دو پسر نوجوان که در ماجراهای جداگانه ای مرتکب قتل شده بودند از سوی دادستان مجرم شناخته شده و برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی شدند.
به گزارش شرق، اولین پرونده که 16 فروردین سال جاری تشکیل شد ماموران پلیس در آن روز باخبر شدند جوانی به نام سعید با ضربات چاقو زخمی شده و او را به بیمارستان منتقل کرده اند. زمانی که پلیس در محل حاضر شد دریافت این جوان جان خود را از دست داده است، بنابراین تحقیقات پلیسی آغاز شد.
یکی از شاهدان این درگیری به پلیس گفت چند روز قبل از حادثه پسری به نام شاهرخ با سعید اختلاف پیدا کرد، روز حادثه آنها با هم درگیر شدند و در نهایت شاهرخ چاقو را بیرون کشید و چند ضربه به سعید زد و باعث مرگش شد. این اطلاعات باعث شد شاهرخ تحت تعقیب قرار گیرد این جوان چند روز بعد بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. سعید در تحقیقات قبول کرد مرتکب قتل شده و گفت: مدتی قبل شوهر خواهرم به دلیل جرمی که مرتکب شده بود زندانی شد. حبس طولانی مدت او مشکلاتی را برای خواهرم به وجود آورد و باعث شد شرایط زندگی خواهرم سخت شود. سعی می کردم از او مراقبت کنم و مرتب خواهرم را کنترل می کردم تا اینکه چند روز پیش از حادثه متوجه شدم سعید مزاحم خواهرم می شود. به او گفتم این کار را نکند ما سراین موضوع باهم درگیر شدیم. سعید به خواهش من توجهی نکرد و ما باهم دعوا کردیم.
پسر جوان ادامه داد: شب حادثه وقتی به خانه برگشتم و با خواهرم صحبت کردم متوجه شدم سعید مدت هاست مزاحم او می شود و برای اینکه من ناراحت نشوم خواهرم چیزی نگفته است. تصمیم گرفتم کاری کنم که سعید دست از این کارش بردارد. به سراغ یکی از دوستانم رفتم و از او خواستم کمکم کند، قرار شد با هم مراقب سعید باشیم و اگر تصمیم گرفت دوباره مزاحمت ایجاد کند او را گوشمالی بدهیم. آن روز با دوستم بیرون رفتیم و منتظر شدیم. سعید که ما را دید به من حمله کرد و گفت تو نمی توانی جلوی من را بگیری. مساله ناموسی بود و من هم سرناموس باکسی شوخی نداشتم. با هم درگیر شدیم اول سعید به من حمله کرد مردم جمع شده بودند هم دوستان من و هم دوستان سعید آنجا بودند درگیری که شدید شد تصمیم گرفتم برای اینکه خودم را از این مهلکه نجات بدهم چاقویی را که همراه داشتم بیرون بکشم. تا جایی که یادم است یک ضربه بیشتر به او نزدم و بعد هم از ترس فرار کردم.
ماموران پلیس در شاخه دیگری از تحقیقات شاهدان را مورد بازجویی قرار دادند، آنها گفتند زمان قتل شاهرخ و سعید با هم درگیر شدند و شاهرخ ابتدا یک ضربه به او زد اما بعد ضربات دیگری به بدن سعید وارد کرد و باعث شد خون با شدت زیادی از بدنش جاری شود. همچنین خواهر شاهرخ مورد بازجویی قرار گرفت او گفت: سعید مزاحم من می شد و مدام متلک می گفت اما من از ترس اینکه برادرم متوجه شود و درگیری اتفاق بیفتد چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم آمد و در مورد اتفاقی که افتاده بود از من پرسید و متوجه شدم برادرم سعید را حین متلک گفتن به من دیده است.
با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم و با توجه به اینکه اولیای دم درخواست صدور حکم قصاص کرده بودند دادستان کرج کیفرخواست قتل عمد صادر کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. متهم 17ساله به زودی در این شعبه مورد محاکمه قرار می گیرد. در پرونده دیگر نوجوان 16ساله ای که در نزاع خیابانی مرتکب قتل عمدی شده به زودی مورد محاکمه قرار می گیرد. این پرونده نیز به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شده و مطابق اوراق آن حمید پسر نوجوان مرتکب قتل یکی از دوستانش شده است. حمید چند روز بعد از ارتکاب قتل دستگیر شد.
زمانی که پلیس دوستانش را به اتهام شرکت در نزاع دسته جمعی مورد بازجویی قرار داد، آنها اعتراف کردند نیما با ضربه چاقوی حمید کشته شده است. یکی از متهمان به ماموران گفت: همه باهم دعوا می کردیم و من اصلامتوجه نشدم چرا این درگیری اتفاق افتاد. فقط دیدم حمید با ضربه های چاقو نیما را زد.
وقتی حمید بازداشت شد از اولیای دم درخواست بخشش کرد و گفت: قبول دارم ضربات چاقو را من زدم اما واقعا در حالت عادی نبودم. آن روز متوجه شدم یکی از دوستانم با علی که دوست صمیمی من بود دعوا کرده و در بیمارستان است. این موضوع به من ربطی نداشت به همین دلیل هم وقتی علی را در خیابان دیدم از او در این باره سوالی نکردم و دعوتش کردم با هم به خانه من برویم و مشروب بخوریم. علی هم قبول کرد. بعد از اینکه مشروب خوردیم او بیرون رفت تا کمی خوراکی بخرد در همین حین دوستم که زخمی شده بود به اتفاق دوستان دیگرش که یکی از آنها نیما نام دارد مقابل خانه ما آمدند و خواستند علی را ببینند هرچه گفتم او نیست قبول نکردند و درگیری اتفاق افتاد و در این حین علی هم رسید. در این درگیری نیما به سمت من حمله کرد و من هم او را زدم. حالاهم خیلی از کارم پشیمان هستم و درخواست دارم اولیای دم من را ببخشند.
این پرونده هم بعد از تکمیل تحقیقات برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
به گزارش شرق، اولین پرونده که 16 فروردین سال جاری تشکیل شد ماموران پلیس در آن روز باخبر شدند جوانی به نام سعید با ضربات چاقو زخمی شده و او را به بیمارستان منتقل کرده اند. زمانی که پلیس در محل حاضر شد دریافت این جوان جان خود را از دست داده است، بنابراین تحقیقات پلیسی آغاز شد.
یکی از شاهدان این درگیری به پلیس گفت چند روز قبل از حادثه پسری به نام شاهرخ با سعید اختلاف پیدا کرد، روز حادثه آنها با هم درگیر شدند و در نهایت شاهرخ چاقو را بیرون کشید و چند ضربه به سعید زد و باعث مرگش شد. این اطلاعات باعث شد شاهرخ تحت تعقیب قرار گیرد این جوان چند روز بعد بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. سعید در تحقیقات قبول کرد مرتکب قتل شده و گفت: مدتی قبل شوهر خواهرم به دلیل جرمی که مرتکب شده بود زندانی شد. حبس طولانی مدت او مشکلاتی را برای خواهرم به وجود آورد و باعث شد شرایط زندگی خواهرم سخت شود. سعی می کردم از او مراقبت کنم و مرتب خواهرم را کنترل می کردم تا اینکه چند روز پیش از حادثه متوجه شدم سعید مزاحم خواهرم می شود. به او گفتم این کار را نکند ما سراین موضوع باهم درگیر شدیم. سعید به خواهش من توجهی نکرد و ما باهم دعوا کردیم.
پسر جوان ادامه داد: شب حادثه وقتی به خانه برگشتم و با خواهرم صحبت کردم متوجه شدم سعید مدت هاست مزاحم او می شود و برای اینکه من ناراحت نشوم خواهرم چیزی نگفته است. تصمیم گرفتم کاری کنم که سعید دست از این کارش بردارد. به سراغ یکی از دوستانم رفتم و از او خواستم کمکم کند، قرار شد با هم مراقب سعید باشیم و اگر تصمیم گرفت دوباره مزاحمت ایجاد کند او را گوشمالی بدهیم. آن روز با دوستم بیرون رفتیم و منتظر شدیم. سعید که ما را دید به من حمله کرد و گفت تو نمی توانی جلوی من را بگیری. مساله ناموسی بود و من هم سرناموس باکسی شوخی نداشتم. با هم درگیر شدیم اول سعید به من حمله کرد مردم جمع شده بودند هم دوستان من و هم دوستان سعید آنجا بودند درگیری که شدید شد تصمیم گرفتم برای اینکه خودم را از این مهلکه نجات بدهم چاقویی را که همراه داشتم بیرون بکشم. تا جایی که یادم است یک ضربه بیشتر به او نزدم و بعد هم از ترس فرار کردم.
ماموران پلیس در شاخه دیگری از تحقیقات شاهدان را مورد بازجویی قرار دادند، آنها گفتند زمان قتل شاهرخ و سعید با هم درگیر شدند و شاهرخ ابتدا یک ضربه به او زد اما بعد ضربات دیگری به بدن سعید وارد کرد و باعث شد خون با شدت زیادی از بدنش جاری شود. همچنین خواهر شاهرخ مورد بازجویی قرار گرفت او گفت: سعید مزاحم من می شد و مدام متلک می گفت اما من از ترس اینکه برادرم متوجه شود و درگیری اتفاق بیفتد چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم آمد و در مورد اتفاقی که افتاده بود از من پرسید و متوجه شدم برادرم سعید را حین متلک گفتن به من دیده است.
با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم و با توجه به اینکه اولیای دم درخواست صدور حکم قصاص کرده بودند دادستان کرج کیفرخواست قتل عمد صادر کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. متهم 17ساله به زودی در این شعبه مورد محاکمه قرار می گیرد. در پرونده دیگر نوجوان 16ساله ای که در نزاع خیابانی مرتکب قتل عمدی شده به زودی مورد محاکمه قرار می گیرد. این پرونده نیز به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شده و مطابق اوراق آن حمید پسر نوجوان مرتکب قتل یکی از دوستانش شده است. حمید چند روز بعد از ارتکاب قتل دستگیر شد.
زمانی که پلیس دوستانش را به اتهام شرکت در نزاع دسته جمعی مورد بازجویی قرار داد، آنها اعتراف کردند نیما با ضربه چاقوی حمید کشته شده است. یکی از متهمان به ماموران گفت: همه باهم دعوا می کردیم و من اصلامتوجه نشدم چرا این درگیری اتفاق افتاد. فقط دیدم حمید با ضربه های چاقو نیما را زد.
وقتی حمید بازداشت شد از اولیای دم درخواست بخشش کرد و گفت: قبول دارم ضربات چاقو را من زدم اما واقعا در حالت عادی نبودم. آن روز متوجه شدم یکی از دوستانم با علی که دوست صمیمی من بود دعوا کرده و در بیمارستان است. این موضوع به من ربطی نداشت به همین دلیل هم وقتی علی را در خیابان دیدم از او در این باره سوالی نکردم و دعوتش کردم با هم به خانه من برویم و مشروب بخوریم. علی هم قبول کرد. بعد از اینکه مشروب خوردیم او بیرون رفت تا کمی خوراکی بخرد در همین حین دوستم که زخمی شده بود به اتفاق دوستان دیگرش که یکی از آنها نیما نام دارد مقابل خانه ما آمدند و خواستند علی را ببینند هرچه گفتم او نیست قبول نکردند و درگیری اتفاق افتاد و در این حین علی هم رسید. در این درگیری نیما به سمت من حمله کرد و من هم او را زدم. حالاهم خیلی از کارم پشیمان هستم و درخواست دارم اولیای دم من را ببخشند.
این پرونده هم بعد از تکمیل تحقیقات برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.