چه کسی میتواند در برابر پیشنهاد سفر سه روزه به پایتخت فرانسه با هزینه تنها شش یورو (شامل جا برای اقامت) مقاومت کند؟ آگهی روزنامه درباره این سفر آنچنان اغواکننده بود که هیچ دانشجویی، زحمت پرسش از پشت پردهها و حامیان مالی این سفر تخفیف داده شده را به خود نداد؛ هرچند که شرکت در تظاهراتی سیاسی در فرودگاه «شارل دوگل»، شرط این سفر بود. به این ترتیب، لهستانیهای ساده و بیتجربه حاضر شدند برای یک روز به «مجاهدین خلق» تبدیل شوند.روزنامه «استاندارد» ـ چاپ اتریش ـ نوشت: این تظاهرات در فرودگاه جدیدترین اقدامی بود که به وسیله سازمان شبه نظامی مجاهدین خلق ایران انجام میشود که این از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا در دسته گروههای تروریستی قرار گرفته است. در کنار جمعآوری کمکهای نقدی در پیادهروهای شهرهای بزرگ آلمان («کلن» یکی از مهمترین پایگاههای مجاهدین در اروپاست) برگزاری تظاهرات نیز که برای نمونه در تابستان 2003 با خودسوزی دو ایرانی تبعیدی به اوج خود رسید، در زمره فعالیتهای نادر این سازمان قرار دارد.
در سال 1965 مجاهدین خلق ایران پایهگذاری شد و به مخالفت با رژیم شاه رضا پهلوی که مورد حمایت غرب بود و تا انقلاب اسلامی 1979 با استبداد حکومت کرد، برخاست. نخستین گروه مجاهدین، جهانبینی خود را با آمیزهای خام از مارکسیسم انقلابی، رسوم مبارزه چریکی «هوچیمین» و «چهگوارا» و ویژگیهای اسلام شیعه که آن را به عنوان جنبش اعتراضی علیه استثمار جامعه و خشونت دولتی تعبیر کردند، تزیین کرد. مبارزه مسلحانه از آغاز، وسیله ترجیحی مجاهدین برای بالا بردن قدرت ضربهزنی لازم به تبلیغات ضدآمریکایی و ضدپادشاهی آنان بود.
در سال 1971 مجاهدین خلق نخستین حمله بزرگ خود را طراحی کرده و قصد داشت به مناسبت دو هزار و پانصدمین سالگرد حکومت پادشاهی ایران، نیروگاه برقی تهران را منفجر کند، ولی نیروهای امنیتی پلهوی مانع اجرای آن شد. در پی آن، موجهای دستگیری آغاز شد و مسعود رجوی ـ که امروز به همراه همسر خود، رهبر مستبد مجاهدین خلق است ـ پس از محکومیت به زندان، به پاریس فرار کرد. رفتار و برخورد سرکوبکننده رژیم ایران حتی پس از انقلاب اسلامی نیز موجب شد که حتی مجاهدینی که در ایران باقی مانده مانده بودند، فعالیتهای خود برای بمبگذاری و جنایت علیه اهداف آمریکایی در ایران را به خارج (نه تنها به غرب؛ جایی که گروه بزرگی از ایرانیان زندگی میکنند، به ویژه به عراق) منتقل کنند.
صدام حسین در سالهای هشتاد به مجاهدین خلقی که از حکومت روحانیون تهران ناامید شده بودند، پناه داد و در سال 1985 آنان را به عنوان مزدور در جنگ اول خلیج فارس علیه ایران به کار گرفت. مجاهدین در سرکوب شورشیان کرد و شیعه عراق نیز مشارکت داشتند؛ چیزی که حمایت مردم در سرزمین مادریشان ایران را برای همیشه از میان برد.
به دنبال آن، نوعی انقلاب فرهنگی اسلامی ـ استالینیسم پدید آمد و بتسازی پیرامون رهبری مسعود رجوی و همسر وی مریم (که مجبور شد به دستور سازمان از همسر سابق خود طلاق بگیرد) همواره اشکال عجیب و غریبی به خود گرفت؛ چیزی که شعار جدید مجاهدین (ایران رجوی است، رجوی ایران است) نیز آشکارکننده آن است.
مجاهدین خلق در خارج از ایران از طریق بازوی سیاسی خود (مقاومت ملی ایران ـ NRWI) نمایندگی میشود.
از سال 1993 به اصطلاح پارلمانی در پاریس تشکیل جلسه میدهد. شورای رهبری مجاهدین خلق ایران تنها از زنان تشکیل میشود؛ علامتی عجیب برای تهران که مردان بر آن چیره هستند. منتقدان به لطف کمک عراق در زندان ابوغریب بغداد که حتی آن زمان نیز مشهور بود، ناپدید شدند. سازمان دیدهبان حقوق بشر از دهها مورد شکنجه و قتل افراد جداشده از مجاهدین خلق گزارش داد، ولی بعدها سازمان جاسوسی «CIA» چریکهای باتجربه مجاهدین را برای کارهای خود به ویژه در مسائل جاسوسی از ایران استخدام کرد.
در خارج مجاهدین خلق که بنا بر اعلام خود از سال 2001 دیگر عملیات نظامی انجام نمیدهند، از اینکه در میان نسل آتی عالمان سیاسی بیتجربه و ساده لهستان، محبوبیت به دست آوردهاند، خوشحالند؛ برای نمونه، «کارین رزتاریتس»، نماینده اتریشی اتحادیه اروپا در اجتماعی از ایرانیان در جلوی ساختمان سازمان بینالمللی انرژی اتمی در وین، درخواست کرد که سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا حذف شود، زیرا آنها نشانگر «جبهه اصلی مقاومت ایرانی علیه بنیادگرایی اسلامی» هستند.
از دسامبر 2001 سازمان مجاهدین خلق ایران و بازوی مسلح آن NLA، به پیشنهاد شورای اتحادیه اروپا در فهرست سازمانهای تروریستی آمد و در ژوئن 2008 دولت انگلیس تصمیم به حذف نام این سازمان از فهرست سازمانهای تروریستی گرفت.
