غلامرضا معمارزاده طهران
در مقدمه قانون اساسی آمده است: بدین جهت بوروکراسی که زاییده و حاصل حاکمیت‌های طاغوتی است، به شدت طرد خواهد شد تا نظام اجرایی با کارایی و سرعت بیشتر در اجرای تعهدات اداری پدید آید. اکنون پرسش این است: آیا آنچه امروز داریم، همان نظام اجرایی با کارآیی بیشتر است یا اینکه با پدیده‌ای متفاوت روبه‌رو هستیم؟
شاید نیازی نباشد مستقیم به این پرسش پاسخ داده شود، لیکن می‌توان با آشنایی با مشخصات و ویژگی‌های زرافه و ذکر نمونه‌هایی از وجوه تشابه بین بوروکراسی به عنوان یک سیستم اجتماعی و زرافه، قضاوت را به عهده خوانندگان و صاحب‌نظران گذاشت.
زرافه که به شتر، گاو، پلنگ، معروف است، حیوانی است با وجوه مشترک و در عین حال متضاد با دیگر حیوانات. گردن و پا‌های آن شبیه شتر و سر، شاخ، بدن و سم آن شبیه گاو است و شکل و رنگ پوست آن شبیه پلنگ است، ولی بر خلاف گاو، گوشت و شیر و پوست آن قابل استفاده نیست؛ صبر و بردباری و قناعت شتر را ندارد؛ در بیابان خار نمی‌خورد و بار نمی‌برد؛ چابکی، چالاکی و غرور پلنگ را هم ندارد. چنین حیوانی معمولا کمیاب است و به جز در برخی نقاط جهان که زیستگاه آن است، بیشتر مردم در باغ وحش و فیلم‌های مستند با آن آشنا می‌شوند؛ اما نمی‌توانیم بگوییم اصالتا حیوان مضری است، ولی فواید آن هم برای ما چندان روشن نیست.
زرافه نه مانند شتر می‌تواند بار ببرد و در صحرا‌های خشک و بی آب و علف به انسان کمک کند، نه مانند گاو است که گوشت، شیر، پوست آن صدها فایده برای بشر دارد و نه مانند پلنگ چابک است و درنده، که در زنجیره حیات وحش نقش مهمی داشته باشد. مانند گاو علف می‌خورد، ولی گوشت و شیر و پوست آن به درد نمی‌خورد؛ مانند شتر علف می‌خورد، البته از نوع مرغوب آن، ولی بار نمی‌برد و چون مانند پلنگ در جنگل زندگی می‌کند، ولی گوشت نمی‌خورد و فاقد غرور پلنگ است، نمی‌تواند در محیط زیست تعادل ایجاد کند و از تکثیر حیوانات علفخوار و پر زاد و ولد و تخریب کننده محیط زیست جلوگیری کند.
زرافه قدی بلند، ولی بی قواره‌ دارد. همیشه سر به بالا دارد. به آسانی نمی‌تواند از آنچه در زمین و زیر پایش می‌گذرد آگاه شود. به همین دلیل اگر لطمه‌ای ببیند از زمین است. زرافه نمی‌تواند از علف‌های سطح زمین تغذیه کند، در نتیجه علاقه بسیاری به خوردن سرشاخه‌های درختان، به ویژه درختان جوان و در رأس آنها اقاقیا، دارد. به این ترتیب مانع رشد درختان می‌شود و لطمات زیادی به محیط زیست و طبیعت می‌زند. سخت ترین کار برای او خوردن آب است و به سختی این کار را انجام می‌دهد.
با این مقدمه طولانی آیا می‌توان مصداق آن را در نظام‌های امروزی پیدا کرد؟ اگر بخواهیم شبیه آن را در سازمان جستجو کنیم، چه چیزی بیشترین شباهت را به آن دارد؟ آیا بین این حیوان شگفت انگیز و مدیریت شباهت‌های بسیاری دیده نمی‌شود؟
مدیریت به ویژه اگر در سطح کلان باشد و منظور اداره امور کشور‌ها و دستگاه‌های دولتی باشد، این شباهت بیشتر نیست؟ دستگاه دولتی دارای جثه عظیمی است، عرض و طول آن زیاد است. مانند زرافه فاصله بین سر و دست و پا‌ها، یعنی فواصل و مجاری ارتباطی طولانی است. دستیابی به سر آن سخت است. پا‌های دراز او نیز مانع رسیدن سریع آنچه در زمین می‌گذرد، به سر آن می‌شود.
تصمیمات در سر او یعنی نقطه‌ای دور از زمین گرفته می‌شوند و چون تصمیمات، بدون آگاهی از آنچه در روی زمین است، گرفته می‌شود، معلوم نیست چقدر با واقعیت تطبیق دارند. از سرشاخه‌ها، یعنی از دستاوردهای دیگران استفاده می‌کند. برایش مهم نیست این سرشاخه‌ها متعلق به کدام تنه درخت و کدام ریشه است و آن ریشه از کدام سرزمین تغذیه می‌کند.
چه بسا درخت در زمین دیگری ریشه داشته باشد، ولی او از آن آگاهی ندارد. چون علاقه بسیاری به میوه‌های فصل دارد؛ بنابراین، همیشه از همه چیز و از همه جا تغذیه می‌کند. مثلا امروز مدیریت کیفیت جامع خوب است، فردا مدیریت استراتژیک، روز دیگر شش سیگما، و بعد به ترتیب حکمرانی خوب و رفتار شهروندی و مدیریت روابط مشتری و از این قبیل میوه‌های لذیذی هستند که کام مدیریت را شیرین می‌کنند.
اگر پرسیده شود، تنه درخت و ریشه این میوه‌ها، یا به عبارت دقیق‌تر، این فنون و روش‌ها در کدام سرزمین است، نه می‌داند و نه علاقه‌ای به دانستن آن دارد. نمی‌داند باغبانی سال‌ها پیش آن را کاشته است؛ سال‌ها در گرما و سرما از آن نگهداری کرده است؛ با آفات آن مبارزه کرده است؛ بموقع آن را هرس کرده و اگر لازم بوده، در راستای اصلاح آن، پیوند هم به آن زده است و سال‌ها چشم به آن دوخته تا به بار نشسته است. اگر میوه‌ای داده، باغبان می‌داند که چیست. قطعا میوه آن به مذاق اهالی همان منطقه خوش خواهد آمد. حال بخواهد از زمین دیگر سر دراز کند و از آن استفاده کند، صرف نظر از مسائل اخلاقی، هیچ معلوم نیست که به نیاز او پاسخ بدهد. شاید خوردن بدون برنامه او را دچار سوء‌هاضمه نیز بکند. هر چیز رایگان که الزاما مفید نیست!
برای نمونه برایش مهم نیست که دیگران سال‌ها تلاش و تحقیق و آزمون و خطا کرده اند تا از مرحله بازرسی ساده، به ارزیابی عملکرد، مدیریت کیفیت جامع، تولید بدون ضایعات، شش سیگما، تولید ناب و سازمان چابک رسیده اند، ولی برایش مهم است که آخرین دستاورد‌های آنها را چند صباحی داشته باشد، در سخنرانی و جلسات از کلمات و اصطلاحات فنی درست یا نادرست استفاده کند و سرانجام بدون اینکه چیزی از آن دریافته باشد، آن را در فهرست فعالیت‌ها و و اقدامات سازمانی گذارد.
آیا آن روش یا فن مفید بوده است؟ این که چقدر جذب شده و چه ارزش افزوده‌ای ـ به طور مستقیم یا غیر مستقیم ـ ایجاد کرده است، مهم نیست. مدیریت منابع انسانی نیز از آن مقوله‌های لذیذ است. آخرین دستاورد‌های منابع انسانی مانند مدیریت منابع انسانی با تعهد بالا، یا توانمندسازی و نظایر آن را نیز دوست دارد، ولی از آنجا که روش‌های جدید در محیط‌های قدیمی کاربردی ندارند، نه تنها سودی را متوجه سازمان نمی‌سازد، بلکه زیان‌های جبران ناپذیری نیز به سازمان تحمیل می‌کند، لیکن از این رهگذر،‌ برخی با نام مشاور، متخصص، صادر کننده گواهی و از این قبیل بهره‌مند می‌شوند.
اگر مدیریت می‌خواست با این مسأله منطقی برخورد کند، باید پیش از آنکه کاری کند، زمینه‌های لازم را فراهم می‌آورد. مدیریت منابع انسانی، امروز ریشه در مسائل و موضوعاتی ماننند پرداخت مزد در قبال کار، پیمانکاری، رسیدگی به امور کارکنان، مدیریت نیروی انسانی، مدیریت منابع انسانی و سرانجام مدیریت ارزش‌ها دارد و همه این مراحل به تدریج و با صرف وقت و هزینه بسیار به ثمر رسیده اند و چون ریشه در سرزمین خود دارند، بسیار استوار و پابرجا هستند و موجب بهبود مستمر عملکرد می‌شوند.
ناگفته نماند، در شرایطی که انسان را چیزی حتی بالاتر از یک منبع باارزش می‌دانند، برای مدیری که این میوه را از درختی در سرزمین دیگر چیده، نه تنها استفاده از آنها سودمند نیست، بلکه اگر آن را توهین به شأن انسان ندانیم، باعث بروز مشکلات فراوانی در سازمان می‌شود.
مدیریت مشارکتی، سیستم پیشنهادها، مدیریت رفتار شهروندی، مدیریت روابط مشتری، همه دستاوردهایی هستند که به تدریج در خدمت هوس‌های مدیریت قرار گرفته‌اند و در اوج ناکارآمدی مانند کالای مستعمل از رده خارج شده اند.
مثلا امروز مدیریت استراتژیک مد است و از آن معروف‌تر تفکر استراتژیک است، ولی آیا ما به آن نیاز داریم و چرا به آن نیاز داریم؟ تهدید ما چیست؟ اصولا اطلاعات لازم را برای تدوین آن داریم ؟ آیا زمینه اجرای آن فراهم است و مهمتر از آن، این که آیا تدوین آن از وظایف ماست؟
هیچ کدام از اینها باعث نمی‌شود مدیر دستور تدوین استراتژی را ـ آن هم به کسانی که اصولا آگاهی از واقعیت سازمان ندارند‌ ـ صادر نکند. تدوین استراتژی به چه دردی می‌خورد؟ چه مشکلی از سازمان را حل می‌کند؟ مهم نیست، مهم آن میوه لذیذ، یا شاخه‌ای است که در شکل یک کتابچه زیبا شکار و در کتابخانه قرار می‌گیرد.
حاصل این همه خوب‌چینی و یا بهتر بگوییم خوش خوری چیست؟ اتلاف منابع، فربه شدن، بی تجربگی، بی‌قوارگی و هر آنچه در زرافه می‌بینیم از نتایج بدیهی آن است.
آیا جامعه می‌تواند از دست‌چنین نظام مدیریتی رهایی پیدا کرده یا آن را اصلاح کند؟ اگر می‌توان انقراض نسل زرافه را پیش‌بینی کرد، رهایی از این نظام مدیریتی را نیز می‌توان انتظار داشت و اگر می‌توان زرافه را به گاو، پلنگ و یا شتر تبدیل کرد، نظام مدیریتی را نیز می‌توان از این بی قوارگی به در آورد.
بد نیست بدانیم در تعبیر خواب زرافه آمده است:
زرافه در خواب، دوست احمق و یا ناموافق و یا ناهمرنگ است که دوستی با او سودی ندارد و زحمت می‌آورد و چنانچه در خواب زرافه‌ای می‌بینید، با شخصی روبه‌رو می‌شوید که دوستی با او نه به صلاح است و نه ممکن؛ اما این شخص کارهای عجیبی می‌تواند بکند و بدایعی از او دیده می‌شود که بیننده را به حیرت وامی‌دارد.
به دنبال زرافه رفتن دو حالت دارد، اگر با قدم آهسته زرافه را دنبال کنید، از شخصی احمق پیروی می‌کنید و این کار به صلاح شما نیست، ولی اگر در خواب دیدید که به دنبال زرافه می‌دوید، در پی امری محال می‌روید.

غلامرضا معمارزاده طهران
عضو هیأت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

سلام جالب بود

مهران -> 1391/08/04
پاسخ

ما ایرانی ها اصولا خوب می فهمیم ایراد کارمون کجاست ولی فقط می فهمیم. همین. فقط می فهمیم.

فرید -> 1391/08/04
پاسخ

با تشکر از آقای دکتر معمارزاده استاد براستی به این بیماری مدیریتی که شیوع پیدا کرده اشاره نموده اید ولی با عنایت به تجربه جنابعالی در کلیه سطوح مدیریتی برای جلوگیری از تشدید این عارضه در مقالات اتی رهنمودهای ارائه فرمایید تا حداقل بدانم چگونه باید از محصول بومی خود استفاده نمایم هرچند شاید به خوبی میوه خارجی نباشد ولی قطعا" برای ذائقه ما بهتر خواهد بود . با تشکر از شما

محمدعلی -> 1391/08/04
پاسخ

بسیار دقیق، سنجیده، طنز و دیگه نمی دونم چی بگم

هالو -> 1391/08/05
پاسخ

تابی جون غافلگیرم کردی یعنی این رقم حرف حساب هم از تو جعبه شما در میومد و رو نمیکردی ؟

کاربر مهمان -> 1391/08/05
پاسخ

مسایل دقیقی که مورد اشاره قرارگرفت روابط علت ومعلولی بسیاری را درخود نهفته داردکه میتوان به صورت زیر اشاره نمود 1-محدوده روابط شخصی واجتمایی بادرنظر گرفتن خصوصیات ادراکی ورفتاری 2-محدوده تصمیمات دولت 3-محدوده برنامه ریزی های حکومتی خوب واضح است که پارامترهای اول ودوم چنان تاثیرات منفیی بر پارامتر سوم میگذارندکه عملا از حیز انتفاع خارج شده یعنی ما هنوز دنبال بعضی از اهدافی هستیم که قراربوده در سالهای گذشته ثمراتش روببینیم واگر نرسیدیم دولت خیره سر(مدیریت خیره سر)اسرار به تعقیب اهداف منقضی شده رو داره وتوجهی به برنامه ریزی های جدید ورفتارهای تجدید نظر شده با توجه به شرایط زمانی ومکانی امروزندارندو......... خوب از این تیوپ هزار سوراخ کدوم سوراخ روببندیم که بادخالی نکنه الحمدا....دانشمند وتحصیل کرده که در مقام نقادی وتحلیل واپوزوسیون ومدیر کوچک وبزرگ درحال خدمتگذاری هستندهم کم نداریم ...در این مملکت که من دارم زندگی میکنم دولت به هیچ کس درطول ساعت اداری غذا نمیده یعنی اصلا ردهبندی به اسم مدیروکارمند وغیره نیست همه کارمیکنن ویاباخودشون غذامیارن یابیرون میخورن حالا شما ملاحظه بفرمایید بابت همین موضوع چقدر داره تومملکت ما هزینه میشه وتوقعاتی بوجود میاد وسایر مسایل ازاین دست..........

jaleh -> 1391/08/05
پاسخ

خیلی جالب بود زبان ساده مفاهیم عمیق ..امیدوارم گوش شنوائی باشد .

هادی -> 1391/08/05
پاسخ

آقای دکتر لذت بردم، کاملا" کاربردی و گویا بود این را می گویندنتیجه سال ها تجربه و تحقیق

هموطن -> 1391/08/05
پاسخ

با سلام فهم من از این مقاله، فهم عمیق تک تک کلماتش بود و واقعا عالی بود. بفرمایید وقتی زورت به زرافه نمیرسد چطور می توان حداقل آن را دوشید و بهره ای برد

فرقانی -> 1391/08/05
پاسخ

استاد بسیار عالی بود.

کاربر مهمان -> 1391/08/05
پاسخ

آقای دکتر به نظر شما کشور ما با این تشکیلات کلانی که دارد آیا می توان انتظاری جز این داشت و آیا با این قانون اساسی که داریم می توان تشکیلات کلانی به غیر از این داشت بنابر این لطف کنید کمی واضح تر و شفافتر مطالب خود را بیان نمایید تا جامعه ما هر چند هم که دیر شده است به فکر چاره بیفتند . متشکرم

عباس مرادی -> 1391/08/06
پاسخ

باسلام حضور محترم جناب آقای دکتر معمارزاده واقعا از تشبیه بی نظیر استفاده نمودید. با تشکر

کاربر مهمان -> 1391/08/05
پاسخ

استاد بزرگوار به یاد روزهای شیرینی افتادم که در دانشکده نفت افتخار شاگردی شما را داشتم

حمید -> 1391/08/05
پاسخ

استاد معمار زاده بیست سال پیش از این در مقطع کارشناسی ارشد استاد من ودوستانم بودند.. همان زمان هم سعی وافر داشتند تا ضرورت سازماندهی و ضرورت انتخاب ساختار متناسب هر سازمان را به دانشجویان تفهیم کنند. اما با آمدن پدیده ای بنام احمدی نژاد انگار هر دانش وتجربه ای از این نوع باد هواست. به همین دلیل حال که در حال بدرقه آن ذوالفنون بزرگ هستیم دوباره ضرورت دارد که به حرفهای آقای معمار زاده با دقت گوش کنیم وضرورت مدیریت _ سازمان و ساختار را دریابیم

شهنوازی -> 1391/08/05
پاسخ

طبق معمول جالب وخواندنی

کاربر مهمان -> 1391/08/05
پاسخ

درود بر امیر بزرگ ارتش جمهری اسلامی ایران : دکتر معمارزاده خیلی جالب بود

حسین -> 1391/08/06
پاسخ

استاد عزیز مگر زرافه هادرباغهای مردم میچرند لطفاادرس انجارا بدهیدتاما بریم تماشا.

بیطرف -> 1391/08/06
پاسخ

خیلی خوب بود واقعا مثال بجایی است مدیریت در ایران به شرایطی رسیده که کاری به سادگی آب خوردن در این سیستم به سخت ترین کار تبدیل شده است!

محسن -> 1391/08/06
پاسخ

باسلام،به تطبیق ظریف وکاملا مناسبی اشاره فرموده اندولیکن این هم فقط بیان دردی است که ازدیرباز برسیستم اداری ومدیریتی کشور ماسیطره داشته واینک به نوعی دیگرودرقالب کلمات واصطلاحات امروزی چهره می نماید.چاره درد وریشه کن نمودن این بوروکراسی زشت کجاست؟قطعا اراده ای قوی وعزم ملی می طلبد.

وحید -> 1391/08/06
پاسخ

فرمایشات استاد کاملا درست است و لازمست اضافه کنم که این عیوب به عنوان یک استراتژی کلان در سطح کشور نهادینه و بر همین اساس مدیران پاداش گرفته و ارتقاء می یابند .

علوی -> 1391/08/06
پاسخ

استاد باید بگویم که به یکی از مهمترین معضلات مدیریتی کشور اشاره فرموده‌اید ولی برای من هنوز جایگاه مدیریت و تفکر مدیریتی در بدنه نظام اداره کشور روشن نیست و نمی دانم واقعاً در ایران به مدیریت و توانایی های ان عمیقاً اعتقاد دارند یا فقط در بصورت فورمالیته دنبال مدیریت هستند.

دانشجو استاد -> 1391/08/06
پاسخ

این اساتید ما خوب حرف می زنند ، همانطور که مدیران خوب حرف می زند . حالم از این حرف زدن های اساتید و مدیران کشوری یکجا بهم می خورد. ببینید چقدر ازاین پست های مملکتی را اساتید امروز یا دیروز پر می کنند. همین دانشکده مدیریت علوم وتحقیقات که شما جزو مدیران ارشد ان هستید ، چه میزان زیادی از نمایندگان مجلس و مدیران رده بالای نظام در آنجا درس خوانده اند.

هادی -> 1391/08/06
پاسخ

چگونه به خودتان جرات می دهید آفریده خدا را با عقل ناقص خود تحلیل کرده و معیوب معرفی نمایید؟

رضا -> 1391/08/06
پاسخ

سلام استاد من هم شاگرد شما بوده ام همه چیز درست ولی تا کی به طنز باید سخن گفت جواب طنز ،طنز است هرکس میخواهد بیاید محله ما گوجه بخرد

کاربر مهمان -> 1391/08/06
پاسخ

آقا جان کی گفته زرافه لطمات بسیار زیادی به محیط زیست می زند؟ این مطلب بسیار غیر کارشناسی است. هیچموجود زنده ی غیر بشری به محیط زیست صدمه نمی زند اگر او و محیط زیستش به حال خود رها شوند و دخالتی از طرف انسان صورت نگیرد

خلیقی -> 1391/08/06
پاسخ

با تشکر از مقاله زیبای شما و استعاره بدیعی که آوردید من هم معتقدم در مقالات آتی راهکار برون رفت از این معضل بررسی شود اید که گوش شنوایی پیدا شود

مهرداد -> 1391/08/06
پاسخ

سطوح پیچیدۀ مدیریت به زبان ساده برای عموم. درود بر استاد غلامرضا معمارزاده؛ مانند همیشه سربلندمان کردید

یوسف زاده -> 1391/08/07
پاسخ

سلام آقای دکتر از تمثیل زیبای شما یه دنیا مطلب یاد گرفتم هرچند افتخار شاگردی شما رو نداشتم اما یاد تمثیلهای زیبای دکتر الوانی افتادم خدا شما اساتید بی نظیر رو برای ما حفظ کنه

علی28 -> 1391/08/07
پاسخ

آقای دکتر ،باتوجه به اینکه این بوروکراسیهای بیمار است که راه به جائی نمیبرد ، در حالیکه ملل موفقی در دنیا هستند که بابوروکراسی سالم و منظم خود خوش درخشیده اند . آیا ریشه مشکلات مدیریتی کشور را در نفی مطلق بوروکراسی نمیبینید ؟

جباری -> 1391/08/07
پاسخ

سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی متن فوق العاده جذابی نوشتید و به عنوان یک خواننده از خواندن آن لذت عمیقی بردم ، قیاس بی نظیری بود و در کل متن توجه به نکات ظریف به چشم میخورد. بینهایت سپاسگزارم اما به نظرم ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در چرخه حیات هر موجودی نقش خاصی ایفا میکند که جمع این حرکات چرخه را تکمیل کرده و آثاری که باید را از خود بر جا میگذارد، اثر بعضی از اجزا مشخص تر بوده و زودتر به چشم می آیند و اثر برخی کمتر در دایره دید بوده و درک ناپذیرترند. زرافه موجودی است که در نوع خود ویژگیهای خوبی هم دارد به عنوان نمونه زبان زرافه‌ها برای گرفتن و چیدن برگ حدود ۵۰ سانتی متر است. این زبان به رنگ ارغوانی است و خود را در برابر آفتاب سوختگی محافظت می‌کند. برای گرفتن شاخ و برگ و تمیز کردن بینی اش مفید است. لب فوقانی زرافه دارای استعدادهای هنری و مفید هنگام گرفتن غذا است. در هنگام گرفتن غذا، لب‌ها از زبان و داخل دهان زرافه در برابر خارها محافظت می‌کند. هر زرافه دارای یک پوشش منحصر به فرد است. قد زرافه برای استتار او کمک می‌کند به طوری که می‌تواند به راحتی در نور و جنگل به عنوان درخت قائم شود. او با پوست زرافه در مناطق تیره می‌تواند استتار کند. پوست زرافه بیشتر خاکستری است. هم چنین پوست او ضخیم است و خار به سختی در آن فرو می‌رود. خزهای روی پوست او، برای حفاظت از زرافه در برابر موجوداتی همچون انگل‌ها و مواد شیمیایی به کار می‌رود. حداقل ۱۱ مواد شیمیایی معطر روی پوست زرافه قرار دارد. از آن جا که مواد شیمیایی معطر روی پوست نرها نسبت به ماده ها بوی قوی تری دارد، به راحتی می‌توان جنس آن‌ها را مشخص کرد. در کنار گردن زرافه، یال‌های کوتاه و موهای سیخ وجود دارد. دم زرافه حدود ۱ متر است و از تار موهایش برای دفاع در برابر حشرات استفاده می‌کند(منبع:ویکیپدیا). اما تجربه ثابت کرده، هر زمانی که انسانها سعی در تغییر این چرخه داشته و دخل و تصرفی در آن ایجاد نموده اند آثار جبران ناپذیری تا مدتهای زیاد گریبانگیر آنان شده. بنابراین به نظر میرسد حذف این زرافه مذکور از چرخه طبیعت نظام مدیریتی کشور چندان به صلاح نباشد. پیشنهاد شخصی من اینست که تلاش و کنکاش بیشتری انجام داده و فواید حضور این زرافه موجود در نظام مدیریتی را کشف کنیم و در جای درست و در زمان مناسب و همراه با شیوه های عالی از آن بهره مند گردیم. با تشکر از مطلب خوبتان و آرزوی موفقیت برای شما راهله جباری:مفتخر به عنوان شاگردی شما در علوم تحقیقات

جباری -> 1391/08/07
پاسخ
کاربر مهمان -> 1391-08-05 01:43:28

مسایل دقیقی که مورد اشاره قرارگرفت روابط علت ومعلو...

در صورتیکه از لغت اجتماعی به جای اجتمایی، اصرار به جای اسرار و خدمتگزار به جای خدمتگذار استفاده میکردید قطعا به نظر میرسید این نظر از یک ذهن کار شده برآمده. موفق باشید

متخصص اکولوژی و محیط زیست -> 1391/08/07
پاسخ

با عرض سلام و تشکر از ارایه دیدگاههای جالب همگام با طبیعت . آقای دکتر عزیز به عنوان یک متخصص اکولوژی (که اتفاقا هیات علمی دانشکده محیط زیست نیز هستم) باستحضار برسانم . اینکه از قد و قامت این حیوان برای ارایه نظرات استفاده کرده اید کار هوشمندانه و در عین حال جالبی است. آما با ذکر خصوصیات از جمله مخرب محیط زیست، عدم توانایی تشخیص مسیر حرکت وغیره اطلاعات نادرستی از یک موجود زنده بسیار مفید برای طبیعت ارایه داده اید که سبب ایجاد انحراف در دیدگاه خوانندگان می شود. خداوند هیچ موجودی را عبث و مضر طبیعت نیافریده همه موجودات زنده حتی همان عوامل بیماریزا نیز برای ایجاد تعادل در طبیعت مفید هستند که سود آن در نهایت برای نوع بشر است.

یک ساروی -> 1391/08/07
پاسخ

استاد عالی بود همچنان دقیق و نکته بین هستید . یادش بخیر در مقطع کارشناسی ارشد استاد راهنمای من بودید مو رو از ماست میکشیدید . ممنون از دقت نظرتون

کاربر مهمان -> 1391/08/07
پاسخ

آفرین بر این استاد

کاربر مهمان -> 1391/08/07
پاسخ

کلام دکتر در تدریس دروس کلاس مزین به تمثیل های زیبا و آموزنده است ولی متاسفانه بعلت رعایت پاره ای ملاحظات و ... بحث های کاربردی مطرح نکرده و صرفا طرح مباحث تئوری اکتفا می کنند . لیکن این مطلب بسیار کاربردی و مناسب وضعیت سیستم های مدیریتی کشور است و با توجه به تکیه کلام جناب آقای دکتر معمار زاده که وظیفه خود را بعنوان فردی که یک متر را در دست دارد و واقعیت مدیریتی را بوسیله آن متر و مقایسه میکند

مهدی -> 1391/08/21
پاسخ

بسمه تعالی باسلام استاد باتوجه به توضیح در سر کلاس درس استفاده بیشتر نمودیم

یارعلی -> 1391/08/21
پاسخ

داستان حلالیت خواستن حاجی عازم مکه مکرمه از شترش را اضافه کنید حاجی بعد از اخذ حلالیت از اطرافیان یسراغ شتر رفت و شتر جواب داد نه علت :اگر شیرم را خوردی حلال اگر بار کشی کردی حلال و ... همه حلال الا روزی که افسار مرا پشت سر الاغ بستی که نه می توانستم جلو را ببینم و نه می توانستم راه بروم و ...

محمد حاج زمانی -> 1391/08/21
پاسخ

استاد فرهیخته همانند مباحث قبلی با طرح یک مطلب بدیع خوانندگان خود را مجذوب نمودند اما نکته مغفول راه حل نجات از این سیستم مدیریتی زرافه ایست که گویا اکثر مدیران ظاهربین را بخود مشغول کرده و تکنیکهای موثر مدیریتی در جهان ژیشرفته را که در یک بستر دیگر قابل رشد و نمو هستند با تقلید نامناسب به یک تکنیک خنثی و گاه منفی تبدیل کرده است با توجه بقدرت | پردازش فکری ایشان که در نوع خود کم نظیر و بلکه بینظیر است انتظار میرود مدلی را تئوریزه کنند که راهگشاه بوده و پارادایم جدید مدیریتی در شرایط بومی ما گردد و بدون تردید یک اقدام ماندگار در کشور محسوب میشودکه مبانی جدید وکاربردی از ان حاصل خواهد شد ابشان توانمندی افزودن ارتفاع علم مدیریت را بالقوه دارا هستند بشرط انکه دیوار تواضع مانع نشود

کاربر مهمان -> 1391/08/23
پاسخ

بعضی مواقع به این ذهن پویا و خلاق قبطه می خورم

رضا -> 1391/08/24
پاسخ

تعریفتان از زرافه و توضیح تشبهات این حیوان عالی بود ولی استاد مدیریت مخصوص آدمهای فامیل رئیس چه درس خونده باشند یا نخونده باشند چه مدیریت بدانند یا ندانند آب در هاونگ نکوبید

جهانبازی -> 1391/08/24
پاسخ

استاد بسیار عالی بود .مثل همیشه

فرزاد -> 1391/09/04
پاسخ

لطفا لینک نظرات را به نام تعریف و تمجید و یا به به و چه چه تغییر دهید .شما که تاب نظرات مخالف را ندارید را چه به دانستن نظرات دیگران.

فایض -> 1391/09/20
پاسخ

با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم . مثل همیشه از مطالب گوهر بارتان استفاده کردم ما همیشه و در همه جا افتخار دانش آموختگی شما را داریم. با تشکر

دانشوی مدیریت -> 1391/09/26
پاسخ

جناب استاد سلام:از تشبیه و قیاس زیبا و هنری شما با ساختاری علمی و طنز گونه بسیار مسرور شدم. استاد از درد گفتید : ای کاش درمان را نیز از منظر شریفتان می فرمودید. آیا این خلط مدیریت خواست استعمار نبوده؟ آیا این هیولای مدیریتی مبنی بر نیاز تحمیق گران نبوده؟ آیا خواست فراماسون های حاکم بر جهان نبوده؟ آیا برگرفته از عدم نگاه سیستمی در مدیران نبوده؟ و آیا......................................... در آخر باید ساخت وسوخت چون نمی شود با مردم جنگید و منتظر گذشت زمان شد یا گریخت.

الف میم -> 1391/10/08
پاسخ

استاد چرا صورت مسئله را پاک کردید؟!

فرشید -> 1391/11/16
پاسخ

خوب بود

همدرد -> 1391/12/11
پاسخ

بسیار جلب بود دکتر نقش نخبه ها در این اوضاع زرافه وار چیست تا کی باید منتظر ناجی دیگر بود سرنوشت این جامعه مگر به من و تو (ما ) وابسته نیست

حامد آزادی -> 1393/06/11
پاسخ

از نظر مدیریت تطبیقی به موضوع نگاه کنیم. در کشورهای توسعه یافته زرافه نیست یا اینکه زرافه با ویژگی های مثبت شتر گاو و پلنگ وجود دارد؟

بیات -> 1393/11/17
پاسخ

باسلام :استاد گرامی با تشکر از دقت و حسن انتخاب شمابسیار عالی بود.

دوستدار بهبود -> 1394/09/07
پاسخ

تشکر از مقاله بسیار واضح و روشن دکتر معمارزاده ارحمند یکی از اساسی ترین مشکلات مدیریت در ایران این است که مدیران ارشد در ایران تخصص لازم را در اداره امور ندارند . مدیران ارشد در بخش دولت باید متخصص در امور دولت و مدیریت دولتی باشندو اداره را بشناسند و منابع انسانی ، ریشه و تاریخ و گذشته آن را بابد بدانند .

عباس زارع -> 1395/03/19
پاسخ

با سلام و درود بر استاد ارجمند دکتر معمارزاده مقاله ای کوتاه و بسیار نغز و مفید بود. هم در تشبیه نظام مدیریت و دیوانسالاری به موجودی همچون زرافه ( که در تشبیه تنها انتظار برخی مشابهتها را بایدداشت که جهت مقرون به ذهن شدن معنای مراد انجام می پذیرد و لزوما به معنای انطباق کامل و یا تخفیف و تنزیل مشابه یا مشابه الیه نیست) و هم در نقدی که نسبت به تئوریهای نو به نوی مدیریت که همه روزه با انعکاس و سرازیر شدن ترجمانی از آن سوی آبها به این سرزمین ؛ موضوع بحث جدید مشاوران سازمانی و نیز طراحی کارگاههای آموزشی نوین می گردد. انصافا تدبیر در امر این دیوانسالاری پرهیمنه و بی خاصیت و گره گشایی از چنبره این غول بی شاخ و دم، به قوه این تئوری پردازیهای نو به نو که هر روزش روز قبل را اگر نفی نکند ؛ دست کم تایید نمی کند ، بر نخواهد آمد، و باید از اساس ، نگاهی نو به مساله و مساله های برآمده از دیوانسالاری شتر گاو پلنگ ایران نمود و راهی دگر را در پیش گرفت. طبعا رهنمودها و راهنماییهای اساتید اندیشمندی چون آن جناب ، راهگشای دوران جدید خواهد بود. با سپاس، عباس زارع

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین