گفته‌ها و ناگفته‌های روزنامه‌های امروز
مهمترین مطالب سیاسی امروز روزنامه‌ها، پاسخ‌های رئیس قضا به رئیس قوه مجریه است و طرح مجلس برای قانون انتخابات ریاست‌جمهوری؛ افزون بر این یک نماینده مجلس توصیه می‌کند که احمدی‌نژاد را عصبی نکنید.
با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان

در کنار مسائل مهم دیگر، امروز باید به سخنان روح‌الله حسینیان نماینده تهران توجه کرد که می‌گوید، احمدی‌نژاد نمی‌خواهد عاقبت نابخیر شود؛ اما ضعف وی در عصبانی شدن و لجاجت است و به همین دلیل، نباید وی را عصبانی کرد. حسینیان البته به دو گروهی اشاره دارد که می‌خواهند احمدی‌نژاد را از ریاست‌جمهوری پایین بکشند.

دیگر مسائل مهم روزنامه‌ها به قرار زیر است:

سخنرانی و نامه در پاسخ احمدی‌نژاد

در واکنش به نامه رئیس‌جمهور به آیت‌الله آملی لاریجانی، روزنامه‌ها شیوه‌های گوناگونی در پیش گرفتند. رئیس دستگاه قضا دیروز در پاسخ به رئیس‌جمهور هم سخنرانی و هم نامه‌ای منتشر کرد. جالب خواهد بود اگر رویکرد دو روز پیش یک روزنامه نسبت به نامه رئیس‌جمهور با رویکرد امروز همان روزنامه به سخن و نامه رئیس دستگاه قضایی با یکدیگر مقایسه شود.

روزنامه‌های اطلاعات، ابرار، آفتاب، رسالت، هفت صبح، وطن امروز و جام جم از جمله روزنامه‌هایی بودند که خبری از نامه احمدی‌نژاد در نسخه فردای آن روز خود منتشر نکردند.

از این بین، روزنامه اطلاعات امروز هم اشاره‌ای به سخنان آملی لاریجانی نکرده است. ابرار تیتر «آملی لاریجانی، احمدی‌نژاد را به فهم نادرست از اختیارات قانونی متهم کرد»، را برگزیده و آفتاب یزد متن پاسخ آیت‌الله را آورده و در پایان آن به متن نامه احمدی‌نژاد پرداخته است؛ روزنامه رسالت و هفت صبح و جام جم هم خلاصه سخنان وی را آورده‌اند.

روزنامه‌هایی همچون جوان، جمهوری اسلامی، کیهان، ابتکار، قدس و ملت ما رویکرد نسبتا متعادلی در پیش گرفته‌اند.

روزنامه خورشید که در آن روز به حمایت از نامه احمدی‌نژاد پرداخته بود، امروز متن نامه رئیس قضا را ناقص آورده است. روزنامه ایران، امروز هم تیتر متفاوت «حکایت شما حکایت سلطان غاصب است» را برگزیده و در بخش یادداشت روز به زبان حقوقی و در ستون شیپورچی به زبان طنز به حمایت از احمدی‌نژاد پرداخته است.

مغرب در مقابل تیتر «درباره اوین؛ خیلی محرمانه» دو روز پیش، امروز از تیتر «بعد از سلام ...» استفاده کرده و روزنامه اعتماد هم باز بررسی پررنگ موضوع را در صفحه نخست خود جای داده است.

نامتوازن‌ترین پرداخت به روزنامه‌های آرمان و همشهری مربوط است؛ آرمان که پیشتر متن نامه احمدی‌نژاد را آورده بود، امروز مطالب بسیاری و از جمله سرمقاله خود را به روابط دو قوه اختصاص داده و تلاش کرده، نگاهی حقوقی به مسأله داشته باشد. در مقابل همشهری که پریروز خلاصه کوتاهی از نامه احمدی‌نژاد را آورده بود، امروز هم متن سخنرانی و هم متن نامه آملی لاریجانی را آورده، ولی نتوانسته مرز روشن بین این دو را ترسیم کند.

قانون انتخابات؛ طرح پر حاشیه

مباحث مهم مربوط به قانون انتخابات هم در روزنامه‌های امروز با واکنش متفاوتی روبه‌رو شده است.

جمهوری اسلامی، کیهان، اطلاعات، ابرار از جمله روزنامه‌هایی هستند که این موضوع را مهم ندانسته‌اند. ملت ما در روزهای گذشته، مفصل به این طرح‌ها پرداخته بود و امروز در کنار ابتکار و همشهری از جمله روزنامه‌هایی است که به مخالفت دولت از زبان نجار، وزیر کشور نسبت به تغییر مرجع برگزاری انتخابات پرداخته‌اند.

روزنامه مغرب از جنبه‌های گوناگون طرح جدید انتخاباتی به مسأله مناظره‌ها و تعریف رجال سیاسی و مذهبی پرداخته و اشاره‌هایی هم به مناظره‌های سال 88 داشته است.

روزنامه‌های ایران، آفتاب یزد و آرمان اصلی‌ترین مخالفین طرح مجلس در مورد شرایط لازم برای نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری هستند که استدلال‌های حقوقی را در این باره مطرح کرده‌اند. روزنامه ایران در این باره از تیتر «حق انتخاب مردم محدود می‌شود» در صفحه نخست خود استفاده کرده است.

با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان

از میان مسائل اقتصادی، انتشار گزارش دولت از عملکرد برنامه چهارم توسعه و گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه 89 به طور جدی مورد توجه قرار گرفته، ولی جالب، تیتر روی جلد مجله نگاه پنج‌شنبه «با عرض شرمندگی، ۴۰۰۰ تومان» است که شاید اشاره دقیقی به حال و روز این روزهای مطبوعات باشد.

در حالی که روزنامه‌ها و نشریات وابسته به برخی دستگاه‌ها صفحات زیاد خود را حفظ کرده و شاید بعضی از آنها را به زور و مشقت پر می‌کنند، هستند مطبوعاتی که یا باید قیمت خود را بالا ببرند، یا این که نیروهای خود را تعدیل کرده و از صفحاتشان بزنند.

از دنیا چه خبر؟

صرف‌نظر از آن چه در انتخابات آمریکا می‌گذرد، مسائل خاورمیانه مهمترین مباحث جهانی امروز روزنامه‌هاست.

مخالفین دولت کنونی لبنان می‌خواهند با بهره از فضای ایجاد شده پس از بمب‌گذاری هفته پیش بیروت، قدرت را در این کشور به دست بگیرند. در سوریه کشور همسایه لبنان ظاهرا بخش مهمی از مخالفین و نیز دولت سوریه با آتش‌بس عید قربان موافقت کرده‌اند.

مسائل مصر و مخالفت‌ها با مرسی امروز هم در برخی از روزنامه‌ها آمده و کمی پایین‌تر و در غزه، امیر قطر تلاش در به دست آوردن نفوذ بیشتر در حماس است.

نکته مهم دیگر اظهارات وزیر خارجه روسیه است که تأکید کرده کشورش هر قطع‌نامه متضمن حمله به ایران را وتو خواهد کرد. روشن نیست که آقای وزیر در حال ایجاد جو روانی علیه ایران است یا آمریکا؟

مهمترین مطالب روزنامه‌های امروز

روزنامه ایران خبر داده که بحث ازدواج و آموزش مربوط به آن به پادگان‌ها رسیده و در گفت‌وگویی مفصل با ابراهیم فیاض به خطر بازگشت فقه سکولار اشاره کرده است.

روزنامه جام جم در پرونده‌ای مفصل به تصادفات جاده‌ای و نیز خطرناک‌ترین جاده‌های دنیا پرداخته است. روزنامه اعتماد هم مطالبی خواندنی در مورد بحران کهنسالی در ژاپن و تنبیه بدنی در مدارس ایران دارد.

روزنامه رسالت به طرح‌های کاهش طلاق و روزنامه آرمان به رکوردداران حراجی کریستیز پرداخته‌اند. روزنامه دنیای اقتصاد هم در بخش تاریخ اقتصاد خود، مطلب جذابی درباره تأثیر جنگ دوم جهانی بر ایران دارد.

گزارشی نیز در باره وضعیت تلفن همراه و اینترنت توسط منابع بین‌المللی منتشر شده که در بخش گزارش ویژه ابتکار و نیز با تیتر «اوضاع تلفن ردیف است، پهنای باند افتضاح» در روزنامه هفت صبح انعکاس یافته است.

همشهری صفحات مفصلی برای برنامه‌ریزی تعطیلات آخر هفته دارد و در خبر تجلیل شهردار تهران از قهرمانان المپیک و پارالمپیک با تهران امروز شریک است. روزنامه‌ها به استقبال اخبار ورزشی آخر هفته هم رفته‌اند. گفت‌وگوی خطیب با اعتماد، فائقی با جام جم و حرف‌های عابدینی در مورد کلاهبرداری در فوتبال مطالب مهم ورزشی امروز روزنامه‌ها هستند.

مطالب منتخب روزنامه‌های امروز

همشهری: لیبی یک سال پس از مرگ سرهنگ به قلم کورش فخر طاولی

یک سال قبل در چنین روزهایی سرهنگ قذافی در سرت مرد تا پایان نمادین نظام همچنان مرموز وی رقم بخورد.

یک سال پیش در چنین روزهایی مردم لیبی یا دست‌کم اکثر آنان پایکوبی کردند، زیرا امیدهای فراوانی در دل و سر برای آینده‌شان داشتند؛ مردمانی که چهل سال سایه قذافی و خاندانش بر سر آنها بود. اما یک سال بعد مردم لیبی چگونه‌اند؟

محمد المقریف، رئیس مجلس تازه‌تأسیس لیبی می‌گوید آزاد‌سازی‌ کشور هنوز کامل نشده است. همین یک جمله برای درک اینکه نخستین و مهم‌ترین دلمشغولی لیبی ناامنی فراگیر است، کفایت می‌کند. به جز مرگ خمیس کوچک‌ترین پسر معمر، در روزهای گذشته درگیری‌های بنی‌ولید که گفته می‌شود همچنان در کنترل قذافی‌دوستان است، در هفته‌های گذشته حمله به سفارت آمریکا و در ماه‌های گذشته خشونت‌های دیگر، همگی ثابت می‌کنند که لیبی هنوز روی آرامش نمی‌تواند به‌خود ببیند.

واقعیت این است که لیبی امروز از حضور گروه‌های شبه‌نظامی متعدد که برخی تا چند‌ماه قبل شمار آنها را بالغ بر سیصد گروه تخمین زده‌اند، ازجمله صد گروه کوچک و بزرگ در پایتخت (طرابلس) رنج می‌برد. در این میان اسلحه به‌دستان مصراته و زنتان به شکل قابل‌توجهی قوی‌اند و حتی به تجهیزاتی مانند تانک و راکت‌انداز و تیربار مسلح هستند.

تلاش‌های شورای انتقالی در گذشته و دولت «الکیب» در ادامه برای جمع‌آوری سلاح‌ها از دست مردم و گروه‌ها، همچنین تلاش برای شکل دادن یک ارتش و پلیس واحد و مقتدر هنوز به نتیجه نرسیده است و بازداشت‌های گاه و بیگاه این و آن و همچنین آدم ربایی‌ها - مانند آنچه بر سر نیروهای هلال احمر ایران آمد - به خوبی از فراگیری ناامنی در لیبی حکایت دارد.

در این میان بی‌ثباتی سیاسی نیز مزید بر علت شده است. اگرچه انتخابات مجلس حدود دو ماه قبل در لیبی در شرایط نسبتا مطلوبی برگزار شد، اما حاصل آن هنوز نتوانسته است با تشکیل یک دولت جدید، ثبات سیاسی را برای کشور نوید دهد. در نتیجه انتخابات، اتحادیه نیروهای ملی (موسوم به لیبرال‌ها) توانست با فاصله نسبتا زیادی از حزب عدالت و سازندگی (اخوان‌المسلمین) پیشی بگیرد. اما نباید از خاطر دور داشت که از دویست نماینده مجلس، صد و بیست نفر، در هیأت مستقل و با سلایق و رویکردهای قبیله‌ای و جمعیتی مختلف به مجلس راه یافته‌اند، و تلاش دو حزب اصلی کشور که تنها کنترل هشتاد کرسی را در اختیار دارند برای ایجاد ائتلاف و اتحاد با این طیف گسترده و رسیدن به اکثریت برای تشکیل دولت آسان نیست.

یک سال بعد از مرگ قذافی، شاید خوشحال‌ترین‌ها در لیبی، بی‌شک نه مردم کوچه و بازار بلکه شرکت‌های نفتی انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی‌اند که با بازگشت به میدان، نفت و گاز مرغوب لیبی را به اروپای بحران‌زده می‌برند بی‌آنکه دغدغه‌ای برای ثبات و آرامش مردمان لیبی داشته باشند که اگر هم داشته باشند برای تأمین بیشتر منافع خودشان است. دیگر بهره‌برنده از این اوضاع، شاید آمریکا باشد که با توجه به تخصیص بودجه از سوی کنگره‌اش، از راه‌اندازی یک پایگاه نظامی در طرابلس به استعداد 500کماندو خبر می‌دهد. آمریکا سال‌هاست با ایجاد آفریکوم (فرماندهی نظامی آمریکا در آفریقا) در رؤیای استقرار نظامی ثابت در آفریقا به سر می‌برد و شاید به همین دلیل است که در پرونده مداخله نظامی در شمال مالی نیز در کنار فرانسه نقش پررنگی ایفا می‌کند.

لیبی بی‌شک به‌دلیل داشتن بیشترین منابع غنی و مرغوب نفت و گاز در آفریقا، نداشتن بدهی خارجی و داشتن نزدیک به دویست میلیارد دلار دارایی در خارج، هم از ظرفیت بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است و هم طعمه لذیذی برای حرص‌ورزی‌های خارجی و داخلی محسوب می‌شود. توسعه و شکوفایی لیبی تنها درصورتی قابل تحقق است که ثبات سیاسی و امنیت بر این کشور حاکم شود. در این صورت علاوه بر باروری امیدهای مردم لیبی برای زندگی بهتر، کشورهای همسایه و کل منطقه نیز روزهای خوش تری خواهند داشت.

اعتماد: یک قانون طلایی برای طبیعت گردی به قلم اسماعیل کهرم

این عبارت «اکوتوریسم» نیز از آن موارد سهل و ممتنع است؛ به این مفهوم که اگر مقصود از طبیعت گردی است و روزی (و روزهایی) را در دل طبیعت گذرانیدن، ما ایرانی‌ها شاید بتوان گفت مخترع این نوع توریسم در جهان بوده‌ایم، به عبارت «سیزده به در» توجه فرمایید.
رفتن به طبیعت پس از روزهای سرد و تاریک زمستان،‌‌ همان سیزده به در است. خب، نوع سهل آن رفتن به جایی زیبا، خارج از شهر است و ساعات دلپذیری را گذارنیدن. اما اگر دقت کنیم می‌بینیم که همین رفتار ساده را نیز می‌توان به صور مختلف، صحیح و غیر آن انجام داد. امروزه نام طبیعت گردی مسوولانه را برای رفتار صحیح در طبیعت به کار می‌بریم. یک قانون طلایی برای انجام طبیعت گردی مسوولانه وجود دارد و آن اینکه وارد طبیعت شویم و آن را ترک کنیم بدون اینکه تغییری در آن به وجود بیاوریم! «یکی مرغ بر کوه ننشت و خاست/ بر آنکه چه افزود و زان که چه کاست». این مفهوم را مقایسه کنید با رفتار برخی از ما که، هر کدام یک کیلو زباله (اغلب ظروف پلاستیکی) را در دل طبیعت‌‌ رها می‌کنیم بدون درک عواقب آن. بنده تا به حال پرندگانی را دیده‌ام که پای خود را در اثر پیچیدن نخ‌های پلاستیکی از دست داده‌اند.
ماهی‌هایی را دیده‌ام که داخل کیسه پلاستیکی به دام افتاده‌اند و خفه شده‌اند.
من در خلیج فارس زیبایمان لاکپشت عظیم الجثه یی را دیده‌ام که با حدود ۵/۳ متر قطر لاک و ۷۵۰ کیلوگرم وزن، بزرگ‌ترین لاکپشت عالم است (سه برابر لاک پشت‌ها گالاباگوس). این موجود زیبای باشکوه و ایرانی، در اثر بلعیدن یک کیسه پلاستیکی خفه شده بود! وقتی آب وارد کیسه پلاستیکی می‌شود، شبیه به عروس دریایی (طعمه مطلوب لاکپشت) می‌شود. لاکپشت آن را می‌بلعد و خفه می‌شود. راه تنفسی حیوان مسدود می‌شود و آن کسی که کیسه پلاستیکی را‌‌ رها کرده، حتی خبر ندارد که بی‌مبالاتی او موجب مرگ یک موجود زیبا در خلیج خودمان شده است!
من گرگی را دیده‌ام که زبان خود را شرحه شرحه و تکه و پاره کرده بود چون قوطی ماهی تن را‌‌ رها کرده بودند و این گرگ با لیسیدن لبه‌های تیز این قوطی، زبان خود را از دست داد و ما او را در حال مرگ و پس از خونریزی زیاد دیدیم.
من دیده‌ام که زباله‌های ما اعم از پلاستیک، شیشه و فلز، چگونه به جان حیات وحش می‌افتند. به طور قطع اگر ما بدانیم که اعمال ما چه عواقبی در بردارند، در رفتار خود تجدیدنظر خواهیم کرد. همین طور است اگر ما ارزش گیاهان و جانورانی را که در دل طبیعت قربانی سهل انگاری ما می‌شوند، بدانیم. خوب به خاطر دارم که در یکی از دشت‌های زیبای استان فارس که شباهت زیادی به دشت‌های کره ماه داشت مشغول دوربین کشی بودیم. قرقره (سینه سیاه یا کوکر) نیز در دشت فراوان بود.
راننده بازیگوش ما از فرصت سوءاستفاده کرد و روغن اتومبیل خود را بیرون ریخت. حوضچه کوچکی به اندازه یک فنجان از روغن سوخته روی زمین فرم گرفت. ما به راننده تذکر دادیم که این کار صحیح نیست ولی او گوشش بدهکار نبود و معتقد بود که در آن دشت پهناور چند لیتر روغن سوخته اشکالی ایجاد نمی‌کند. در این اثنا ناگهان یک سنجاقک هزار رنگ به فراز فنجان روغن آمده و خود را با سر به آن کوفت. آن همه رنگ و زیبایی ناگهان تبدیل به سیاهی و مرگ شد. همه حتی راننده ساکت بودیم. او پاسخ خود را گرفته بود. سنجاقک‌ها اشعه ماوراءبنفش را از کیلومتر‌ها می‌بینند. این سنجاقک هم به خیال خود به آب رسیده بود و وقتی عکس خود را در آن دید، با سر به آن کوفت. غافل از آنکه دستانی که از فکری بی‌مبالات فرمان می‌گرفتند این تله مرگبار را برای سنجاقک بی‌گناه تدارک دیده بودند! امروزه ما می‌دانیم که هر لیتر روغن سوخته اتومبیل هزاران لیتر از آب‌های زیرزمینی را آلوده می‌کند. این آب‌های زیرزمینی به مصرف کشاورزی، صنعت و نیز نوشیدن انسان‌ها می‌رسد. به گفته سازمان آب، حدود نیمی از آب شهر تهران‌گاه از آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود.
گردشگری دردل طبیعت یا اکوتوریسم شمشیر دو لبه یی است که یک طرف آن موجب پیشرفت و تعالی ملت‌ها می‌شود ولی طرف دیگر آن ممکن است موجب تخریب ساختارهای اخلاقی جوامع هم بشوند. برای تبادل افکار با همکاران دانشگاهی در آلمان، راهی این کشور شدیم. آلمان، کشوری که در سه جنگ شکست خورد و با خاک یکسان شد اینک در میان کشورهای اروپایی اقتصاد اول را دارد و سایر کشور‌ها را (مانند یونان، پرتغال و اسپانیا)، از ورشکستگی نجات می‌دهد: همه در سایه سعی و تلاش این مردم سختکوش. فرودگاه فرانکفورت خود شهری است در دل شهر فرانکفورت. مع الوصف وجود تابلو‌ها و علایم گوناگون، دسترسی به قسمت‌های گوناگون را آسان کرده است. همه جا راهنماهای یونیفورم پوشی هستند که آماده کمک هستند: آن هم با لبخند. راستی چرا ما سلام کردن به بیگانگان یا لبخند زدن حین انجام وظیفه را فراموش کرده‌ایم؟ وقتی شما از کسی راهنمایی می‌خواهید و او با لبخند به شما پاسخ می‌دهد شما حس نمی‌کنید که مزاحم وقت او شده‌اید ولی اگر کسی با اخم و عتاب به شما پاسخ دهد، معنی آن چیست؟
ما باید در خرج کردن سلام به دیگران و نیز لبخند زدن و خوش رویی دست و دل باز‌تر عمل کنیم.
برای تسهیل مسافرت بین برخی از کشور‌ها، مقررات ویزا برداشته شده (کشورهای شنگن). اهالی این کشور‌ها حتی با خود پاسپورت هم حمل نمی‌کنند. شاید ما هم بتوانیم با کشورهای همسایه‌مان چنین مقرراتی را وضع کنیم تا مسافرت در حوزه این کشور‌ها آسان‌تر شود. خارج از فرودگاه مرد جوانی نام من را روی یک صفحه نوشته بود و در دست داشت.

تهران‌ امروز : خروج تدریجی کارگران افغان از کشور به قلم نوید نماینده

تلاش برای راهی کردن‌ کارگران یا اتباع افغانی به کشور‌هایشان برنامه‌ای بود که دولت‌ها پیش از این بسیار آن‌را پیگری کرده بودند و نتیجه‌ای عاید نشده بود. حال اما شرایط اقتصادی‌کشور دستمایه‌ای برای خروج خزنده کارگران خارجی‌ که اکثرشان هم افغانی هستند فراهم کرده‌است. نکته اینجاست که گرانی دلار و سایر ارزهای خارجی از جمله افغانی (واحد پول افغانستان) باعث شده تا کار برای حدود یک میلیون کارگر افغانی در ایران دیگر مقرون به صرفه نباشد. باید توجه داشت سال گذشته با نرخ حدود ۱۲۰۰ تومانی دلار می‌شد با یک میلیون تومان ایران حدود ۴۰ هزار افغانی خریداری کرد. لیکن در شرایط فعلی با یک میلیون تومان پول ایرانی بین ۱۰ تا ۱۲ هزار افغانی قابل ابتیاع است. معنای چنین تغییری این است که دریافتی کارگر افغانی نسبت به گذشته به یک چهارم تقلیل پیدا کرده و همین موضوع هم باعث شده تا کار برای کارگر افغانی در ایران می‌سر یا بهینه و به‌صرفه نباشد. شرایط کارگران افغانی در چنین وضعی تنها با افزایش حقوق چشمگیر کارگران افغانی جبران می‌شود. با این وجود چنین افزایشی هم نه تنها برای کارگر افغانی که حتی برای کارگر و کارمند ایرانی هم متصور نیست. برعکس در این فضا واقعی‌تر این است که حقوق و دستمزد کارگران افغانی باز هم نسبت به سابق کاهش بیشتری پیدا کند.
حال سوال اینجاست که خروج کارگران افغانی که دولت‌ها به شدت پیگیر آن بودند آن هم در پی سخت شدن شرایط اقتصادی کشور باید امری مثبت در نظر گرفته شود یا خیر!؟ از سوی دیگر اگر خروج کارگران خارجی از کشور امری مثبت باشد باید برای استفاده از این فرصت چه برنامه‌هایی تدوین کرد؟ در مقابل هم این سوال مطرح می‌شد که تبعات منفی خروج کارگران افغانی از کشور چیست!؟
آن طور که گفته می‌شود درصد بسیار بالایی از کارگران افغانی در مشاغلی نظیر ساختمان‌سازی مشغول به کار هستند. براساس نرخ‌هایی که برای این نوع کارگران اعلام شده‌است هر کارگر ساده افغانی روزی ۲۵ تا ۳۵ هزار تومان حقوق از صاحب‌کار دریافت می‌کند. این نرخ برای هر کارگر ماهر افغانی به روزانه ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان می‌رسد. حقوق کارگران افغانی هم که به عنوان نگهبان در ساختمان‌ها مشغول به کار هستند از زمان افزایش قیمت ساخت‌وساز در کشور به ماهانه ۸۰۰ هزار تومان رسیده‌است. در نگاه اول، این رقم در مقایسه با کارگران ایرانی بالا‌تر به حساب می‌آید. نکته اینجاست که کارفرمایان بخش خصوصی هم برای سپردن کار به افغانی‌ها راغب‌تر هستند. زیرا برای یک کارگر افغانی نیازی به پرداخت سهم بیمه و دیگر مخارجی نظیر قرارداد قانونی نیست. بنابراین کارفرمایان ترجیح می‌دهند پول بیشتری به کارگران افغانی پرداخت کنند اما همچنان از بهره‌وری کاری آن‌ها استفاده کنند. به هر حال اما از زمان نوسان نرخ ارز در کشور و گرانی‌های فراگیر وضعیت کارگران افغانی هم کمی پیچیده شده‌است. براساس گزارشات، عموما کارگران افغانی نیمی از حقوق خود را به ارزهای خارجی نظیر افغانی، دلار یا یورو تبدیل می‌کنند و آن‌را برای خانواده‌های خود در دیگر کشور‌ها می‌فرستند. بنابراین یک کارگر‌ افغانی اگر ماهانه ۸۰۰ هزار تومان هم درآمد داشته باشد باید ۴۰۰ هزار تومان آن‌را از ریال به یک ارز خارجی دیگر تبدیل کند. مسلما اگر یک کارگر افغانی بخواهد با ۴۰۰ هزار تومان پول دلار و یورو خرید کند، با قیمت‌های نجومی فعلی این دو ارز چیز زیادی گیر او نخواهد آمد. بنابراین این کارگر دیگر نمی‌تواند طبق روال سابق از پس خرج و مخارج خود برآید. این وضعیت به گونه‌ای دیگر هم در داخل کشور برای او پیش می‌رود. بنابراین کاهش ارزش پول ملی اکنون یکی از دلایل خروج افغانی‌ها از بازار کار ایران است. در این میان اما یک نکته دیگر هم قابل طرح است. آن هم اینکه در زمان اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها هم بخشی از کارگران افغانی از بازار کار خارج و به شهرهای خود بازگشتند. عدم تخصیص یارانه‌ها به اتباع بیگانه و افزایش قیمت‌ها در پی آزادسازی نرخ حامل‌های انرژی از عمده‌ دلایل خروج افغانی‌ها از کشور عنوان شد.

کاهش ارزش پول تنها دلیل نیست

مهدی تقوی استاد دانشگاه و اقتصاددان هم کاهش ارزش پول ملی را یکی از دلایل خروج افغانی‌ها از بازار کار ایران عنوان کرد. البته این اقتصاددان تنها دلیل گریز افغانی‌ها از ایران را کاهش ارزش پول ملی ندانست. او در گفت‌وگویی با «تهران‌امروز» تاکید کرد: مسلما کاهش ارزش ریال نقشی اساسی در خروج کارگران افغانی از کشور دارد. افغانی‌ها عموما درآمد خود را به افغانی و دیگر ارزها تبدیل می‌کردند و آن‌را برای خانواده‌های خود می‌فرستاند. با کاهش ارزش ریال قطعا آنها پول اندک‌تری برای خانواده خود می‌فرستند و همین موضوع می‌تواند نارضایتی خانوادگی برای آنها در پی داشته باشد.

تقوی خاطرنشان کرد: برای خروج کارگران افغانی از بازار کار ایران اما دلیل دومی هم وجود دارد. نرخ تورم در کشور ماهانه در حال افزایش یافتن است و مرکز آمار هم نرخ تورم شهریور را به تازگی حدود 24 درصد عنوان کرده است. چنین نرخ تورمی قطعا بخشی از حقوق همه افراد از جمله کارگران افغانی را می‌بلعد و هزینه‌های زندگی آنها را افزایش می‌دهد. این در حالی‌است که آنها فکر می‌کنند شاید در چینین شرایطی اوضاع در کشور خودشان یعنی افغانستان‌ بهتر از ایران باشد. این استاد دانشگاه به دلیل سومی هم اشاره کرد و گفت: نکته دیگر این است که کارگران افغانی بیشتر در مشاغل ساختمانی فعالند و به دلیل افزایش قیمت مصالح ساختمانی و رکود در بخش ساخت‌وساز اکنون با بیکاری روبه‌رو شده‌اند یا حداقل پیش‌بینی می‌کنند در آینده بیکار شوند. او افزود: این موضوع در شرایط خاص اقتصادی ما موجب افزایش نگرانی کارگران افغانی شده‌است. این در حالی‌است که اکنون افغانستان در حال پیشرفت است و بازار مشاغل از جمله مشاغل ساختمانی در این کشور همسایه ایران به شدت داغ شده‌است. تقوی ادامه داد: بنابراین کارگران افغانی تصور می‌کنند اگر در این شرایط به کشور خودشان بازگردند هم درآمد مناسب‌تری خواهند داشت و هم می‌توانند به خانواده‌شان کمک کنند مضاف بر اینکه دیگر نگران بیکار شدن هم نخواهند بود. نکته دیگری که تقوی به آن پاسخ داد مربوط به مزایا و معایب خروج کارگران افغانی از بازار کار ایران بود. او در این مورد گفت: با وجود اینکه خروج کارگران افغانی از بازار کار در پی یک برنامه مدون نبوده اما می‌تواند تاثیرات مثبتی داشته باشد. زیرا اکنون ما با نرخ بیکاری چشمگیری طرفیم و قسمتی از بازار کار ما هم در اختیار کارگران افغانی بوده است. بنابراین با خروج کارگران افغانی از کشور کارگران ایرانی می‌توانند مشغول به کار شوند و این موضوع اگر اتفاق بیفتد می‌تواند به کاهش حتی اندک نرخ بیکاری در کشور بینجامد.

افغانی‌ها از بازار کار کنار نمی‌روند

در نقطه مقابل اما کارشناسان و فعالان بازار کاری هستند که معتقدند کارگران افغانی به دلیل نوسان نرخ دلار خروج چشمگیری از بازار کار نخواهند داشت. حمید حاج‌اسماعیلی یک فعال کارگری در این خصوص به «تهران‌امروز» گفت: با اینکه افزایش قیمت مصالح ساختمانی و مشکلات دیگر امر ساخت‌وساز در کشور را کمی با رکود روبه‌رو کرده اما شرایط به گونه‌ای نیست که بگوییم کارگران افغانی همگی به کلی از کار بیکار شده‌اند و می‌خواهند از بازار کار کشور خارج شوند. او افزود: درست است که ارزش پول ملی پایین آمده و کارگران افغانی کمی در تامین نیازمندی‌های خود و خانواده‌هایشان در خارج از کشور مشکل دارند اما وضعیت برای آنها از کارگران ایرانی بهتر است. وی در پاسخ به این سوال که چرا وضعیت برای کارگران افغانی بهتر است گفت: متاسفانه کارفرمایان ایرانی بیشتر راغبند از کارگر افغانی استفاده کنند و جالب اینجاست که حقوق بیشتری هم به آنها اختصاص می‌دهند. حاج اسماعیلی ادامه داد: عدم پرداخت حق بیمه، آزادی عمل در شرایط کاری و همچنین عدم رعایت مسائل بهداشتی- ایمنی از دلایلی است که موجب استفاده کارفرمایان از کارگران افغانی می‌شود. آنها معمولا با استخدام یک کارگر افغانی هزینه‌های کمتری متحمل می‌شوند و در نهایت بخشی از آن هزینه صرفه‌جویی شده را به خود کارگر افغانی می‌دهند و درآمد او در این صورت از یک کارگر ایرانی بیشتر می‌شود و همین موضوع کارگر افغانی را به کار در ایران ترغیب می‌کند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

باید گفت: با ارز شرمندگی!!

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

خوب یعنی چی 4000 تومان؟ بنزینه؟ نانه؟ شیره؟ دلاره؟ چی شده 4000 تومان؟

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ
کاربر مهمان -> 1391-08-04 13:21:50

خوب یعنی چی 4000 تومان؟ بنزینه؟ نانه؟ شیره؟ دلاره؟...

عزیزم قیمت اون مجله شده 4000 تومان از مخاطباش عذرخواهی کرده. اینم واقعا نیاز به توضیح داشت؟!!!

نادر -> 1391/08/04
پاسخ

عجیب ولی باور کردنی سنوات گذشته کارگران ایرانی عازم ژاپن بگونه ای بود که فارق اتحصیل دانشگاه ازاد هم برای کارگری به توکیو رفت و کار ساختمانی و حمل نخاله ساختمانی از محوطه را انجام میداد . شخص خودم من هزاران ظرف در رستوران غذاخوری در لندن را بمدت 3 سال همراه با درس در سالهای 1344 شستم و پولی از ایران برایم ارسال نمیشد و نبود که ارسال بشه . جوان ایرانی اغلب بابا نان داد بزرگ شده اند . حتی در خانواده های کم درامد هم جوان 16 ساله ابدا از اینکه دستش دراز به سفره پدر است لذت هم میبرند . بخدا قسم در روزگار جوانی ما ابدا اینگونه نبود .رعایت پدر خسته از واجبات بود هر چند پدر پولدار هم بود جوان انروز برای خود غرور خاصی داشت

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

فکر میکنید کارگر ایرانی وجدان کاری بهتری دارد، افغانی مجبور است برای بقای خود جان بکند معلومه که صاحب کار دوست داره افغانی به کار بگیره چون بهره وری اونا بالاتره و دو برابر کارگر ایرانی جون میکنن. الان تو روستا به کارگر میگی بیاد کار کنه میگه اگه 35 تومن روزی کمتر بدی نمیام تازه ساعت کاریش هم کمتره و زود میره. اما کارگر افغانی مجبوره ناز هم نمیتونه بکنه

هزینه هاستینگ -> 1391/08/04
پاسخ

تابناک جون، هزینه های هاست اینترنت و دومین هم داره دوبل میشه. نبینم چند وقت دیگه، پولی بشی ها

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ
نادر -> 1391-08-04 14:15:04

عجیب ولی باور کردنی سنوات گذشته کارگران ایرانی ...

پدر عزیز ذر آن روزگار حداقل های زندگی چه بود؟ توقع خانواده ها و خانم ها از زندگی چه بود؟ خلاصه بگم حداقل توقع جامعه ازیک جوان چه بود در آن روزگاران هم و غم پدران سیر کردن و پوشاندن بود ولی الان؟؟؟

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

مستاجر ما افغانی است میگه دیگه پول نمی بریم جاش جنس ایرانی می بریم افغانستان این جوری خودشون رو با شرایط حال حاضر تطبیق دادند

فرشاد -> 1391/08/04
پاسخ
نادر -> 1391-08-04 14:15:04

عجیب ولی باور کردنی سنوات گذشته کارگران ایرانی ...

اینقدر بدم میاد وقتی قدیم رو با جدید مقایسه میکنند. 4 سال پیش هزار نه صد هزار برابر با امروز متفاوته. شما حتی نباید توی جهان امروز که هر روز تکنولوژی و مسائل دیگه با سرعت زیاد در حال پیشرفت هست رو با دیروز مقایسه کنید بعد 40 سال پیش رو با الان مقایسه میکنید. 30 40 سال پیش کار دنبال شما میومد الان ما باید بریم دنبال کار .. اون موقع براتون مهم بود سریع درس تموم کنید برید سر کار ولی الان طرف میگه کار که نیست منم کشش میدم. و هزار نمونه دیگه

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

با رفتن گارگران افغانی دستمزد نیروی کار ایرانی خیلی بالا خواهد رفت ضمن اینکه کارگران ایرانی خیلی از کارها انجام نمی دهند. در دامداری ها و مرغداری ها و کوره های آجرپژی و کارگر ساده و ... و اینکار تولید در ایران را باز هم گرانتر خواهد کرد. شاید در آینده مجبور باشیم شیر و پنیر و گوشت را هم با دلار وارد کنیم.

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ
نادر -> 1391-08-04 14:15:04

عجیب ولی باور کردنی سنوات گذشته کارگران ایرانی ...

عزیزم نفست از جای گرم در میاد ها درامد و هزینه ان زمان را بین زمان هم مقایسه کن لطفا در ضمن دخترها وشزایط ازدواج و مهریه ها را هم مقایسه کن ان زمان دیپلم میرفت اداره پشت میز نشین بود الان دکتراها پادرهوان .

کاربر مهمان -> 1391/08/04
پاسخ

افغانی که داره تو ایران بنایی میکنه و روزی صد هزار میگیره چرا باید از ایران بره ؟؟؟؟؟ با دلار سه هزار تومانی هم درآمدش بیشتر از افغانستان هست و در ایران هم نسبت به کارمندانی که 500 هزار تومان حقوق ماهانه میگیرن خیلی بیشتر میگیره بدبخت کارمندان قراردادی و شرکتی دولتی و کارمندان بخش خصوصی

بهار -> 1391/08/05
پاسخ

دوستان عزیز چرا کسی از طبیعت حرف نزد،داستان گرگ ولاک پشت بسیار ناراحت کننده بود،بیایید با طبیعت مهربانتر باشیم بخدا همه ما مسوءلیم ودر آینده نه چندان دور حسرت این طبیعت رو میخوریم

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین