به مناسبت هجدهم شهریور، سالروز درگذشت جلال آل احمد
جلال با نوشتن زندگی می کرد
روزنامه خراسان نوشت:
آل احمد، یکی از نویسندگان بزرگ و ارزنده و از متفکّران صاحب نام روزگار ماست.او در سال 1302 شمسی در محلّه پامنار تهران و در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. از نوشته های او چنین برمی آید که «همه قبیله او عالمان دین بودند.»جلال پس از گذراندن تحصیلات و فارغ التحصیلی از دانشسرا،  به کار معلّمی پرداخت.
او همواره به فعالیت های فرهنگی و سیاسی علاقه نشان می داد. آل احمد تا پایان عمر، معلّمی مبارز و نویسنده ای اجتماعی باقی ماند و در هجدهم شهریورماه سال 1348 شمسی با حجم تنگ زندگی، بدرود گفت.واقعیت این است که آل احمد به قلم عشق می ورزید و با قلم، انس و الفتی بسیار داشت که پُربیراه نیست اگر بگوییم او، تاوان عشق به قلم را نیز به جان خرید. نوشته ها و خُلق و خو و رفتار جلال چنان درهم تنیده بود که آن ها که او را دیده بودند و می شناختند، گمان نمی رود چیزی از او بخوانند و زنگِ صدای او در گوششان نپیچد و یا رفتارش پیش چشمشان مجسّم نشود. او با نوشتن، زندگی می کرد و گرچه نویسندگی بارزترین جنبه زندگی او بود،  آن چه بردِ نوشته هایش و دامنه تأثیر آن را افزون می کرد، حضور و رفتارش بود. می خواست ظاهر و باطنی یگانه داشته باشد و از همین رو، همان گونه می نوشت که زندگی می کرد و همان گونه زندگی می کرد که می نوشت.
نویسنده ای دردآشنا
خصوصّیات رفتاری و سلوک قلمی آل احمد چنان بود که خیلی زود نامش در میان قشرهای مختلف، اعم از جوانان و روشنفکران دانشگاهی و غیردانشگاهی، به ویژه در عرصه نشریات ادبی، بر سرِ زبان ها افتاد. ذهن کنجکاو و جست و جوگر، صراحت بیان و شجاعت قلم آل احمد، در مجموع او را به عنوان روشنفکری مستقل (البتّه این استقلال در سال های بعد به دست آمد) و نویسنده ای دردآشنا مطرح کرد. جلال، بسیار پُرکار بود و در عرصه هایی چون تدریس، تألیف، تصنیف، ترجمه،  روزنامه نگاری و امور سیاسی و اجتماعی فعالیت داشت. آل احمد را می توان یکی از پُرنویس ترین نویسندگان عصر معاصر به شمار آورد: «چهل و شش سال زندگی،  سی سال نویسندگی و حدود چهل اثر. این کارنامه جلال است.»۱
شهرت ادبی آل احمد در سال 1324 با انتشار داستان کوتاهی به نام «زیارت» در مجله سخن آغاز شد. این قطعه جالب و یازده داستان دیگر، همان سال در مجموعه ای با عنوان «دید و بازدید» به چاپ رسیدند. مضمون این داستان ها پیرامون انتقاد از خرافه پرستی و ریاکاری، تقبیح جنبه های نامطلوب زندگی شهری و دلسوزی پی گیر برای توده های رنج دیده از بابت ناتوانی های اجتماعی و سیاسی شان، دور می زند. سعی جلال در سال های نخست نویسندگی ـ جدای از شماری مقاله های انتقادی و اجتماعی که برای جراید نوشت ـ بیشتر متوّجه نگارش داستان کوتاه بود. در سال های بعد، چهار مجموعه داستان دیگر منتشر کرد: «از رنجی که می بریم»، «سه تار»، «زن زیادی» و «سرگذشت کندو ها».
وی در سال های پس از 1332، به پژوهش در زمینه آداب و رسوم، گویش ها، فرهنگ عامّه و جنبه های دیگر زندگی روستایی در بخش هایی از ایران روی آورد. سه مجموعه از این بررسی ها عبارتند از: «اورازان»، «تات نشین های بلوک زهرا» و «دُرّ یتیم خلیج، جزیره خارک». با وجود ادّعای متواضعانه نویسنده که قصد دانش پژوهی جدّی نداشته، به گفته کارشناسان، این  آثار، اطلاعات جالبی درباره جامعه شناسی، مردم شناسی و لهجه شناسیِ این مناطق فراهم کرده اند. در عرصه رمان نویسی، آخرین کارهای این نویسنده، یکی رُمان کوتاهی است به نام «مدیر مدرسه» و دیگری حکایتی بلند یعنی «نون و القلم».آل احمد در دوره  نخستین نویسندگی، به همان شیوه ای می نوشت که هدایت، جمال زاده و بزرگ علوی از آن استفاده می کردند؛ نثری توصیفی، کاوش گرانه و روایی. کتاب «از رنجی که می بریم»، ما را به قدرت توصیف این نویسنده آشناتر می کند.
آثار آل احمد را به طور کلّی می توان در پنج مقوله یا موضوع طبقه بندی کرد: داستان و رمان، مشاهدات و سفرنامه، مقالات، ترجمه و خاطرات و نامه ها. اغلب نوشته های جلال به گونه ای است که خواننده می تواند بپندارد نویسنده در برابرش نشسته و دارد سخنانش را تقریر می کند و خواننده، هرگاه با سبک و سیاق نثر آل احمد آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات، آغاز و انجام آن ها را دریابد، سردرگم خواهد شد. از این رو،  ناآشنایان با سبک نثر او ناگزیر می شوند پاره ای از عبارت هایش را بیش از یک بار و دوبار بخوانند.«نثر آل احمد ساده و دلنشین است؛ با مردم به زبان خودشان حرف می زند و گاه چنان به سادگی مقصود خود را بیان می کند که عباراتش مانند گفت وگوهای روزانه درهم می شکند و تنها به کمک آهنگی که به جمله ها می توان داد،  آغاز و انجام پیدا می شود. گویی خواننده را پیش چشم تصوّر کرده است و با او حرف می زند و هرگز میان او و خود فاصله ای نمی بیند. گاه مطالعه و دانش او، واژه های دشوار و اصطلاحی را در نوشته هایش راه می دهد و خواننده کم مایه را برای فهم منظور به دردسر می اندازد؛ امّا باز بیانش چنان است که از آن، یک نتیجه کلّی به دست می آید.»۲
نثر جلال ، دقیق، صریح و صمیمی است
در کنار این ویژگی،  نثر او در برخی از مقالات انتقادی و اجتماعی اش، گاه، حیات سیل گونه می یابد؛ نیرومند است، پویایی دارد، می خروشد و در مسیل هرچه هست،  می روبد، می کوبد، می غلتاند و با خود می برد. وی با این گونه نوشتارش، خواب های خفتگان را برمی آشوبد؛ اعلام خطر می کند؛ فریاد می کشد؛ عصیان می کند و ژرفای وجود مخاطب را می کاود. این جاست که باید اعتراف کرد جلال، در واقع مبتکر نثر «تلگرافی، حساس، دقیق، خشن، صریح، صمیمی و منزه طلب»۳
معاصر فارسی به شمار می آید.از سوی دیگر، رسالت هنر و هدف داری ادبیات، از برجسته ترین پیام های جلال است. هنر در نظر او،  وسیله ای برای بیان افکار است و نه هدف. این اعتقاد راسخ را هم در آثارش ملاحظه می کنیم و هم در زندگی پرفراز و نشیبش. بنابراین اگر در عصر حاضر خواسته باشیم از نویسندگانی نام ببریم که تاریخ پرخشونت و تلاطم عصرشان را در سبک نویسندگی شان منعکس کرده باشند و بیان شان، ترجمان التهاب ها و نوسان های روزگارشان باشد، بی تردید باید آل احمد را از نام آورترین آن نویسندگان دانست.از این گذشته، در زمینه حوزه تأثیر آل احمد بر هم عصرانش و همچنین سبک نویسندگی او، تاکنون نظرات زیادی عنوان گشته است. از جمله دکتر شفیعی کدکنی معتقد است: «جلال، یک نفر نویسنده سیاسی به معنی اخصّ کلمه بود و لذا یکی از مردمی ترین نویسندگان معاصر ایران به شمار می  رود و احتمال دارد که حوزه تأثیر و نفوذ او حتی بیشتر از صادق هدایت باشد. جلال تا حدّی در آثار نیمه دوم عمرش در زبانی که آفریده بود، متخصّص بود. این زبان از نظر حرکت خود، سرعت عباراتش، ایجاز عبارات و نزدیکی شگفت انگیزش به زبان محاوره ای، گذر و برشی بود از نمونه های اصیل نثر فارسی که مقلّدینی خصوصاً در حوزه رساله نویسی در پی داشت.»۴
به تعبیر دیگر «جلال آل احمد در عرصه نویسندگی دهه های گذشته ایران از دو جهت متمایز است: نخست این که او در یک خانواده کاملاً مذهبی و خوشنام دیده به جهان گشوده بود، امّا جویندگی و عطش روحی، وی را از مسیر تجربه های گوناگون عبور داد و هرگز نتوانست در یک جا، حتی در بستر آرامش بخش باورهای دینی آرام گیرد و دیگر آن که شاید تحت  تأثیر همین زندگی پرتکاپو و سرشار از مسئله بود که آل احمد به شیوه و سبک جدیدی از نویسندگی دست یافت که تا مدّت ها، نویسندگان جوان نسل بعد از خود را، شیفته زبان و اندیشه خویش قرار داده بود.»۵
از ویژگی های بارز دیگر نثر داستانی جلال این است که او گاه جمله را خرد می کند و اجزایی از آن، مثلاً صفت یا قید را، در جمله ای مجزّا و مؤخّر می آورد: «توی ماشین ما سیّدی بود سخت چاق و سرخ و سفید. با ریش دو سه رنگ، ته اش سفید ـ وسطش قرمز ـ آخرش سیاه .... (رنگ و حنایش دیر شده)»۶
حذف به قرینه های لفظی و معنوی و گاه حتّی بخش کوچکی از جمله، از ویژگی  دیگر نثر اوست تا جایی که گاه خواننده می اندیشد آل احمد، فهم جمله های ناتمام نثرش را به او واگذاشته است و شگفت آن که با همین شیوه نثر ـ که صفت «شکسته» برای آن مناسب به نظر می رسد ـ خواننده، پیام او را به سادگی درمی یابد.
کوتاه سخن آن که جلال آل احمد، نویسنده ای است رئالیست و موفّق که شیوه تازه و ابتکاری نثرش، او را از دیگر نویسندگان ممتاز می کند. همچنین «ویژگی  چشمگیر تقریباً همه آثار داستانی او، کاربرد گسترده زبان گفتاری است و این رویّه را حتّی به عبارت های توصیفی اش نیز بسط می دهد؛ در حقیقت گاهی تمیز نقل قول مستقیم از غیرمستقیم در نوشته هایش دشوار است. اما او استاد ایجاز و دقّت کلام است: پس از ترسیم تصویر بسیار مختصری از قیافه ظاهری چهره های داستان، به آن ها مجال می دهد با سخن خود، جان گیرند.»۷
پی نوشت:
۱ـ از چشم برادر، شمس آل احمد، انتشارات کتاب سعدی، 1369، ص 246
۲ـ بررسی ادبیات امروز ایران، محمد استعلامی، انتشارات امیرکبیر، چ 5، 1356، ص 123
۳ - غروب جلال، سیمین دانشور، انتشارات رواق، 1360، ص7
۴ـ به نقل از: ادبیات نوین ایران، یعقوب آژند، انتشارات امیرکبیر، 1363، ص 362
۵ـ چون سبوی تشنه، محمد جعفر یاحقی، انتشارات جامی، چ دوم، 1375، صص 205 و 206
۶ـ خسی در میقات، جلال آل احمد، انتشارات رواق، 1363، ص 24
۷ـ پایه گذاران نثر جدید فارسی، حسن کامشاد، نشر نی،1384، صص 184 ـ

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1391/06/18
پاسخ

خداوند او و همسرش را بیامرزد

javad -> 1391/06/18
پاسخ

خدا بیامرزدش.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین