این روزها مقامات و سران صد و بیست کشور عضو جنبش عدم تعهد به تهران آمده اند تا ریاست این جنبش را به مدت سه سال به ایران بسپارند؛ ریاستی که پیش از این در اختیار مصر و بعد از ایران در اختیار ونزوئلا قرار خواهد گرفت.
رئیس جنبش عدم تعهد در کنار روسای سابق و لاحق تروئیکای عدم تعهد را تشکیل میدهند که وظیفه هماهنگی مواضع را به عهده دارد.
در باب اهمیت ریاست ایران بر این جنبش و برگزاری نشست سران در تهران همین بس که جنبش عدم تعهد بعد از سازمان ملل متحد فراگیر ترین نهاد بینالمللی است و فرصتی را در اختیار ایران قرار میدهد که با هماهنگ کردن موضع این کشورها، در جهت ایفای نقش فعال تر جنبش عدم تعهد در صحنه بینالمللی گام بردارد. اما نباید از این نکته غافل شد که در کنار هر فرصتی، الزامات و محدودیتهایی وجود دارد.
ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد نیز اگر چه فرصت بسیار مغتنمی برای ایران به حساب میآید اما الزاماتی با خود به همراه دارد که بی توجهی به این الزامات، منجر به از دست رفتن این فرصت خواهد شد.
مجربین و کارکشتگان دیپلماسی و سیاست خارجی معتقدند اگر این الزامات مد نظر قرار نگیرند حتی ممکن است این فرصت منجر به ایجاد تهدیدی برای کشور میزبان شود. اما نکاتی که باید مورد توجه دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی قرار گیرد کدام است؟ کشور میزبان باید چه الزاماتی را رعایت کند؟ چگونه میتوان از این فرصت حداکثر استفاده و بهره را برد؟
1. الزامات میزبانی و ریاست؛ ایران میزبان صد و بیست کشور عضو جنبش عدم تعهد است که به تهران میآیند تا ریاست سه ساله جنبش را به این کشور تفویض کنند. بنابراین برگزار کنندگان نشست باید به این نکته توجه داشته باشند که با اجماع نظرات اعضا جلسات را پیش ببرند. رئیس جلسه سخنگوی اجماع نظرات اعضا است بنابراین نمیتوان و نباید از این تریبون سوء استفاده کرد.
اساسا فرصت طلبی و سخنگویی ملی در صحنه بینالمللی موجب کاهش نقش یک کشور میشود و متاسفانه این در تضاد با تصویری است که دولتها در داخل برای خود میسازند. برگزارکنندگان باید توجه داشته باشند که ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد هیچ ربطی به سیاست داخلی ندارد، هیچ رقابت داخلی در آن مطرح نیست و اساسا حریف داخلی هم در این عرصه وجود ندارد.
2. پرهیز از شعارزدگی؛ باید توجه داشت که شعارها و آرمانها با تکرار محقق نمیشود. به نظر میرسد جنبش عدم تعهد در طول زندگی پنجاه و شش ساله خود بیش از آن که اقدام عملی در جهت هماهنگی کشورهای عضو انجام دهد، برای هماهنگی شعار داده است. بسیاری از کشورهای عضو اگر چه در قطعنامهها و بیانیههای پایانی کنفرانسها از خود همراهی نشان میدهند اما در موارد بسیاری در جهتی خلاف موضع گیریهای جنبش عمل میکنند. یکی از دلایل این ناهماهنگی پررنگ بودن جنبههای شعاری غیر قابل تحقق در مواضع و بیانیههای جنبش است.
3. عملگرایی. هیچ موضعی هر اندازه هم که سازنده و سنجیده باشد، بدون پیگیری و کار عملیاتی تاثیری در واقعیت نخواهد داشت. باید در صحنه بینالمللی روی مواضع کار کرد و آنها را پیگیری کرد تا محقق شوند. تکرار شعاری مواضع تنها کاربرد داخلی برای کشورهای عضو دارد.
4. عبارت بندی سنجیده(Wording)؛ کارشناسان طی دو روز نشست کارشناسی در سه کمیته، پیش نویس قطعنامه را آماده میکنند و این پیش نویس را در اختیار نشست وزرای خارجه قرار میدهند. وزرای خارجه قطعنامه چکش کاری میکند و همین قطعنامه در نشست سران تصویب میشود. انتخاب عبارات سنجیده طوری که بتواند نظر همه اعضا را تامین کند کاری سخت و پیچیده است که باید به آن توجه جدی کرد. بی توجهی به این مسئله باعث میشود قطعنامه انتهایی بعد از گذراندن اصلاحات نشست کارشناسان و وزرای خارجه، تبدیل به متنی خنثی شود.
5. نقطه شکست ائتلاف؛ در هر ائتلافی باید نقطه آستانه و شکست را شناسایی کرد. جنبش عدم تعهد یک ائتلاف بینالمللی است که در موارد بسیاری موضع گیری میکند. اما باید توجه داشت که کشورهای عضو اگر چه در جنبش با مواضع جنبش همراهی میکنند اما در عمل منافع خود را دنبال میکنند. ائتلاف سازی در جنبش عدم تعهد میتواند اهرم چانه زنی و فشار باشد اما قطعا نمیتواند به عنوان اهرم بازی نهایی مورد استفاده قرار گیرد. در بازی نهایی همه کشورها به دنبال منافع خود هستند. حساب کردن بر مواضع عدم تعهد و این مواضع را مبنای بازی در سطح بینالمللی قرار دادن میتواند دستگاه دیپلماسی را دچار اشتباه در محاسبه کند و در نهایت خطرات و هزینههایی را به کشور وارد سازد.
منبع: روزنامه ابتکار
رئیس جنبش عدم تعهد در کنار روسای سابق و لاحق تروئیکای عدم تعهد را تشکیل میدهند که وظیفه هماهنگی مواضع را به عهده دارد.
در باب اهمیت ریاست ایران بر این جنبش و برگزاری نشست سران در تهران همین بس که جنبش عدم تعهد بعد از سازمان ملل متحد فراگیر ترین نهاد بینالمللی است و فرصتی را در اختیار ایران قرار میدهد که با هماهنگ کردن موضع این کشورها، در جهت ایفای نقش فعال تر جنبش عدم تعهد در صحنه بینالمللی گام بردارد. اما نباید از این نکته غافل شد که در کنار هر فرصتی، الزامات و محدودیتهایی وجود دارد.
ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد نیز اگر چه فرصت بسیار مغتنمی برای ایران به حساب میآید اما الزاماتی با خود به همراه دارد که بی توجهی به این الزامات، منجر به از دست رفتن این فرصت خواهد شد.
مجربین و کارکشتگان دیپلماسی و سیاست خارجی معتقدند اگر این الزامات مد نظر قرار نگیرند حتی ممکن است این فرصت منجر به ایجاد تهدیدی برای کشور میزبان شود. اما نکاتی که باید مورد توجه دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی قرار گیرد کدام است؟ کشور میزبان باید چه الزاماتی را رعایت کند؟ چگونه میتوان از این فرصت حداکثر استفاده و بهره را برد؟
1. الزامات میزبانی و ریاست؛ ایران میزبان صد و بیست کشور عضو جنبش عدم تعهد است که به تهران میآیند تا ریاست سه ساله جنبش را به این کشور تفویض کنند. بنابراین برگزار کنندگان نشست باید به این نکته توجه داشته باشند که با اجماع نظرات اعضا جلسات را پیش ببرند. رئیس جلسه سخنگوی اجماع نظرات اعضا است بنابراین نمیتوان و نباید از این تریبون سوء استفاده کرد.
اساسا فرصت طلبی و سخنگویی ملی در صحنه بینالمللی موجب کاهش نقش یک کشور میشود و متاسفانه این در تضاد با تصویری است که دولتها در داخل برای خود میسازند. برگزارکنندگان باید توجه داشته باشند که ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد هیچ ربطی به سیاست داخلی ندارد، هیچ رقابت داخلی در آن مطرح نیست و اساسا حریف داخلی هم در این عرصه وجود ندارد.
2. پرهیز از شعارزدگی؛ باید توجه داشت که شعارها و آرمانها با تکرار محقق نمیشود. به نظر میرسد جنبش عدم تعهد در طول زندگی پنجاه و شش ساله خود بیش از آن که اقدام عملی در جهت هماهنگی کشورهای عضو انجام دهد، برای هماهنگی شعار داده است. بسیاری از کشورهای عضو اگر چه در قطعنامهها و بیانیههای پایانی کنفرانسها از خود همراهی نشان میدهند اما در موارد بسیاری در جهتی خلاف موضع گیریهای جنبش عمل میکنند. یکی از دلایل این ناهماهنگی پررنگ بودن جنبههای شعاری غیر قابل تحقق در مواضع و بیانیههای جنبش است.
3. عملگرایی. هیچ موضعی هر اندازه هم که سازنده و سنجیده باشد، بدون پیگیری و کار عملیاتی تاثیری در واقعیت نخواهد داشت. باید در صحنه بینالمللی روی مواضع کار کرد و آنها را پیگیری کرد تا محقق شوند. تکرار شعاری مواضع تنها کاربرد داخلی برای کشورهای عضو دارد.
4. عبارت بندی سنجیده(Wording)؛ کارشناسان طی دو روز نشست کارشناسی در سه کمیته، پیش نویس قطعنامه را آماده میکنند و این پیش نویس را در اختیار نشست وزرای خارجه قرار میدهند. وزرای خارجه قطعنامه چکش کاری میکند و همین قطعنامه در نشست سران تصویب میشود. انتخاب عبارات سنجیده طوری که بتواند نظر همه اعضا را تامین کند کاری سخت و پیچیده است که باید به آن توجه جدی کرد. بی توجهی به این مسئله باعث میشود قطعنامه انتهایی بعد از گذراندن اصلاحات نشست کارشناسان و وزرای خارجه، تبدیل به متنی خنثی شود.
5. نقطه شکست ائتلاف؛ در هر ائتلافی باید نقطه آستانه و شکست را شناسایی کرد. جنبش عدم تعهد یک ائتلاف بینالمللی است که در موارد بسیاری موضع گیری میکند. اما باید توجه داشت که کشورهای عضو اگر چه در جنبش با مواضع جنبش همراهی میکنند اما در عمل منافع خود را دنبال میکنند. ائتلاف سازی در جنبش عدم تعهد میتواند اهرم چانه زنی و فشار باشد اما قطعا نمیتواند به عنوان اهرم بازی نهایی مورد استفاده قرار گیرد. در بازی نهایی همه کشورها به دنبال منافع خود هستند. حساب کردن بر مواضع عدم تعهد و این مواضع را مبنای بازی در سطح بینالمللی قرار دادن میتواند دستگاه دیپلماسی را دچار اشتباه در محاسبه کند و در نهایت خطرات و هزینههایی را به کشور وارد سازد.
منبع: روزنامه ابتکار