مطلبی رو که می‌خونید، شاید درد و دل بسیاری از جوونای مملکت ما باشه که به هزار امید و آرزو، تلاش کردن و درس خوندن؛ شاید در آینده بتونن به جایگاهی که می‌خوان دست پیدا کنن، ولی... .
می‌دونید از قدیم به ما می‌گفتن درس بخونید که در آینده سرتون رو بالا نگه دارید و برای خودتون کسی بشید و محتاج کسی نباشید و شغل خوبی داشته باشید. ما هم تلاش کردیم و روز شب درس خوندیم که تحصیل کرده باشیم.
خلاصه درس خوندیم و وارد دانشگاه شدیم. در دوران دانشگاه به ما گفته می‌شد که باید طوری درس بخونید که بتونید از درسی که خوندید در صنعت استفاده کنید. پس ما هم شروع کردیم و دوره‌های مرتبط فنی حرفه‌ای رو در مورد رشته خودمون خوندیم و در کنار تحصیل هم سعی کردیم در بازار کار نه به شکل کاملا جدی ولی به شکل پاره وقت با حقوق‌های ناچیز کار کنیم، چون هدف ما یادگیری بود.
خلاصه دوران لیسانس ما تموم شد و خوب به دلیل علاقه زیاد به تحصیل، فکر ادامه تحصیل در مقطع کار‌شناسی ارشد افتادیم و پس از ۹ ماه درس خوندن، بالاخره توی رشته‌ای که دوست داشتیم قبول شدیم و از روز اول دانشگاه هم دنبال کار گشتیم و بعد از کلی منت و جست‌وجو بالاخره یه شرکت خصوصی ما رو استخدام کرد و دو سوم حقوق مصوب اداره کار رو به ما می‌داد؛ آن هم در ازای ۹ ساعت کار در روز و چون ما فکر می‌کردیم که اینکار به کسب تجربه در رشته‌ای که درس خوندیم کمک می‌کنه با رضایت کامل و بهترین نحو اون رو انجام می‌دادیم.
 خلاصه دوران ارشد هم تموم شد و من دانشجوی ممتاز دانشگاه و نفر اول رشته خودم شدم و البته توی این چند سالی که در کنار درس خوندن کار می‌کردم، متوجه نکات زیادی در مورد جامعه شدم و اون این بود «برای داشتن یه شغل خوب به چیزهایی مهم‌تر از تحصیلات و داشتن سوابق کاری نیاز هست»؛ مثل داشتن روابط با اشخاص با نفوذ! و عملا خیلی از افراد هستن که صرف داشتن این موضوع الان در بهترین شغل‌ها هستن و بهترین درآمد‌ها رو دارن.
و این مسأله بنده رو به شدت اذیت می‌کرد. از طرفی می‌دیدم که اوضاع کار و استخدام به شدت خراب شده و به قول دوستان اگه قبلا در سال چندین آزمون استخدامی خوب از طرف دولت برگزار می‌شد، ولی در سال‌های جاری تعداد اون‌ها به شدت کاهش یافته بود و اکثر دوستان من که وارد بازار کار شده بودند، در شرکت‌های خصوصی و یا کارهای آزاد حتی بعضا بی‌ربط به رشته تحصیلی‌شان مشغول شده‌اند و البته با توجه به اینکه تجربه کار در شرکت‌های خصوصی رو داشتم می‌دونستم که شرایط کاری این شرکت‌ها چگونه است و حتی معنی و مفهوم تعدیل نیرو خیلی برام آشنا بود.
خلاصه این مسأله اینقدر من رو اذیت کرد که به رغم تصمیم برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، تصمیم گرفتم برم سربازی و بعد از اون وارد بازار کار بشم و پس از کلی دوندگی مصاحبه و... تونستم توی یه سازمان دولتی مرتبط با رشته خودم امریه بگیرم و سربازی خودم رو توی این سازمان شروع کردم.
روزهای اول ورود به سازمان خیلی تلاش می‌کردم که کارم رو به بهترین نحو احسن انجام بدم و کل ساعات کاری رو کار می‌کردم، ولی می‌دیدم که همکاران بنده که عملا کارمند اون اداره بودن، اصولا اصلا دل به کار نمی‌دن! مسأله دیگه‌ای که راجع به دوستان همکار متوجه شدم این بود که تقریبا اکثرشون از لحاظ علمی بسیار ضعیف هستند و تقریبا مدارک تحصیلی اون‌ها هم خیلی بالا نیست و حتی در برخی موارد عملا هیچ ربطی به کاری که انجام می‌دهند نداره!
نکته دیگه اینکه، توی سازمانی که بیشتر مسئولیت‌ها به دلیل نوع شغل (عمرانی بودن) امکان انجام آن توسط خانوم‌ها بسیار سخت بود، ولی تعداد بسیار زیادی خانوم استخدام شده بودن که در بسیار از موارد به دلیل اینکه توانایی انجام کار محوله رو نداشتن به بخش‌هایی نظیر دفتر فنی یا بخش‌های دفتری دیگه انتقال پیدا کرده و صرفا حقوق حضورشون در سر محل کار رو می‌گرفتند، نه حقوق کاری رو که انجام می‌دادن!
البته سازمان برخی از اون‌ها رو به کارگاه‌هایی به عنوان مأموریت می‌فرستاد ولی در هر مأموریت باید یک کارمند آقا هم همراه ایشون می‌رفت که خدایی نکرده اتفاقی برای ایشون نیفته و عملا کاری رو که می‌شد یک نفر یه تنهایی انجام دهد رو به دو نفر می‌سپردن! و البته حق مأموریت و غیره هم از جیب بیت المال به حساب دو نفر ریخته می‌شد! نکته قابل توجه دیگر اینکه بسیاری از این خانوم‌ها در همون اداره با همکارای خودشون ازدواج کرده و عملا دولت به یک خانواده دو حقوق می‌داد!
خلاصه تصمیم گرفتم ببینیم چطوری می‌شه توی یه همچین اداراتی استخدام شد و شروع به تحقیق کردم: متوجه شدم افراد توی این اداره به دو صورت پذیرفته شده‌اند ۱- از طریق آزمون ۲- از طریق رابطه
که البته اکثر افراد از طریق مورد دوم به صورت قراردادی استخدام و در حال حاضر با قانونی از طرف دولت به استخدام رسمی دولت در آمدند بدون هیچ دردسری!
حال از خودم بگم. توی این مدت کلی تلاش کردم که استخدام سازمان بشم ولی همیشه با این جواب روبه‌رو می‌شدم که «دیگه اداره جذب نیرو نداره و امکان استخدام نیست» و واقعا نمی‌تونم درک کنم که گناه بنده چیه که رفتم و تخصص کسب کردم و درس خوندم! آیا باید یکی با نصف تخصص و تحصیلات من استخدام رسمی یه اداره دولتی باشه و یه شغل و سمت خوب داشته باشه و من هنوز به دنبال کار مورد علاقه خودم بگردم ولی پیدا نکنم! آیا دولت باید به یک خانواده دو حقوق بده، وقتی من جوون به دلیل نداشتن کار نتونم ازدواج کنم؟! دلیل جذب این همه خانوم در دستگاه‌های دولتی چیه؟ و هزاران سوال دیگه که هیچ جوابی براش پیدا نمی‌شه!

نویسنده: رضا.ت از خوزستان


مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.

مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته  را در نظر داشته باشند:

1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.

2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.

3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.

4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.

5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.

6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.

مشخصات فنی

1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.

2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.

3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv,  flv, wav, mp3, wma)

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

ناامید نشو بازم بگرد

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

کسی که هنوز با اینهمه تحصیلات بین زن و مرد تبعیض قائل میشه همون بهتر که بیکار بماند.

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

حرفهای شما کاملاً درست و متین ولی آقای عزیز می دونی مشکل چیه؟ مشکل اینه که همه ما دنبال پشت میز نشینی هستیم. شما اگه تخصص و عرضه داری (که از نوشتت معلوم که داری) خودت یه ایده پیدا کن و برو دنبالش این شرکتهای خصوصی که میگید به حق شما اجحاف کردند فکر می کنید کین؟ یکی مثل خود شما که با کمی ریسک و داشتن ایده و اعتماد به نفس از یه جایی شروع کردند. چرا فکر می کنیم همیشه باید بچسبیم به دولت؟

محمد -> 1391/05/05
پاسخ

دست رو دلمون گذاشتی که خون تر بشه برادر؟ تا وقتی مملکت دچار زن سالاری بشه وضعیت آقایون جوان فارغ التحصیل دانشگاه همینه و از اینن بدتر هم میشه.این روزای خوب امثال منه.کاش از همون 7 سالگی میرفتیم مکانیکی سر خیابون کار می کردیم.حداقل تا الان اگه سواد نداشتیم ی خونه و ماشین و زن و زندگی داشتیم نه اینکه با 30 سال سن با التماس وارد ی شرکت خصوصی بشیم با قرارداد 3ماهه و با حقوق دریافتی 400 تومن.کی باید پاسخگو باشه؟خدا میدونه.گرونی هم که به روزه.

یه معلم -> 1391/05/05
پاسخ

حف حق جواب نداره

از اهواز -> 1391/05/05
پاسخ

یک راه حلش اینه که با یکی از همین خانمها ازدواج کنی - حد اقل از یک حقوق دولتی برخوردار میشی !!!؟؟ واقعا جای تاسف داره این معضل - من خودم هم در محل کار با این مسئله روبه رو بوده ام.

وحید -> 1391/05/05
پاسخ

بخدا درد دل من هم هست منم دقیقا همین شرایط برام پیش اومده تا جاییکه به فکر رفتن از ایران افتادم

علی -> 1391/05/05
پاسخ

خیلی قشنگ بود و همش واقعیت داشت. جانا سخن از زبان ما می گویی

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

آی گفتی برادر

ممم -> 1391/05/05
پاسخ

متاسفانه این مشکل خیلی از جوان های تحصیلکرده است. در بچگی میگفتیم می خواهیم مهندس و دکتر بشیم !!! ولی حالا اکثرا بیکار یا شغل غیر مرتبط!!! راستی چرا؟؟؟

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

دوست عزیز شما به خانمها فکر نکنید به وضعیت نابسمانی استخدام فکر کنید. اون خانمها هم کلی آشنا داشتند و فرقی نمی کنه مرد باشی یا زن مهم اینه که آشنا داشته باشی. من به عنوان یه خانم با حقوق داغون در شرکت خصوصی کار می کنم. امیدوارم شما هم ازدواج کنید و ببینید که با یه حقوق نمیشه زندگی رو چرخوند و خانومتون هم باید بره سر کار. شمن اینکه خانمها تحصل کرده اند تا برن سر کار ، به نظرتون تصیل کردن بشینن توی خونه؟ و اگر هم می گین خانمها نیان سرکار آقایون همه کار دارن و زندگی ها می چرخه باید بگم هم اشتباه هست و هم ما خانمها قبول نداریم1- برای اینکه زندگی اجتماعی حق همه هست و اگر شما منکر آن باشید در عصر حجر هستید و برای تطبیق خودتان بهرته برین توی غار زندگی کنین و دوم اینکه در صورت خونه نشتن خانمها باز شما همون حقوق رو میگیری و از شما بهتران حقوق های بهتری می گیرن و این نفعی برای من و شما ندارد. ضمن اینکه کاش درآمد مردان انقدر بالا بود که ما نریم سر کار و راحت با پول اونا بریم کلاس آموزش ، تفریحی، سفر و تو خونه هم حوصلمون نره

مجید -> 1391/05/05
پاسخ

جانا سخن از زبان ما می گویی

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

دقیقا همین اتفاق واسه منم افتاد

ادیب -> 1391/05/05
پاسخ

یکی از همسایگان ما که جوانی محجوب است اماسنگین وزن است برای استخدام در آزمون یکی از بانکها شرکت کرد و قبول شد دوره آموزشی را هم طی کرد بعدا به ایشان گفتند « چاقی » و از استخدام او خودداری کردند.

شوشی زاده -> 1391/05/05
پاسخ

در بعضی از ادارهای شهرما شوش دانیال آدم وقتی وارد میشود اول فکر میکند وارد دبیرستان ویا دانشکده دخترانه شده است !!! بیشتر کارکنان ادارهای شهر ما را دختر خانمها تشکیل داده است .انوقت مبینید این همه پسر تحصیل کرده ودارای مدارک عالیه بیکار وافسرده وهیچ سرگرمی ومشغولیتی ندارند البته این حق دختر خانمها است که سر کار بروند. اما اگر پسر بیشتر بتواند سرکار بروند سن دخترها وپسرها برای ازدواج اینقدر بالا نمیره حالا مسولان خود دانند .

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

به نظر من اگر با آبدارچی سازمان صحبت کنی حتما می تواند کاری برایت انجام دهد.

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

آره! در برخی از خانواده ها دو نفر حقوق میگیرن و در برخی هیچ نفر! و این عادلانه نیست....

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

انگار داره زندگی منو تعریف میکنه

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

این دوره زمونه فقط و فقط دنبال یه آدم چرب زبون و متملق میگردن بیا دوست من دست تو گردن هم بندازیم و به حال خودمون .....

شیرین -> 1391/05/05
پاسخ

درد دلت درد بسیاری از جوانهای نخبه مملکت ماست قشنگ گفتید کاش کسی باشه رسیدگی کنه ..... کاش....

احسان -> 1391/05/05
پاسخ

آقا رضا از من به تو نصیحت، وقتی میری اینجور جاها نباید توانایی هاتو نشون بدی، چون به محض اینکه بفهمن ازونا سوادت بیشتره کله پات می کنن، چنان زیر آبتو می زنن که از زندگی ساقط بشی. خاصیت محیطای اداری ما اینه. حتی بعضی از مصاحبه گرا هم اینجور اخلاقایی دارن.

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

تا اسم کمبود کار میاد خانمای بیچاره باید این وسط جواب بدن...گناه ما چیه با این گرونی!!!!!!!!!!!!!باید کسی استخدام میکنه باید مدرک و تجربه ملاکش باشه نه جنسیت!

ناشناس -> 1391/05/05
پاسخ

هیچ وقت جوابی برا سوالات نمی گیری بیخود خودتا خسته نکن!

کاربر مهمان -> 1391/05/05
پاسخ

به گناه نادانی ، به گناه این که بلد نیستیم درامدهای آن چنانی کسب کنیم، به دلیل این که یاد نگرفته ایم چطور باید از آب گل آلود ماهی گرفت، به علت این که همیشه جامعه خیلی جلوتر از سیستم آموزشی است یعنی کسی که از اول درس رو ول کرده و تو بازار آزاد شروع به کار کرده خیلی آبدیده تره و بلده چجوری گلیم خودش رو به خوبی از آب بکشه ولی امثال ما که درس خوندیم مهارت هایمان خوب رشد نکرده و تک بعدی رشد کرده ایم.به قول دوست گرامی پول و پارتی و پررویی رو به ارث نبردیم.

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

قشنگ بود ولی این حرفها اب در هاون کوبیدن کو گوش شنوا اگه گوش شنوا وجود داشت که وضع مملکت این نبود

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

درسته تو اداره ما هم همین طوره کلی خانوم استخدام کردن که فقط حقوق حضورشون رو میگیرند

محمد -> 1391/05/06
پاسخ

واقعا جالب بود

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

دمت گرم برادر همه حرفات حق بود به خصوص اون قسمتش که در مورد کار کردن خانم ها بود اما من هر وقت اینجور چیزارو می بینم پیش خودم میگم چیمون درسته که اینمون درست باشه اصلا" بدبختی ما اینه که هیچگونه شایسته سالاری و تناسبی در ایران نیست.من خودم یک رییس بانک رو میشناسم که دختر خودش رو که به شدت دچار مشکلات روانی هست که کاملا در ظاهرش هم معلومه با فوق دیپلم تو بانک استخدام که که روزی چند بار با مراجعین درگیری شدید پیدا میکنه خدا شاهده اگر هرکس دیگری با این وضعیت بود با فوق لیسانس دانشگاه تهران هم استخدامش نمیکردن.

سوسا -> 1391/05/06
پاسخ

برو خدات رو شکر کن که با دو سوم حقوق کار میکردی! من با مدرک لیسانس مجبور شدم توی گرمای 55 درجه جنوب برم عملگی کنم. وقتی کارگرهای دیگه فهمیدن لیسانس دارم خیلی خجالت کشیدم. راستی صاحب کارم نصف پولم رو نداد! نمیدونم کجا قایم شده! پول بقیه کارگرها رو هم نداد.

مجتبی -> 1391/05/06
پاسخ

واقعاً حرف دل ما رو زدی آقا رضا

امین نیک -> 1391/05/06
پاسخ

این رو هم از من که وکیل هستم داشته باش و مد نظر قرار بده که طبق قانون و شرع نفقه ی زن در عقد دائم بر مرد واجب است و زن در این زمینه مسئولیتی ندارد با حال مشاغل دولتی را به زن ها نیز میدهند

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

این وسط مشکلتون با خانوما چی بود؟اونا هم باید استقلال مالی داشته باشن.قرار نیست همیشه چشمشون به دست یه مرد باشه.

محسن -> 1391/05/06
پاسخ

عزیز دل برادر زیاد فکر نکن! این مسائل جزء زندگی مان شده ! کارت را بکن و از زندگی لذت ببر!! والا موهات سفید میشه و دندونات میریزه و آخر سر هم نمیتوانی ازدواج کنی! صورت مسئله را یکجور دیگه برای خودت تعریف کن!  

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

من یه کارمندم وحدود 12ساله که در قسمت های مختلف با کارمندای زن در ارتباط کاری بودم وهرگز نمی تونم حضورشونو در این حد در ادارات با وجودی که بسیاریشون از توانایی انجام کارها بر نمیان درک کنم

nima -> 1391/05/06
پاسخ

خدا به همه جوونا که پارتی ندارن رحم کنه

یک خانوم -> 1391/05/06
پاسخ

کاملا موافقم، آقایون که باید خرج یک خانواده رو بدن بیکارن اونوقت همه جا اعم از ادارات دولتی و خصوصی و حتی فروشگاهها و مغازه های کوچیک خانومها رو استخدام میکنن که مسوولیت مالی خانواده به عهده شون نیست (منظورم زنان سرپرست خانوار نیست) یادمون نره که دود اینکار به چشم خانومها هم میره

پدرام آقایی -> 1391/05/06
پاسخ

اون موقع که با زیاد شدن ظرفیت دانشگاه ها همه ذوق میکردن، کسی به فکر این روزها نبود! اتفاقا همین چند وقت پیش داشتم در باره این موضوع فکر میکردم. اگر ظرفیت دانشگاهها متناسب با کشش بازار کار بود، هرکس بعد یک یا حداکثر دو بار کنکور دادن راه خودش رو عوض میکرد و میرفت سراغ یه حرفه ای، کسب و کاری. نه اینکه بعد از چهار سال درس خوندن و شایدم 6 سال، بخواد به این نتیجه برسه که کار متناسب با رشته پیدا نمیکنه و بره سراغ کار آزاد. فقط عمر خودش و پول پدر و مادر و همچنین بودجه بیت المال رو تلف کرده باشه.

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

درس نخوان برو دنبال یک هنر بگرد ویاد بگیر که درامد زا باشد

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ
شوشی زاده -> 1391-05-05 20:05:33

در بعضی از ادارهای شهرما شوش دانیال آدم وقتی وارد ...

عزیزم مملکت همونقدر که مال پسراست مال دخترا هم هست وقتی شما اینو میگی و جو سازی میکنی دولت از استخدام دخترا خودداری میکنه و عملا پسرا رو هم استخدام نمیکنه اونوقت میبینی فاجعه عمق بازم بیشتری پیدا میکنه

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ
محمد -> 1391-05-05 15:52:56

دست رو دلمون گذاشتی که خون تر بشه برادر؟ تا وقتی ...

به خدا اینجوری نیست زن سالاری کدومه برادر ؟ پدر من از کار افتاده است البته زمانی هم که کار میکرد واسه پول دادن کلی |آزارمون میداد. منم به دلیل معلولیت امکان ازدواج نداشتم بهمین دلیل مجبور شدم سرکار برم اونم کاری که سالم ها رو هم مریض میکنه تو محل کارمون هم کلی سرمون منت میذارن که شما جای آقایونو گرفتی پس باید بیشتر کار کنی حقوقمون هم که ماشااله.... بهزیستی هم اصلا به فکر ما نیست خدا شاهده با همه این احوال وقتی نظراتی مثل نظرات شما رو میبینم واقعا دلم میگیره...

محمد -> 1391/05/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1391-05-05 15:46:49

حرفهای شما کاملاً درست و متین ولی آقای عزیز می دون...

آره مشکل اینه که شما شرایط و درک نمیکنی یا کارمندی خودت یا اینکه نمیدونی با این وضعی که همه شرکت ها در حال برشکستکی هستن و کلا تولید با مشکل مواجهه شما شعار تولید میدی!

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

در بعضی از شرکتها وضع از این هم بدتره ... ابتدا طرف را به عنوان کارگر یا آبدارچی یا بازبین یا راننده استخدام می کنند ، بعد از مدتی شغل وی را تغییر می دهند و به امور اداری منتقلش می کنند و بعد از مدتی از امور اداری به واحدهای دیگر سازمان منتقلش می کنند ... یعنی کاری که یک لیسانس مملکت باید انجام دهد را کسی انجام می دهد که تا چند وقت پیش ، آبدارچی بوده آنوقت شما از این اداره ( که افراد اینچنینی در آن کم نیستند ) انتظار راندمان کاری و ... داری ؟ چشمانمان را باز کنیم ... دیدن واقعیت کار خیلی سختی نیست ... بله حقیقت تلخه ... واقعاً رسیدگی به وضع بررسی مدرک تحصیلی کارمندان هر اداره ( حالا هر طوری که به اداره وارد شده اند فعلاً مهم نیست ) وظیفه چه واحد یا سازمان یا شخص مسئولی است ؟ ادامه این وضع ، ظلم به جوانان تحصیل کرده این مرز و بوم نیست ؟

نریمان -> 1391/05/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1391-05-05 15:46:49

حرفهای شما کاملاً درست و متین ولی آقای عزیز می دون...

آخه یکی نیست بگی ثبت شرکت و گرفتن کار مگه الکیه ؟! این دوستمون مشخصا توی کار ساختمونیه و چون منم هم رشته ایشون هستم میدونم حدااقل سرمایه برای شروع 100 میلیونه ! تازه واسه گرفتن یه کار کوچیک برای شرکت مشاور هم که حداقل 7 سال سابقه کار میخواد من نمیدونم چرا ما اینقدر شعار میدیدم!

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1391-05-05 15:46:49

حرفهای شما کاملاً درست و متین ولی آقای عزیز می دون...

داداش شرکتهای بزرگش ورشکست شدن چه برسه به این بنده خدا شرکتهای بزرگ سرمایه در گردش ندارن و باید به بانکها برای وام 34 درصد بهره بدن تازه اینا رو که گذروندن باید بیان با بخش دولتی قرارداد ببندن که همه می دونن اوضاعش چطوریه بخش خصوصی هم نداریم اگه سراغ دارین معرفی کنین

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

فاجعه است.................

کاربر مهمان -> 1391/05/06
پاسخ

چون خرج خانه برعهده مرد نهاده شده (واجب است)باید مردان در اولویت اشتغال باشند.... ....ولی رفیق نمیدونه دوموتوره هم نمیشه از خرج براومد

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین