شوت نایت، تور دروازه آرسنال را لرزاند و شاید (البته فقط شاید) حداقل تلنگری به شیشه اقتدار Big Four وارد کرد. تماشای تیم محبوب ویلاپارک در جمع 4 تیم اول، اگرچه برای نسل جدید دوستداران فوتبال جزیره اتفاقی عجیب به نظر میرسد اما در نظر قدیمیترها آشنا و نمایانگر گذر زودهنگام جرقههاست.
به نوشته خراسان، ماجرا به اواخر دهه 90 بازمیگردد. تیم جان گرگوری فحاش به مدد سرمایهگذاریهای داگآلیس رئیس سالخورده و یادگار تیم قهرمان اروپا در سال 182 و ستاره گلزنی به نام جوچیم تا اواخر نیمفصل اول به تناوب صدر جدول را در اختیار داشت.
در ویلاپارک صحبت از لیگ قهرمانان بود چون هیچکس جرأت نداشت در حضور منچستریونایتد طلایی از امکان فتح جام بگوید. راضی شدن به متوسطها، امکان رقم زدن دستاوردهای بزرگتر را سلب کرد و درنهایت ویلا در تلاش برای دریافت جواز صعود به جام یوفا دیده شد. حالا چندین سال پس از ریشه دواندن سلولهای سرطانی در کالبد ضعیف داگآلیس، تیم اول بیرمنگام روزهای آزمون و خطا را پشت سر گذاشته و در جلد یک مدعی فرو رفته است.
تکنسینی احساساتی به نام مارتین اونیل در روزهای خوب جانگرگوری، لستر وامیلهسکی را بر بام جام اتحادیه نشاند و حالا وظیفه بزرگ دیگری دارد؛ رهنمون کردن آستونویلا به لیگ قهرمانان. اونیل یک بار با سلتیک تا فینال جام یوفا پیش رفت و اکنون نوبت بالا پریدنهای او در حساسترین مقاطع لیگ قهرمانان فرا رسیده است.
ورود یک سرمایهدار آمریکایی به نام «لرنر» هیولای سقوط مالی را کشت. هرچند لرنر مانند همقطارانش بیشتر نقش ناظر را دارد و باید به قوانین فوتبال جزیره احترام بگذارد اما با اصلاحات اقتصادی پنهان، ویلا را از یک باشگاه در آستانه ورشکستگی به تیمی با ثبات مالی تبدیل کرد. گام بعدی، نتیجهگیری در میدان بود؛ آنچه برای یک تیم متوسط تنها به لطف مربی کاردانی چون اونیل حاصل میشد. توانایی سرمربی سابقه لسترو سلتیک در بازی گرفتن از متوسطها، آگبنلاهور را ملیپوش کرد و بر ارزش بری افزود.
این ستارهها تیم منسجمی ساختهاند که شاید (البته فقط شاید) بتواند انحصار چهار بزرگ صدر جدول را بشکند. کسی نمیخواهد ویلا را در صدر جدول ببیند؛ حتی آن هوادارانی که گل زیبای پیتر ویت در فینال فصل 1982-1981 لیگ اروپا مقابل بایرن را تماشا کردهاند. هیچ دو آتشهای نیز دیگر تماشای ویلا در جام یوفا را تاب نیاورد و این دوگانگی توقعهای، الزامی برای صعود به لیگ قهرمانان به وجود آورده است.
داگ آلیس دورتر از دفتر دوستداشتنی خود در حاشیه بیرمنگام، درد سرطان را با لبخندهای هایدی ماری، سه فرزندش، نشان ویژه ملکه انگلیس و البته موفقیتهای گاه و بیگاه ویلای عزیز فراموش میکند. به هر حال همه میدانیم مارتین اونیل از سالهای قبل به هیچ درخواستی پاسخ منفی نداده اما این تقاضا (تداوم بالانشینی ویلا) واقعا فشاری طاقتفرسا را بر شانههای مارتین تحمیل میکند. ویلا بزرگ میماند؟ آلیس 84 ساله دوباره فرصت تماشای آستونویلای رویایی را به دست میآورد یا بازهم باید در انتظار درخشش زبان در کام بگیرند و صبر پیشه کنند؟
به نوشته خراسان، ماجرا به اواخر دهه 90 بازمیگردد. تیم جان گرگوری فحاش به مدد سرمایهگذاریهای داگآلیس رئیس سالخورده و یادگار تیم قهرمان اروپا در سال 182 و ستاره گلزنی به نام جوچیم تا اواخر نیمفصل اول به تناوب صدر جدول را در اختیار داشت.
در ویلاپارک صحبت از لیگ قهرمانان بود چون هیچکس جرأت نداشت در حضور منچستریونایتد طلایی از امکان فتح جام بگوید. راضی شدن به متوسطها، امکان رقم زدن دستاوردهای بزرگتر را سلب کرد و درنهایت ویلا در تلاش برای دریافت جواز صعود به جام یوفا دیده شد. حالا چندین سال پس از ریشه دواندن سلولهای سرطانی در کالبد ضعیف داگآلیس، تیم اول بیرمنگام روزهای آزمون و خطا را پشت سر گذاشته و در جلد یک مدعی فرو رفته است.
تکنسینی احساساتی به نام مارتین اونیل در روزهای خوب جانگرگوری، لستر وامیلهسکی را بر بام جام اتحادیه نشاند و حالا وظیفه بزرگ دیگری دارد؛ رهنمون کردن آستونویلا به لیگ قهرمانان. اونیل یک بار با سلتیک تا فینال جام یوفا پیش رفت و اکنون نوبت بالا پریدنهای او در حساسترین مقاطع لیگ قهرمانان فرا رسیده است.
ورود یک سرمایهدار آمریکایی به نام «لرنر» هیولای سقوط مالی را کشت. هرچند لرنر مانند همقطارانش بیشتر نقش ناظر را دارد و باید به قوانین فوتبال جزیره احترام بگذارد اما با اصلاحات اقتصادی پنهان، ویلا را از یک باشگاه در آستانه ورشکستگی به تیمی با ثبات مالی تبدیل کرد. گام بعدی، نتیجهگیری در میدان بود؛ آنچه برای یک تیم متوسط تنها به لطف مربی کاردانی چون اونیل حاصل میشد. توانایی سرمربی سابقه لسترو سلتیک در بازی گرفتن از متوسطها، آگبنلاهور را ملیپوش کرد و بر ارزش بری افزود.
این ستارهها تیم منسجمی ساختهاند که شاید (البته فقط شاید) بتواند انحصار چهار بزرگ صدر جدول را بشکند. کسی نمیخواهد ویلا را در صدر جدول ببیند؛ حتی آن هوادارانی که گل زیبای پیتر ویت در فینال فصل 1982-1981 لیگ اروپا مقابل بایرن را تماشا کردهاند. هیچ دو آتشهای نیز دیگر تماشای ویلا در جام یوفا را تاب نیاورد و این دوگانگی توقعهای، الزامی برای صعود به لیگ قهرمانان به وجود آورده است.
داگ آلیس دورتر از دفتر دوستداشتنی خود در حاشیه بیرمنگام، درد سرطان را با لبخندهای هایدی ماری، سه فرزندش، نشان ویژه ملکه انگلیس و البته موفقیتهای گاه و بیگاه ویلای عزیز فراموش میکند. به هر حال همه میدانیم مارتین اونیل از سالهای قبل به هیچ درخواستی پاسخ منفی نداده اما این تقاضا (تداوم بالانشینی ویلا) واقعا فشاری طاقتفرسا را بر شانههای مارتین تحمیل میکند. ویلا بزرگ میماند؟ آلیس 84 ساله دوباره فرصت تماشای آستونویلای رویایی را به دست میآورد یا بازهم باید در انتظار درخشش زبان در کام بگیرند و صبر پیشه کنند؟