خیلی ها نگران این قضیه بودند. یک فینال تمام انگلیسی دیگر آزاردهنده است. برای کی؟ برای چی؟
به نوشته اعتماد، میشل پلاتینی که با اعلام استقلال کامل از فیفا و سپ بلاتر کنار کارل هاینتز رومنیگه خودشان را فرشته نجات فوتبال می دانند بدجور دچار تکثرگرایی شده اند. ایده رئیس یوفا این است؛ تیم های کوچک باید به مقام های بزرگ برسند تا فوتبال رشد کند.
یعنی هر وقت تیمی کوچک تیمی بزرگ را شکست می دهد فوتبال یک قدم به جلو برمی دارد. ایده زیبایی است برای فقرا. اما این ایده شما را به یاد پوپولیسم و وعده و وعید های رویایی به اصطلاح سوسیالیستی نمی اندازد؟ این عدالتی که پلاتینی حالا در شمایل دایی جان ناپلئون گونه از آن دم می زند از کدام جاده رد می شود و قربانیانش چه کسانی هستند؟
دیالکتیک دایی جان که «کار را کار اینگلیسی ها» می داند می تواند تبعات فاجعه باری برای هویت و نفس فوتبال به بار آورد. لیگ برتر انگلیس با هجوم سرمایه گذاران خارجی در چند سال اخیر جذاب ترین لیگ اروپا بوده است و همین باعث شده انگلیسی ها با قدرت در لیگ قهرمانان هم حضور پیدا کنند. اما پلاتینی گویا این قدرت را نمی پسندد و دوست دارد مثلاً یک فصل هم شاختار دونتسک قهرمان اروپا شود تا فوتبال پیشرفت کند.
جام جهانی 2002 را به یاد بیاورید و چهره بازیکنان ایتالیا و اسپانیا را در ذهن تان بازسازی کنید تا ببینید کره جنوبی و داوران چطور باعث پیشرفت فوتبال شدند. فصلی که پورتو و موناکو به فینال لیگ قهرمانان رسیدند را باید پیشرفتی برای فوتبال بدانیم یا صرفاً یک اتفاق؟ پدیده ها هرگز باعث پیشرفت نمی شوند بلکه تنها در حکم شوکی مقطعی هستند که بازی ها را از یکنواختی درآورند. اروپا آنقدر تیم بزرگ دارد که رقابت بماند و جذابیت دود نشود و به هوا نرود.
قرعه کشی لیگ قهرمانان امسال بدجور بوی توطئه ضدانگلیسی می دهد. چهار تا تیم بزرگ جزیره سخت ترین قرعه ها را دارند و امکان این هست که هیچ کدام به دور بعد راه پیدا نکنند. سه جدال انگلیسی- ایتالیایی جذاب ترین بخش این قضیه است.
این شاید بهترین فرصت برای ایتالیایی ها باشد که ثابت کنند از انگلیسی ها عقب نیفتاده اند. ایتالیایی ها می توانند با حذف بزرگان لیگ برتر هویت از دست داده شان در لیگ قهرمانان را بازیابند. این قضیه آنقدر جدی شده است که چندی پیش اولیور کی و گابریله مارکوتی نویسندگان روزنامه تایمز رسماً کارشان به دعوا کشید. بدین ترتیب دایی جان پلاتینی باید بنشیند و سر بازی های یک هشتم نهایی ناخن هایش را بجود تا انگلیسی ها حذف شوند و فوتبال پیشرفت کند.
اما اگر اتفاقی غیراز این افتاد آن وقت شاید با کنار رفتن پلاتینی از مسندش فوتبال واقعاً پیشرفتی کند. جنگ انگلیسی ها بیشتر با دایی جان است تا ایتالیایی ها. حالا نگاهی بیندازیم به چهار بازی تیم های انگلیسی.
رم- آرسنال
اسپالتی که به اندازه کافی از من یو ضربه خورده است حالا یک انگلیسی دیگر را مقابلش می بیند. شاید آرسنال شرایط خوبی نداشته باشد اما تجربه نشان داده است سبک ونگر مثل فرگوسن بدجور مقابل ایتالیایی ها و به خصوص رم جواب می دهد. آرسنال پیش از این نیز رم را در لیگ قهرمانان شکست داده بود. در نقطه مقابل، رم هم در رده دهم سری A قرار دارد و طبق معمول این چند فصل اخیر شانس چندانی برای رقابت با اینتر ندارد. مهم ترین عامل در تعیین سرنوشت این بازی شاید همان برتری روحی آرسنالی ها مقابل تیمی باشد که مربیانش همیشه در شرایط حساس ژست بازنده دارند.
اینتر- من یو
انگار فرگی و مورینیو نمی توانستند دوری هم را تحمل کنند. مورینیو که از جزیره رفت سرالکس از همه بیشتر دلش برایش تنگ شد و اعتراف کرد همیشه از رقابت با او لذت برده است. اما ژوزه متخصص شکست دادن من یو است. طی سه فصل در جزیره سرالکس تنها یک بار موفق شد مورینیو را شکست دهد و پیش از آن هم که آقای خاص با پورتو من یو را از لیگ قهرمانان حذف کرده بود. فرگوسن این فصل بدون کارلوس کرش در کنارش در جریان بازی کوچینگ خوبی نداشته است و خیلی وقت ها تعویض هایش به ضررش شده است.
مورینیو اما استاد کوچینگ در طول بازی است و راه بردن یونایتد را هم خوب می داند. اینتر با مهره های زیادی که در اختیار دارد و مربی که یک نابغه است می تواند کار قهرمان اروپا را در همین مرحله یکسره کند. تنها عاملی که یونایتد را به پیروزی نزدیک می کند شخصیت اروپایی شیاطین سرخ مقابل اینتری است که سال ها است در اروپا به نتیجه یی نرسیده است.
یووه- چلسی
استاد مسلم تورنمت های حذفی یعنی فیل بزرگ باید مقابل تیمی بازی کند که در اروپا همیشه با قدرت بازی کرده است. بازی یووه مقابل میلان نشان داد بیانکونری حتی در حالی که نصف تیمش مصدوم است باز هم شخصیت بالایی برای پیروزی دارد و هرگز نباید آنها را دست کم گرفت. دو پیروزی مقابل رئال مادرید هم این قضیه را بیش از پیش ثابت کرد. نکته جالب اینجاست که رانیری که روی نیمکت یووه می نشیند اولین قربانی انقلاب روسی در استمفوردبریج بود و خیلی زود از تیم رومن آبراموویچ اخراج شد. یووه و چلسی از آن بازی هایی است که نباید انتظار گل های زیادی در آن داشته باشیم.
لیورپول- رئال مادرید
جدال رافا بنیتس و خوان د راموس یک جنگ تاکتیکی تمام است. فقط رافا مهره هایی که لازم دارد در اختیار دارد ولی راموس در اوج بحران تیمی را تحویل گرفته است که برای بازسازی اش وقت زیادی لازم دارد. رافا و راموس هر دو نشان داده اند در تورنمنت های اروپایی دقیقاً می دانند از چه راهی باید به پیروزی رسید.
راموس با سویا دو بار جام یوفا را فتح کرد و رافا هم در اولین فصل حضورش در آنفیلد لیگ قهرمانان را به خانه برد. اما ذات فوتبال این دو مربی تفاوت زیادی با هم دارد. راموس تیمی تهاجمی را همیشه به میدان می فرستد و رافا هم که اصلاً اعتراف کرده است چون بلد نیست تمرین حمله به تیمش بدهد دفاع را برمی گزیند. با توجه به همه این عوامل باید گفت شانس لیورپول بیشتر از رئال است.
به نوشته اعتماد، میشل پلاتینی که با اعلام استقلال کامل از فیفا و سپ بلاتر کنار کارل هاینتز رومنیگه خودشان را فرشته نجات فوتبال می دانند بدجور دچار تکثرگرایی شده اند. ایده رئیس یوفا این است؛ تیم های کوچک باید به مقام های بزرگ برسند تا فوتبال رشد کند.
یعنی هر وقت تیمی کوچک تیمی بزرگ را شکست می دهد فوتبال یک قدم به جلو برمی دارد. ایده زیبایی است برای فقرا. اما این ایده شما را به یاد پوپولیسم و وعده و وعید های رویایی به اصطلاح سوسیالیستی نمی اندازد؟ این عدالتی که پلاتینی حالا در شمایل دایی جان ناپلئون گونه از آن دم می زند از کدام جاده رد می شود و قربانیانش چه کسانی هستند؟
دیالکتیک دایی جان که «کار را کار اینگلیسی ها» می داند می تواند تبعات فاجعه باری برای هویت و نفس فوتبال به بار آورد. لیگ برتر انگلیس با هجوم سرمایه گذاران خارجی در چند سال اخیر جذاب ترین لیگ اروپا بوده است و همین باعث شده انگلیسی ها با قدرت در لیگ قهرمانان هم حضور پیدا کنند. اما پلاتینی گویا این قدرت را نمی پسندد و دوست دارد مثلاً یک فصل هم شاختار دونتسک قهرمان اروپا شود تا فوتبال پیشرفت کند.
جام جهانی 2002 را به یاد بیاورید و چهره بازیکنان ایتالیا و اسپانیا را در ذهن تان بازسازی کنید تا ببینید کره جنوبی و داوران چطور باعث پیشرفت فوتبال شدند. فصلی که پورتو و موناکو به فینال لیگ قهرمانان رسیدند را باید پیشرفتی برای فوتبال بدانیم یا صرفاً یک اتفاق؟ پدیده ها هرگز باعث پیشرفت نمی شوند بلکه تنها در حکم شوکی مقطعی هستند که بازی ها را از یکنواختی درآورند. اروپا آنقدر تیم بزرگ دارد که رقابت بماند و جذابیت دود نشود و به هوا نرود.
قرعه کشی لیگ قهرمانان امسال بدجور بوی توطئه ضدانگلیسی می دهد. چهار تا تیم بزرگ جزیره سخت ترین قرعه ها را دارند و امکان این هست که هیچ کدام به دور بعد راه پیدا نکنند. سه جدال انگلیسی- ایتالیایی جذاب ترین بخش این قضیه است.
این شاید بهترین فرصت برای ایتالیایی ها باشد که ثابت کنند از انگلیسی ها عقب نیفتاده اند. ایتالیایی ها می توانند با حذف بزرگان لیگ برتر هویت از دست داده شان در لیگ قهرمانان را بازیابند. این قضیه آنقدر جدی شده است که چندی پیش اولیور کی و گابریله مارکوتی نویسندگان روزنامه تایمز رسماً کارشان به دعوا کشید. بدین ترتیب دایی جان پلاتینی باید بنشیند و سر بازی های یک هشتم نهایی ناخن هایش را بجود تا انگلیسی ها حذف شوند و فوتبال پیشرفت کند.
اما اگر اتفاقی غیراز این افتاد آن وقت شاید با کنار رفتن پلاتینی از مسندش فوتبال واقعاً پیشرفتی کند. جنگ انگلیسی ها بیشتر با دایی جان است تا ایتالیایی ها. حالا نگاهی بیندازیم به چهار بازی تیم های انگلیسی.
رم- آرسنال
اسپالتی که به اندازه کافی از من یو ضربه خورده است حالا یک انگلیسی دیگر را مقابلش می بیند. شاید آرسنال شرایط خوبی نداشته باشد اما تجربه نشان داده است سبک ونگر مثل فرگوسن بدجور مقابل ایتالیایی ها و به خصوص رم جواب می دهد. آرسنال پیش از این نیز رم را در لیگ قهرمانان شکست داده بود. در نقطه مقابل، رم هم در رده دهم سری A قرار دارد و طبق معمول این چند فصل اخیر شانس چندانی برای رقابت با اینتر ندارد. مهم ترین عامل در تعیین سرنوشت این بازی شاید همان برتری روحی آرسنالی ها مقابل تیمی باشد که مربیانش همیشه در شرایط حساس ژست بازنده دارند.
اینتر- من یو
انگار فرگی و مورینیو نمی توانستند دوری هم را تحمل کنند. مورینیو که از جزیره رفت سرالکس از همه بیشتر دلش برایش تنگ شد و اعتراف کرد همیشه از رقابت با او لذت برده است. اما ژوزه متخصص شکست دادن من یو است. طی سه فصل در جزیره سرالکس تنها یک بار موفق شد مورینیو را شکست دهد و پیش از آن هم که آقای خاص با پورتو من یو را از لیگ قهرمانان حذف کرده بود. فرگوسن این فصل بدون کارلوس کرش در کنارش در جریان بازی کوچینگ خوبی نداشته است و خیلی وقت ها تعویض هایش به ضررش شده است.
مورینیو اما استاد کوچینگ در طول بازی است و راه بردن یونایتد را هم خوب می داند. اینتر با مهره های زیادی که در اختیار دارد و مربی که یک نابغه است می تواند کار قهرمان اروپا را در همین مرحله یکسره کند. تنها عاملی که یونایتد را به پیروزی نزدیک می کند شخصیت اروپایی شیاطین سرخ مقابل اینتری است که سال ها است در اروپا به نتیجه یی نرسیده است.
یووه- چلسی
استاد مسلم تورنمت های حذفی یعنی فیل بزرگ باید مقابل تیمی بازی کند که در اروپا همیشه با قدرت بازی کرده است. بازی یووه مقابل میلان نشان داد بیانکونری حتی در حالی که نصف تیمش مصدوم است باز هم شخصیت بالایی برای پیروزی دارد و هرگز نباید آنها را دست کم گرفت. دو پیروزی مقابل رئال مادرید هم این قضیه را بیش از پیش ثابت کرد. نکته جالب اینجاست که رانیری که روی نیمکت یووه می نشیند اولین قربانی انقلاب روسی در استمفوردبریج بود و خیلی زود از تیم رومن آبراموویچ اخراج شد. یووه و چلسی از آن بازی هایی است که نباید انتظار گل های زیادی در آن داشته باشیم.
لیورپول- رئال مادرید
جدال رافا بنیتس و خوان د راموس یک جنگ تاکتیکی تمام است. فقط رافا مهره هایی که لازم دارد در اختیار دارد ولی راموس در اوج بحران تیمی را تحویل گرفته است که برای بازسازی اش وقت زیادی لازم دارد. رافا و راموس هر دو نشان داده اند در تورنمنت های اروپایی دقیقاً می دانند از چه راهی باید به پیروزی رسید.
راموس با سویا دو بار جام یوفا را فتح کرد و رافا هم در اولین فصل حضورش در آنفیلد لیگ قهرمانان را به خانه برد. اما ذات فوتبال این دو مربی تفاوت زیادی با هم دارد. راموس تیمی تهاجمی را همیشه به میدان می فرستد و رافا هم که اصلاً اعتراف کرده است چون بلد نیست تمرین حمله به تیمش بدهد دفاع را برمی گزیند. با توجه به همه این عوامل باید گفت شانس لیورپول بیشتر از رئال است.