بازی های المپیک 2012 لندن کم کم به روزهای پایانی خود نزدیک می شود. فارغ از نتایج خوبی که تاکنون کاروان ورزشی ایران در مجموع کسب کرده است، نوع واکنش ایرانیان در سراسر جهان به این موفقیت ها حقیقت شیرینی را آشکار می سازد که می تواند در عرصه ملی نتایج خوش آیندی را در پی داشته باشد.
به گزارش «ایرانآباد»، مسابقات المپیک رویداد بزرگی است که نمی توان آن را به تنهایی از جنبه ورزشی نگاه کرد و نتایج حاصل از آن را در چهارچوب رویدادی ورزشی تحلیل کرد. این رویداد بزرگ در نگاهی کلان موجد اتفاقات میمونی است که قشرهای مختلف به ویژه سیاسیون می توانند برای حکمرانی بهتر از آن درس های بزرگی بگیرند.
تحلیل آثار مختلف فرهنگی، جامعه شناختی، اقتصادی و ... المپیک بر جوامع به ویژه جامعه ایران مقوله مهمی است که هر حوزه آن نیازمند ساعت ها بررسی کارشناسی است اما نوع واکنش ایرانی ها، با هر گرایش و سلیقه سیاسی و فرهنگی، به موفقیت ورزشکاران ایرانی در این المپیک جنبه آشکار اما پر مغز این رویداد بزرگ برای جامعه ماست که تعمق در آن نتایج شگفت انگیزی را در پی دارد.
با بررسی اجمالی نوع واکنش ایرانی ها، چه به صورت فردی و چه تشکیلاتی، نسبت به عملکرد ورزشکاران ایرانی در این المپیک یک وقعیت شیرین آشکار می گردد. همه ایرانی ها به دنبال هر موفقیت کاروان ایران با احساساتی بی آلایش نسبت به آن واکنش احساسی مثبتی نشان داده اند این اتفاق در مواقعی که حقی از ورزشکاری ایرانی تضییع می شد حتی پررنگ تر خودنمایی کرده است. به دنبال نادآوری علیه مظاهری و عبدولی شاهد سیل عظیم اعتراضات ایرانیان در محیط اینترنت بودیم.
کمپین های خودجوش ایرانیان در ایران و خارج از ایران و نوع برخورد با کسانی که سعی کردند مدال طلای سوریان را با بازپخش خبری مربوط به سالیان پیش که در ان سوریان مدال خود را به محمود احمدی نژاد تقدیم کرده بود، با حربه ای سیاسی، تحت شعاع قرار دهند، همه یک پیام روشن به دنبال داشت و آن اینکه وقتی پای موفقیت یا دفاع از ایران و ایرانی وسط باشد همه اختلاف دیدگاه های سیاسی رنگ می بازد.
یکی از صحنه های با شکوه این «عزم ملی» پس از پایان رقابت های سنگین وزن وزنه برداری رقم خورد. جایی که سالن محل برگزاری مسابقه، که بیشتر تماشاگران آن را ایرانیانی از سلایق مختلف سیاسی و فرهنگی تشکیل می دادند، با پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی ایران همه ایرانی ها به شکلی همصدا و باشکوه سرود ملی کشورمان را همخوانی کردند به گونه ای که همه حاضران را تحت تاثیر خود قرار داده بود.
بر پایه این گزارش، عرصه دیگری که این همگرایی ملی حل موفقیت ورزشکاران ایرانی را به نمایش گذاشت، شبکه های اجتماعی در محیط شبکه جهانی اینترنت است. بررسی اجمالی شبکه های اجتماعی شبیه فیس بوک و تویتر نشان می دهد که همه ایرانیان، از جمله کسانی که آشکارا در صفحات شخصی خود مواضعی ضد نظام دارند درباره موفقیت های کاروان ایران، که در واقع موفقیتی برای جمهوری اسلامی ایران است، موضع مشترک و موافقی را اتخاذ کرده اند در برابر هر گونه تلاش برای برخورد سیاسی با موفقیت کاروان ایران در این مسابقات واکنش منفی نشان داده اند.
آنچه در نگاه اول از این رفتار مشترک می توان نتیجه گرفت این است که ما باید مفهومی به نام «عرصه ملی» و «منافع ملی» را همواره به گونه ای تعریف کنیم که در بتواند به «اجماع ملی» تبدیل شود. در پیش گرفتن این رفتار از سوی همه گروه ها می تواند سبب شود که هر موضوع مربوط به ایران با نگاهی فرا گروهی نگریسته شود و به دنبال آن واکنش های جهانی هماهنگ ایرانیان را در پی داشته باشد.
نباید فراموش کنیم که، وقتی ایرانیان در همه نقاط دنیا تلاش متعصبانه ورزشکارانشان را با عرق ملی بالا برای موفقیت ایران می بییند این همراهی شکل می گیرد تا جایی که وقتی ورزشکارانی مانند، روزبهانی در بوکس یا الهه احمدی در تیراندازی و یا محمد پور در وزنه برداری به مدال نرسیدند اما جانانه جنگیدند به همان میزان مورد استقبال قرار گرفتند که مدال آورانمان تقدیر شدند. در واقع وقتی مردم یقین پیدا کردند که یک ایرانی خالصانه و از تمام وجود برای سربلندی ایران تلاش می کند قدردانش خواهند بود.
به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که در سپهر سیاسی کشورمان نیز با درس گرفتن از وقایع المپیک به بازنگری بپردازیم و تلاش کنیم جدای از رقابت های سیاسی گروهی و جناحی عرصه های ملی را روشن تر و دقیق تر تعریف کنیم تا زمینه بهره گیری از همه ظرفیت های حمایت کننده از منافع ملی در همه جای جهان از سوی ایرانیان فراهم گردد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین