مکانیسم توجیه، راه حل خوبی است. آیا زندگی بدون اینترنت پرسرعت قابل تحمل است؟ بازیهای کامپیوتری امروزه با آتاری قابل مقایسه است؟ میتوان فیلمهای روز سینمای ایران و جهان را ببینی و هر وقت هوس کردی نسخه دیویدی فیلمهای کلاسیک را ببینی، غذاهای فرنگی و فستفودهای رنگارنگ را در کنار انواع مختلف کباب کوبیده بخوری و لذت ببری. از امکانات پیشرفته بهداشتی و درمانی و رفاهی در گذشته هیچ خبری نبود. اگر باز هم قانع نشدیم از مکانیسم دفاعی انکار استفاده کنیم، اصلا کدام گذشته!؟
مدتی قبل پژوهشی در انگلستان منتشر شد که روی طرفداران تیمهای فوتبال انجام شده بود. آنها سرمربی جدید تیم خود را باوجود کسب نتایج بهتر ناموفقتر از سرمربی قبلی میدانستند و خواستار بازگشت وی بودند. پژوهشگران با تعمیم این نظریه به کل جامعه، به این نتیجه رسیده بودند که مردم هرچیز جدیدی را با وجود برتری بر مشابه قبلی، ضعیفتر از آن میدانند مگر آنکه نمونه جدید، برتری فاحشی داشته باشد. علاقه به گذشته و حس نوستالژی در کشور ما هم طرفداران بسیاری دارد. سریال زیبای «وضعیت سفید» (حمید نعمتالله) یکی از تکاندهندهترین و سختترین دورانهای کشور ما را به تصویر میکشد. موشکباران و جنگ شهرها که بسیاری از هموطنان را از شهرهای خود آواره دشت و بیابان کرد ولی کارگردان با نشان دادن جزییات و خاطرات آن دوران، بسیاری را حسرتزده دهه 60 کرد. همین کار را «جیجی آبرامز» (خالق سریال لاست) در آخرین فیلمش «سوپر 8» (2011) انجام داد و در کنار روایت داستانی جذاب در سال 1979، علایق همنسلهای خودش را به سینما و خاطرات عشقهای نوجوانی را با نگاهی توام با تحسین و حسرت به تصویر کشید.
نظریههای بسیاری در مورد ساختار حافظه و خاطره وجود دارد. به نظر میرسد آنچه بیش از همه در ایجاد حس نوستالژی و نگاه حسرتوار به گذشته گاه حس نامطلوب بیشتر، موثر است خاطرات آن دوران و مشکلات فعلی فرد است و نه کیفیت بهتر گذشته. به شخصه فکر میکنم تنها چیزی که غیرقابل بازگشت یا حداقل بسیار سخت است، طبیعت زیبایی است که به دست خودمان نابود میکنیم. اما بسیاری از مسایل حتی ارزشهای اخلاقی که همیشه افسوس آن را میخوریم، قابل حفظ و بازگشت هستند البته اگر همه مردم این تصمیم را بگیرند. تنها استثنا، عمر است که هیچ کاری نمیتوان انجام داد و بیشتر حس نوستالژی هم به کودکی و نوجوانی و فضای شاد و سرخوش آن بازمیگردد. اما قطعا کودکی همه افراد چنین نبوده است و همه خواهان بازگشت آن نیستند. به قول فیلم «این گروه خشن» و دارودسته وحشی (سام پکین پا 1969)، هر چقدر آدم بدتری باشی و کارهای خلاف بیشتری انجام داده باشی حسرت دوران کودکی را بیشتر میخوری.
برای رهایی از خاطرات گذشته مکانیسم توجیه، راه حل خوبی است. آیا زندگی بدون اینترنت پرسرعت قابل تحمل است؟ بازیهای کامپیوتری امروزه با آتاری قابل مقایسه است؟ میتوان فیلمهای روز سینمای ایران و جهان را ببینی و هر وقت هوس کردی نسخه دیویدی فیلمهای کلاسیک را ببینی، غذاهای فرنگی و فستفودهای رنگارنگ را در کنار انواع مختلف کباب کوبیده بخوری و لذت ببری. از امکانات پیشرفته بهداشتی و درمانی و رفاهی در گذشته هیچ خبری نبود. اگر باز هم قانع نشدیم از مکانیسم دفاعی انکار استفاده کنیم، اصلا کدام گذشته!؟
*روانپزشک، رواندرمانگر
منبع: شرق
#