امروزه پس از سالها تجربه دمکراسی در ایران و با گذشت عمر دورههای دولتهای گوناگون و با روی کار آمدن جناحها و گرایشهای سیاسی، از یک طرف و از سوی دیگر، شرایط خاص بینالمللی داخلی، موجب شده است که دلسوزان و علاقهمندان به سرنوشت کشور و قدرت سیاسی در ایران، طرحهای متفاوت با نیتهای گوناگون ارایه دهند که هر کدام بنا بر برداشت اولیه از آن، مورد نقد و گاه مخالفت جدی قرار گرفتهاند؛ از آن جمله، طرح دولت وحدت ملی است. این طرح به ظاهر بسیار قشنگ و مورد احترام است، زیرا هر ایرانی علاقه دارد، قدرتی بر سر کار بیاید که از پشتوانه ملی و مردمی برخوردار باشد و جناحهای رقیب از چپ و راست و مستقل اصولگرا و مخالف آن تا همه و همه در این دولت جای گیرند، ولی چند اشکال اساسی بر آن است؛ یکی اینکه رقابت و آزادی برخورد اندیشهها و امکان انتخاب بهتر را از مردم میگیرد که حذف مردمسالاری دینی و بستر آزاد انتخابات است.
دوم به دلیل واقعی نبودن طرح است که هماکنون امکان تحقق آن بسیار ضعیف است، زیرا در همه جناحها، اختلافات و برداشتهای سیاسی گسترده بوده و امکان تشکیل چنین دولت یا ظرفیت سیاسی کنونی با هماهنگی مناسب را ندارد.
سوم آن که طرح دولت وحدت ملی، معمولاً در کشورهایی که دچار بحران امنیتی و سیاسی شدید همراه با اختلافات منطقهای و قومیتها و یا احزاب صاحب قدرت هستند و در این کشورها که در منطقه خاورمیانه هم میشود نمونههای آنها را مثال زد که گاه تحت فشار قدرت خارجی یا تحت اشغال بیگانگان هستند، این طرح مطرح میشود تا قدرت در آن کشورها به یک سرمنزل مقصود برسد. خوشبختانه کشور ما با یک ثبات امنیتی و سیاسی با ایثارگری ملت شهیدپرورمان به استقلال سیاسی رسیده و همه ارکان نظام بر پایه قانون اساسی مستقر شده و همه در حال پیاده کردن برنامههای پنج ساله و چشمانداز بیست ساله هستیم؛ بنابراین، این طرح اصلاً با اوضاع کنونی کشورمان تطابق ندارد.
طرح دیگری که مطرح است، طرح همه برای یکی یا وحدت با من یا وحدت با حزب من یا گروه من یا تیم سیاسی من است که متأسفانه هم در جناح اصولگرا و هم در جناح اصلاحطلب و... هست و طبیعی است که با این فکر، آنان به دلیل دور شدن دیگر نیروها و علاقهمندان و دلسوزان هر جناح و یا تفکری با دایره بستهتری به قدرت میرسند و بنابراین، از توان و انرژی و استعداد همه نخبگان و شایستگان آن جناح استفاده نمیشود و به تدریج، دولت و ارکان صاحب قدرت، دچار تنش و چالشهای جدی در زمینههای گوناگون شده و به تنهایی قادر به حل آنها نمیشوند و به این ترتیب، زمینه اختلافات داخلی بیشتر فراهم میشود، به گونهای که دشمن اصلی کشور و انقلاب و مردم، خوشحال از این وضع بوده و امیدوارند و به فکر ضربه زدن به اهداف مقدس مردم و انقلاب اسلامی میافتند.
یا در این اوضاع، ذهنیتهای منفی و دروغین میان همفکران پدید میآید. البته در گذشته در میان اصلاحطلبان این اتفاق افتاده و هماکنون به نظر میرسد در میان اصولگرایان در حال رخنه کردن است. و اما در حالی که بسیاری از اصولگرایان نسبت به همدیگر، کدورت دارند و برای اجماع سیاسی مردد هستند و برخی از کجسلیقهگیها، نبودن ظرفیت و سعه صدر کافی و عدم اتکا به نقاط مشترک، اصولگرایان را در حالتی متفاوت نسبت به گذشته و با شک و تردید روبهرو کرده است.
طرح سومی به نام دولت ائتلافی است که مبنای آن، مشترکات فکری و اندیشهای و تجربی گروههای همسو یا همفکر با اصول مشترک است؛ این به معنی یکی شدن چپ و راست یا اصولگرایان و اصلاحطلبان نیست، بلکه افرادی که در یک طیف فکری با مشترکات اصولی هستند، مثلاً اصولگرا تلقی میشوند، به فکر یک دولت ائتلافی بوده و به جای یک نفر تصمیم میگیرند تا دولت تشکیل شود؛ یک دولت مقتدر و قوی با وحدت نظر و با طیف فراگیر از همفکران و طبیعی است، کسانی که خودرأی یا تمامیتخواه و انحصارطلب باشند، همیشه از وحدت و همگرایی و همفکری و همکاری دوری میکنند و کسانی که بر پایه رهنمودهای امام و رهبری به وحدت و دوری از اختلاف میاندیشند و یا از تکروی به دورند، از این طرح حمایت میکنند، زیرا این طرح میگوید، همه با هم و برای هم و به کمک همدیگر برای خدمت بهتر به مردم آماده شویم و میافزاید، نباید با کاندیداهای متعدد و فراوان، مردم را دچار تردید و تشکیک در انتخاب کنیم و در ضمن، رأی مردم را پراکنده نکنیم، تا بتوانیم توانها جمع شود تا دولتی با رأی بیشتر و فکر قویتر و قدرت بیشتر تشکیل دهیم.
طبیعی است، این فکر در جناحهای گوناگون قابل عمل است و از هر جناحی، یک کاندیدا مطرح خواهد شد و با کاندیدای کمتر ـ که فرق بشتری دارد ـ همانند بسیاری از کشورهای پیشرفته و با تجربه طولانی دمکراسی، دولت کارآمدتر و با پشتوانه بیشتر تشکیل میشود و رئیسجمهور برگزیده هم با چنین دولتی، بهتر و راحتتر میتواند دوره خود را با کارنامه بهتر و رضایتمندی بیشتر مردم به پایان برساند.
در نتیجه، نباید دولت وحدت ملی را با دولت ائتلافی ـ که معمولاً در یک جناح یا گروه همفکر با ارزشهای مشترک تشکیل میشود ـ اشتباه کرد.
در پایان، به نظر میرسد این اوضاع کنونی در هر دو جناح به سود آینده کشور نیست. اگر اصولگرایان بخواهند ادامه تداوم قدرت خود را در دولت و مجلس حفظ کنند، باید در رفتار کنونیشان، تجدیدنظر کرده و به فکر طرحی نو بر پایه سه عامل پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی «اعتقاد به رهبری»، «وحدت کلمه» و «باور درست در خدمت به مردم» ـ که همگی در مردمسالاری دینی خلاصه شده و به دنبال حل مشلات جدی مردم به ویژه در زمینه اقتصادی و اجرای سیاست اصل 44 و اهداف چشمانداز است ـ باشند.
همچنین آنان باید از اختلاف و عدم همکاری و هماهنگی با یکدیگر دست برداشته و به جای اختلاف به ائتلاف و به جای گفتن همه با من، بگویند همه با هم و به جای تخریب، به بهبود زخمهای سیاسی کنونی بپردازند و نیز به جای گذر از یکدیگر، حرکت انقلابی و مردمی خود را با یکدیگر و به سوی اهداف چشمانداز ادامه دهند.
نماینده مجلس شورای اسلامی
دوم به دلیل واقعی نبودن طرح است که هماکنون امکان تحقق آن بسیار ضعیف است، زیرا در همه جناحها، اختلافات و برداشتهای سیاسی گسترده بوده و امکان تشکیل چنین دولت یا ظرفیت سیاسی کنونی با هماهنگی مناسب را ندارد.
سوم آن که طرح دولت وحدت ملی، معمولاً در کشورهایی که دچار بحران امنیتی و سیاسی شدید همراه با اختلافات منطقهای و قومیتها و یا احزاب صاحب قدرت هستند و در این کشورها که در منطقه خاورمیانه هم میشود نمونههای آنها را مثال زد که گاه تحت فشار قدرت خارجی یا تحت اشغال بیگانگان هستند، این طرح مطرح میشود تا قدرت در آن کشورها به یک سرمنزل مقصود برسد. خوشبختانه کشور ما با یک ثبات امنیتی و سیاسی با ایثارگری ملت شهیدپرورمان به استقلال سیاسی رسیده و همه ارکان نظام بر پایه قانون اساسی مستقر شده و همه در حال پیاده کردن برنامههای پنج ساله و چشمانداز بیست ساله هستیم؛ بنابراین، این طرح اصلاً با اوضاع کنونی کشورمان تطابق ندارد.
طرح دیگری که مطرح است، طرح همه برای یکی یا وحدت با من یا وحدت با حزب من یا گروه من یا تیم سیاسی من است که متأسفانه هم در جناح اصولگرا و هم در جناح اصلاحطلب و... هست و طبیعی است که با این فکر، آنان به دلیل دور شدن دیگر نیروها و علاقهمندان و دلسوزان هر جناح و یا تفکری با دایره بستهتری به قدرت میرسند و بنابراین، از توان و انرژی و استعداد همه نخبگان و شایستگان آن جناح استفاده نمیشود و به تدریج، دولت و ارکان صاحب قدرت، دچار تنش و چالشهای جدی در زمینههای گوناگون شده و به تنهایی قادر به حل آنها نمیشوند و به این ترتیب، زمینه اختلافات داخلی بیشتر فراهم میشود، به گونهای که دشمن اصلی کشور و انقلاب و مردم، خوشحال از این وضع بوده و امیدوارند و به فکر ضربه زدن به اهداف مقدس مردم و انقلاب اسلامی میافتند.
یا در این اوضاع، ذهنیتهای منفی و دروغین میان همفکران پدید میآید. البته در گذشته در میان اصلاحطلبان این اتفاق افتاده و هماکنون به نظر میرسد در میان اصولگرایان در حال رخنه کردن است. و اما در حالی که بسیاری از اصولگرایان نسبت به همدیگر، کدورت دارند و برای اجماع سیاسی مردد هستند و برخی از کجسلیقهگیها، نبودن ظرفیت و سعه صدر کافی و عدم اتکا به نقاط مشترک، اصولگرایان را در حالتی متفاوت نسبت به گذشته و با شک و تردید روبهرو کرده است.
طرح سومی به نام دولت ائتلافی است که مبنای آن، مشترکات فکری و اندیشهای و تجربی گروههای همسو یا همفکر با اصول مشترک است؛ این به معنی یکی شدن چپ و راست یا اصولگرایان و اصلاحطلبان نیست، بلکه افرادی که در یک طیف فکری با مشترکات اصولی هستند، مثلاً اصولگرا تلقی میشوند، به فکر یک دولت ائتلافی بوده و به جای یک نفر تصمیم میگیرند تا دولت تشکیل شود؛ یک دولت مقتدر و قوی با وحدت نظر و با طیف فراگیر از همفکران و طبیعی است، کسانی که خودرأی یا تمامیتخواه و انحصارطلب باشند، همیشه از وحدت و همگرایی و همفکری و همکاری دوری میکنند و کسانی که بر پایه رهنمودهای امام و رهبری به وحدت و دوری از اختلاف میاندیشند و یا از تکروی به دورند، از این طرح حمایت میکنند، زیرا این طرح میگوید، همه با هم و برای هم و به کمک همدیگر برای خدمت بهتر به مردم آماده شویم و میافزاید، نباید با کاندیداهای متعدد و فراوان، مردم را دچار تردید و تشکیک در انتخاب کنیم و در ضمن، رأی مردم را پراکنده نکنیم، تا بتوانیم توانها جمع شود تا دولتی با رأی بیشتر و فکر قویتر و قدرت بیشتر تشکیل دهیم.
طبیعی است، این فکر در جناحهای گوناگون قابل عمل است و از هر جناحی، یک کاندیدا مطرح خواهد شد و با کاندیدای کمتر ـ که فرق بشتری دارد ـ همانند بسیاری از کشورهای پیشرفته و با تجربه طولانی دمکراسی، دولت کارآمدتر و با پشتوانه بیشتر تشکیل میشود و رئیسجمهور برگزیده هم با چنین دولتی، بهتر و راحتتر میتواند دوره خود را با کارنامه بهتر و رضایتمندی بیشتر مردم به پایان برساند.
در نتیجه، نباید دولت وحدت ملی را با دولت ائتلافی ـ که معمولاً در یک جناح یا گروه همفکر با ارزشهای مشترک تشکیل میشود ـ اشتباه کرد.
در پایان، به نظر میرسد این اوضاع کنونی در هر دو جناح به سود آینده کشور نیست. اگر اصولگرایان بخواهند ادامه تداوم قدرت خود را در دولت و مجلس حفظ کنند، باید در رفتار کنونیشان، تجدیدنظر کرده و به فکر طرحی نو بر پایه سه عامل پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی «اعتقاد به رهبری»، «وحدت کلمه» و «باور درست در خدمت به مردم» ـ که همگی در مردمسالاری دینی خلاصه شده و به دنبال حل مشلات جدی مردم به ویژه در زمینه اقتصادی و اجرای سیاست اصل 44 و اهداف چشمانداز است ـ باشند.
همچنین آنان باید از اختلاف و عدم همکاری و هماهنگی با یکدیگر دست برداشته و به جای اختلاف به ائتلاف و به جای گفتن همه با من، بگویند همه با هم و به جای تخریب، به بهبود زخمهای سیاسی کنونی بپردازند و نیز به جای گذر از یکدیگر، حرکت انقلابی و مردمی خود را با یکدیگر و به سوی اهداف چشمانداز ادامه دهند.
نماینده مجلس شورای اسلامی
