غلامحسین شعبانی
گاهی اوقات، می‌مانی که چه بنویسی. مگر قلم چقدر ظرفیت دارد؟ اصلاً درک خودت چقدر است؟ راست می‌گفت مرحوم دکتر شریعتی که تاریخ ما را بزرگ‌بین کرده است. این یعنی آنکه فقط اخبار بزرگان را پیگیری می‌کنیم.  این بزرگی حتماً به معنی بزرگی شخصیت و رفتار نیست که گاه به معنی مطرح بودن است. در این میان غفلت می‌کنیم از بزرگان گمنامی می شود که واقعاً بزرگ هستند اما چون در چشم نیستند عظمت آنها دیده نمی‌شود. به تاریخ در تمام عرصه‌ها نگاه کنید همیشه صحبت از فرماندهان و امیران و رهبران است و اگر نگوئیم هیچ باید بگوئیم بسیار اندک یادی از سربازان گمنامی می‌شود که ایثارگریهای بزرگی داشته‌اند. حالا بر فرض کسی هم بخواهد درباره آنها بنویسد آنقدر اطلاعات کم است که چنانکه گفتم کار را دشوار می‌کند. در ورزش نیز چنین است. همیشه می‌گوئیم که هواداران سرمایه اصلی ورزش هستند اما چقدر از آنها می‌نویسیم؟

 قتی تیمی قهرمان می‌شود همه به سراغ مربیان می‌روند و این افتخار را از آنها می‌دانند اما هیچ کس یادی از کسانی که خون دل خورده‌اند تا این تیم این مقام را کسب کند، نمی‌کند. بروید ببینید در تاریخ ثبت شده قهرمانی تیم‌ها آیا هیچ ذکری از هواداری که در سرما و گرما به ورزشگاه آمده تا تیم خود را تشویق کند و سرانجام یا آسیب دیده و یا دچار حمله قلبی شده، به میان آمده و یادی از او شده است؟ بطور قطع خیر. راستی گمان می‌کنید آنها نقش کمی در ورزش و قهرمانی دارند؟ اگر نقش آنها اندک است پس چرا میزبانی در مسابقات تا این اندازه مهم است؟ چرا گل در خانه حریف ارزشی دو برابر دارد؟
این مقدمه سخن من است در خصوص پهلوانی. راستی پهلوان کیست و ما چه کاری را پهلوانانه می‌نامیم؟ آیا پهلوان را باید فقط در میان افراد مطرح جستجو کرد و حرکت جوانمردانه و پهلوانانه فقط مختص ورزشکاران و آن هم نام‌آوران آنان است؟ 

ما همیشه از قهرمانی و پهلوانی گفته‌ایم و اینکه ورزشکاران باید با داشتن خصلت پهلوانی الگوی جوانان باشند و چنان غرق در این باور شده‌ایم که از دیدن پهلوانان سایر عرصه‌ها غفلت کرده‌ایم. آری ما داریم پهلوانانی که هزاران ورزشکار ما باید نزد آنها دو زانو بنشینند و درس بیاموزند، ولی چه کنیم که آنقدر چوب حراج به این واژه زده‌ایم و هر غوره نشده مویزی را به این لقب مفتخر کرده‌ایم که خودمان هم معنی واقعی این واژه را گم کرده‌ایم.

در آستانه سوم خرداد، روز آزادی خرمشهر هستیم. هم‌نسلان من می‌دانند که چه روزهایی داشتیم و چه بر این کشور می‌گذشت و چه جوانهایی با پشت پا زدن به دنیا، پهلوانی واقعی را پیشه خود کردند تا دست اجنبی را از این ملک خدایی کوتاه کنند. شور و حال عجیبی بود که در وصف نمی‌آید و فقط باید کسی آن را از نزدیک دیده باشد تا به حقیقت آن پی ببرد. از این پهلوانان زیاد گفته و شنیده‌ایم اما هیچگاه حق آنها را ادا نکرده‌ایم. این ایثارگری‌ها هم چون واژه پهلوان آنقدر تکرارهای شعاری شد که غبار بر چهره واقعی آن نشاند. از آن فداکاری‌ها زیاد گفتیم، اما گفته‌های ما نه تنها پرده‌ای را کنار نزد که خود تیرگی بیشتری افزود. حالا دریغ بر ما مانده است که چرا از بیان آن همه خوبی و تجلی الهی ناتوانیم و فقط می‌توانیم بگوئیم کاشکی هستی زبانی داشت تا خود پرده از این همه خلوص و فنا فی ا... برمی داشت.

ممکن است بگوئید که آن روزها حال و هوای خاص خود را داشت و امروز که جنگ نیست تا آن حماسه‌ها جامه عمل به خود بپوشد می‌گویم درست، اما هر زمانی شرایط خاص خود را دارد و پهلوانی خود را طلب می‌کند. قرار نیست که همیشه میدان کشتی باشد تا بتوان پوریای ولی شد. قرار نیست همیشه جنگ باشد تا بتوان ایثارگری کرد و شهید شد. سخن این است که در دل همین جامعه‌ای که همه ما از نامردی و فراموش شدن ارزش‌ها و انسانیت در آن گله‌مند هستیم هم می‌توان پهلوان بود، ایثار و فداکاری کرد و شهید شد. اما دیدن اینها چشم‌بازمی خواهد و همت بلند.

حتماً خبر را خوانده‌اید، امید عباسی آتش‌نشان فداکار برای نجات جان کودکی، خود را به خطر انداخت و بخاطر او از جان گذشت و شهید راه انجام وظیفه شد. در روزگار ناامیدی ما از ارزشهای انسانی «امید عباسی» بار دیگر بانگ بلندی برداشت که نه، این بیشه هنوز از شیرمردان تهی نیست. امید عباسی به ما امید دیگری داد که «اگر برتو ببندد همه راهها و گذرها ـ در دیگر بگشاید که کس آن راه نداند» امید عباسی پهلوان بالقوه‌ای بود که یک شبه به فعلیت رسید. طبق عهدی که داشت اعضای بدن او نیز به چند نیازمند بخشیده شد تا باز هم حیاتی دیگر را رقم بزند. زندگی پربرکت یعنی این. پهلوانی یعنی این. قهرمانی یعنی این. الگو یعنی این. و هزاران یعنی دیگر.
امید عباسی نه قرارداد میلیاردی داشت و نه از کیسه بیت‌المال به او بخشیده بودند. امید عباسی نه اهل ناز بود نه اهل قهر. امید عباسی بدون هیچ منتی بر سر عهدی که بسته بود، استوار ایستاد تا به مدعیان بگوید که میدان عمل مرد کار می خواهد چرا او نه تنها الگوی جوانان ما که الگوی ورزشکاران و قهرمانان ما نباشد؟

 گر او چه چیزی از یک پهلوان کم داشت او از تبار ورزشی‌ها نبود اما قبول کنیم که ما ورزشی‌ها باید در راه مرام و مسلک او ایثار و فداکاری و پهلوانی را آموزش ببینیم. انتظار داشتم مسئولان ورزش ما که متولی قهرمانان و پهلوانان هستند ایثار این مرد بزرگ را بستایند اما چنین نشد. انتظار داشتم باشگاههای مثلاً فرهنگی ورزشی ما پیامی برای این رشادت و جوانمردی بفرستند اما چنین نکردند. انتظار داشتم جامعه ورزشی ما پیشقراول تجلیل و تحسین این حرکت سترگ باشند اما نشد. نمی‌دانم امید عباسی و خانواده او چند بار دست به دعا برداشته‌اند تا قهرمانان ما، در میادین موفق شوند و شادی و افتخار را برای مردم به ارمغان بیاورند اما این را می‌دانم که در جامعه پول، پست و مقام و شهرت زده ورزش ما هیچ کس یادی از او نکرد، کار امید عباسی می‌تواند نمونه یک حرکت پهلوانانه باشد پس چرا اهالی ورزش به احترام او از جا بلند نشوند و از این همه تریبونی که در اختیار دارند خاطر این ایثارگر را زنده نگه ندارند.

خودخواهی و خودبینی تا چقدر؟ تا کی می‌خواهیم گمان کنیم که فقط ما هستیم که قطب عالم امکانیم و باید همه مقابل ما به احترام بایستند. آیا کار امید عباسی و درسی که داد به اندازه برخی پیروزیهای ساده که مسئولان، مسابقه ارسال تبریک برای آن می‌گذارند ارزش نداشت تا پیامی بفرستند؟ عذر تقصیر بیاوریم و یک نفر یا نهاد  از طرف جامعه ورزش مسئولیت قبول کند تا به نحوی شایسته از خانواده این معلم  درگذشته قدردانی بکند.

درست است که او از دیار ورزشی‌ها نبود، و چه خوب که نبود که اگر بود فضای ورزش، او را هم از جنس ما می‌کرد، اما بیائید نشان دهیم که برای ما کار خوب همیشه خوب است و مهم نیست که چه کسی آن را انجام می‌دهد. او پهلوانی بود از تباری دیگر و ما اگر می‌خواهیم هم چنان امیدوار باقی بمانیم که ریشه درخت مروت و جوانمردی هنوز در آب است و می‌تواند دوباره شاخ و بر بگسترد باید راه امید عباسی را زنده نگه داریم. به نوبه خود فقدان این مرد را به خانواده او تسلیت می‌گویم و نیز به آنها بخاطر داشتن چنین فرزند، همسر و پدری تبریک می‌گویم. خداوند او را با اولیای خود محشور دارد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین