علی احمدی
هماکنون فعالان و کنشگران سیاسی کشور، عمدتاً در دو جریان سیاسی دستهبندی شدهاند:
1ـ جریان سیاسی اصولگرایان
2ـ جریان سیاسی اصلاحطلبان
هر دو جریان سیاسی دارای انسجام و وفاق لازم نیستند، بلکه هر دو دارای طیفی از گروهها و کنشگران سیاسی درون جناحی هستند.
هماکنون فعالان و کنشگران سیاسی کشور، عمدتاً در دو جریان سیاسی دستهبندی شدهاند:1ـ جریان سیاسی اصولگرایان
2ـ جریان سیاسی اصلاحطلبان
هر دو جریان سیاسی دارای انسجام و وفاق لازم نیستند، بلکه هر دو دارای طیفی از گروهها و کنشگران سیاسی درون جناحی هستند.
الف) جریان سیاسی اصلاحطلبی، در چهار گروه دستهبندی میشوند.
1ـ حزب اعتماد ملی: دبیر کل، آقای کروبی را به عنوان نامزد برای انتخابات دوره دهم حمایت میکند.
2ـ حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از نامزدی آقای سید محمد خاتمی حمایت میکنند.
3ـ حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتدال و توسعه هرچند از حیث مشرب سیاسی نزدیک به هم هستند، ولی میان آنها اتفاق نظر وجود ندارد. کارگزاران سازندگی متمایل به اعتماد ملی و نامزدی آقای کروبی شدهاند و حزب اعتدال و توسعه، حسن روحانی را برای نامزدی خود برگزیدهاند.
4ـ نهضت آزادی و دیگر گروههای وابسته، هرچند وزنی در معادلات سیاسی جامعه ندارند و اصلاحطلبان نیز آنها را جزو گروههای اصلی خود نمیدانند، رایزنیهایی برای حمایت آنها از رفتارهای سیاسی خود دارند و آنها نیز مرام و دیدگاه اصلاحطلبان را به مردم و دیدگاه خود نزدیکتر میدانند و برای همین، همراه و همپیمان نانوشته گروه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی هستند.
ب) جریان اصولگرایان نیز از حیث نبود انسجام، وضعیتی بهتر از اصلاحطلبان ندارند. این جریان نیز در سه طیف قابل دستهبندی هستند.
1ـ رایحه خوش خدمت و دولت که کاندیدای آنها مشخص و جناب آقای احمدی نژاد ریاستجمهوری کنونی است.
2 ـ حزب ایثارگران انقلاب اسلامی و اصولگرایان تحولخواه و رهپویان انقلاب، انتقاداتی تند نسبت به دولت داشته و دارند و هماکنون فاصلهای را بین خود و دولت حفظ نمودهاند. جناب آقای احمد توکلی و حداد عادل در این مجموعه هستند.
3 ـ لاریجانی، قالیباف و محسن رضایی، یک جریان سیاسی درون جریان اصولگرایی را سامان دادهاند، هرچند لاریجانی اعلام کرده است که در انتخابات آینده نامزد نخواهد بود، هم قالیباف و هم محسن رضایی تلاشهای را در این زمینه دارند.
در این میان، حزب مؤتلفه اسلامی و تشکلهای همسو هر چند انتقاداتی نسبت به دولت دارند، ولی نسبت به دو طیف دیگر اصولگرایان رابطه نزدیکتری را با دولت و رایحه خوش خدمت دارند.
سناریوهای احتمالی:
1ـ قطعاً حضور یافتن یا نیافتن سید محمد خاتمی در آرایش و سناریوهای انتخاباتی پیشرو، نقش تعیین کنندهای دارد، برای همین، در صورت حضور نیافتن سید محمد خاتمی در رقابتهای انتخاباتی دو احتمال هست.
الف) همراه با عدم حضور خاتمی احمدینژاد هم در رقابتهای انتخاباتی شرکت نکند. تحقق این وضعیت بیش از آنکه به علاقه و تعاملات گروهها و جریانهای سیاسی بستگی داشته باشد، به اراده مقامات بالای حکومتی بستگی دارد. اخبار و شایعاتی مبنی بر وجود چنین وضعیتی دیده میشود، ولی بسیار بعید به نظر میرسد. در صورت تحقق چنین وضعیتی، شرایط انتخابات دوره دهم مشابه رقابتهای انتخاباتی دوره نهم خواهد بود؛ یعنی شرایط چند گزینهای متکثر. در این صورت، بیشترین شانس موفقیت در جریان اصولگرایان با طیف رضایی، لاریجانی و قالیباف با محوریت واحد خواهد بود.
ب) وضعیت دیگر، حضور نیافتن خاتمی و حضور احمدینژاد در رقابتهای انتخاباتی است. در این صورت، رقابت بیشتر در درون اردوگاه اصولگرایان خواهد بود، چرا که هماکنون چنین وانمود میشود که حدود دو سوم اصولگرایان با احمدینژاد فاصله گرفتهاند. برای همین، قطببندیهای درون اصولگرایی برای آینده انتخابات تعین کننده خواهد بود. در این صورت، طیف لاریجانی، قالیباف و محسن رضایی در صورت توافق برای کاندیدایی واحد به احتمال زیاد قالیباف از شانس بالایی برخوردار خواهد بود.
2ـ در صورتی که هم سیدمحمد خاتمی و هم احمدینژاد در انتخابات حضور یابند، در این حالت نیز دو گزینه محتمل است.
نخست: ایجاد فضای دوقطبی در رقابتهای انتخاباتی بدین معنی که اصلاحطلبان با حذف کاندیداهای خود همه روی آقای خاتمی توافق نمایند، چرا که در این صورت، اطرافیان آقای کروبی با سست شدن پایگاه اجتماعی آنان از همراهی و حمایت کروبی باز خواهند ماند؛ هرچند او بر حضورش در انتخابات تأکید نماید. در نتیجه چارهای جز کنار رفتن و یا بسنده کردن به حداقل رأی قومی ندارد. دیگر اصلاحطلبان نیز خواسته و یا ناخواسته کنار خواهند رفت. در این میان، بخشی از پایگاه اجتماعی آقای قالیباف نیز از دست خواهد رفت، برای همین، در اردوگاه اصولگرایان نیز وضعیت مشابهی پیش خواهد آمد.
اصولگرایان در رفتارهای انتخاباتی خود همواره دو اصل برجسته را مد نظر دارند؛ یکی همگرایی و تعصب جناحی و دوم نوع نگاه و رویکرد رهبری. این وضعیت سبب خواهد شد که برخی اصولگرایان سنتی و حتی اصولگرایان تحولخواه و طیف همراه با لاریجانی، محسنرضایی و قالیباف نیز بهرغم انتقادهای خود به دولت به دور هم جمع شوند، چرا که در رقابت بین دو جریان سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا، اصولگرایان را ترجیح میدهند و همراهی میکنند و هیچ کدام از طیفهای سیاسی درون جریان اصولگرا نسبت به شکست اصولگرایان رضایت نخواهد داد. اینکه نتیجه انتخابات چه خواهد شد؛ خود بخث دیگری است.
دوم: اینکه برخی بر این باورند با حضور خاتمی و احمدینژاد در رقابتهای انتخاباتی، انتخابات سه گزینهای و یا سهقطبی خواهد شد و یک قطب آن را آقای کروبی و حزب اعتماد ملی برمیشمارند، اما من گمان میکنم این تحلیل اشتباه یا دستکم عامل دلگرمی آقای کروبی است. تنها در یک صورت احتمالی سه قطبی شدن انتخابات تقویت میشود و آن هم زمانی که در ائتلاف لاریجانی، قالیباف و محسن رضایی، لاریجانی اعلام کرده است در رقابتهای انتخاباتی شرکت نخواهد کرد و در صورت کنار کشیدن قالیباف، از بعد سیاسی راه تنفس محسن رضایی در فضای انتخاباتی بازتر خواهد شد، اما اینکه چقدر از پایگاههای رأی قالیباف به حمایت محسن رضایی بیایند، بستگی به میزان فعالیت تیم قالیباف دارد و دیگر آن که با فشار اصلاحطلبان بر کروبی و کنار رفتن ایشان، فضای تنفس قومی برای محسن رضایی بازتر خواهد شد؛ بنابراین، ترکیب این دو عامل، انگیزه و امیداوری ایجاد میکند تا ایشان در انتخابات حضور یابند؛ فارغ از اینکه وزن سه قطب انتخابات برابر باشد.
فراموش نکنیم اگر به آرایش آرای انتخاباتی مرحله نخست دوره گذشته انتخابات بنگریم، رگهها و پایگاههای قومی آرا از هر حیث برجسته است. بیشتر آرای کروبی در امتداد زاگرس، بیشتر آرای هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد در مرکزیت کشور، بیشتر آرای لاریجانی در مازندران، بیشتر آرای قالیباف در خراسان، بیشتر آرای مهرعلیزاده در آذربایجان. تنها معین بود که از آرای پراکنده برخوردار بود، برای همین، نمیتوان پایگاه قومی را در انتخابات آینده دست کم گرفت. به این ترتیب، به نظر میرسد تنها با تقویت این ابعاد، فضای انتخاباتی آینده سه گزینهای خواهد بود.