
بیشک، برنامهریزی جشنواره میتوانست به گونهای باشد که آثار راه یافته به بخش اصلی به لحاظ کمی محدودتر و به لحاظ کیفی چشمگیرتر باشند و در عین حال، بهتر بود برنامه اجراها به گونهای طراحی میشد که کمترین تداخل در اجراها پیش میآمد و بینندگان در دو راهی انتخاب یک تئاتر از دو یا سه تئاتر خوب در یک روز قرار نمیگرفتند.

تینو صالحی تأکید دارد، نمایشش میکوشد با تصویرسازی حاصل از هنرهای تجسمی نسل کشی هفتاد هزار ایرانی به دست ماسونیها را با اجرا در جشنواره تئاتر فجر به تصویر بکشد. در واقع وی به جشن پوریم اشاره دارد که گفته میشود، استرو مردخای دو یهودی دربار خشایارشا که دینشان را مخفی کرده بودند، با تغییر عقیده خشایارشا اجازه کشتن یهودیان را به وزیر دربار خشایارشا ندادهاند.
بر پایه این افسانه که قدیمیترین اسناد درباره آن علی الظاهر به کتابی مربوط به قرن دوم پس از میلاد مسیح (بیش از ششصد سال پس از واقعه) بازمیگردد، استر از خشایارشا میخواهد برای جلوگیری از این اتفاق، وزیر دربارش کشته شود که خشایارشا موافقت و سپس درخواست میکند گروههایی از ایرانیانی که قصد کشتن یهودیان در ایران را داشتند، کشته شوند و بدین ترتیب هفتاد هزار نفر کشته میشوند؛ داستانی که اگرچه منجر به برگزاری جشن پوریم در رژیم صهیونیستی شده، درباره حقیقت تاریخیاش میان مورخین شک و تردیدهایی هست.

اغراقهای عجیب درباره شیوه زندگی مردم ایران در دوره چهارمین پادشاه هخامنشی و دیالوگهای کلیشهای درباره پوشش و شیوه زندگی ساکنان ایران در دوران هخامنشیان نیز از جمله رویکردهایی است که اصالت این اثر را بیش از پیش به چالش میکشد و البته هیچ کس منکر این نیست که یک تئاتر حتی با رویکرد تاریخی میتواند تماماً داستان سرایی باشد؛ اما این رویکرد هنگامی صادق است که کارگردان نمایش نیز آن را پذیرفته باشد و اثرش را بریدهای از ۲۵۰۰ سال پیش نداند.
به هر حال، اگر با چنین رویکردی در پی طراحی نمایشهای مسئول پسند رفت، نمیتوان به نقد رفتارهای غیرانسانی ریشههای صهیونیست در تاریخ پرداخت و اگر چنین فرصتهایی نیز از عدهای گرفته و به نمایشهایی چون «سی و سه» سپرده شود، به واسطه تلاش برای تزریق مفاهیم ناملموس به ذهن مخاطب، بیننده نمایش را پس میزند و حتی احترام نویسنده و کارگردان اثر را برای تحمل تئاتر تا پایان آن نیز نگه نخواهد داشت.
بنابراین، چنین فضای توهم توطئهای که بعید نیست منجر به آن شود تا روزی قابیل را نیز فراماسونر خطاب کرد، نتیجه قطعی را به اینجا خواهد رساند که چه در حوزه سینما و به ویژه در حوزه تئاتر ـ که محل منازعه است ـ اگر در باب رفتارهای غیرانسانی برخی جریانها نظیر فرماسونری یا یهودیان افراطی و صهیونیست و دیگر جریانهای فاقد وجدان انسانی، نمایشی به اجرا درآید، مخاطب پیش از آغاز تئاتر، پایان آن را خوانده و اصلاً مجال طرح چنین موضوعاتی در فضای نمایش کشور فراهم نمیشود؛ بنابراین، انتظار میرود چنین نمایشهای حساسی پس از بارها بازبینی به صحنه بیابد تا اصل ماجرا به کلی لوث نشود.
