مسأله دشمنی ایالات متحده آمریکا با ملت و حکومت ایران، داستان تازهای نیست؛ سه دهه تمام، دشمنی و بدخواهی آمریکا، کوچکترین مجالی برای تصور اعتمادسازی در یک آینده قابل پیشبینی باقی نگذارده است. رهبران ایالات متحده همواره جمهوری اسلامی را بازیگری خطرناک، سرکش، دردسرآفرین، حامی تروریسم، چالشگر نظم و امنیت جهانی و تهدیدی جدی برای منافع خود دانستهاند که الزاماً باید سرنگون شود. ایرانیان نیز آمریکا را بزرگترین دشمن اسلام و ابرقدرتی مستکبر، ستمگر، امپریالیست، بیعدالت و بیاعتماد میدانند و شعار «مرگ بر آمریکا» همچنان طرفداران بسیاری در میان تودههای مردمی ایران دارد.
اکنون باید دید که عوامل اصلیِ موجد اختلاف و بیاعتمادی ایرانیها به ایالات متحده آمریکا کدامند.
نوشتار حاضر میکوشد تا این موضوع را در قالب نظریه سازهانگاری اجتماعی در دانش روابط بینالملل و با تأکید بر مسأله «برساختگی هویتها» بررسی کند.
۱. سازهانگاری اجتماعی و برساختگی هویت:
نظریه سازهانگاری با ردّ استقلال واقعیتهای بیرونی از تأثیرات ذهن انسانها، واقعیتها را «برساختههای اجتماعی» (socially constructed) میپندارد که بر اثر دخل و تصرف اذهان در آنها معنی و مفهوم مییابند؛ به عبارت دیگر، برای یک متفکر سازهانگار، مهم اصل یک واقعیت نیست، بلکه مهم آن فهم مشترکی است که یا از اساس به یک پدیده هستی میبخشد (در مورد پدیدههای اجتماعی) یا آن که هستیِ آن را معنادار میسازد (در مورد پدیدههای مادی)؛ بنابراین، از نگاه سازهانگاری، ایدهها، تصورات، انگارهها و ساختارهای بینالأذهانی نقش تعیینکنندهای در عرصه اجتماعات بشری دارند و واقعیات بیمعنی را معنا میبخشند.
اکنون باید دید که عوامل اصلیِ موجد اختلاف و بیاعتمادی ایرانیها به ایالات متحده آمریکا کدامند.
نوشتار حاضر میکوشد تا این موضوع را در قالب نظریه سازهانگاری اجتماعی در دانش روابط بینالملل و با تأکید بر مسأله «برساختگی هویتها» بررسی کند.
۱. سازهانگاری اجتماعی و برساختگی هویت:
نظریه سازهانگاری با ردّ استقلال واقعیتهای بیرونی از تأثیرات ذهن انسانها، واقعیتها را «برساختههای اجتماعی» (socially constructed) میپندارد که بر اثر دخل و تصرف اذهان در آنها معنی و مفهوم مییابند؛ به عبارت دیگر، برای یک متفکر سازهانگار، مهم اصل یک واقعیت نیست، بلکه مهم آن فهم مشترکی است که یا از اساس به یک پدیده هستی میبخشد (در مورد پدیدههای اجتماعی) یا آن که هستیِ آن را معنادار میسازد (در مورد پدیدههای مادی)؛ بنابراین، از نگاه سازهانگاری، ایدهها، تصورات، انگارهها و ساختارهای بینالأذهانی نقش تعیینکنندهای در عرصه اجتماعات بشری دارند و واقعیات بیمعنی را معنا میبخشند.
روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یک باور جاافتاده بیناذهنی و یک آگاه مشترک رسانده است که باید آمریکا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. تجربههای متواتر تاریخی سبب شده ایرانیان هویت خود را در تعارض با هویت آمریکایی تعریف کنند.
مقوله «آگاه مشترک» (shared knowledge) جایگاه والایی در مباحث سازهانگاران دارد. به زعم ایشان، سرشت نظام بینالملل و هویتها و اولویتهای بازیگرانِ این نظام، سیال و تغییرپذیر است. سازهانگاران هرچند بر اهمیت توزیع مادی قدرت معترف هستند، لکن بر این باورند که باورها و اندیشهها و ارزشها نیز میتوانند رفتار بازیگران و به دنبال آن، سرشت نظام بینالملل را دگرگون سازند. اصولاً در مکتب سازهانگاری، چیستی یک بازیگر (هویت او) ساخته و پرداخته آگاهی، باورها و انتظارات است و برای همین باید افزون بر تواناییهای مادی، آگاهی و رویههای مشترک اجتماعی را نیز مد نظر قرار داد.۱
از دیگر ویژگیهای سازهانگاران، توجه به اهمیت مقوله «هویت» است. بر طبق این نظریه، نیروهای مادی به خودیِ خود معنای ذاتی و نفسالأمری ندارند، بلکه معنی آنها از لحاظ اجتماعی توسط انسانها و ایدههای آنان خلق میشود. در نتیجه این ما هستیم که به عوامل مادیِ ذاتاً بیمعنی رنگ معنا میبخشیم. مثلاً برخورداری چین و روسیه از سلاح هستهای برای آمریکا معنایی متفاوت نسبت به برخورداری فرانسه یا انگلستان از این سلاح دارد و هرچند که تسلیحات هستهای از حیث مادی مشابه هستند، اما آمریکاییها به دلیل هویتی که برای انگلستان در ذهن خود برساختهاند، از جانب سلاح انگلستان احساس تهدید نمیکنند. این در حالی است که چه بسا آمریکاییها اسلحه هستهای چین یا روسیه را تهدیدآمیز بینگارند.۲
۲. ایرانیان و برساختن هویت آمریکا در گذار زمان:
مردم ایران چندین دهه است که ایالات متحده آمریکا را به عنوان یک ابرقدرت مستکبر و سلطهگر شناختهاند و ردّ پای این کشور را آشکارا و نهان در بسیاری از حوادث ناگوار تاریخی مانند جنگها، کودتاها، دسیسهها، ترورها، تحریمها، خرابکاریها و کارشکنیها دیده و از رهبران ابرقدرت جهانی چیزی جز تهدید، زورگویی، خصومت و کینهورزی ندیدهاند. آنچه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون از رفتار آمریکا در حافظه تاریخی ایرانیان مانده، تنها تداوم بدخواه و دشمنی بوده است.
این روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یک باور جاافتاده بیناذهنی و یک آگاهی مشترک رسانده است که باید آمریکا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. به عبارت دیگر، تجربههای پیاپی تاریخی، سبب شده ایرانیانِ انقلابی و استکبارستیز هویت خود را در تعارض با هویت آمریکایی تعریف کنند. از این روست که شعار مرگ بر آمریکا در کشور ایران همچنان یک شعار ملی به حساب میآید. رهبر معظم انقلاب با تأکید بر نقش این تجربه تاریخی در تداوم دشمنی مردم ایران با آمریکا اظهار میدارد:
«مسأله این است که ملت ایران به گذشته خود که نگاه میکند، تا اول انقلاب از دولت آمریکا یکسره دشمنی نسبت به خودش مشاهده میکند. بعد، از اول انقلاب هم تا امروز یکسره دشمنیهای آمریکا را نسبت به خودش، نسبت به مصالح ملی و نسبت به حکومت مورد علاقهی خودش ملاحظه میکند [...] ملت ایران نگاه میکند میبیند که یک دشمن آن طرف ایستاده است؛ بنابراین، تلقی ملت ما از دولت آمریکا این نیست که نسبت به او اعتماد ندارد، بلکه او را دشمن خود میداند.»۳
۳. نقش ایدئولوژی در هویتسازی:
جدا از تجربه تاریخی، الزامات ایدئولوژیک نیز مانع از پیوند نظام اسلامی و انقلابی ایران با یک ابرقدرت مستکبر شده است. سیاست در جمهوری اسلامی ایران کاملاً بر مدار ایدئولوژی و شریعت اسلام میگردد و این تداخل و درهمفرورفتگیِ دین و سیاست، جمهوری اسلامی را چه از نظر اهداف غایی و چه از حیث رفتار و کارکرد، با دیگر نظامهای سیاسی متفاوت میسازد، زیرا اولاً هدف غایی در یک حکومت دینمحور به صِرف ارتقای مؤلفههای قدرت مادی و افزایش رفاه اقتصادی محدود نمیماند. دوم آن که رفتار و کارکرد چنین حکومتی نیز همواره مقید به اصول اسلامی و انقلابی است؛ اصولی که هرگز نمیگذارند منافع ملی یا سود اقتصادی، توجیهگر ارتکاب به هر عملی باشد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر ایدئولوژیک که مُجاز نیست از دایره حدود اسلامی گامی فراتر نهد، نمیتواند با ایالات متحده آمریکا که در قاموس اسلام مصداق بارز ظلم و استکبار است، طرح دوستی بریزد. این بر خلاف نص صریح قرآن کریم است که بارها و بارها از جمله در آیات زیر، مسلمانان را از برقراری هرگونه دوستی و ائتلاف با کفار و دشمنان خدا اکیداً دور داشته و بر بیاعتماد بودن و بدگمانی به آنان تأکید میورزد.
• «ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی میافکنید و حال اینکه آنان نسبت به حقی که برای شما آمده است، کفر ورزیدهاند». ۴
• «ای مؤمنان! بیگانگان را همراز خود مگیرید، زیرا آنها از هیچگونه آسیبرسانی در حق شما کوتاه نمیکنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا کینه از گفتارشان پیداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارد، بزرگتر است».۵
به عبارت دیگر، ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است که دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریکایی را به عنوان یک هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر پایه ایدئولوژی اسلامی، کفار و مستکبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند. با استناد به همین اصول بوده که حضرت امام خمینی ـ رضواناللهعلیه ـ راهبرد استکبارستیزی، تقابل با مستکبرین و جبههگیری در برابر امپریالیسم نظام سلطه را به عنوان شاهراه حرکت انقلاب برگزیدند و افقهای آینده را بر وفق آن ترسیم کردند. رهبر معظم انقلاب نیز همین سیاست راهبردی را به عنوان تداوم خط مشی امام راحل ادامه دادهاند. از منظر ایشان آمریکا بیتردید بارزترین مفهوم استکبارگری در دوران معاصر به شمار میآید:
«جمهوری اسلامی رابطه با رژیم آمریکا را که رمز و نشانهی قلدری و سلطه ناحق و مظهر ستم به ملتهای ضعیف عالم است، مردود میداند و تا وقتی آن رژیم مستکبرانه به ملتها ظلم میکند، در دولتها و کشورها دخالت میکند، از رژیمهای نامشروعی چون رژیم منفور صهیونیستی حمایت میکند، با نهضتهای آزادیخواهانه و بیداری ملتها ستیزه میکند و به ویژه با ملت مسلمان پیشگام ایران و ملتهای بپاخاسته مسلمان دشمنی میورزد، هرگز با آن رژیم رابطه برقرار نخواهد کرد».۶
از دیگر ویژگیهای سازهانگاران، توجه به اهمیت مقوله «هویت» است. بر طبق این نظریه، نیروهای مادی به خودیِ خود معنای ذاتی و نفسالأمری ندارند، بلکه معنی آنها از لحاظ اجتماعی توسط انسانها و ایدههای آنان خلق میشود. در نتیجه این ما هستیم که به عوامل مادیِ ذاتاً بیمعنی رنگ معنا میبخشیم. مثلاً برخورداری چین و روسیه از سلاح هستهای برای آمریکا معنایی متفاوت نسبت به برخورداری فرانسه یا انگلستان از این سلاح دارد و هرچند که تسلیحات هستهای از حیث مادی مشابه هستند، اما آمریکاییها به دلیل هویتی که برای انگلستان در ذهن خود برساختهاند، از جانب سلاح انگلستان احساس تهدید نمیکنند. این در حالی است که چه بسا آمریکاییها اسلحه هستهای چین یا روسیه را تهدیدآمیز بینگارند.۲
۲. ایرانیان و برساختن هویت آمریکا در گذار زمان:
مردم ایران چندین دهه است که ایالات متحده آمریکا را به عنوان یک ابرقدرت مستکبر و سلطهگر شناختهاند و ردّ پای این کشور را آشکارا و نهان در بسیاری از حوادث ناگوار تاریخی مانند جنگها، کودتاها، دسیسهها، ترورها، تحریمها، خرابکاریها و کارشکنیها دیده و از رهبران ابرقدرت جهانی چیزی جز تهدید، زورگویی، خصومت و کینهورزی ندیدهاند. آنچه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون از رفتار آمریکا در حافظه تاریخی ایرانیان مانده، تنها تداوم بدخواه و دشمنی بوده است.
این روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یک باور جاافتاده بیناذهنی و یک آگاهی مشترک رسانده است که باید آمریکا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. به عبارت دیگر، تجربههای پیاپی تاریخی، سبب شده ایرانیانِ انقلابی و استکبارستیز هویت خود را در تعارض با هویت آمریکایی تعریف کنند. از این روست که شعار مرگ بر آمریکا در کشور ایران همچنان یک شعار ملی به حساب میآید. رهبر معظم انقلاب با تأکید بر نقش این تجربه تاریخی در تداوم دشمنی مردم ایران با آمریکا اظهار میدارد:
«مسأله این است که ملت ایران به گذشته خود که نگاه میکند، تا اول انقلاب از دولت آمریکا یکسره دشمنی نسبت به خودش مشاهده میکند. بعد، از اول انقلاب هم تا امروز یکسره دشمنیهای آمریکا را نسبت به خودش، نسبت به مصالح ملی و نسبت به حکومت مورد علاقهی خودش ملاحظه میکند [...] ملت ایران نگاه میکند میبیند که یک دشمن آن طرف ایستاده است؛ بنابراین، تلقی ملت ما از دولت آمریکا این نیست که نسبت به او اعتماد ندارد، بلکه او را دشمن خود میداند.»۳
۳. نقش ایدئولوژی در هویتسازی:
جدا از تجربه تاریخی، الزامات ایدئولوژیک نیز مانع از پیوند نظام اسلامی و انقلابی ایران با یک ابرقدرت مستکبر شده است. سیاست در جمهوری اسلامی ایران کاملاً بر مدار ایدئولوژی و شریعت اسلام میگردد و این تداخل و درهمفرورفتگیِ دین و سیاست، جمهوری اسلامی را چه از نظر اهداف غایی و چه از حیث رفتار و کارکرد، با دیگر نظامهای سیاسی متفاوت میسازد، زیرا اولاً هدف غایی در یک حکومت دینمحور به صِرف ارتقای مؤلفههای قدرت مادی و افزایش رفاه اقتصادی محدود نمیماند. دوم آن که رفتار و کارکرد چنین حکومتی نیز همواره مقید به اصول اسلامی و انقلابی است؛ اصولی که هرگز نمیگذارند منافع ملی یا سود اقتصادی، توجیهگر ارتکاب به هر عملی باشد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر ایدئولوژیک که مُجاز نیست از دایره حدود اسلامی گامی فراتر نهد، نمیتواند با ایالات متحده آمریکا که در قاموس اسلام مصداق بارز ظلم و استکبار است، طرح دوستی بریزد. این بر خلاف نص صریح قرآن کریم است که بارها و بارها از جمله در آیات زیر، مسلمانان را از برقراری هرگونه دوستی و ائتلاف با کفار و دشمنان خدا اکیداً دور داشته و بر بیاعتماد بودن و بدگمانی به آنان تأکید میورزد.
• «ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی میافکنید و حال اینکه آنان نسبت به حقی که برای شما آمده است، کفر ورزیدهاند». ۴
• «ای مؤمنان! بیگانگان را همراز خود مگیرید، زیرا آنها از هیچگونه آسیبرسانی در حق شما کوتاه نمیکنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا کینه از گفتارشان پیداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارد، بزرگتر است».۵
به عبارت دیگر، ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است که دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریکایی را به عنوان یک هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر پایه ایدئولوژی اسلامی، کفار و مستکبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند. با استناد به همین اصول بوده که حضرت امام خمینی ـ رضواناللهعلیه ـ راهبرد استکبارستیزی، تقابل با مستکبرین و جبههگیری در برابر امپریالیسم نظام سلطه را به عنوان شاهراه حرکت انقلاب برگزیدند و افقهای آینده را بر وفق آن ترسیم کردند. رهبر معظم انقلاب نیز همین سیاست راهبردی را به عنوان تداوم خط مشی امام راحل ادامه دادهاند. از منظر ایشان آمریکا بیتردید بارزترین مفهوم استکبارگری در دوران معاصر به شمار میآید:
«جمهوری اسلامی رابطه با رژیم آمریکا را که رمز و نشانهی قلدری و سلطه ناحق و مظهر ستم به ملتهای ضعیف عالم است، مردود میداند و تا وقتی آن رژیم مستکبرانه به ملتها ظلم میکند، در دولتها و کشورها دخالت میکند، از رژیمهای نامشروعی چون رژیم منفور صهیونیستی حمایت میکند، با نهضتهای آزادیخواهانه و بیداری ملتها ستیزه میکند و به ویژه با ملت مسلمان پیشگام ایران و ملتهای بپاخاسته مسلمان دشمنی میورزد، هرگز با آن رژیم رابطه برقرار نخواهد کرد».۶
ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است که دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریکایی را به عنوان یک هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر اساس ایدئولوژی اسلامی، کفار و مستکبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند.
ایشان در مقام یک رهبر دینی و متفکر مسلمان، در اجلاس بیداری اسلامی و هنگام سخنرانی برای شخصیتهای برجسته جهان اسلام نیز به استناد تجربیات تاریخی و بنا بر ملاحظات ایدئولوژیک، آنان را فرامیخوانند تا نسبت به قدرتهای مستکبر بیاعتماد باشند:
«هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید. به آنها سوءظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید. پشت این لبخندها و وعدهها توطئه و خیانت نهفته است».۷
رهبر معظم انقلاب برقراری رابطه با ایالات متحده آمریکا را تنها در صورت از بین رفتن خوی استکباری این دولت، یعنی «دگردیسی هویتی» آن امکانپذیر میدانند و البته به تحقق چنین شرایطی هم چندان خوشبین نیستند:
«آمریکا از مصادیق و مواردی است که ما ارتباط با او را قبول نداریم و رد میکنیم. سؤال میشود تا کی؟ پاسخ این پرسش را هم امام ـ رضواناللهعلیه ـ و هم همه کسانی که در این باره صحبت کردهاند، گفتهاند: تا وقتی که سیاستهای مبنی بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهوری اسلامی و حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی و پشتیبانی بیقید و شرط از دولت صهیونیستی خاتمه پیدا کند. امام فرمودند: «تا وقتی که آدم بشود.» یعنی این روشهای غلط را اصلاح بکند. البته حقیقتاً ما در جبین آن کشتی نور رستگاری هم نمیبینیم».۸
۴. جمعبندی:
با این حساب، درمییابیم آنچه آمریکا را به دشمنی غیر قابل معاشرت بدل ساخته، همانا نحوه برساخته شدن هویت آن در بیناذهنیت ملت ایران در چند دهه و تحت تأثیر تجارب تاریخی بوده است؛ یعنی مسأله «دگرسازی» از آمریکا و پافشاری بر موضع قهر و مخاصمه با آن ناشی از سلیقه و صلاحدید شخصی رهبران انقلاب اسلامی نیست، بلکه در گذر زمان این آگاه مشترک در ذهنیت ایرانیان شکل گرفته است که باید ایالات متحده را خصم و دگرِ خود پنداشت و نسبت به آن بیاعتماد بود.
از سوی دیگر، ایدهها و انگارههای دینی نیز همواره موجب تقویت و تشدید این احساس غیریت و دگربودگی شده است. به عبارت دیگر، راهبرد آمریکاستیزی به عنوان فرعی بر راهبرد کلانتر استکبارستیزی که جهتگیری اصلی جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی را مشخص میسازد، ریشه در تعالیم عالیه اسلام دارد و بر شالوده اصول سیاسی و بینالمللی اسلام استوار است. از این حیث، رویکرد ضدیت با ایالات متحده را باید پیامد طبیعی درونمایه انقلابی و ایدئولوژیک نظام اسلامی قلمداد کرد.
گویا شرایط موجود تنها در صورتی تغییر خواهد کرد که ذهنیت ایرانی نسبت به ایالات متحده اصلاح و تصویر برساخته دیگری از هویت آمریکایی جایگزین تصویر کنونی شود، اما اولاً این مسأله نیازمند گذر زمانی دراز و تجربه تاریخی است و دفعی و ناگهانی محقق نخواهد شد. ثانیاً تداوم رفتارهای خصمانه ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران و از جمله إعمال تحریمهای بیسابقه اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و تهدیدهای گاه و بیگاه نظامی موجب پابرجا ماندن تصویر هویتی موجود شده و راه را بر هرگونه تغییری سد کرده است. در حقیقت، رفتارهای نامعقول ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، عملاً فرو ریختن دیوار قطور بیاعتمادی را اسیر یک دور باطل کرده است. به این صورت که پایان خصومتها منوط به تغییر ذهنیتهاست، اما تداوم دشمنیها مانع از تغییر ذهنیتها میشود.
----------------------------------
پینوشتها:
۱. Fred Chernoff,Theory and Metatheory in International Relations; Concepts and Contending Accounts, New York: Palgrave Macmillan, 2007, pp. 70-71
۲. David Patrick Houghton, "Reinvigorating the Study of Foreign Policy Decision Making: Toward aConstructivistApproach”, Foreign Policy Analysis,3, 2007, p. 30
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیهالسلام در مشهد مقدس، ۱۳۷۹/۱/۶
۴. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ. (ممتحنه، ۱)
۵. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِن دُونِکُم لا یَألونَکُم خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن أفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدُورَهُم أکبَر (آل عمران، ۱۱۸)
۶. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۳۷۰/۳/۱۳
۷. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۶/۲۶
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار وزیر و کارکنان وزارت امور خارجه، ۱۳۶۸/۵/۳۱
این نوشتار نخستین بار در پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب (KHAMENEI.IR) منتشر شده است.
«هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید. به آنها سوءظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید. پشت این لبخندها و وعدهها توطئه و خیانت نهفته است».۷
رهبر معظم انقلاب برقراری رابطه با ایالات متحده آمریکا را تنها در صورت از بین رفتن خوی استکباری این دولت، یعنی «دگردیسی هویتی» آن امکانپذیر میدانند و البته به تحقق چنین شرایطی هم چندان خوشبین نیستند:
«آمریکا از مصادیق و مواردی است که ما ارتباط با او را قبول نداریم و رد میکنیم. سؤال میشود تا کی؟ پاسخ این پرسش را هم امام ـ رضواناللهعلیه ـ و هم همه کسانی که در این باره صحبت کردهاند، گفتهاند: تا وقتی که سیاستهای مبنی بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهوری اسلامی و حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی و پشتیبانی بیقید و شرط از دولت صهیونیستی خاتمه پیدا کند. امام فرمودند: «تا وقتی که آدم بشود.» یعنی این روشهای غلط را اصلاح بکند. البته حقیقتاً ما در جبین آن کشتی نور رستگاری هم نمیبینیم».۸
۴. جمعبندی:
با این حساب، درمییابیم آنچه آمریکا را به دشمنی غیر قابل معاشرت بدل ساخته، همانا نحوه برساخته شدن هویت آن در بیناذهنیت ملت ایران در چند دهه و تحت تأثیر تجارب تاریخی بوده است؛ یعنی مسأله «دگرسازی» از آمریکا و پافشاری بر موضع قهر و مخاصمه با آن ناشی از سلیقه و صلاحدید شخصی رهبران انقلاب اسلامی نیست، بلکه در گذر زمان این آگاه مشترک در ذهنیت ایرانیان شکل گرفته است که باید ایالات متحده را خصم و دگرِ خود پنداشت و نسبت به آن بیاعتماد بود.
از سوی دیگر، ایدهها و انگارههای دینی نیز همواره موجب تقویت و تشدید این احساس غیریت و دگربودگی شده است. به عبارت دیگر، راهبرد آمریکاستیزی به عنوان فرعی بر راهبرد کلانتر استکبارستیزی که جهتگیری اصلی جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی را مشخص میسازد، ریشه در تعالیم عالیه اسلام دارد و بر شالوده اصول سیاسی و بینالمللی اسلام استوار است. از این حیث، رویکرد ضدیت با ایالات متحده را باید پیامد طبیعی درونمایه انقلابی و ایدئولوژیک نظام اسلامی قلمداد کرد.
گویا شرایط موجود تنها در صورتی تغییر خواهد کرد که ذهنیت ایرانی نسبت به ایالات متحده اصلاح و تصویر برساخته دیگری از هویت آمریکایی جایگزین تصویر کنونی شود، اما اولاً این مسأله نیازمند گذر زمانی دراز و تجربه تاریخی است و دفعی و ناگهانی محقق نخواهد شد. ثانیاً تداوم رفتارهای خصمانه ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران و از جمله إعمال تحریمهای بیسابقه اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و تهدیدهای گاه و بیگاه نظامی موجب پابرجا ماندن تصویر هویتی موجود شده و راه را بر هرگونه تغییری سد کرده است. در حقیقت، رفتارهای نامعقول ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، عملاً فرو ریختن دیوار قطور بیاعتمادی را اسیر یک دور باطل کرده است. به این صورت که پایان خصومتها منوط به تغییر ذهنیتهاست، اما تداوم دشمنیها مانع از تغییر ذهنیتها میشود.
----------------------------------
پینوشتها:
۱. Fred Chernoff,Theory and Metatheory in International Relations; Concepts and Contending Accounts, New York: Palgrave Macmillan, 2007, pp. 70-71
۲. David Patrick Houghton, "Reinvigorating the Study of Foreign Policy Decision Making: Toward aConstructivistApproach”, Foreign Policy Analysis,3, 2007, p. 30
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیهالسلام در مشهد مقدس، ۱۳۷۹/۱/۶
۴. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ. (ممتحنه، ۱)
۵. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِن دُونِکُم لا یَألونَکُم خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن أفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدُورَهُم أکبَر (آل عمران، ۱۱۸)
۶. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۳۷۰/۳/۱۳
۷. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۶/۲۶
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار وزیر و کارکنان وزارت امور خارجه، ۱۳۶۸/۵/۳۱
این نوشتار نخستین بار در پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب (KHAMENEI.IR) منتشر شده است.