مهدی طاهرخانی
متاسفانه فوتبال ایران همسان دیگر رشته‌های ورزشی ما سال پر باری را نداشت؟ حتی با دیده اغماض هم نمی‌توان به آن نمره قبولی داد اگرچه از منظر کنفدراسیون فوتبال آسیا، فدراسیون ما بهترین نمره را در بین رقبا صید کرد و اول شد اما «واقعیت موجود» بیانگر چیزهای دیگری است. چیزی که در یک «فلش بک» آنی به ذهن متبادر می‌شود تیم ملی فوتبالی است که یکی از آسان‌ترین صعودهای تاریخ به جام جهانی را ناباورانه برای خود آنقدر سخت کرد که حالا برای صعود به سرزمین سامبا محتاج کمی تا قسمتی معجزه‌ایم. دست کم کنترل اوضاع به‌سان قبل در دستمان نیست. فوتسال در سال 91 کارنامه درخشانی نداشت و تنها یک ناکامی بزرگ در جام جهانی را به ارمغان آورد.

 در رده‌های پایه ایضا و کسوت باشگاهی هم تقریبا مشابه همیشه بودیم؛دستانی خالی‌تر از همیشه. با این وجود هنوز فوتبال اصلی‌ترین دلمشغولی جوان ایرانی است و از این رو نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار این همه ناکامی عبور کرد. اگرچه وزارت ورزش با میدان دادن به مدیرانی مثل رویانیان نهایت تلاشش را کرد تا از نزدیک‌ترین راه ممکن به مقصد برسد اما همیشه آسان‌ترین راه، بهترین راه نیست. شاید تنها برندگان واقعی فوتبال را بتوان تماشاگرانش معرفی کرد. مالکان واقعی مستطیل سبز که با حضورشان در استادیوم‌های فوتبالی به آن تمایزی ویژه نسبت به دیگر ورزش‌ها می‌دهند.

 همان‌هایی که در گرمای سوزان تابستان 91 با حضوری آنچنانی به استقبال تماشای تمرینات و همچنین بازی‌های پرسپولیس آمدند و منتظر بودند بعد از چند فصل ناکامی سرانجام تیم محبوبشان با مدیریت عوام‌پسند رویانیان به ساحل آرامش برسد اما مطابق همیشه این پرسپولیس بود که در اواسط لیگ به سیل مشتاقانش فهماند؛خوشی‌ای در کار نیست. این تقریبا قصه پر غصه و همیشگی طرفداران سرخ است که بخش اعظمی از تماشاگران فوتبال را تشکیل می‌دهند. فوتبال ما در سال 91 چیز زیادی برای شاد کردن تماشاگرانش نداشت اما آنها کنارش باقی ماندند. این موضوع برای تراکتورسازی هم تقریبا به گونه‌ای دیگر تکرار شد. اگرچه آنها در سال 91 برای نخستین بار در طول تاریخ حیات شان نایب قهرمان لیگ برتر شدند اما در اوایل لیگ جاری که در چند برهه تیم اولیویرا دچار اوج و حضیض‌های مقطعی شد باز این طرفداران تبریزی بودند که نقش بهترین بازیکن تیم شان را ایفا کردند.وقتی به تیم ملی هم می‌رسیم داستان تقریبا به همین منوال است.شاگردان کی روش برابر کره جنوبی با کمک یک ورزشگاه پر از تماشاگر بود که پیروز شدند اما حالا فاصله ما با جام جهانی به واسطه دو باخت ناباورانه برابر لبنان و ازبکستان کمی دورتر از حد معمول است. فوتبال ما بیشترین دین را به تماشاگرانش دارد اما در قالب اوقات با نتایج نا امید کننده مدیون آنها باقی می‌ماند. آنها مالکان اصلی فوتبال‌اند و اگر قرار باشد سال بعد در چنین روزهایی با نگاه به گذشته مدیون آنها نباشیم شاید بهتر باشد نگاه مدیران مان به فوتبال تغییر کند. بازی با احساس توده با مصاحبه‌های آنچنانی دیگر کافی است.با بریز و بپاش و باقی گذاشتن بدهی میلیاردی هم نمی‌توان چشم‌انداز روشنی برای آینده متصور بود. تنها راه برون رفت از این مخمصه، سپردن فوتبال به دست مردانی است از این جنس.سال 91 سال خوبی برای فوتبال نبود چون «اتاق فکرش» فکر همه چیز بود جزعافیت فوتبال! 

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین