روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
جمهوری اسلامی ایران این روزها میزبان برگزاری اجلاس بزرگی است که کشورمان را به مرکز ثقل توجهات سیاسی در سطح بین الملل قرار داده است.
وزرای خارجه جنبش غیرمتعهدها با عضویت بیش از 120 کشور، امروز در تهران گردهم میآیند تا مقدمات برپایی اجلاس سران را فراهم آورند. حضور سران حدود 50 کشور جهان در تهران پس از گذشت بیش از 50 سال از آغاز به کار جنبش عدم تعهد میتواند گام مهمی در مسیر احیای این جنبش در عرصه سیاست بینالمللی باشد.
57 سال پیش در فضای به شدت دو قطبی جهان، با همت چند تن از سران کشورها، با هدف نداشتن تعهد و وابستگی به هیچیک ازدو قطب سیاسی، نهادی شکل گرفت که بتدریج کشورهای بسیاری را در زیر چتر خود قرار داد. جذابیت اصول بنیادین این جنبش که عنوان اصول دهگانه اجلاس باندونگ را به خود گرفت، توانست 120 کشور جهان را در حوزه عضویت قرار دهد به گونهای که امروز این جنبش بعد از سازمان ملل متحد، به فراگیرترین نهاد بینالمللی تبدیل شده که با تحت پوشش قرار دادن دو سوم کشورهای جهان، درصورتی که منسجم و متحد عمل کند میتواند نقش مؤثری در زمینه حل و فصل مناقشات و ایجاد هم گرایی بینالمللی را دنبال کند. از جمله اصول اساسی جنبش عدم تعهد، مبارزه علیه نژادپرستی و اشغالگری، احترام متقابل به تمامیت ارضی کشورها، برابری منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز و تاکید بر پاسداشت حقوق بشر است که با تأثیرپذیری از فضای استقلال طلبی پس از جنگ دوم جهانی، ایجاد موقعیت برای مقابله با قطب بندیهای جهانی و رهایی از استعمار نو را پیگیری مینماید.
امروز هر چند از قطب بندیهای دوران جنگ سرد خبری نیست، اما صحنه بینالمللی از بلوک بندیها و استعمارگریهای سلطه طلبانه خالی نیست. سازمان ملل نیز نه تنها نتوانسته به اهداف اعلام شده خود جامه عمل بپوشاند و در نظام بین الملل نقش آفرینیهای لازم را به عمل آورد، بلکه اکنون این سازمان، دربست در اختیار بلوک غرب به رهبری آمریکا قرار دارد.
اهمیت این جنبش با پوشش وسیع آن در 5 قاره و عضویت بیش از دو سوم کشورهای جهان، نشانگر زمینه بالقوه آن برای تأثیرگذاری در فرآیندهای سیاستگذاری جهانی است. این توان نه تنها در عرصه سیاست بین الملل بلکه در حوزه اقتصادی نیز قابل بازیابی است چرا که کشورهای عضو جنبش از لحاظ منابع انسانی و طبیعی از آنچنان غنایی برخوردارند که میتوانند بخش اعظم اقتصاد جهان را مدیریت کرده و فضای جدیدی را در نظام بین الملل ایجاد نمایند. علیرغم آنکه فرصت نیم قرن گذشته، زمان مناسبی برای پختگی و رسیدن به بلوغ و کمال این جنبش بینالمللی بود، متأسفانه نه تنها فرصتهای بسیاری از کف این نهاد بزرگ جهانی رفته بلکه با گذشت 50 سال از تشکیل این جنبش، اهداف و اصول اولیه آن بسیار کم رنگ و در بسیاری موارد به دست فراموشی سپرده شده است.
هر چند براساس واقعیات موجود، جنبش عدم تعهد در سالهای پرتلاطم اخیر نتوانسته وظایف و رسالتهای اساسی خود را عملی کند و توقع ملتها را برآورده سازد ولی از آنجا که ملتها و کشورهای جهان از نقش آفرینی سازمان ملل برای برقراری صلح جهانی، پیشرفت و توسعه همزمان کشورها، کاهش سلطه پذیری و سلطه گری، کاملاً ناامید شده و جهتگیریهای سلطه طلبانه بلوک غرب به سرکردگی آمریکا را از طریق اعمال نفوذ بر شورای امنیت باعث توسعه نابرابری و ایجاد استانداردهای دوگانه میبینند، از این رو اقبال جهانی به فعال سازی جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترین نهاد بینالمللی پس از سازمان ملل، بیش از پیش تقویت شده و چشمهای بسیاری در جهان به این جنبش که از ظرفیتهای بسیاری بهرهمند است، دوخته شده است.
در چنین وضعیتی، برگزاری نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران و انتقال ریاست دورهای آن به جمهوری اسلامی ایران به مدت سه سال، از یکسو انتظار کشورهای عضو را برای تحول و تأثیرگذاری اساسی در حوزه تصمیم سازی سیاسی و اقتصادی در مسائل بینالمللی را دوچندان ساخته و از سوی دیگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران را نگران کرده و به تکاپو واداشته است.
قطعاً پیدایش امکان نقش آفرینی برای جمهوری اسلامی ایران در راستای مدیریت یک نهاد بزرگ بینالمللی با پشتوانه سیاسی دو سوم از کشورهای جهان چیزی نیست که به مذاق دشمنان انقلاب اسلامی که هر لحظه برای حذف آن از صحنه بینالملل توطئه میکنند، سازگار نیست و تحقق آن را بر نمیتابند. طبیعی است که این روزها شاهد خشم و عصبیت کور کشورهای صاحب قدرتی باشیم که سالهاست بر سازمان ملل سلطه داشته و با منحرف کردن این نهاد بین المللی، از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد مطامع استعماری خود بهره کشی کرده اند؛ کشورهایی که احیای یک نهاد جایگزین را بر نمیتابند و برخلاف اهداف سلطه گرانه خود میپندارند کشورهایی که پس از انقلاب اسلامی ایران به عنوان عاملی برای جوشش و بیداری ملتهای جهان، بنای دشمنی و ستیز با آن را گذاشته و از هیچ توطئهای علیه آن فروگذار نبوده اند؛ کشورهایی که در سالهای اخیر با همه توان به دنبال تحریم ایران و منزوی کردن عامل بیداری ملتها بوده اند؛ رژیمهایی که با یک جانبه گرایی به دنبال حفظ نظام تک قطبی و سلطه بر جهان بوده و شکستن این انحصار و برگزاری نشست سران عدم تعهد در جمهوری اسلامی ایران و موفقیت تهران در برعهده گرفتن ریاست 120 کشور عضو جنبش را علاوه بر احتمال ایجاد تحول در روند آتی غیرمتعهدها و احیای توانمندیهای آن، به معنای شکست سیاست تحریم ایران میدانند.
واقعیت اینست که بسیاری از کشورهای عضو جنبش برای حضور در اجلاس تهران، فشارهای بسیاری را نادیده گرفته و به تهدیدهای ریز و درشت آمریکا برای تحریم این نشست بیاعتنایی کردهاند و قصد دارند با نادیده گرفتن دستورالعملهای واشنگتن، علاوه بر دهن کجی به سیاستهای کاخ سفید، مهر تأییدی بر موضعگیریهای مستقل جمهوری اسلامی ایران زده و بر احیای موقعیت جنبش عدم تعهد و کسب توانمندیهای گذشته آن پافشاری کنند.
برگزاری این اجلاس، فینفسه و فارغ از تصمیمات مهمی که میتواند در آن شکل بگیرد، این موضوع را به اثبات میرساند که جمهوری اسلامی ایران نه تنها منزوی نیست بلکه آمریکا و دیگر کشورهای غربی که برای حضور کشورها در اجلاس تهران برنامه ریزی کرده بودند، در انزوا قرار دارند. از طرف دیگر تصمیمات اجلاس عدم تعهد در مخالفت با نظام سلطه و یکجانبه گرایی، حمایت حقوق ملتها برای رسیدن به تواناییهای علمی و هستهای و محکوم کردن تصمیمات آمریکا در تحمیل نظرات خود به کشورهای دیگر میتواند ضربه بزرگتری به دشمنان انقلاب اسلامی ایران باشد. از این رو برگزاری اجلاس تهران با چنین حدی از استقبال و حضور کشورها علیرغم همه کارشکنیهای انجام شده برای عدم برگزاری آن، ضمن اثبات اهمیت و اقتدار کشورمان، مشت محکمی به دهان مجموعه آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب است و خط بطلانی بر سیاست تحریم و انزوای ایران.
بنابر این، دور از واقعیت نیست که برگزاری اجلاس تهران را نشانگر پیروزی بزرگ سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران و اقتدار و تعامل سازنده کشورمان با جهان و معبری برای حل مشکلات بینالمللی بدانیم. آنچه در این میان مهم است اینست که جمهوری اسلامی ایران باید از فرصت سه ساله ریاست بر این جنبش فرصتی طلایی برای ارتقاء جایگاه غیرمتعهدها در عرصه بینالمللی بسازد و موجبات اصلاح نظام جهانی و ایجاد نظمی نوین برپایه عدالت خواهی و رعایت حقوق ملتها را فراهم سازد.
جمهوری اسلامی ایران این روزها میزبان برگزاری اجلاس بزرگی است که کشورمان را به مرکز ثقل توجهات سیاسی در سطح بین الملل قرار داده است.
وزرای خارجه جنبش غیرمتعهدها با عضویت بیش از 120 کشور، امروز در تهران گردهم میآیند تا مقدمات برپایی اجلاس سران را فراهم آورند. حضور سران حدود 50 کشور جهان در تهران پس از گذشت بیش از 50 سال از آغاز به کار جنبش عدم تعهد میتواند گام مهمی در مسیر احیای این جنبش در عرصه سیاست بینالمللی باشد.
57 سال پیش در فضای به شدت دو قطبی جهان، با همت چند تن از سران کشورها، با هدف نداشتن تعهد و وابستگی به هیچیک ازدو قطب سیاسی، نهادی شکل گرفت که بتدریج کشورهای بسیاری را در زیر چتر خود قرار داد. جذابیت اصول بنیادین این جنبش که عنوان اصول دهگانه اجلاس باندونگ را به خود گرفت، توانست 120 کشور جهان را در حوزه عضویت قرار دهد به گونهای که امروز این جنبش بعد از سازمان ملل متحد، به فراگیرترین نهاد بینالمللی تبدیل شده که با تحت پوشش قرار دادن دو سوم کشورهای جهان، درصورتی که منسجم و متحد عمل کند میتواند نقش مؤثری در زمینه حل و فصل مناقشات و ایجاد هم گرایی بینالمللی را دنبال کند. از جمله اصول اساسی جنبش عدم تعهد، مبارزه علیه نژادپرستی و اشغالگری، احترام متقابل به تمامیت ارضی کشورها، برابری منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز و تاکید بر پاسداشت حقوق بشر است که با تأثیرپذیری از فضای استقلال طلبی پس از جنگ دوم جهانی، ایجاد موقعیت برای مقابله با قطب بندیهای جهانی و رهایی از استعمار نو را پیگیری مینماید.
امروز هر چند از قطب بندیهای دوران جنگ سرد خبری نیست، اما صحنه بینالمللی از بلوک بندیها و استعمارگریهای سلطه طلبانه خالی نیست. سازمان ملل نیز نه تنها نتوانسته به اهداف اعلام شده خود جامه عمل بپوشاند و در نظام بین الملل نقش آفرینیهای لازم را به عمل آورد، بلکه اکنون این سازمان، دربست در اختیار بلوک غرب به رهبری آمریکا قرار دارد.
اهمیت این جنبش با پوشش وسیع آن در 5 قاره و عضویت بیش از دو سوم کشورهای جهان، نشانگر زمینه بالقوه آن برای تأثیرگذاری در فرآیندهای سیاستگذاری جهانی است. این توان نه تنها در عرصه سیاست بین الملل بلکه در حوزه اقتصادی نیز قابل بازیابی است چرا که کشورهای عضو جنبش از لحاظ منابع انسانی و طبیعی از آنچنان غنایی برخوردارند که میتوانند بخش اعظم اقتصاد جهان را مدیریت کرده و فضای جدیدی را در نظام بین الملل ایجاد نمایند. علیرغم آنکه فرصت نیم قرن گذشته، زمان مناسبی برای پختگی و رسیدن به بلوغ و کمال این جنبش بینالمللی بود، متأسفانه نه تنها فرصتهای بسیاری از کف این نهاد بزرگ جهانی رفته بلکه با گذشت 50 سال از تشکیل این جنبش، اهداف و اصول اولیه آن بسیار کم رنگ و در بسیاری موارد به دست فراموشی سپرده شده است.
هر چند براساس واقعیات موجود، جنبش عدم تعهد در سالهای پرتلاطم اخیر نتوانسته وظایف و رسالتهای اساسی خود را عملی کند و توقع ملتها را برآورده سازد ولی از آنجا که ملتها و کشورهای جهان از نقش آفرینی سازمان ملل برای برقراری صلح جهانی، پیشرفت و توسعه همزمان کشورها، کاهش سلطه پذیری و سلطه گری، کاملاً ناامید شده و جهتگیریهای سلطه طلبانه بلوک غرب به سرکردگی آمریکا را از طریق اعمال نفوذ بر شورای امنیت باعث توسعه نابرابری و ایجاد استانداردهای دوگانه میبینند، از این رو اقبال جهانی به فعال سازی جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترین نهاد بینالمللی پس از سازمان ملل، بیش از پیش تقویت شده و چشمهای بسیاری در جهان به این جنبش که از ظرفیتهای بسیاری بهرهمند است، دوخته شده است.
در چنین وضعیتی، برگزاری نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران و انتقال ریاست دورهای آن به جمهوری اسلامی ایران به مدت سه سال، از یکسو انتظار کشورهای عضو را برای تحول و تأثیرگذاری اساسی در حوزه تصمیم سازی سیاسی و اقتصادی در مسائل بینالمللی را دوچندان ساخته و از سوی دیگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران را نگران کرده و به تکاپو واداشته است.
قطعاً پیدایش امکان نقش آفرینی برای جمهوری اسلامی ایران در راستای مدیریت یک نهاد بزرگ بینالمللی با پشتوانه سیاسی دو سوم از کشورهای جهان چیزی نیست که به مذاق دشمنان انقلاب اسلامی که هر لحظه برای حذف آن از صحنه بینالملل توطئه میکنند، سازگار نیست و تحقق آن را بر نمیتابند. طبیعی است که این روزها شاهد خشم و عصبیت کور کشورهای صاحب قدرتی باشیم که سالهاست بر سازمان ملل سلطه داشته و با منحرف کردن این نهاد بین المللی، از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد مطامع استعماری خود بهره کشی کرده اند؛ کشورهایی که احیای یک نهاد جایگزین را بر نمیتابند و برخلاف اهداف سلطه گرانه خود میپندارند کشورهایی که پس از انقلاب اسلامی ایران به عنوان عاملی برای جوشش و بیداری ملتهای جهان، بنای دشمنی و ستیز با آن را گذاشته و از هیچ توطئهای علیه آن فروگذار نبوده اند؛ کشورهایی که در سالهای اخیر با همه توان به دنبال تحریم ایران و منزوی کردن عامل بیداری ملتها بوده اند؛ رژیمهایی که با یک جانبه گرایی به دنبال حفظ نظام تک قطبی و سلطه بر جهان بوده و شکستن این انحصار و برگزاری نشست سران عدم تعهد در جمهوری اسلامی ایران و موفقیت تهران در برعهده گرفتن ریاست 120 کشور عضو جنبش را علاوه بر احتمال ایجاد تحول در روند آتی غیرمتعهدها و احیای توانمندیهای آن، به معنای شکست سیاست تحریم ایران میدانند.
واقعیت اینست که بسیاری از کشورهای عضو جنبش برای حضور در اجلاس تهران، فشارهای بسیاری را نادیده گرفته و به تهدیدهای ریز و درشت آمریکا برای تحریم این نشست بیاعتنایی کردهاند و قصد دارند با نادیده گرفتن دستورالعملهای واشنگتن، علاوه بر دهن کجی به سیاستهای کاخ سفید، مهر تأییدی بر موضعگیریهای مستقل جمهوری اسلامی ایران زده و بر احیای موقعیت جنبش عدم تعهد و کسب توانمندیهای گذشته آن پافشاری کنند.
برگزاری این اجلاس، فینفسه و فارغ از تصمیمات مهمی که میتواند در آن شکل بگیرد، این موضوع را به اثبات میرساند که جمهوری اسلامی ایران نه تنها منزوی نیست بلکه آمریکا و دیگر کشورهای غربی که برای حضور کشورها در اجلاس تهران برنامه ریزی کرده بودند، در انزوا قرار دارند. از طرف دیگر تصمیمات اجلاس عدم تعهد در مخالفت با نظام سلطه و یکجانبه گرایی، حمایت حقوق ملتها برای رسیدن به تواناییهای علمی و هستهای و محکوم کردن تصمیمات آمریکا در تحمیل نظرات خود به کشورهای دیگر میتواند ضربه بزرگتری به دشمنان انقلاب اسلامی ایران باشد. از این رو برگزاری اجلاس تهران با چنین حدی از استقبال و حضور کشورها علیرغم همه کارشکنیهای انجام شده برای عدم برگزاری آن، ضمن اثبات اهمیت و اقتدار کشورمان، مشت محکمی به دهان مجموعه آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب است و خط بطلانی بر سیاست تحریم و انزوای ایران.
بنابر این، دور از واقعیت نیست که برگزاری اجلاس تهران را نشانگر پیروزی بزرگ سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران و اقتدار و تعامل سازنده کشورمان با جهان و معبری برای حل مشکلات بینالمللی بدانیم. آنچه در این میان مهم است اینست که جمهوری اسلامی ایران باید از فرصت سه ساله ریاست بر این جنبش فرصتی طلایی برای ارتقاء جایگاه غیرمتعهدها در عرصه بینالمللی بسازد و موجبات اصلاح نظام جهانی و ایجاد نظمی نوین برپایه عدالت خواهی و رعایت حقوق ملتها را فراهم سازد.