گفت‌وگو با دکتر مجید تفرشی
بازخوانی پرونده دروغگویی

روز گذشته، روزنامه «دیلی ‌تلگراف» به قلم «کان‌ کاکلین»، روزنامه‌نگار قدیمی و ضد ایرانی نشریات آمریکا و بریتانیا، مدعی شد که سران القاعده، نامه تشکرآمیزی به دولتمردان ایران فرستاده‌اند.
این نویسنده دروغ‌پرداز که پیش از این، با انتشار تخیلات خود، دولت را به همکاری با گروه تروریستی القاعده متهم کرده بود، با واکنش‌هایی روبه‌رو‌ شد، از جمله شکایت برخی گروه‌های صلح‌طلب انگلیسی از وی به دادگاه انگلستان.
از همین روی، دکتر مجید تفرشی، تاریخ‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی مقیم بریتانیا، درباره این نویسنده و ادعای اخیر وی گفت‌وگوی مکتوبی ارایه کرده است که شرح آن را می‌خوانید.

• به نظر شما، هدف و انگیزه کاکلین و دیلی‌تلگراف از انتشار این‌ گونه اخبار چیست؟
دکتر مجید تفرشی: در روزهای گذشته، روزنامه دست راستی دیلی تلگراف، چاپ لندن دور جدیدی از کارزار تبلیغاتی و خبری خود علیه ایران را آغاز کرده است. مرحله جدید این کارزار که البته پیشتر نیز وجود داشت، ولی تا اندازه‌ای فروکش کرده بود، به دنبال انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا آغاز شده و در تلاش است تا با جوسازی رسانه‌ای، امکان هرگونه تجدیدنظر در سیاست خارجی واشنگتن در برابر خاورمیانه به طور کلی و به ویژه و مذاکره و ارتباط مستقیم با ایران را از اوباما و تیم همکار او بگیرد.

از همین روی، در روزهای اخیر، کان کاکلین (کافلین) نویسنده قدیمی و سرشناس گروه رسانه‌ای دیلی تلگراف، بار دیگر، ادعای قدیمی و جنجالی خود درباره ارتباط و همدستی حکومت ایران با شبکه تروریستی القاعده را مطرح کرده است؛ یک روز پس از مسأله ضرورت حل همزمان مشکل هسته‌ای و امنیتی ایران و القاعده برای حل معضل خاورمیانه به عنوان راهکاری فراروی اوباما مطرح می‌شود و روز بعد، از نامه تشکرآمیز ایمن الظواهری، فرد دوم در رهبری القاعده به مسئولان ایرانی سخن به میان می‌آید که طی آن، الظواهری از ایران برای کمک به فعالیت‌های تروریستی ضد آمریکایی در منطقه و به ویژه در یمن تقدیر و تشکر کرده است.

این البته نخستین بار نیست که جریان‌های حامی سیاست‌های جناح جنگ‌طلب هیأت حاکمه کنونی آمریکا فعال در چرخه رسانه‌ای بریتانیا و به ویژه روزنامه دیلی تلگراف و شخص کاکلین چنین ادعاهایی را مطرح می‌کنند. درست دو سال پیش، بلافاصله پس از آن که تونی بلر در نطقی رسمی از ضرورت کمک از ایران و سوریه برای حل معضلات خاورمیانه سخن به میان آورد، کاکلین در دو مقاله، آن هم در یک روز از قول مقامات امنیتی، یک مقام ارشد وزارت خارجه بریتانیا و آژانس‌های امنیتی غربی، مدعی شد که ایران، رهبری شبکه القاعده را در دست گرفته  و رئیس‌جمهور این کشور نیز قرار است به زودی جانشین اسامه بن لادن در القاعده شود!
 
• شما در همان هنگام نیز واکنش‌هایی در این زمینه داشتید؟
* دو سال پیش در چنین روزهایی با انتشار مقاله‌ای به زبان‌های فارسی و انگلیسی ـ که در تعداد بسیاری از سایت‌ها و مؤسسات بین‌المللی ضد جنگ بازتاب داشت ـ از پوشالی و دروغ بودن بیشتر نوشته‌های این روزنامه‌نگار کهنه‌کار انگلیسی خبر داده و با تحلیل حدود پنجاه مورد از نوشته‌های وی، ثابت کرده بود که اکثر قریب به اتفاق نوشته‌های کاکلین، منبع قابل ردیابی ندارد و نمی‌توان درستی و نادرستی آن را دریافت.
تقریبا منابع افشاگری‌های کاکلین علیه ایران از این دست هستند: مقامات لبنانی، یک سرباز اسرائیلی، یک دیپلمات ارشد اروپایی، یک مقام نزدیک به مذاکره کنندگان آژانس، یک مقام ارشد آمریکایی، یک فرمانده ارشد اسرائیلی، یک مقام ارشد امنیتی غربی و منابع مجهولی از این دست که مطلقا قابل ردیابی و ارزشگذاری از نظر درستی و نادرستی نیستند.

در این پژوهش رسانه‌ای، نشان دادم که تنها یکی از مقالات کاکلین از نظر منبع قابل ردیابی و دارای مأخذ مشخص بود و آن مطلبی بود به نقل از سازمان «مجاهدین خلق ایران» که در آمریکا و اروپا رسما به عنوان یک گروه تروریستی غیرقانونی و فعالیتش ممنوع اعلام شده است.
اندکی بعد و به استناد مقاله من، سازمان ضد جنگ بریتانیایی «کارزار علیه تحریم و حمله نظامی به ایران» (کاسمی) به استناد این پژوهش رسما علیه گروه مطبوعاتی تلگراف و شخص کاکلین به دادگاه مطبوعات بریتانیا شکایت کرد.
البته باید گفت تأثیر مقاله من درباره شیوه کار این روزنامه‌نگار بریتانیایی تا اندازه‌ای بود که در بیوگرافی کاکلین در سایت ویکیپدیا نیز بخشی به آن اختصاص یافت؛ هر چند این بخش بلافاصله توسط وی و دوستانش از ویکیپدیا پاکسازی شد.

من در آن مقاله و در بررسی نوشته‌های کاکلین، صرفا بر پایه تجربه و مشاهده استدلال کرده بودم که هرگاه و در هر مرحله‌ای، احتمال گشایشی در روابط ایران و غرب مطرح می‌شود، آقای کاکلین ناگهان با یک خبر دست اول و افشاگری مهم یک خطی ـ که به سرعت به تیتر یک برخی روزنامه‌ها تبدیل می‌شود ـ وارد میدان شده و با مقادیر بسیاری پس‌زمینه و پیش‌زمینه و آب وارد مطلب کردن، تلاش می‌کند تا نشان دهد که ایران مذاکره نا‌پذیر و اصلاح نشدنی است و دولت‌های غربی باید گفت‌وگو با این حکومت را فراموش کنند و صرفا در پی تغییر حکومت ناگهانی در تهران باشند.
من در آن زمان، تنها تحلیل و برداشت خود را اعلام کردم، ولی چنان که گفته خواهد شد، بعدها دقیقا ارتباط سیستماتیک روزنامه‌نگارانی مانند کاکلین در چند مرحله و توسط دیگران فاش شد و من نیز در این زمینه به اطلاعات جدیدی دست یافتم.

کاکلین با انتشار حدود دویست مقاله با موضوع ایران در نشریات راستگرا و جنگ‌طلب بریتانیایی و آمریکایی چون دیلی تلگراف، ساندی تلگراف، نیویورک سان، واشنگتن تایمز، اسپکتیتور و نشنال ریویو، بی‌گمان یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران ضد ایرانی در اروپا و آمریکا در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.
کارنامه کاکلین 53 ساله در زمینه انتشار کتاب نیز از نظر کمی پربار است. از او تاکنون حدود ده عنوان کتاب به چاپ رسیده که از آن میان، چهار عنوان به زندگی و زمانه صدام حسین اختصاص دارد. کاکلین ضمنا یک کتاب هم به مناسبت سی‌امین سالگرد انقلاب ایران زیر چاپ دارد که قرار است در دو ماه آینده منتشر شود.
وی همان روزنامه‌نگاری است که در آستانه جنگ آمریکا و عراق در مارس 2003، با طرح ادعاهایی چون امکان دسترسی سریع ماشین جنگی رژیم صدام حسین به جنگ‌افزارهای کشتار جمعی در 45 دقیقه (که مورد سوءاستفاده تونی بلر، نخست وزیر وقت بریتانیا برای توجیه حمله به عراق قرار گرفت و سرانجام منجر به مرگ مشکوک دکتر دیوید کلی شد) به تسریع جنگ کمک کرد.
 
• آیا این گفته‌ها از سوی برخی افراد وابسته به محافل امنیتی بریتانیایی و آمریکایی در نشریات کشورهای غربی منتشر شد تا زمینه‌های جنگ عراق را برای نیروهای ائتلاف و فشار بین‌المللی روی دیکتاتور وقت عراق افزایش دهد؟
* بعدها البته دقیقا معلوم و افشا شد که این ادعا، نه از سوی بلر و نه حتی توسط کاکلین اختراع نشده و بخشی از برنامه درازمدت فرسایشی تبلیغاتی ـ رسانه‌ای سازمان‌های امنیتی آمریکا و بریتانیا و به ویژه «اس.آی.اس»، معروف به ام.ای.سیکس، سازمان امنیت خارجی بریتانیا برای توجیه حمله نظامی به عراق بوده است.
از سوی دیگر، سال گذشته در یک اقدام نه چندان معمول، «سر ریچارد دیرلاو»، مدیر کل سابق سازمان «ام.آی.سیکس» که مسئول امنیت خارجی بریتانیاست، در یک سخنرانی عمومی در دانشگاه علوم اقتصادی و سیاسی لندن (ال.اس.ای) شرکت کرد. 
در بخش پایانی پرسش و پاسخ این نشست که به دلیل طفره رفتن وی از پاسخگویی به جنجال کشیده شد و فیلم آن نیز در اینترنت موجود است، یکی از حضار به نام خانم «آنی مکان» که بعدها دریافتم از مأموران سابق و ناراضی سازمان امنیت داخلی بریتانیا بوده، از دیرلاو درباره تداوم وجود و فعالیت شبکه «آی.او.پی.اس» در اینتلیجنس سرویس سؤال کرد که آیا هدف اصلی آن گمراه کردن افکار عمومی با دادن اطلاعات و گزارش‌های دروغ به رسانه‌های عمومی از طریق روزنامه‌نگاران مورد حمایت دستگاه‌های امنیتی است؟

دیرلاو که قاعدتا باید این موضوع را به شدت تکذیب می‌کرد، در کمال شگفتی تنها پاسخ داد: من نمی‌خواهم به پرسش‌های دقیق و مشخص پاسخ دهم.
پس از آن جلسه، از خود خانم مکان ـ که بعدها فهمیدم شریک زندگی دیوید شیلر، جاسوس جنجالی و افشاگر ام. آی.سیکس بوده ـ کتاب مهم و پر از اطلاعات خانم مکان با نام «جاسوسان، دروغ‌ها و افشاگران: ام.آی فایو، ام.آی سیکس و ماجرای دیوید شیلر» درباره عملکرد سازمان‌های امنیتی بریتانیا را مطالعه کردم. خانم مکان گفت: سؤالش از دیرلاو در واقع، بخشی از کتابش است و مشخصا معطوف به فعالیت‌ها و نوشته‌های امثال کان کاکلین است. جالب آن که نه او و نه من تا پیش از آن از نوشته‌های یکدیگر درباره کاکلین و عملکرد او خبر نداشتیم.

در یک رویداد مرتبط با موضوع کاکلین، حدود سه ماه پیش (در آغاز ماه اوت 2008)، «ران ساسکیند»،  روزنامه‌نگار سرشناس 49 ساله نیویورکی و برنده جایزه مشهور پولیتزر، کتابی را در 428 صفحه با نام «راه جهان: داستان حقیقت و آرزو در عصر افراطگرایی» منتشر کرد. بخش چهارم از فصل سوم این کتاب به طور کاملا مستند به کارهای سازمان‌های امنیتی آمریکا و بریتانیا در ارایه اسناد دروغین و گمراه کننده به چند روزنامه‌نگار غربی به ویژه کان کاکلین و انتشار آنان به عنوان افشاگری و مدارک مهم کشف شده توسط روزنامه‌نگار ماهر در راستای گمراه ساختن افکار عمومی بین‌المللی و تهییج آنان علیه کشورهای مورد نظر اختصاص دارد.
در این کتاب، مفصل به ماجرای جنجالی «طاهر جلیل حبوش التکریتی»، رئیس فراری سازمان امنیت عراق در حکومت صدام حسین و در آستانه جنگ عراق، پرداخت پنج میلیون دلار پول از سوی سازمان سیا به التکریتی برای جعل اسناد به سود آمریکا و متحدانش و انتشار آنها توسط کاکلین در دیلی تلگراف و دیگر رسانه‌های غربی پرداخته شده است. اتهامی که اگر بی پایه و حتی لرزان و اثبات‌ناشدنی بود، تاکنون به طور جدی مورد اعتراض قضایی روزنامه‌نگار دیلی تلگراف و حتی سازمان‌های امنیتی غربی و تعقیب حقوقی ساسکیند منجر می‌شد و البته تاکنون چنین نشده و جالب اینجاست که مبنای اصلی اسناد جعلی سیا که به نام ژنرال حبوش جعل و توسط کاکلین منتشر شدند نیز ارتباط حکومت صدام حسین با شبکه القاعده بودند.

کتاب ساسکیند در رسانه‌های بین‌المللی و مجامع روشنفکری جهان با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد، ولی جریان اصلی رسانه‌ای در غرب به سادگی از شاه بیت آن یعنی جعل اسناد توسط سازمان سیا و انتشار آنها توسط کاکلین و روزنامه‌نگارانی همانند وی گذشتند و تلاش کردند تا این کشف را کم اهمیت جلوه دهند.
ممکن است، در یک نگاه ابتدایی چنین گفته شود که نوشته‌های روزنامه‌نگارانی چون کاکلین چندان مهم نیستند و دنیا به خوبی می‌داند که ایران از نظر فکری و روش سیاسی، تناسبی با القاعده و رهبران آن ندارد، ولی تنها با یک نگاه ساده بر سایت‌های خبری روزهای اخیر، دریافته می‌شود که این گونه روزنامه‌نگاران در جهان رسانه‌ای، بسیار جدی گرفته می‌شوند و سخنشان نه تنها در رسانه خودشان، بلکه در دیگر رسانه‌های سراسر جهان بازتاب گسترده‌ای یافته و به اسنادی انکارناشدنی در روند پرونده‌سازی علیه ایران تبدیل می‌شود و حتی تکذیب بعدی نیز از تأثیرگذاری مخرب آنها بر افکار عمومی جهانی علیه ایران نمی‌کاهد.

با توجه به مواردی که مطرح شد، ساده‌انگارانه است اگر نوشته‌های پیاپی و ادعاهای شگفت‌انگیز امثال کان کاکلین را کارهایی فردی و غیرسازمان یافته تلقی کرد و نقش هدایت‌کننده و با برنامه‌ریزی مشخص سازمان‌های امنیتی و جاسوسی غربی در راستای تخریب کشورهای هدف حملات آنان را نادیده گرفت.
در جهان امروز و به ویژه در اروپا و آمریکا، برای دروغ پردازی‌ها و ایراد تهمت‌هایی به مراتب کمتر از این، از افراد و مؤسسات شکایت می‌شود، ولی دریغ که چه در موارد قبلی، (سوای سازمان غیر دولتی و غیر ایرانی کاسمی)  و چه در این مورد، هیچ گزارشی از اعتراض و شکایت رسمی مسئولان ایرانی مطرح نشده و حداکثر به یک پاسخ کوتاه بی‌تأثیر فرمالیته بسنده شده است.
طبیعی است، سکوت رسانه‌ای و حقوقی دولتی و غیر دولتی ایرانیان در برابر چنین دروغ‌پردازی‌های اثبات ناشدنی در درازمدت، می‌تواند به باز شدن راه برای توجیه افکار عمومی بین‌المللی و فضاسازی جهانی در راستای تعرض به منافع ملی ایران منجر شود.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
---------------------------------------------

18 .The Way of The World: A Story of Truth & Hope In An Age of Extremism, By Ron Suskind, Simon& Shuster, London, 2008, pp. 355-398 

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/09/06
پاسخ

شرایط بحرانی و انقجارآمیز اقتصاد دنیا بویژه دنیای غرب در جستجوی بهانه و زمینه چینی برای ایجاد اغتشاش هایی نظیر آنچه که در عصر صدام حسین اتفاق افتاد، هستند تا بخش مهمی از گرفتاری های موضعی خود را مجددا بر سر کشورهای نفتخیز خاورمیانه سرشکن نموده و در عین حال گام های دیگری را برای هژمون بر منابع نفتی خاورمیانه بردارند

کاربر مهمان -> 1387/09/07
پاسخ

دکتر جان تلاش شما چون همیشه قابل تقدیر و تشکر فراوان است من شخصا بارها و بارها با این گونه غرض ورزی ها مواجه بوده ام و تاثیرات آن را هم به عینه دیده و لمس کرده ام نمونه بارز آن همانطور که اشاره کرده اید در مورد حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام است. به طور قطع دست هایی در کار است تا جلوی برقراری روابط مناسب بین ایران و غرب را بگیرد ولی یک مساله را نباید از نظر دور داشت و آن هم این که اگر تمام موانع را حذف کنیم و جاده صاف و آماده بهره برداری برای سیاست خارجی ایران باشد و غربی ها به طرف ایران گسیل شوند یک سری موانع داخلی وجود دارد که همیشه مانع اساسی محسوب می شود

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین