مهتاب فرامرزی
دروغ معمولا بیانی خلاف واقع یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به‌طور عمدی سعی می‌کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد. در واقع دروغگویی بیش‌تر جنبه آموختنی دارد، زیرا انسان‌ها فطرتا و ذاتا دروغگو نیستند، بلکه دروغگویی را از محیط زندگی خود مانند خانواده، مدرسه و به‌طور کلی از اجتماع آموخته‌اند. حتی می‌توان به جرات گفت که پایه و اساس دروغگویی(به‌ویژه در کودکان و نوجوانان) از خانواده شروع می‌شود.
دروغگویی مانند سایر بیماری‌های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مسئله ساده کوچک آغاز می‌شود و چنان چه به‌موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می‌شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می‌سازد.
دروغگوهای مرضی
فرایند دروغگویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می‌شود، یعنی همان زمانی که کودک، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می‌کند. دروغگوهای مرضی، دروغ می‌گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت کنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیش‌تری دست پیدا کنند یا این‌که از مجازات فرار کنند.
دستة دیگری از دروغگوها هستند که حساب شده و عمداً برای کسب منافع شخصی، دروغ می‌گویند و این کار را هم زیاد و به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند. روانشناسان، این افراد را جزو شخصیت‌های ضداجتماعی طبقه‌بندی می‌کنند، این گروه معمولا زیاد سر و کارشان به پلیس، دادگاه و زندان می‌افتد.
تمرین حقیقت
چرا؟ اصلا چرا دروغ می‌گوییم؟ روانشناسان، برخی از مهم‌ترین دلایلی را که باعث می‌شود دروغ بگوییم، این‌گونه فهرست می‌کنند: می‌خواهیم از درگیری پرهیز کنیم. نمی‌خواهیم باعث خشم یا صدمة کسی بشویم. نمی‌خواهیم احساسات کسی را جریحه‌دار کنیم. می‌خواهیم کسی را تخریب یا روحیه‌اش را تضعیف کنیم. می‌خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب کنیم. دوست داریم به قدرت بیش‌تری برسیم و...
اما سوال مهم‌تر، این است که آیا می‌توانیم با یادگیری و تمرین مهارت‌های ویژه‌ای، خودمان را مقید کنیم که همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغگویی خودداری کنیم؟ پاسخ روانشناسان، این است که بله، این کار در بیش‌تر مواقع امکان‌پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را که در ذهنمان شکل گرفته، کم کم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام‌آمیز را با مخاطبان‌مان سر و شکل بدهیم.
تغییر ذهنیت
با فرض این‌که شخص دروغگو از نظر روانی دچار مشکل حادی نیست، روانشناسان می‌گویند که دروغگو به‌خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می‌زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می‌کند تا به نظر خودش، شرایط را به نحو موثری مدیریت کرده باشد، دروغگویی‌های بی‌خطر یا کم خطر نیز در بیش‌تر موارد، صرفا ریشه در یک تنبلی ذهنی دارد و به شکل یک عادت غلط در روح و روان شخص دروغگو رسوخ می‌کند.
تصمیم عجولانه، ممنوع
چه چیزی باعث می‌شود ما به این فکر بیفتیم که دروغ گفتن، بهترین راه‌حل در وضع موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این‌که اشتباه کرده باشیم؟ ترس از این‌که دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این‌که قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه کنیم؟ سوالات ذکر شده را به دقت بررسی کنید و دربارة پاسخ‌هایتان عادلانه قضاوت کنید.
اما قبل از این‌که بخواهید کاری بکنید یا عکس‌العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه‌های احتمالی را بررسی کنید. دروغگویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم‌گیری‌های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید که دارید دروغ سر هم می‌کنید، مکث کوتاهی بکنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سوال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی کنید.
شاید زمان، این اجازه را به شما  بدهد که سر و سامانی به افکارتان ببخشید، در همین زمان می‌توانید در کنار بررسی مسئله، نیت و انگیزه خودتان را نیز ارزیابی کنید. ذهنتان را متوجه شخص یا جمله قصاری کنید که شما را به راستگویی دعوت می‌کند.
درک طرف مقابل
تصور کنید شما باعث شده‌اید موقعیتی متفاوت از آن چه که باید، به وجود بیاید و فرض کنید که شما مسبب این وضع نابهنجار بوده‌اید. اگر فکر می‌کنید که شاید با بحث بتوانید به یک درک متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده کنید: شاید این حرفی که می‌خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید... برداشت من این است که... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
سعی کنید حتما نشان بدهید که احساس طرف مقابل را درک می‌کنید. مثلا ابتدا بگویید: من درک می‌کنم که تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امکان، راه‌حل‌های پیشنهادی‌تان را ارایه دهید. سعی کنید احساستان را به نوعی در کلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل کنید. اگر این کار را نکنید، ممکن است کم کم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغگویی بروید.
به هر حال دروغگویی هر دلیلی که داشته باشد مسلما باعث بروز تغییراتی در فرد می‌شود و لذا شناخت این تغییرات به ما کمک خواهد کرد تا با موفقیت بیش‌تری تفاوت حرف راست و دروغ را متوجه شویم. در این زمینه مطالعات بسیار متنوعی صورت گرفته و سعی شده است از علائم و نشانه‌های فیزیولوژیکی گرفته تا تغییرات رفتاری افراد دروغگو مورد بررسی قرار گیرد.
در ادامه به توضیح مختصری از این علائم و نشانه می‌پردازیم. البته فراموش نکنید که منظور ما از ارایه این یادداشت ترویج بدگمانی یا مچ‌گیری نیست. آنچه در این یادداشت به شما ارایه می‌شود تنها نتایج پژوهش‌های علمی دانشمندان علم روانشناسی است.
منبع: ملت ما

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار