
زن جوان که حدود سه سال قبل هدف اسیدپاشی دختری قرار گرفته بود، در حالی همچنان تحت عملهای جراحی سنگین درمانی قرار دارد،که از بیتوجهی و نامهربانی برخی مسئولان گلایه می کند.
به گزارش قانون، طاهره بهرامی درباره آخرین وضعیت درمانش می گوید: در یک ماه و نیم گذشته پزشکان مرا سه بار به اتاق عمل برده و چشمهایم را جراحی کردهاند. آخرین بار نیز به علت ضعف و پایین بودن فشار خون، حتی نتوانستند بیهوشم کنند. باور کنید نمیدانم زجر و سختیهای جسمی و روحیام چه وقت پایان میگیرد. بیش از 30 ماه است که شب و روز درد میکشم و به خاطر دختر کوچکم و خانواده و اطرافیانم و با توکل به خدا سعی میکنم دم نزنم. اما بالاخره صبر و تحمل هر کسی اندازهای دارد. مشکلات مالی از یک سو و مشکلات جسمی و روحی از سوی دیگر توانم را گرفته است.
از 15 اردیبهشت 89 که مونا- زن اسیدپاش- مرا به این روز انداخت تا همین لحظه زندگیام سیاه بوده و طعم آرامش را نچشیده ام. آن دختر به خاطر حسادت و ازدواج با همسرم جعفر من و دخترم را هدف اسیدپاشی قرار داد. با این کار هم خودش را نابود کرد، هم شوهرم را به زندان انداخت و هم زندگی من و دخترم را تباه کرد.
طاهره در ادامه گفت: «از صورت و زیبایی و سلامتیام ذرهای باقی نمانده است. عملهای جراحی پیدرپی، نابینایی، درد جسمی و روحی نیز ذره ذره مرا آب کرده است، تا حدی که چند روز قبل از شدت این فشارها از هوش رفتم. حالا هم بیش از هر چیز نابینایی امانم را بریده است. من یک دختر کوچک دارم که نیازمند توجه و مراقبت و محبت مادرانه است، اما من آنقدر گرفتار و بیمارم که نمیتوانم به او توجهی کنم. پس مادر پیرم نیز که به سختی راه میرود، باید از او مراقبت کند. هزینه درمانم کمرشکن است، باور کنید اگر کمکهای مردم نیکوکار نبود، الآن نمیدانم چه بلایی بر سر ما آمده بود. البته فردی نیکوکار که نمیخواهد نامش فاش شود نیز هزینه عملهای جراحیام را میپردازد. اما متأسفانه هیچ یک از مسئولان کمکی به من نکردهاند. یک نهاد خیریه نیز برای من و دخترم 45 هزار تومان ماهانه در نظر گرفته است که واقعاً نمیدانم باید با این پول چه کنم؟ البته چند ماه قبل قول دادند یک میلیون تومان در اختیار ما قرار دهند اما در عمل آنقدر از ما مدرک و ضامن و شرط و شروط خواستند و سنگ سر راهمان انداختند که پشیمان شدیم!
طاهره بهرامی با اشاره به عمل ناموفق چشمهایش گفت: حدود یک سال قبل یکی از پزشکان بیمارستان فارابی در حالی که تنها راه امید برای به دست آوردن بینایی یکی از چشمانم را کار گذاشتن یک پروتز مخصوص در آن بیان میکرد، گفت:که این پروتز باید از کشور آمریکا وارد شود که با توجه به وضعیت تحریم و گرانی و غیره امکانش نبود. اما بالاخره بعد از چند ماه با کمک همان فرد نیکوکار و پرداخت هزینه پروتز را آوردند و دکتر بختیاری مرا تحت عمل جراحی قرار داد. این آخرین امیدم برای بینایی بود اما پس از چند هفته متأسفانه متوجه شدیم عمل موفقیتآمیز نبوده است.
در حالی که بهشدت افسرده و ناراحت شده بودم دکتر معالجم نیز به آمریکا رفت. حدود دو ماه قبل قرار بود یک عمل دیگر روی بینیام انجام دهند اما وقتی پزشکان در حال معاینهام بودند ناگهان متوجه وخامت وضع چشمم شدند. به طوری که دکتر با وحشت گفت: «چشمت در حال سوراخ شدن است و باید هرچه سریعتر عمل شود!»
من که نمیدانستم اوضاع از چه قرار است خیلی ترسیدم و گفتم پس به جای بینی چشمم را عمل کنید. اما پزشکان گفتند به دلیل اینکه دکتر معالجت حضور ندارد نمیتوانیم دست به این عمل بزنیم. تا اینکه سرانجام یکی از پزشکان که میدانست وضعیتم خطرناک است با بزرگواری مرا تحت عمل قرار داد. بدینترتیب درعرض یک ماه و نیم، سه بار چشمهایم را عمل کردند. این در حالی است که هنوز هم از زمان برگشت دکتر بختیاری خبری نداریم. در چنین شرایطی نمیدانم چه کار کنم. امید داشتم که حداقل ذرهای از بینایی یک چشم خود را به دست آوردم. اما انگار خداوند نمیخواهد من دیگر این دنیا را ببینم. هر چند که دیگر دیدن این دنیا برایم جذابیتی ندارد و تنها آرزویم دیدن صورت زیبای دخترم «پانیز» و خانوادهام است!
کسانی که تمام این سختیها و مشکلات و زجرها را به خاطرشان تحمل میکنم. به گزارش شفا آنلاین، عامل اسیدپاشی به طاهره بهرامی چند ماه قبل در زندان خودکشی کرد. سرنوشت همسر طاهره نیز همچنان در هالهای از ابهام است.
به گزارش قانون، طاهره بهرامی درباره آخرین وضعیت درمانش می گوید: در یک ماه و نیم گذشته پزشکان مرا سه بار به اتاق عمل برده و چشمهایم را جراحی کردهاند. آخرین بار نیز به علت ضعف و پایین بودن فشار خون، حتی نتوانستند بیهوشم کنند. باور کنید نمیدانم زجر و سختیهای جسمی و روحیام چه وقت پایان میگیرد. بیش از 30 ماه است که شب و روز درد میکشم و به خاطر دختر کوچکم و خانواده و اطرافیانم و با توکل به خدا سعی میکنم دم نزنم. اما بالاخره صبر و تحمل هر کسی اندازهای دارد. مشکلات مالی از یک سو و مشکلات جسمی و روحی از سوی دیگر توانم را گرفته است.
از 15 اردیبهشت 89 که مونا- زن اسیدپاش- مرا به این روز انداخت تا همین لحظه زندگیام سیاه بوده و طعم آرامش را نچشیده ام. آن دختر به خاطر حسادت و ازدواج با همسرم جعفر من و دخترم را هدف اسیدپاشی قرار داد. با این کار هم خودش را نابود کرد، هم شوهرم را به زندان انداخت و هم زندگی من و دخترم را تباه کرد.
طاهره در ادامه گفت: «از صورت و زیبایی و سلامتیام ذرهای باقی نمانده است. عملهای جراحی پیدرپی، نابینایی، درد جسمی و روحی نیز ذره ذره مرا آب کرده است، تا حدی که چند روز قبل از شدت این فشارها از هوش رفتم. حالا هم بیش از هر چیز نابینایی امانم را بریده است. من یک دختر کوچک دارم که نیازمند توجه و مراقبت و محبت مادرانه است، اما من آنقدر گرفتار و بیمارم که نمیتوانم به او توجهی کنم. پس مادر پیرم نیز که به سختی راه میرود، باید از او مراقبت کند. هزینه درمانم کمرشکن است، باور کنید اگر کمکهای مردم نیکوکار نبود، الآن نمیدانم چه بلایی بر سر ما آمده بود. البته فردی نیکوکار که نمیخواهد نامش فاش شود نیز هزینه عملهای جراحیام را میپردازد. اما متأسفانه هیچ یک از مسئولان کمکی به من نکردهاند. یک نهاد خیریه نیز برای من و دخترم 45 هزار تومان ماهانه در نظر گرفته است که واقعاً نمیدانم باید با این پول چه کنم؟ البته چند ماه قبل قول دادند یک میلیون تومان در اختیار ما قرار دهند اما در عمل آنقدر از ما مدرک و ضامن و شرط و شروط خواستند و سنگ سر راهمان انداختند که پشیمان شدیم!
طاهره بهرامی با اشاره به عمل ناموفق چشمهایش گفت: حدود یک سال قبل یکی از پزشکان بیمارستان فارابی در حالی که تنها راه امید برای به دست آوردن بینایی یکی از چشمانم را کار گذاشتن یک پروتز مخصوص در آن بیان میکرد، گفت:که این پروتز باید از کشور آمریکا وارد شود که با توجه به وضعیت تحریم و گرانی و غیره امکانش نبود. اما بالاخره بعد از چند ماه با کمک همان فرد نیکوکار و پرداخت هزینه پروتز را آوردند و دکتر بختیاری مرا تحت عمل جراحی قرار داد. این آخرین امیدم برای بینایی بود اما پس از چند هفته متأسفانه متوجه شدیم عمل موفقیتآمیز نبوده است.
در حالی که بهشدت افسرده و ناراحت شده بودم دکتر معالجم نیز به آمریکا رفت. حدود دو ماه قبل قرار بود یک عمل دیگر روی بینیام انجام دهند اما وقتی پزشکان در حال معاینهام بودند ناگهان متوجه وخامت وضع چشمم شدند. به طوری که دکتر با وحشت گفت: «چشمت در حال سوراخ شدن است و باید هرچه سریعتر عمل شود!»
من که نمیدانستم اوضاع از چه قرار است خیلی ترسیدم و گفتم پس به جای بینی چشمم را عمل کنید. اما پزشکان گفتند به دلیل اینکه دکتر معالجت حضور ندارد نمیتوانیم دست به این عمل بزنیم. تا اینکه سرانجام یکی از پزشکان که میدانست وضعیتم خطرناک است با بزرگواری مرا تحت عمل قرار داد. بدینترتیب درعرض یک ماه و نیم، سه بار چشمهایم را عمل کردند. این در حالی است که هنوز هم از زمان برگشت دکتر بختیاری خبری نداریم. در چنین شرایطی نمیدانم چه کار کنم. امید داشتم که حداقل ذرهای از بینایی یک چشم خود را به دست آوردم. اما انگار خداوند نمیخواهد من دیگر این دنیا را ببینم. هر چند که دیگر دیدن این دنیا برایم جذابیتی ندارد و تنها آرزویم دیدن صورت زیبای دخترم «پانیز» و خانوادهام است!
کسانی که تمام این سختیها و مشکلات و زجرها را به خاطرشان تحمل میکنم. به گزارش شفا آنلاین، عامل اسیدپاشی به طاهره بهرامی چند ماه قبل در زندان خودکشی کرد. سرنوشت همسر طاهره نیز همچنان در هالهای از ابهام است.
