فوتبالیست محبوب بکام، زیدان است. «وقتی از بکام حرف می زنند همه به سانترها، پاس های بلند و ضربه های آزادش اشاره می کنند. اما به نظر من بزرگ ترین عاملی که بکام را بدل به یک فوتبالیست بزرگ کرده میل فوق العاده او به پیروزی است.
به نوشته اعتماد، هیچ کس را به اندازه بکام ندیدم که اینقدر برای پیروزی بجنگد.» این را زیدان گفت. بکام 10 می پوشید؛ کانتونا که رفت 7 جادویی شیاطین سرخ به بکام رسید و او وارث اریک شد که می گفت؛ «من برای یا مقابل هیچ تیمی بازی نمی کنم.
من برای شکست دادن شکست بازی می کنم.» زندگی ورزشی دیوید بکام پر است از بالا و پایین های وحشتناک. جام جهانی 98 را با جام جهانی 2002 مقایسه کنید تا فرق منفورترین و محبوب ترین را با تمام وجود دریابید.
حالا پس از یک دوره استراحت امریکایی کاپیتان تیم ملی انگلیس یک بار دیگر به فوتبال اروپا بازمی گردد تا خیلی ها که دلتنگش شده بودند شانس تماشای هنرنمایی او با توپ گرد را بازیابند. دید منفی البته خیلی زیاد است. می گویند او ستاره هالیوود است و صرفاً به خاطر مسائل تبلیغاتی به سن سیرو می آید. چرا؟ چون همسرش یک خواننده پاپ است؟ چون هوادار لیکرز است؟ چون خوش تیپ است؟
این عوامل چطور باعث می شود کل درخشش بکام در یک دهه گذشته را فراموش کنیم؟ بکام که می گوید دلش برای فوتبال تنگ شده است چرا باید شک کنیم؟ بازی کردن در میلان آن هم برای سه ماه چه سودی برای او دارد؟ چرا از تیم ملی خداحافظی نمی کند؟
چرا هنوز شهوت بازی کردن دارد و می خواهد به کاپلو ثابت کند هنوز در پست خودش بهترین است؟ همه این سوال ها را کنار هم بگذارید و به آنها فکر کنید و بعد حکم نهایی بدهید. دیوید رابرت جوزف بکام نامی است که هرگز نمی توان به سادگی از آن گذشت. چرا؟ حرف های زیدان را یک بار دیگر بخوانید. نمی شود به حرف فوتبالیستی چون زیدان درباره فوتبالیستی دیگر استناد کرد؟
به نوشته اعتماد، هیچ کس را به اندازه بکام ندیدم که اینقدر برای پیروزی بجنگد.» این را زیدان گفت. بکام 10 می پوشید؛ کانتونا که رفت 7 جادویی شیاطین سرخ به بکام رسید و او وارث اریک شد که می گفت؛ «من برای یا مقابل هیچ تیمی بازی نمی کنم.
من برای شکست دادن شکست بازی می کنم.» زندگی ورزشی دیوید بکام پر است از بالا و پایین های وحشتناک. جام جهانی 98 را با جام جهانی 2002 مقایسه کنید تا فرق منفورترین و محبوب ترین را با تمام وجود دریابید.
حالا پس از یک دوره استراحت امریکایی کاپیتان تیم ملی انگلیس یک بار دیگر به فوتبال اروپا بازمی گردد تا خیلی ها که دلتنگش شده بودند شانس تماشای هنرنمایی او با توپ گرد را بازیابند. دید منفی البته خیلی زیاد است. می گویند او ستاره هالیوود است و صرفاً به خاطر مسائل تبلیغاتی به سن سیرو می آید. چرا؟ چون همسرش یک خواننده پاپ است؟ چون هوادار لیکرز است؟ چون خوش تیپ است؟
این عوامل چطور باعث می شود کل درخشش بکام در یک دهه گذشته را فراموش کنیم؟ بکام که می گوید دلش برای فوتبال تنگ شده است چرا باید شک کنیم؟ بازی کردن در میلان آن هم برای سه ماه چه سودی برای او دارد؟ چرا از تیم ملی خداحافظی نمی کند؟
چرا هنوز شهوت بازی کردن دارد و می خواهد به کاپلو ثابت کند هنوز در پست خودش بهترین است؟ همه این سوال ها را کنار هم بگذارید و به آنها فکر کنید و بعد حکم نهایی بدهید. دیوید رابرت جوزف بکام نامی است که هرگز نمی توان به سادگی از آن گذشت. چرا؟ حرف های زیدان را یک بار دیگر بخوانید. نمی شود به حرف فوتبالیستی چون زیدان درباره فوتبالیستی دیگر استناد کرد؟