قانون با خداداد عزیزی که یک روز پس از یازدهمین سالگرد گل تاریخیاش به استرالیا، خبرنگاری را در ورزشگاه ثامن مشهد کتک زد و به بیمارستان فرستاد، چه میکند؟ مجتبی شریفی، رئیس کمیته انضباطی میگوید بی توجه به تصمیم خبرنگار مضروب که همان شب رضایت داد و خداداد را از بازداشت درآورد، پروندهای تشکیل میدهد و او را محاکمه میکند.
به نوشته اعتماد ملی، نام خبرنگار مضروب که از شیراز به مشهد رفته بود تا بازی پیام - مقاومت سپاسی را ببیند، قاسم محمدی است. او یک روز پس از آنکه با پادرمیانی اطرافیان باشگاه مقاومت شکایتش را پس گرفت، در نامهای سرگشاده با عنوان <براي اسطورهسازيهاي يكشبه> خداداد عزیزی را به امام رضا(ع) واگذار کرد. در بخشی از این نامه که ایسنا آن را منتشر کرد آمده است:
<سخت است پس از عمري نوشتن براي ورزش، حالا قلم به دست بگيري و از دردهايت بنويسي. كدام قلم؟ كدام دست؟ قلمي كه عصر شنبه در مشهد زير لگدهاي فوتباليها له شد و دستي كه حالا وبال گردن است؟ چقدر تصاوير رويايي از ستارهها خلق كرديم، پوسترهاي گلاسه و تمامقد حضرات را سينه ديوار اتاقهايمان چسبانديم و در وصف جوانمرديشان شاهنامهها سروديم. قصه قهرمانان و پهلوانان تمام شد. ديگر كسي برايم لالايي ملبورن را زمزمه نكند.
دیگر کسی کوچکترین رفتار این به اصطلاح الگوهای جامعه را برایم تیتر نکند.
وقتی بین زمین و آسمان فاصله سکوها تا زمین را معلق زدم، فارغ از دردی که تمام استخوانهایم را هنوز هم دربرگرفته، زخمیعمیق بر دلم نشست. آنکه آن روز اینگونه لگد به پهلوی من میزد، در روزی مانند دیروزش با ضربه زدن به توپ، قلب میلیونها ایرانی را تسخیر کرده بود. چه دنیای عجیبی!
وقتی فهمیدم پس از آن همه کتکخوردن تازه به من لقب خوششانس هم دادهاند، به خودم بالیدم! گویا قرار بوده آنجا کشته شوم، از اینکه طرح کشتن من ناتمام ماند متاسفم! شرمندهام که به خواستهتان نرسیدید اما راستی من دیشب از شدت درد به خود پیچیدم و خوابم نبرد، شما چه؟ آیا توانستید دور از درد وجدان آسوده بخوابید؟ تو با خودت چه کردهای؟ با ستاره میلیونها ایرانی چه کردهای؟
به هرجا که نگاه میکنم ردی از تو پیدا است. از همان روزی که اردوی تیم ملی را در زمان علی پروین ترک کردی، روزهایی که با محمد مایلیکهن به مشکل برخوردی، از مشکلاتت با مربیان آلمانی تا همایون شاهرخی، همانروزی که در مصاف با آمریکا در جام جهانی پیراهن تیم ملی را بر زمین کوبیدی و هر آنچه بر زبانت آمد را نثار جلال طالبی کردی، روزی که بلاژویچ از اردوی تیم ملی اخراجت کرد یا مشکلاتی که با دنیزلی داشتی، وقتی با ناصر شفق دست به یقه شدی تا تمام روزهایی که داوران را در امر هدایت گوسفند عاجز پنداشتی، همان زمانی که پس از صعود پیام، اهواز را به آشوب کشاندی همه و همه نشانگر چهره عاصی توست.
با خودت چه میکنی، چه زود اسطوره میسازیم. یکی به <رستم و سهراب> به <تختي و پوريايولي> بگوید آسوده بخوابند، فوق ستارههای پهلوان بیدارند. در پایان هم باید بنویسم قانون و کمیتهانضباطی به جای خود اما تو را به امام رضا واگذار میکنم.>
خداداد عزیزی، باید ساعت 18 امروز در کمیته انضباطی حاضر شود. این در حالی است که، مدیرعامل باشگاه پیام مشهد، مدعی است او آنقدر که رسانهها میگویند مقصر نبوده است.
علی صلاحی در توضیح اتفاق عصر شنبه به ایسنا میگوید: <گويا وقتي بازي تمام ميشود اين خبرنگار با صداي بلند صلوات ميفرستد كه اين موضوع واكنش خداداد عزيزي را در پي داشته و خداداد به او ميگويد: چه خبرت است، مگر چه كردهايد، يك گل شانسي زده و سپس 11 نفره دفاع كردهايد. اين صحبت خداداد توهين خبرنگار شيرازي را به همراه داشته و اين توهين باعث درگيري همراهان خداداد با اين خبرنگار ميشود. بعد از اينكه اين خبرنگار مورد ضرب و شتم اطرافيان خداداد قرار ميگيرد، به مادر خداداد عزيزي فحاشي ميكند و از آنجايي كه خداداد به شدت روي مادر مرحومش حساس است، كنترل خود را از دست داده و درگيري بالا ميگيرد>!
حجتالاسلام عباس علیپور، یکی از اعضای سازمان لیگ فوتبال ایران پیشبینی میکند که عواقب سختی در انتظار خداداد عزیزی خواهد بود: <به همه خبرنگاران اين قول را ميدهم كه اهميتي به توصيه و سفارش هيچ فرد يا مرجعي نميدهيم و بهخاطر اينكه چنين رفتارهايي تكرار نشود، شديدترين برخورد را با او خواهيم داشت.>
به نوشته اعتماد ملی، نام خبرنگار مضروب که از شیراز به مشهد رفته بود تا بازی پیام - مقاومت سپاسی را ببیند، قاسم محمدی است. او یک روز پس از آنکه با پادرمیانی اطرافیان باشگاه مقاومت شکایتش را پس گرفت، در نامهای سرگشاده با عنوان <براي اسطورهسازيهاي يكشبه> خداداد عزیزی را به امام رضا(ع) واگذار کرد. در بخشی از این نامه که ایسنا آن را منتشر کرد آمده است:
<سخت است پس از عمري نوشتن براي ورزش، حالا قلم به دست بگيري و از دردهايت بنويسي. كدام قلم؟ كدام دست؟ قلمي كه عصر شنبه در مشهد زير لگدهاي فوتباليها له شد و دستي كه حالا وبال گردن است؟ چقدر تصاوير رويايي از ستارهها خلق كرديم، پوسترهاي گلاسه و تمامقد حضرات را سينه ديوار اتاقهايمان چسبانديم و در وصف جوانمرديشان شاهنامهها سروديم. قصه قهرمانان و پهلوانان تمام شد. ديگر كسي برايم لالايي ملبورن را زمزمه نكند.
دیگر کسی کوچکترین رفتار این به اصطلاح الگوهای جامعه را برایم تیتر نکند.
وقتی بین زمین و آسمان فاصله سکوها تا زمین را معلق زدم، فارغ از دردی که تمام استخوانهایم را هنوز هم دربرگرفته، زخمیعمیق بر دلم نشست. آنکه آن روز اینگونه لگد به پهلوی من میزد، در روزی مانند دیروزش با ضربه زدن به توپ، قلب میلیونها ایرانی را تسخیر کرده بود. چه دنیای عجیبی!
وقتی فهمیدم پس از آن همه کتکخوردن تازه به من لقب خوششانس هم دادهاند، به خودم بالیدم! گویا قرار بوده آنجا کشته شوم، از اینکه طرح کشتن من ناتمام ماند متاسفم! شرمندهام که به خواستهتان نرسیدید اما راستی من دیشب از شدت درد به خود پیچیدم و خوابم نبرد، شما چه؟ آیا توانستید دور از درد وجدان آسوده بخوابید؟ تو با خودت چه کردهای؟ با ستاره میلیونها ایرانی چه کردهای؟
به هرجا که نگاه میکنم ردی از تو پیدا است. از همان روزی که اردوی تیم ملی را در زمان علی پروین ترک کردی، روزهایی که با محمد مایلیکهن به مشکل برخوردی، از مشکلاتت با مربیان آلمانی تا همایون شاهرخی، همانروزی که در مصاف با آمریکا در جام جهانی پیراهن تیم ملی را بر زمین کوبیدی و هر آنچه بر زبانت آمد را نثار جلال طالبی کردی، روزی که بلاژویچ از اردوی تیم ملی اخراجت کرد یا مشکلاتی که با دنیزلی داشتی، وقتی با ناصر شفق دست به یقه شدی تا تمام روزهایی که داوران را در امر هدایت گوسفند عاجز پنداشتی، همان زمانی که پس از صعود پیام، اهواز را به آشوب کشاندی همه و همه نشانگر چهره عاصی توست.
با خودت چه میکنی، چه زود اسطوره میسازیم. یکی به <رستم و سهراب> به <تختي و پوريايولي> بگوید آسوده بخوابند، فوق ستارههای پهلوان بیدارند. در پایان هم باید بنویسم قانون و کمیتهانضباطی به جای خود اما تو را به امام رضا واگذار میکنم.>
خداداد عزیزی، باید ساعت 18 امروز در کمیته انضباطی حاضر شود. این در حالی است که، مدیرعامل باشگاه پیام مشهد، مدعی است او آنقدر که رسانهها میگویند مقصر نبوده است.
علی صلاحی در توضیح اتفاق عصر شنبه به ایسنا میگوید: <گويا وقتي بازي تمام ميشود اين خبرنگار با صداي بلند صلوات ميفرستد كه اين موضوع واكنش خداداد عزيزي را در پي داشته و خداداد به او ميگويد: چه خبرت است، مگر چه كردهايد، يك گل شانسي زده و سپس 11 نفره دفاع كردهايد. اين صحبت خداداد توهين خبرنگار شيرازي را به همراه داشته و اين توهين باعث درگيري همراهان خداداد با اين خبرنگار ميشود. بعد از اينكه اين خبرنگار مورد ضرب و شتم اطرافيان خداداد قرار ميگيرد، به مادر خداداد عزيزي فحاشي ميكند و از آنجايي كه خداداد به شدت روي مادر مرحومش حساس است، كنترل خود را از دست داده و درگيري بالا ميگيرد>!
حجتالاسلام عباس علیپور، یکی از اعضای سازمان لیگ فوتبال ایران پیشبینی میکند که عواقب سختی در انتظار خداداد عزیزی خواهد بود: <به همه خبرنگاران اين قول را ميدهم كه اهميتي به توصيه و سفارش هيچ فرد يا مرجعي نميدهيم و بهخاطر اينكه چنين رفتارهايي تكرار نشود، شديدترين برخورد را با او خواهيم داشت.>