پرونده قتل در خیابان گاندی روی میز قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت و دارا، پسر 20 ساله‌ای که متهم است هنگام سرقت خودرو دختری جوان به نام تینا باعث مرگ او شده روز 11 شهریور به اتهام قتل عمدی محاکمه خواهد شد. این در حالی است که دارا ادعا می‌کند قصدی برای قتل نداشته و در زمان تصادف مرگبار اصلا متوجه حضور دختر نشده است.
این جوان دقایقی قبل از حادثه در کافی‌شاپ در خیابان ولیعصر شیشه مصرف کرده بود و به گفته خودش تحت تاثیر این ماده قرار داشت. مادر دارا در گفت‌وگو با شرق درباره گذشته پسرش توضیحاتی را داده است.
‌
شما از چه زمانی متوجه شدید دارا به شیشه اعتیاد دارد؟
نمی‌دانم. اوایل نفهمیده بودم او معتاد است تا اینکه وقتی 16 سالش بود او را به اتهام سرقت سیم خاردار گرفتند. سیم‌های خاردار را از یک خرابه دزدیده بود تا برای ویلای دوستش در شمال حفاظ درست کنند. دارا به دلیل این سرقت چند روز بازداشت بود و وقتی کارهایش را پیگیری می‌کردم مامور پرونده‌اش از من پرسید پسرتان سابقه اعتیاد دارد. من نمی‌دانستم و آن مامور گفت به نظر می‌رسد دارا معتاد است.
‌
فکر می‌کنی دارا چرا به سمت مواد مخدر رفت؟
او از بچگی مشکل داشت. بچه که بود می‌ترسید تنهایی جایی برود. حتی از دستشویی رفتن می‌ترسید برای همین هم وقتی هفت‌ساله بود او را پیش روانپزشک بردیم و دکتر برایش دارو تجویز کرد اما پدرش اجازه نداد داروها را بخورد. تا 13سالگی می‌ترسید تنهایی از خانه بیرون برود تا اینکه یک‌بار در مدرسه به او گفتند باید مادرت را بیاوری. او آن روز از ترس به خانه نیامد و فرار کرد و به کرج رفت تا مخفی شود. از همان موقع ترسش از تنهایی ریخت. آن فرار اولین اشتباه دارا در زندگی بود. اگر همان موقع جلو او را می‌گرفتیم حالا این طور نمی‌شد.
‌
چرا جلو اشتباه‌های او را نگرفتید؟
دارا هشت یا 9 ساله بود که من و شوهرم متارکه کردیم. من از شوهر اولم هم یک دختر دارم. بعد از طلاق از همسر دومم با دارا و دخترم با هم زندگی می‌کردیم. تا وقتی دارا بچه بود کنترلش می‌کردم اما بعدا دیگر زورم به او نمی‌رسید و پدرش هم به فکر نبود.
‌
دارا تحصیلاتش را تمام کرده است؟
چند واحد تا دیپلم داشت که ترک تحصیل کرد. اصلا درس نمی‌خواند.
‌
گفته شده دارا چهار فقره سابقه کیفری دارد، اتهام‌هایش چه بود؟
دارا هیچ وقت محکوم نشد. به غیر از ماجرای سیم خاردار که چند روزی بازداشت بود دو نوبت 15 و 20روزه را هم به عنوان مظنون به سرقت و همراه داشتن حشیش که البته برای مصرف شخصی‌اش بود در کانون اصلاح و تربیت ماند و با قرار کفالت آزاد شد.
‌
در خانه رفتارهای پرخاشگرانه نداشت؟
بیشتر به خودش آسیب می‌زد. مثلا به دیوار مشت می‌کوبید یا یک‌بار سرش را به شیشه کوبید و لاله گوشش پاره شد. یک‌بار جلو من نشسته بود که یکدفعه یک مشت قرص برداشت و خورد. من با 115 تماس گرفتم و او را به بیمارستان لقمان بردند. همین کار را یک‌بار دیگر هم تکرار کرد و در بیمارستان بستری شد.
‌
فکر نمی‌کنید این رفتارها و مخصوصا اقدام به خودکشی‌ها نمایشی بوده و او از این طریق می‌خواسته مشکلاتش را نشان بدهد؟
همه کارهایش برای مهرطلبی بود. دکتر هم تشخیص داده بود دارا اختلال شخصیت دارد.
‌
دارا را در کودکی تنبیه بدنی می‌کردید؟
بچه که بود من می‌زدمش اما پدرش این کار را نمی‌کرد. البته فقط همین یک کار را نمی‌کرد. دارا از همان بچگی عقده روانی پیدا کرده بود که چرا پدرش به او پول نمی‌دهد و برایش خرج نمی‌کند.
‌
فکر نمی‌کنید خود شما در اینکه حالا دارا به قتل متهم شده است، مقصر هستید؟
من خیلی کارها برای او انجام دادم. به اندازه چهار مادر برایش زحمت کشیدم. هر کاری که به فکرتان برسد کردم اما دارا مشکل شخصیتی دارد.
‌
در تمام این مدت سعی نکردید پسرتان را درمان کنید؟
او را پیش روانپزشک بردم حتی آزمایش‌هایی هم از مغزش گرفتند. 11 بار هم او را در کمپ ترک اعتیاد بستری کردم حتی یک دوره سه‌ماهه را هم در بهزیستی برای درمان سرپایی گذراند اما فایده‌ای نداشت.
‌
دارا مشکل مالی داشت؟
نه روزانه از من پول می‌گرفت البته بیشتر پول را خرج دوستانش می‌کرد.
‌
دوستان پسرتان را می‌شناسید؟
وقتی بچه بود آنها را می‌شناختم اما بزرگ که شد خود دارا آنها را به من معرفی نمی‌کرد چون می‌دانست آنها را تایید نمی‌کنم حتی برای اینکه آنها را از دارا دور کنم به خانه چند نفرشان رفتم و به مادرهای آنها گفتم بچه شما خیلی خوب و پسر من پسر بدی است پس اجازه ندهید فرزندتان با دارا رفاقت کند اما آنها جواب دادند کاری از دست‌شان برنمی‌آید.
‌
بعد از مرگ تینا مدتی طول کشید تا دارا دستگیر شود، در این مدت رفتار او تغییر نکرده بود؟
به هیچ‌وجه. او اصلا نمی‌دانست با تینا تصادف کرده و این دختر فوت شده، بعدا هم که دستگیر شد خیال می‌کرد به اتهام سرقت بازداشت شده تا اینکه به او گفتند اتهامش قتل است. دارا قسم می‌خورد موقعی که سوار پژو تینا شد و دنده عقب گرفت اصلا متوجه تصادف با او نشد و فکر کرد به بلوک سیمانی زده است. او به عمد این کار را نکرد.
‌
در این مدت پیش آمده است که یک لحظه خودتان را جای پدر و مادر تینا بگذارید.
بارها به این موضوع فکر کرده‌ام. خیلی سخت است. من خودم هر دو روز یک‌بار سر خاک تینا می‌روم و گل می‌گذارم. البته پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها نمی‌روم تا با پدر تینا رودررو نشوم. از او خجالت می‌کشم. بارها از خدا خواسته‌ام درد خانواده تینا را به من بدهد تا آقای عابدینی و همسرش آرامش داشته باشند.
‌
چه خواسته‌ای از اولیای دم دارید؟
من با دوستان تینا صحبت کرده و به آنها گفته‌ام از قول من به آقای عابدینی بگویند بروند دارا را از نزدیک ببینند و دو بار با او صحبت کنند آن وقت متوجه می‌شود دارا چه بچه ساده‌ای است. کاری که او انجام داده خیلی بد بوده اما قتل عمد انجام نداده است. او آن لحظه حتی قیافه تینا را هم ندیده و نخواسته او را بکشد. اتفاق در حالت پریشانی و در چند ثانیه رخ داد. من از اولیای دم تقاضای بخشش دارم.
‌
خود دارا چه وضعی دارد؟
او را دوباره از زندان به اداره آگاهی برده‌اند. با دارا که صحبت می‌کردم، می‌گفت در زندان نمازخوان شده و هر دفعه سرنماز برای تینا دعا و از او طلب عفو و بخشش می‌کند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین